
کتاب «فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)» به ترجمه علی مؤیدی، در بخش پایانی خود، سخنان امام حسین(ع) را در موضوعات مختلف گردآورده است. متن زیر تصویری زیبا از اخلاق و شیوه تعامل امام حسین(ع) با مخالفان خود است که به نقل از محدث قمی در این کتاب ذکر شده است.
محدث قمی(ره) نقل میکند: در یکی از کتب اخلاقی، جریانی به این عبارت دیدم که عصار بن مصطلق گوید: (در سفری) وارد مدینه شدم. حسین بن علی(ع) را دیدم. از سیمای خوش و قیافه جذاب او خوشم آمد و آن کینهای که سینهام از پدر او پنهان داشت، حسد مرا برانگیخت، (به قصد توهین و آزار نزدیک او رفتم و) گفتم: تو فرزند ابوترابی؟ فرمود: آری.
پس در ناسزاگویی به او و پدرش تا توانستم گفتم(همین که خسته شدم و بازماندم) همچون دلسوزی مهربان به من نگاهی کرد، سپس (این آیات را تلاوت) فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ، وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ، إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ، وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ»؛ طریقه عفو و بخشش پیش گیر و به نیکوکاری امر کن (و چنانچه نپذیرند) از مردم نادان روی بگردان و چنانچه بخواهد از طرف شیطان در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه ببر که او به حقیقت، شنوا و دانا است. چون پرهیزکاران را از شیطان، وسوسه و خیالی به دل فرا رسد، همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند.(شیاطین جن و انس) برادرانشان (مردم فاسق و هواپرست) را به راه گمراهی میکشند و هیچ در گمراه کردن بدکاران قصور نمیکنند. (اعراف، 199 -202).
سپس فرمود: بر خود آسان گیر. از خدای سبحان برای خودم و تو طلب آمرزش میکنم. اگر از ما کمک بخواهی کمک میکنیم و اگر از ما بخششی بطلبی، بر تو بخشش میآوریم و اگر از ما هدایت بجویی راهنماییت میکنیم (دریغی نیست).» پس (رفتار یوسف با برادران پشیمان خود را یادآورده این آیه شریفه را تلاوت) فرمود: «قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»؛ اکنون هیچ خجل و متأثر نباشید که (من عفو کردم) و خدا (هم) گناه شما ببخشد و او مهربانترین مهربانان است.(یوسف، 92).
بعد سوال فرمود: آیا اهل شامی؟ عرض کردم: آری. فرمود: «عادتی است که از قبیله اخزم سراغ دارم. خدا ما و شما را نگه دارد!(اکنون) بی هیچ بیم و هراسی، حوائج و پیشامدهایت را نزد ما بیاور، انشاءالله مرا در بهترین گمان خود خواهی یافت».
عصام گوید: (از این رفتار بزرگوارانه آن چنان شرمنده شدم که) زمین با همه گستردگیش بر من تنگ آمد، دوست داشتم که ای کاش مرا فرو میبرد. سپس آهسته و پنهانی از نزد او دور شدم در حالی که بر روی زمین هیچکس برایم محبوبتر از او و پدرش نبود.
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)، ترجمه علی مویدی