کد خبر: 4027648
تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۸
نگاهی به فیلم آتابای

 تلفیق شاعرانه تصویر و  کلمه در فیلمی بومی

فیلم آتابای، ساخته نیکی کریمی، که اغلب دیالوگ‌های آن به زبان ترکی است و فضایی بومی و ایرانی دارد در سینماهای کشور در حال اکران است.

 تلفیق شاعرانه تصویر و  کلمه در فیلمی بومیفیلم آتابای ساخته نیکی کریمی، که در جشنواره فجر سی و هشتم اکران شده بود، در پاییز و زمستان امسال به نمایش عمومی درآمد. این فیلم درام عاشقانه‌ای است با طرحی از خانم کریمی و نویسندگی هادی حجازی‌فر. بازیگران آتابای اغلب به ترکی دیالوگ می‌گویند به جز خانواده‌ای که از شیراز آمده‌اند. خلاف برخی آثار بومی فقط به وسیله لهجه اقلیم را معرفی نکرده و ازهمه ظرفیت‌های زبان بهره برده است.

این فیلم سراسر شاعرانگی است در مدیای تصویر. لحن شاداب و ریتم متعادل، نه تند و نه کند، بیننده را به دیدن ادامه آن ترغیب می‌کند. رفته‌رفته که داستان پیش می‌رود بیننده فراموش می‌کند دارد یک فیلم زبان ترکی با زیرنویس می‌بیند؛ جذب تصویر و کشف روابط می‌شود گویی در حال تماشای یک فیلم ایتالیایی است. با همان سبک، همان کادرها و اصلاح رنگ. حتی بازیگر جوان فیلم در نقش «آیدین» شبیه پسرک‌های ایتالیایی فیلم‌های تورناتوره است و نیز صحنه‌های باغ، رفت و آمد دخترکان در کوچه باغ‌ها و میان درختان میوه.

از عناصر دراماتیک این فیلم می‌توان به داستان جذاب و شخصیت‌پردازی مناسب اشاره کرد. روایت از خوابی شروع می‌شود که از آینده خبری می‌دهد و با همان خواب به پایان می‌رسد. تکرار آیینه در صحنه‌های تنهایی و واگویه کاظم با خود انگار اشاره‌ای دارد به نظریه آیینه در تئوری لکان، روانشناس مشهور. کاظم مثل کودکی که برای بار اول توی آینه خود را می‌شناسد قرار است به درک جدیدی از فردیت خود برسد.

معرفی اشخاص و ارتباط آنها با یکدیگر کمی با پیچیدگی همراه است و به قول معروف هلو برو توی گلو نیست که گاه کشف این رابطه‌ها منجر به گره‌گشایی می‌شود. به گمان من با وجود پراکنده‌گویی و داستان‌های موازی، با کمی اغماض می‌توان گفت داستان اصلی به درستی به سرانجام رسیده است. اطلاعات به اندازه و به جای خود عرضه شده. داستان اما چند نقص دارد که اگر این نقص‌ها برطرف می‌شد فیلمنامه قوی‌تری داشت. اگر نحوه مواجهه دختر(سیما) نسبت به اطمینان از علاقه کاظم کلیشه‌ای نبود، اگر متقاعد کردن پدرش برای رفتن و پس دادن باغ ظرف چند ساعت اتفاق نمی‌افتاد... و آدم سرطانی بعد از درمان دچار حمله و بدحالی عجیب نمی‌شد، دیگر نمی‌شد ایراد عمده‌ای به اثر وارد کرد. در کل، داستان‌های فرعی همزمان طوری در هم تنیده و پایان را رقم می‌زنند که قابل دفاع است.؛ اگرچه پایان باز باشد یا حتی نه چندان شیرین به مذاق عامه مخاطبان.

قهرمان داستان، آتابای یا کاظم که حجازی‌فر ایفاگر آن است، مردی ا‌ست پهلوان‌منش، پهلوانی نه شبیه آن‌ها که دیده‌ایم، بلکه از آنگونه که باید چشم باز کرد و دید که در اطرافمان زیاد هست ولی اعمال و رفتار اغراق‌آمیز ندارند. بازی، دیالوگ و شخصیت‌پردازی کاظم، درست و به قاعده است؛ بازی جواد عزتی نیز مثل همیشه دقیق و منحصربه‌فرد. فقط لهجه ترکی او با بقیه بسیار تفاوت دارد که اگر تصحیح می‌شد فضا را یکدست‌تر می‌کرد. وقتی عزتی حرف می‌زند گویا یک ترک از شهر، یا فردی غیرترک به میان اهالی خوی رفته و با آنها نسبتی پیدا کرده است. اگرچه با وجود همین ضعف اندک، وی نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در جشنواره فجر سال ۹۸ شد.

فارغ از اینکه یک ترک‌زبان هستید یا خیر به دیدن این فیلم بروید و اگر زبان ترکی را متوجه نمی‌شوید فقط یکی از جذابیت‌های آتابای را از دست می‌دهید. بسیار از فارسی‌زبانان را دیده‌ام که از تماشای فیلم لذت برده و به دیگران توصیه کرده‌اند. موسیقی خوب حسین علیزاده، اقلیم زیبای خوی و نماهای باز و ابدی فیلم در کنار بازی‌های بازیگران نقش فرعی همچون آتش تقی‌پور، دانیال نوروش(آیدین) و زن میانسالی که عاشق کاظم بود، ولی نامش در ویکی‌پدیای فیلم نیامده، همه از محاسن فیلم هستند.

به قلم سمیه جمالی
انتهای پیام
captcha