فتاحی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معتقد است که اگر تاریخنگاری را در سه بُعد روایی، تحلیلی و فلسفه تاریخ در نظر بگیریم، در تاریخنگاری روایی انقلاب اسلامی بسیار قوی و گسترده عمل کردهایم، اما در تاریخنگاری تحلیلی انقلاب هنوز ضعف داریم. 
قاسم فتاحی نافچی متولد ۱۳۴۵ و دانشآموخته مقطع دکتری تاریخ اسلام است که تاکنون چندین عنوان کتاب در حوزه تاریخ و فرهنگ تألیف و به چاپ رسانده که «چهارمحال و بختیاری در عصر زندیه»، «چهارمحال و بختیاری در عهد افشاریه»، «استانشناسی چهارمحال و بختیاری»، «با حسین(ع) از مدینه تا کربلا»، «انقلاب اسلامی به روایت زنان چهارمحال و بختیاری» و کتاب ۲ جلدی «تاریخ انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری» از این جمله کتابها است. وی همچنین تاکنون موفق به انتشار ۴۲ مقاله شده است و ۳۸ سخنرانی، پنج طرح پژوهشی و کسب ۹ جایزه ادبی را نیز در کارنامه علمی خود دارد.
پژوهشگر برتر چهارمحال و بختیاری، معلم نمونه کشوری، عضویت در انجمن ایرانشناسی کشور و رئیس گروه محتوای آموزشی کتابهای آموزشوپرورش از دیگر افتخارات علمی قاسم فتاحی نافچی به شمار میرود. ایامالله دهه فجر بهانهای شد تا ایکنای چهارمحالوبختیاری در گفتوگویی تفصیلی با این نویسنده و پژوهشگر تاریخ در استان، تاریخنگاری انقلاب اسلامی و برخی محدودیتها و نقاط ضعف آنرا بررسی و نیز برخی برشهای تاریخی از سیر مبارزات انقلابیون چهارمحالوبختیاری را مرور کند.
ایکنا ـ در ابتدا اهمیت متن و مؤلف در تاریخنگاری را تبیین کنید.
در پاسخ به این پرسش، به عنوان مقدمه باید بگویم که مقصود از تاریخ، علم و روشهای علمی است که به وسیله آن رویدادهای گذشته بر اساس شواهد و مدارک توسط تاریخنگار مطالعه، بررسی و تحلیل میشوند. همچنین علم تاریخ به مطالعه جنبههای مختلف زندگی انسانها و جوامع در گذشته میپردازد و افکار و اعمال پیشینیان را بررسی و تحلیل میکند. بنابراین تاریخ یک رشته کاملاً علمی و تخصصی است و افرادی که میخواهند در زمینه تاریخ تحقیق و پژوهش کنند حتماً باید دارای مهارتها و توانمندیهای خاصی بوده و علاوه بر مطالعات فراوان، آموزشهای تخصصی دیده باشند تا قادر باشند با استفاده از منابع پژوهش شامل منابع نوشتاری و غیرنوشتاری و جستوجوی نقادانه با تکیه بر شواهد و مدارک و نیز با طی مراحلی خاص یک پژوهش تاریخی را انجام دهند.
پرسش شما بیشتر ناظر بر روش پژوهش در تاریخ است و باید گفت که یک تاریخنگار وقتی با گزارش تاریخی روبرو میشود، باید ابتدا آنرا اعتبارسنجی یا نقد کند. نقدِ یک خبر تاریخی در واقع همان بررسی اصالت و اعتبار خبر است که در دو مرحله انجام میشود، نخست سنجش اعتبار و نقد روایتکننده خبر و کشف علایق و انگیزههای راوی با ملاکهای مختلف که در اینجا جای بحث آن نیست و دوم، سنجش اعتبار و نقد و بررسی گزارشها و منابع تاریخی یا همان نقد متن که از راههایی چون مطابقت یا عدم مطابقت یک گزارش تاریخی با عقل، مقایسه و تطبیق آن گزارش تاریخی با سایر منابع پژوهش انجام میشود. اینجاست که اهمیت متن تاریخی و میزان تخصص و توانمندی مؤلف در تاریخنگاری آشکار میشود.
ایکناـ شاخصههای اصلی تاریخنگاری انقلاب اسلامی چیست و آیا با تاریخنگاری پیش از انقلاب تفاوت دارد؟
با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ایران دگرگونیهای گستردهای را در حوزههای سیاسی و اجتماعی ایران به همراه داشته بدیهی است که تاریخنگاری نیز از این دگرگونیها بینصیب نمانده است. تاریخنگاری امری مهم، پیچیده و حاصل تعامل آگاهانه ذهن مورخ با واقعه تاریخی است و در هر عصری برخاسته از اندیشهها و گفتمانهای نسل معاصر خود است که در پرتو آن دورههای تاریخنگاری متفاوتی شکل گرفتهاند، چنان که شاید نتوان پذیرفت تاریخنگاری انقلاب اسلامی در سبک، روش و نگرش، ادامه تاریخنگاری دوره قبل از انقلاب باشد. آنچه در تاریخنگاری اهمیت دارد، شناخت روند رخداد تاریخی، نگرش و تفکر مورخ پیرامون آن است، به همین دلیل مورخان در تاریخنگاری انقلاب اسلامی و تحلیل رخدادها ضروری است بر مقدمات و بایستههایی در این امر توجه نمایند تا زمینههای شکلگیری تاریخنگاری جامع و مستندی را فراهم سازند.
با توجه به کتابهای تاریخی که تاکنون در حوزه انقلاب اسلامی نوشته شده است، پژوهشگران معمولاً چند دستهبندی را از جریانات تاریخنگاری انقلاب مطرح میکنند: جریان اول که بیشتر در سالهای آغازین انقلاب معمول بود و تحلیل یا تفسیر ایدئولوژیک از تاریخ انقلاب اسلامی است، بدین معنی که این جریان انقلاب اسلامی را تداوم راه انبیای الهی و تاریخ انقلاب را جلوهای از تضاد حق و باطل میدانست. جریان دوم قائل به نقش «قهرمان در تاریخ» بودند و هستند بدین معنی که امام خمینی(ره) را محور تاریخنگاری و تاریخسازی میدانند که این دو جریان عمدتاً وابسته و متعهد به نظام بودند. جریانهایی که در سالهای بعد، یعنی از دهه دوم به بعد ظهور کرد، عمدتاً دارای این ویژگیها بودند.
جریان سوم، انقلاب اسلامی را جلوه تعارض میان سنت و تجدد میدانستند و دوران حاضر را دوران گذر به سمت تجدد تلقی میکردند و معتقد بودند که این سیر اجتنابناپذیر است و به دلیل ریشههای عمیقی که سنت در تاریخ ما دارد، رسیدن به تجدد به یک مرحله گذار نیاز دارد. جریان چهارم، انقلاب اسلامی را حرکتی مستمر از آرمانخواهی اسلامی اولیه به واقعنگری و ترجیح منافع ملی به بر آرمانهای ایدئولوژیک تعبیر میکند. جریان پنجم همان تفسیر رایج مارکسیستی از پدیده انقلاب است. جریان ششم انقلاب اسلامی را آمیزهای از ایدئولوژی، سنت و تجدد میداند که به استقرار و تثبیت نظام مردمسالاری دینی انجامیده است.
بنابراین تاریخنگاری انقلاب اسلامی در مجموع متأثر از سه جریان عمده شامل جریانهای ایدئولوژیک، سنت و تجدد است که در هر دوره یکی از این تاریخنگاریها یا تلقیها از تاریخنگاری را داشتهایم. علاوه بر موارد فوق، میتوان نوعی تاریخنگاری درباری را هم ذکر کرد که خاص سلطنتطلبان خارج از کشور است و جریان رایج و غالبی نیست، ولی بهرحال پیروان آن صاحبان آثار هستند و فعالیت دارند.
اگر تاریخنگاری را در سه بُعد روایی، تحلیلی و فلسفه تاریخ در نظر بگیریم، در تاریخنگاری روایی بسیار قوی و گسترده عمل کردهایم، هرچند میتوان به آن انتقاداتی وارد کرد و در تاریخنگاری اسنادی هم رشد خوبی داشتهایم، اما در تاریخنگاری تحلیلی هنوز ضعف داریم.
در یک تقسیمبندی دیگر تاریخنویسان انقلاب اسلامی در پنج گروه دستهبندی میشوند که اول شامل موافقان حکومت پهلوی اعم از پهلویها، درباریان، آمریکاییها، تجارینویسان و غیره و دوم، مخالفان حکومت پهلوی اعم از اسلامگرایان، مارکسیستها و ملیگرایان است، تاریخنگاران دانشگاهی در داخل و خارج از ایران، نویسندگان حامی انقلاب اسلامی در خارج از کشور و روشنفکران نیز از دیگر گروههای این دستهبندی هستند. آثاری که با موضوع تاریخ انقلاب اسلامی نگاشته شده به ندرت دارای شاخصههای تاریخنگاری علمی و مستند بر اساس شواهد و منابع و مدارک هستند.
ایکناـ نقاط ضعف، محدودیتها و آسیبهای تاریخنگاری انقلاب اسلامی را توضیح دهید.
در این خصوص میتوان به طیف وسیع و گستردهای از موانع و محدودیتها گرفته تا نقاط ضعف و آسیبهای تاریخ نگاری انقلاب اسلامی اشاره کرد که به اختصار مواردی را مطرح میکنم، عدم توجه به ماهیت و چیستی انقلاب ایران، فقدان هدفمندی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی، نداشتن تخصص و آشنایی با شیوههای علمی تاریخنویسی در مورد برخی تاریخنگاران حوزه انقلاب اسلامی، دخالت نظرات شخصی و تعصبات جناحی و گروهی و قومی و غیره در تاریخنگاری انقلاب اسلامی، سوگیری و جهتگیری و نیز پیشداوری در دفاع یا تخریب و دشمنی با انقلاب در میان برخی از تاریخنگاران حوزه انقلاب اسلامی، عدم بهرهگیری از تحقیق میدانی و تاریخ شفاهی در تاریخنگاری انقلاب اسلامی و یا ناتوانی در به حداقل رساندن آفات و آسیبهای تاریخ شفاهی، تاریخنگاری ایدئولوژیک و بیتوجهی یا نا آگاهی از تاریخنگاری علمی از جمله این موارد است.
همچنین عدم توجه به مطالعات میانرشتهای و اتخاذ نگاه تکبعدی، کمبود منابع و مأخذ کافی در مورد برخی حوادث انقلاب اسلامی، عدم هماهنگی میان مراکز نگهداری اسناد و مؤسسات پژوهشی و دشواری دسترسی به اسناد و مدارک، تقابلهای تاریخنگارانه و غفلت از گفتمانهای روز، محدودیتهای مربوط به دسترسی به اسناد و سوابق، شواهد، دادهها، گزارشات و مواد خام پژوهش، فقدان منابع پژوهشی و بررسیهای روشمند و علمی در این خصوص، نبود آرشیو معتبری از اسناد، مدارک و شواهد تاریخی و اجتماعی، محدودیت در دستیابی به افراد فعال و اثرگذار در انقلاب، دشواریهای شناسایی افراد مؤثر در مبارزات انقلابی، عدم تمایل به مصاحبه در برخی از انقلابیون نقشآفرین در تحولات انقلاب اسلامی، گذشت بیش از چهار دهه از زمان پیروزی انقلاب و آسیبپذیر بودن حافظه انسان که باعث فراموشی بسیاری از خاطرات دوران انقلاب شده است، فوت بسیاری از انقلابیون و افراد مؤثر در جریان انقلاب اسلامی و دیگر موارد متعدد را میتوان از جمله محدودیتهای تاریخنگاری انقلاب اسلامی عنوان کرد.
ایکناـ برشهای مهم از نقشآفرینی مردم چهارمحالوبختیاری در پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه شما کدامند و لطفاً به یکی دو حادثه مهم که نقطه عطف مبارزات مردم این منطقه هستند، اشاره کنید.
ابتدا باید تأکید کنم بر خلاف باور نادرست برخی افراد که تصور و ترویج میکنند که تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 هیچ خبری از فعالیت سیاسی و مبارزات انقلابی در چهارمحالوبختیاری نبود، بررسی منابع، متون، شواهد، اسناد و مدارک نشان میدهد که مردم این منطقه همگام با تحولات دیگر مناطق کشور در شکلگیری و وقوع انقلاب در مقاطع مختلف نقش مؤثری داشتهاند که بهعنوان نمونه به دو مورد اشاره میکنم.
تظاهرات وسیع و گسترده مردم شهرستان شهرکرد در روز 6 آبان 1357 منجر به اعزام نیروهای نظامی مرکز 44 توپخانه اصفهان برای سرکوب قیام مردم و اعلام نوعی حکومت نظامی در این شهر میشود. 6 آبان 57 روز بسیار مهمى در تاريخ مبارزات مردم چهارمحال و بختيارى عليه رژيم پهلوى محسوب مىشود. گزارشات متعدد ساواک و اخبار انعکاس یافته در نشریات آن زمان و نیز اظهارات شاهدان عینی خبر از وقوع یک حادثه مهم در شهرکرد میدهد که مقدمه آن تظاهرات وسیع و گسترده دانشآموزان و معلمان شهركرد در این روز است. در گزارش اوليه ساواک استان، اين تظاهرات منعكس شده است: «حدود 250 نفر دانشآموزان دبيرستانها و هنرستانها و هنرستان صنعتى، مقابل دبيرستان شاپور برابر استاندارى اجتماع و به دادن شعار و تظاهرات مشغول كه در ساعت ۱۱ حدود 150 نفر اهالى شهركرد با شعار زنده باد شاه به مقابله با دانشآموزان تظاهركننده پرداخته، دانشآموزان به داخل دبيرستان رفته و تا كنون در آنجا ماندهاند.»
همراه با اعتصاب دانشآموزان، هنرجويان و دانشجويان، عدهای تحت عنوان گروه موافق، مست و عربدهكشان در شهر دست به تظاهرات دامنهدارى زدند. اين عده نخست به دانشآموزان دبيرستانهاى شاهپور (شهید بهشتی امروز) و هنرستان صنعتى حملهور شدند. دانشآموزان با ملاحظه وضع پيش آمده و آگاهى از قصد شوم اين عده از خيابان به دبيرستان شاهپور پناه بردند و درهاى ورودى دبيرستان را به روى حملهكنندگان بستند. دانشآموزان پس از خنثى كردن حمله اجير شدهها به بامهاى دبيرستان رفتند و در آنجا با پرتاب سنگ و آجر از جان خود دفاع كردند و گروه مهاجم نیز فرار را بر قرار ترجيح داد. پس از متوارى شدن اين عده دانشآموزان با ميز و نيمكت كلاسهاى خود، چهارراههاى اطراف دبيرستان را به منظور جلوگيرى از حمله مجدد مهاجمان بستند و براى خنثى كردن گاز اشکآور و پرتاب شده از سوى پليس چند حلقه لاستيک اتومبيل را آتش زدند. دانشآموزان دبيرستان شاهپور و هنرستانها و ديگر مراكز آموزش عالى شهركرد در پشتبام دبيرستان شاهپور كه درست مقابل استاندارى قرار دارد به تظاهرات پرداختند و اتومبيلهاى دولتى و نظامى را كه از محل عبورمىكردند يا از استاندارى خارج مىشدند، سنگباران كردند.
ایکنا_ درباره یورش دانش آموزان به استانداری شهرکرد که منجر به حادثه آتشسوزی و تظاهرات خشونتآمیز شد، توضیح دهید.
بعدازظهر اين روز دانشآموزان پس از اتمام ساعت كار ادارى و خروج كاركنان استاندارى از محل دبيرستان خارج شدند و به تخريب چراغهايى كه در ميدان نصب شده بود پرداختند و با يک یورش به استاندارى، ابتدا كيوسک اطلاعات استاندارى و چندين اتومبيل دولتى و شخصى كاركنان را مورد هجوم قرار دادند و شيشههاى اين اتومبيلها را شكستند. آنگاه دانشآموزان و دانشجويان كه متوجه غيبت دو تن از همكلاسىهايشان شده بودند كه توسط كارمندان استاندارى دستگير شده بودند، براى دومين بار با تجهيز كامل خود به وسيله چوب، لاستيک فرسوده اتومبيل و شيشههاى بنزين به استاندارى حمله كردند و در اين حمله همه شيشههاى ساختمان ادارى استاندارى را به وسيله آجر و سنگ شكستند و پس از آزاد ساختن دو دانشآموز دستگير شده، دو اتومبيل استاندارى و يک موتورسيكلت را به آتش كشيدند و زير بقيه اتومبيلها لاستيک شعلهور قرار دادند. حمله دانشآموزان توسط كاركنان استاندارى به اطلاع شهربانى رسيده و چند خودروى حامل پليس مجهز به وسايل ضد اغتشاش و يک اتومبيل آتشنشانى براى حفاظت از استاندارى به محل رسيدند كه اين عده در مقابل رگبار سنگ و آجر ناچار دست به شليک چندين تير هوايى زدند. اتومبيل آتشنشانى كه براى مهار كردن آتش اتومبيلهاى استاندارى به محل وقوع حريق آمده بود به علت عدم آگاهى و آشنايى مأموران آن از طرز استفاده آن بىحاصل ماند.
تظاهركنندگان سپس از محل دبيرستان خارج شدند و به خيابانهاى شهر ريختند. در بين راه عده كثيرى از مردم به جمع تظاهركنندگان پيوستند و تظاهركنندگان در مسير خود در خيابانهاى سعدى، چهار راه ششم بهمن، يک مغازه مشروبفروشى را تخليه و همه بطرىها را در اين مغازه شكستند و بعد آن را به آتش كشيدند. شهركرد به طور كلى در اختيار كامل تظاهركنندگان بود و عده تظاهركنندگان به حدى بود كه پليس قادر به برقرارى نظم نمىتوانست باشد و شهركرد شاهد 12 ساعت تظاهرات و ناآرامی بود.
روزنامه اطلاعات در شماره ۱۵۷۴۷ نیز در تیتری با عنوان: «آتشسوزی و تظاهرات خشونتآمیز در شهرکرد» در مورد وقایع ۶ آبان نوشت: «شهرکرد – چند گروه تظاهرکننده در خیابانهای شهر، شعب بانکها، مشروبفروشیها و سینماها و فروشگاهها و چند مؤسسه دیگر را به آتش کشیدند. هتل جلب سیاحان بر اثر حریق خسارات زیادی دید. تظاهرکنندگان همچنین دو ماشین آتشنشانی را آتش زدند. در حال حاضر نفراتی از مرکز توپخانه اصفهان در شهر مستقر شدهاند. مغازهها، دبستانها و دبیرستانهای شهر تعطیل است و دو سوم از برق شهرکرد قطع شده و ارتباط تلفنی در بیشتر نقاط شهر مختل شده است.»
در حالی که ساواک تلاش میکرد تا حمله به مغازهها و مراکز آموزشی را به تظاهرکنندگان نسبت دهد، «كسبه و اصناف شهركرد در نامهاى كه تسليم دادستان چهارمحال و بختيارى كردند، حمله به مغازهها و مدارس شهر را از سوى افراد چماق به دست تعليم ديدهاى دانستند كه مأموران انتظامى آنها را حمايت مىكردند. در اين نامه آمده است: مأموران انتظامى به جاى جلوگيرى از حمله مهاجمان به دبيرستان شاهپور، به سوى دانشآموزان گاز اشکآور پرتاب كردند.»
ایکنا_ ساواک برای سرکوبی دانش آموزان از چه شیوههایی استفاده میکرد.
بررسی محتوای اسناد نیز نشان میدهد که ساواک برای سرکوب دانشآموزان از نیروهای «جاوید شاهی» یا «چماق به دست» سود برده است. فرداى آن روز ساواک چهارمحال و بختيارى با ارسال يک گزارش مفصل به اداره كل سوم ساواک كشور، ابعاد مختلف اين تظاهرات را به شرح زير تشريح مىکند اما آنچه مسلم بود این است که ساواک و عوامل وابسته به رژيم شاه در اين تخريبها نقش داشتند. چرا كه انقلابيون از دست زدن به هر گونه تخريبى خوددارى مىكردند. حمله چماقداران به مغازههای شهركرد و اجتماع معلمان باعث شد كه اقشار مختلف مردم، به ويژه فرهنگيان نسبت به اقدامات رژيم دست به اعتراض بزنند. بنابراین هم عدهاى از فرهنگيان و هم گروهی از بازاریان در محل اداره آموزش و پرورش و جلو دادگستری اجتماع و نامه اعتراضآمیزی را تهیه و امضا کردند. مدتی بعد كاركنان ادارات و سازمانهاى دولتى نیز حمايت و همبستگى خود را با با فرهنگيان و بازاریان اعلام کردند.
ایکناـ تظاهرات خونین روز عاشورای سال 57 فرخشهر چگونه اتفاق افتاد، توضیح دهید.
با گسترش ناآرامىها و تظاهرات در شهركرد، نيروهاى نظامی و امنيتى مستقر در استان كه قادر به كنترل اوضاع نبودند با مصوبه شوراى تأمين استان، اعزام يک گروهان نيروى كمكى از مركز توپخانه اصفهان را درخواست کردند و استاندار چهارمحال و بختيارى طى تماس تلفنى با فرماندارى نظامى اصفهان و حومه تقاضاى كمک نظامى فورى را کرد. لذا در اجراى اين درخواست، «... يک آتشبار با استعداد يک نفر افسر ارشد (سرگرد سليمانى مقدم) 2 نفر افسر جزء و 26 نفر درجهدار و 40 نفر سرباز با 5 دستگاه خودرو از گروه 44 توپخانه [اصفهان] رأس ساعت 20 مورخه 57/08/06 به شهركرد اعزام شد تا زير امر شهربانى شهركرد قرار گيرند.»
واقعه مهم دیگر تظاهرات خونین روز عاشورای سال 1357 در فرخشهر بود. همزمان با سایر شهرها و مناطق استان، راهپیمایی و تظاهرات روزهای تاسوعا و عاشورا در فرخشهر نیز با شکوه و عظمت خاصی برگزار شد.
در روز 20 آذر 1357شمسی مصادف با دهم محرم و عاشوراى حسينى سال ۱۳۹۹ قمری، بر اساس هماهنگى و برنامهريزى قبلى تظاهرات عظيمى در فرخشهر برگزار شد که یک روز خونین را در این شهر رقم زد. وقتی جمعیت تظاهراتکننده وارد فلکه شهر شد و با شعارهای کوبنده انقلابی و ضد رژیم تمام اذهان را متوجه خود کرد، ماشین پاسگاه ژاندارمری که در انتهای جمعیت قرار گرفته بود، مسیر خود را تغییر داد و با دور زدن جمعیت از کوچهها مقابل راهپیمایان ایستاد، رئیس پاسگاه به تظاهرکنندگان گفت که حق تظاهرات ندارید و ماشین به طرف جمعیت خواهران حرکت کرد که موجب ترس و وحشت آنها شد. نظم راهپیمایی به هم ریخت و خیابان به صحنه تعقیب و گریز نیروهای نظامی و تظاهرکنندگان تبدیل شد، سربازان با خودروها به تظاهرکنندگان داخل خیابان حمله میکردند اما جمعیت فوری به پیادهروها می رفتند و داخل کوچهها، خانهها و مغازهها موضع میگرفتند و زمانی که خودرو به نزدیک فلکه میرسید دیگر کسی در خیابان نبود، اما زمانی که میخواست بازگردد، با انبوه سنگباران و پرتاب چوب و غیره مواجه میشد. سرانجام در دور آخر تعقیب و گریز و با تاریکی هوا، نیروهای نظامی از خودرو پیاده شدند، در عرض خیابان آرایش نظامی گرفتند و در مقابل جمعیت شروع به تیراندازی هوایی کردند که موجب ترس و وحشت جمعیت بهویژه بانوان شد. اکنون دیگر هوا کاملاً تاریک شده بود و در همین موقع سید عباس صالحی با مأموران درگیر شد و مورد اصابت گلوله واقع شد او را به طرف بیمارستان بردند و خبر آمد که شهید شده است. جمعیت که اصلاً تصور چنین درگیری و اقدام به تیراندازی را نداشت مات و حیران شده بود، کنترل اوضاع شهر از دست خارج شد، و پاسگاه برای تسلط بر اوضاع از مرکز استان تقاضای نیروی کمکی کرد و ظاهراً کنترل اوضاع را به دست گرفتند. تاریکی شب همه جا را فرا گرفت و جمعیت پراکنده شدند؛ پیکر شهید صالحی فردای آن روز یعنی در ۲۱ آذر ۵۷ بدون اتفاق و درگیری خاصی در فرخشهر تشییع و به خاک سپرده شد.
واقعه تظاهرات بزرگ مردم فرخ شهر در عاشورای سال ۵۷ و شهادت «سيدعباس صالحى» در بولتن خبرى ساواک اينگونه روايت شده است: «در ساعت 18 روز 57/09/20 (2537 شاهنشاهى)، گروهى از عناصر اخلالگر در فرخ شهر استان چهارمحال و بختيارى به تظاهرات آشوبگرانه پرداخته و مبادرت به آتش زدن برخى اماكن و شعب بانكها نمودهاند. با دخالت مأمورين انتظامى و شليک چند تير هوايى اخلالگران متفرق و در خلال آن يک نفر از عناصر اخلالگر كشته و يک نفر مجروح شد كه جهت درمان به بيمارستان اعزام گرديده است.»
وقايع 20 آذر فرخشهر و شهادت سيدعباس صالحى تأثيرات مهمی بر وضعيت مبارزاتی نواحى مختلف استان داشته و زمينههاى گسترش روحيه انقلابى را در میان مردم استان فراهم کرد.
انتهای پیام