سال گذشته بهدلیل کنترل شیوع ویروس کرونا هیچ مراسمی مبنی بر گردهمایی حضوری دلدادگان مهدوی در مسجد جمکران برگزار نشد، اما امسال با توجه به کنترل ویروس کرونا، شاهد حضور زائران با رعایت پروتکلهای بهداشتی در این مکان مقدس بودیم. زائرانی که با پای پیاده به یاد سفر زیارتی اربعین و حضرت ثارالله(ع)، این مسیر را با ذکر و دعا و صلوات طی میکردند. پای صحبت چند تن از این زائران و برخی مکالمات و گفتوگوهایشان در داخل مسجد و مسیر پیادهروی حرم تا حرم نشستیم که این سخنان در ادامه تقدیم مخاطبان ایکنا میشود:
مهدی 31 ساله، یک کارمند و به قول خودش با 9 سال سابقه بیمه و کار است. او بعد از اتمام نمازش با خوشرویی از پشت ماسک مشکی خود سلام میکند و به خبرنگار ایکنا میگوید: خدا کند که کرونا هرچه سریعتر رخت ببندد و برود تا با خاطری امن به این صحن و سرا بیاییم هرچند اشتیاق به امام عصر(عج) چیزی نیست که بخواهم به خاطر ترس از ابتلا به بیماری در این محفل نورانی حضور پیدا نکنم.
وی در ادامه در حالی که به سمت ایستگاه واکس صلواتی میرود، گفت: اینجا همیشه اتفاقات خوبی میافتد و اینکه من همیشه آتشبازی و نورافشانی برایم هیجان زیادی داشته و دارد و از تولیت مسجد مقدس جمکران کمال قدردانی را دارم.
خانم 39 ساله، دانشجو و از کارکنان آموزش و پرورش است. او در حالی که با چادر گلدارش روی سجاده نشسته و یک اسپری الکل کنار مهر و تسبیحش دارد، از پشت ماسک میگوید: به خاطر اینکه خانواده پدری ما در این شهر هستند، ما چند روزی هست که به این شهر آمدیم همه چیز خوب بود فقط کاش گیت ورودی مکانیزه بود. واقعا برای مسجدی با این همه ابهت اصلا جالب نیست که گیتهای مکانیزه نداشته باشد و همه افراد را به شیوه گذشته بگردند.

او در حالی که قصد برگشت به منزل اقوام را دارد، و با تا زدن سجاده مقداری الکل نیز به سجاده و دستش اسپری میکند، بیان کرد: کاش نوآوریهای خلاقانهای را در فضای شادی شبهای ولادت ایجاد میکردیم و فکر نمیکردیم هر آنچه دیگران انجام میدهند نوعی توسعهیافتگی است؛ برخی برنامههای قدیمی را هم که جذابیتی برای عموم ندارند دیگر تکرار نکنند.
سپیده خانم 63 ساله در حالی که پاپوشهایش را از داخل کیسه روی زمین برمیدارد، کمی به زیر کیسه، اسپری الکل میزند و میگوید: هیچ فردی مثل من اینقدر وسواس استفاده به الکل را تا این روزهای پایانی سال ادامه نداده است ولی من معتقدم تا پایان کرونا باید هم از ماسک استفاده کنم هم از الکل، به خصوص اینکه حتما در فضاهای شلوغ از دو ماسک استفاده میکنم.
ملیحه 28 ساله، کارگر یک کارخانه در حال انتخاب چادر مشکی از فروشگاه مسجد است. از یکی از شهرهای دیگر ایران به این شهر عزیمت کرده تا در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) و مسجد مقدس جمکران و دیگر خانوادهها که به این شهر مهاجرت کردند، یک زندگی بیدغدغه و پرآرامشی را از نو بسازد.
امروز به قول خودش، میهمان حضرت ولیعصر(عج) شده و بهصورت اتفاقی روزیاش شده است تا یکی از زائران حضرت برایش چادر بخرد. او میگوید: وقتی خواستم به مسجد بیایم، مردد بودم، چون بالای چادرم بهدلیل برخورد آفتاب از بین رفته بود و زشت بود که با این قیافه به عیدی آقا بیایم، ولی آمدم و از قرار معلوم حضرت خودش میدانسته که چادرم از بین رفته و این خانم خیّر سر راه من قرار گرفت.
ملیحه در حالی که مدام با گوشه روسری بلند و رنگی خود، اشکهایش را قبل از رسیدن به ماسک سبز رنگش پاک میکند، بیان کرد: خسته شدم از این زندگی، ای کاش امام زمان(عج) زودتر ظهور کنند که از این وضعیت و ظلم رها شویم.
بانوی خیّر ۵۴ ساله نیز به خبرنگار ایکنا میگوید: این لطف نیست که به دست من یک چادر برای یک بانو خریده شود و این به نظرم وظیفه انسانی است. روزی من و ایشان بوده که در روز ولادت حضرت ولیعصر(عج) این اتفاق بیفتد. انشاءالله مولایمان این نذر را قبول کنند. به نظر من اگر مسئولان هر نهاد و اداره برای تأمین سالانه چادر کارمندانشان بکوشند اقدام بسیار ارزشمندی خواهد بود. اینطور فشاری هم به بیتالمال و دولت برای ترویج حجاب نمیآید. مگر در هر اداره چند نفر خانم وجود دارد. بالاخره با درآمدهایی که هر سازمان دارد میتوانند برای ترویج فرهنگ حجاب و استفاده از چادر این کار را انجام دهند.
کودک دختری که تقریبا چهار سال و نیم سن دارد با ماسک و روسری صورتی در حالی که تلاش میکند یک کودک حدود دو ساله با ماسک و روسری آبی را بغل کند، به دوست مادرش میگوید: خاله من دیدم که حیاط مسجد را چراغانی کردند. جشن بود. ولی دیگر چیزی ندیدم. فشفشهها را ندیدم. ولی مامانم گفت بیا بشین گنجشک ببین و با آنها بازی کن.
یک دکترای متخصص، همراه با کودکش و پیاده امروز به مسجد آمده بود که به خبرنگار ایکنا گفت: من در این بارگاه و در این میعادگاه عاشقان، خاکسارم. من هرچه دارم از وجود پربرکت امام زمان(عج) خود دارم.
او در حالی که ژل ضدعفونی خود را به دستانش میزند، ادامه داد: اینقدر که این مدت از الکل و ژل ضدعفونی استفاده کردیم، پوست دستمان 10 سال پیر شده است. از همین جا از مردم میخواهم تا اتمام کامل کرونا مراقب خودشان باشند. سلامتی فرزندان جامعه را ما میتوانیم رقم بزنیم.

زائر مسجد مقدس جمکران معتقد است خادم بودن در هر لباس و هر فضا حتی در منزل و تهیه غذا برای خانواده امکانپذیر است. باید به این وابستگی مادی که صرفا حضور در مسجد و پیادهروی و عدم رعایت بهداشت است، بیشتر فکر کنیم، چراکه به هر نحو زیارت رفتن درست نیست و ما با در نظر گرفتن تمامی شرایط پیاده آمدیم. تدابیر شهرداری و اتوبوسرانی برای احیای زائران در این نیمه شعبان نسبت به نیمه شعبانی که در ابتدای سال برگزار شد، واقعا جای تقدیر دارد.
مردی معمار است و 41 سال سن دارد و در حالی که شکلاتهایی را در پاکتهای زیپدار گذاشته، آنها را بین زائران و بیرون از مسجد پخش میکند و برای سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر(عج) صلوات میدهد، میگوید: اگر اجازه داشتم خودم کف این مسجد را تا همین بیرون با کمک خیرین سنگفرش میکردم.
آقایی کاسب تقریبا 65 ساله، همان حوالی با کت و شلواری خاکستری و پیراهنی سفید با شنیدن صدای او میگوید: احسنت... احسنت...
آقایی از خدام با ماسک و دستکش، در حالی که ویلچری را به سمت آقایی سالمند میبرد و به دختری که انگار به تازگی تکلیف شده و به زیبایی چادر سر کرده، یک شکلات میدهد و از او بابت این رفتار و پوشش تشکر میکند و میگوید: انشاءالله از یاوران حضرت باشی.
آقایی 45 ساله گوشی به دست در حال فیلمبرداری از مسجد است، بلند بلند میگوید: آقاجان تولدت مبارک. بازم بفرستمون کربلا بریم مقام صاحبالزمان(عج).
خانمی جوان و تقریبا ۲۸ ساله، از داخل مسجد با خانواده خود تماس تصویری برقرار کرده و میگوید: چادر سر کنید و بیایید پشت دوربین. من الان روبروی محراب مسجد جمکران هستم. جای همه شما خالی. چشم. برای همه نماز حاجت میخوانم. ما دیشب آمدیم جمکران با رعایت کلیه پروتکلهای بهداشتی. امسال عید احتمالا منع سفر نباشد سریعتر بیایید قم زیارت بی بی و آقا صاحبالزمان(عج).
خانمی تقریبا میانسال که خیلی آشفته است و ماسک گلداری زده، میگوید: قربون خدا برم، با یه ویروس چه قدر ما تغییر کردیم.

خانمی دیگر و تقریبا ۳۶ ساله که ماسکش را زیر چانهاش زده، سرش را از روی درب مسجد برمیدارد و میگوید: آقاجان؛ ممنون که اجازه دادی بیایم به مسجدت و بعد دعای فرج میخواند و دیگران هم با او زمزمه میکنند. بعد هم بلند بلند میگوید: شفای بیمارها، جوانان معتاد، برای شادی فوتشدگان کرونایی که انشاءالله خدا به هیچ کسی نشان ندهد، صلوات. شادی روح شهدا، اموات، سلامتی همه زوار، ازدواج برادرم، بلند صلوات.
اینها همه برشی از دومین نیمه شعبان سال 1400 بود که از خدا میطلبیم نیمه شعبان سال دیگر را با حضور مولایمان جشن بگیریم.
گزارش از هدیسادات چاوشی
انتهای پیام