کارشناس حوزه قرآن و معارف طی یادداشتی به شناخت ادلّه و تبیین حکم دستبوسی به اتفاق فقهای امامیه، حنفیه، شافعیه، حنبلیه و جمعی از مالکیه پرداخت.
مرتضی حاجی پاشا، دکترای علوم قرآنی، در یادداشتی، بوسیدن دست و حکم آن را در مذاهب مختلف مورد بررسی قرار داده و تاکید کرد: این تحقیق با هدف شناخت ادلّه و تبیین حکم دست بوسی انجام گرفته که به اتفاق فقهای امامیه، حنفیه، شافعیه، حنبلیه و جمعی از مالکیه، به جهت امور دینی، جایز است. متن یادداشت به شرح ذیل است:
بوسیدن دست و حکم آن یکی از مسائلی است که همواره مورد بحث و مناقشه میان پیروان مذاهب بوده، به ویژه در عصر حاضر و با گسترش رسانهها ابعاد جدّیتری پیدا کرده است. از آنجا که تحقیق موسّع و یکپارچهای در این موضوع صورت نگرفته، پرسش از حکم دست بوسی مسئلهای است که نیازمندن کاویدن تا مرحلهٔ پاسخی درخور خواهد بود.
از منظر امامیه، بوسیدن دست مکروه است مگر به جهت بزرگداشت مقام عالِم، استاد، پدر و… در میان اهل سنت نیز دو قول وجود دارد؛ بنابر قول اول، دستبوسی، مطلقاً مکروه است و این دیدگاه را مالک و بسیاری از پیروان او اختیار کردهاند. بنابر قول دوم، جمهور مذاهب اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی و جمعی از مالکیه) قائل به تفصیل شدهاند و از نظر آنها بوسیدن دست به جهت امور دینی (مثل علم، زهد، عدالت، شرافت، شایستگی، کِبر سن) جایز یا مستحب است و از همین رو، بوسیدن دست عالِم، مرد صالح، حاکم عادل و… را جایز میدانند.
فقه شافعی نیز تصریح میکنند که بوسیدن دستِ سادات از فرزندان حضرت فاطمه (س) به دلیل شرافت نَسب مستحب است، اما بوسیدن دست به خاطر مسائل دنیوی همچون؛ ثروت و مقام و… مکروه است. همواره عمده دلیل قائلین به جواز یا عدم جواز دست بوسی، روایات بوده است که البته، بر اساس جمع بین ادلّه، روایاتی که بر جواز دست بوسی دلالت دارند از حیث کمیت، کیفیت و دلالت بر روایاتی که دلالت بر حرمت دست بوسی دارند، ترجیح دارند. افزون بر دست بوسی، بوسیدن گونه، پیشانی، میان دیدگان، چشم، صورت، سر و… نیز جایز است. این تحقیق با هدف شناخت ادلّه و تبیین حکم دست بوسی انجام گرفته که به اتفاق فقهای امامیه، حنفیه، شافعیه، حنبلیه و جمعی از مالکیه، به جهت امور دینی، جایز است.
بوسیدن دست در اسلام:
در آثار و منابع از بوسیدن دست پیغمبر (ص) توسط یاران و اصحاب از جمله زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه و بوسیدن دست امام حسین (ص) توسط فرزدق شاعر و بوسیدن دست امام صادق (ص) توسط محمد بن مسلم [فقیه و راوی بزرگ شیعه]…حکایت شده است. (نقل از سایت جماران، آیا دستبوسی سنتی ناپسند است؟، حسین مستوفی)
بوسیدن دست پدر و مادر، سادات، علما در اسلام اشکالی ندارد و حتی توصیه شده است. برای نمونه امام صادق علیه السلام میفرمایند: لا یُقبّل رأسُ أحد و لا یداه؛ إلا رسول الله أو من اُرید به رسول الله؛ سر و دست کسی را نباید بوسید به جز رسول خدا (ص) , یا کسی که با بوسیدن سر و دست او رسول خدا ـ صلّی علیه و آله ـ قصد شود. (کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، نشر دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ هـ , ق، ج ۲، ص ۱۸۵.)
لذا همان طوری که در روایت مشاهده کردید گفته شده بود سر و دست کسی را نباید بوسید، اما بعد از آن یک حکم استثنایی آمد:
به جز رسول خدا (ص) یا کسی که با بوسیدن سر و دست او رسول خدا ـ صلّی علیه و آله ـ قصد شود.
شهید اول، از فقهای بزرگ شیعه، به جواز بوسیدن دست برادران مسلمان که به عنوان تعظیم و بزرگداشت مومن فتوا میدهد. (القواعد و الفوائد، ج ۲، الدروس الشرعیه، ج ۲، ص ۱۸، نقل از همان)
در سیره امام سجاد (ع) نیز نقل شده است که: کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع إِذَا أَعْطَی السَّائِلَ قَبَّلَ یَدَ السَّائِلِ فَقِیلَ لَهُ لِمَ تَفْعَلُ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّهَا تَقَعُ فِی یَدِ اللَّهِ قَبْلَ یَدِ الْعَبْدِ؛ یعنی امام سجاد (ع) هرگاه به سائل چیزی میداد دستش را میبوسید پس به او عرض شد چرا چنین کاری میکنی؟ فرمود برای اینکه صدقه قبل از اینکه در دست بنده قرار گیرد در دست خدا قرار میگیرد. (وسائل الشیعة، ج۹، ص: ۴۳۵)
همچنین در سیره اخلاقی برخی علمای اخلاق نیز، هم از سنّت دست بوسی نهی شده است و هم تلویحاً نسبت به برخی افراد مورد تایید قرار گرفته است. به عنوان مثال یکی از شاگردان آیتالله جوادی آملی، در صفحه ویژه ایشان با اشاره به دیدار جمعی از محققین با ایشان نوشته است: یکی از دوستان به آیت الله جوادی آملی اصرار کرد دستشان را ببوسد. ایشان با لحنی ناصحانه به ما فرمود: نه دست کسی را ببوسید و نه بگذارید دستتان را ببوسند. من تا کنون هیچ دستی را نبوسیده ام، جز یک دست و آن هم دست امام خمینی بود و به راستی که آن دست بوسیدنی بود.
سادات فرزندان رسول خدا (ص) هستند علما و پیشوایان دینی وارثان دین و محافظان دیناند، ولی فقیه حاکم شرع است و مشروعیتش را از حکم خدا و کلام معصوم میگیرد، چرا که امام صادق (ع) میفرمایند: رد و انکار حکم حاکم اسلامی رد و انکار ماست و رد و انکار ما رد بر خداست که حد شرک برخداست. (کلینی؛ الکافی، ج ۱، ص ۶۷، ح ۱۰)
در نتیجه بوسیدن دست سید، عالم دین و مخصوصا، ولی فقیه هیچ اشکالی ندارد، زیرا با بوسیدن سر و دست آنها بوسیدن سر و دست رسول خدا (ص) قصد میشود.
بر این اساس به نظر میرسد که در یک جمع بندی میتوان گفت سنّت دست بوسی به تناسب افراد و شخصیتهای مختلف تفاوت دارد، به عبارتی سنّت دست بوسی اگر نسبت به شخصیتی که ویژگی خاصی همچون علم، معرفت، رهبری دینی، وارستگی، ارزشهای اخلاقی و … داشته و صرفاً ناشی از احترام و عشق و ارادت به وی بوده و در عین حال باعث ذلّت دست بوسنده و غرور و تکبر طرف مقابل نشود ایرادی ندارد. امّا اگر این کار با هدف و انگیزه تملّق و چاپلوسی صورت گیرد و یا منجر به ذلّت فرد دست بوسنده و غرور و تکبّر طرف مقابل شود قطعاً ایراد دارد.
در این میان ماهیت دست بوسی حضرت امام خمینی (ره) با دست بوسی شاه، تفاوت دارد، چرا که حضرت امام خمینی (ره)، انسان وارستهای بودند که شخصیتی کاملاً متواضع در برابر همگان داشتند و هرگز گَرد عُجب و خود پسندی و یا تکبر و غرور دامن ایشان را نگرفت به گونهای که وضع زندگی و نوع برخورد ایشان با مردم، چه پیش و چه پس از رهبری نظام جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی با هم نداشت و هیچ کس امکان انکار این موضوع را ندارد و با توجه به چنین روحیاتی، دست بوسی هیچ مقام مسئولی هم در حالات درونی ایشان، هیچ تغییری ایجاد نمیکرد، کما اینکه مردم و مسئولانی هم که به دست بوسی ایشان شرفیاب میشدند، صرفاً بر اساس احترام به جایگاه ایشان به عنوان عالم عامل دینی، نواده پیغمبر و رهبردینی این کار را صورت میدادند و میدانستند که هیچ گونه نیت غیرخالصانهای از نگاه هوشمندانه حضرت امام (ره) به دور نبوده و ایشان را تحت تاثیر قرار نمیدهد که شواهد فراوانی راجع به این روحیه والای حضرت امام در مطالعه زندگانی حضرت امام (ره) و سیره عملی ایشان میتوان دید.
این در حالی است که شاه به لحاظ شخصیتی، انسانی مغرور و متکبر و دوستدار چاپلوسی و تملّق بود و دست بوسی نسبت به وی نیز از سر چنین صفات رذیلهای صورت میگرفت که شواهد تاریخی نیز اثبات کننده همین روحیه میباشد. به عبارتی محمدرضا خیلی لذّت میبرد که گروهی از فرماندهان عالیرتبهی ارتش با آن لباسهای پرزرق و برق جلوی او صف میکشیدند و به ترتیب دست او را میبوسیدند. گاهی «در مراسم رسمی یا میهمانیها… افسران عالیرتبهای ارتش دست و یا حتی کفش محمدرضا را میبوسیدند. شاه چنان به دست بوسی معتاد شده بود که خودش دستش را دراز میکرد که اطرافیان ببوسند. پابوسی شاه بعد از جشنهای ۲۵۰۰ ساله در دربار به اوج رسیده بود. عبدالعظیم ولیان – استاندار خراسان و نایبالتولیه – هر گاه به حضور شاه میرسید، روی زمین میافتاد و پای شاه را میبوسید.
اردشیر زاهدی بعد از انتصاب به وزارت امور خارجه، همهی معاونین و سفرا را مجبور کرد تا هنگام شرفیابی در مقابل شاه زانو بزنند. زانو زدن وزیر و به خاک افتادن وی در برابر شاه موجب اعتراض یک خبرنگار فرانسوی به علم شد. علم اعتراض خبرنگار را به اطلاع شاه رساند و شاه پاسخ داد: حق بود به او میگفتی که اردشیر رعایت سنّتهای ملی مملکت را میکند.
سفرا موظف بودند در گزارشهایشان به شاه، جمله پای مبارک را میبوسم بنویسند. پرویز راجی از این که امیرخسرو افشار، آخرین وزیر امور خارجه ایران دوران شاه به جای کلمه پای مبارک را میبوسم، نوشته بود “دست مبارک را میبوسم اظهار شگفتی میکند. هرمز قریب یکی از مدیرکلهای وزارت دربار در نامه مینوسد:
مراتب پرستش چاکرانه مرا به خاک پای مبارک بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه تقدیم [میکنم.]پای مبارک علیاحضرت ملکه و والاحضرت شاهدخت شهناز را با کمال احترام میبوسم.
گاهی وقتها چاپلوسی چنان شدت میگرفت که هر کدام از اطرافیان سعی میکردند از رقیب سبقت بگیرند.»
(روح الله حسینیان، فساد دربار، منبع: سایت – باشگاه اندیشه – تاریخ شمسی نشر ۲۶/۱۱/۱۳۸۵ – به نقل از مجموعه مقالات نخستین همایش بررسی علل فروپاشی سلطنت پهلوی)
بنابر این دست بوسی شاه با دست بوسی امام خمینی (ره) به دلیل تفاوتهای ماهوی در خصلتهای شخصیتی این دو رهبر قبل و بعد از انقلاب ایران، اساساً قابل مقایسه نیست. (به نقل از سایت موسسه رسانههای نوین آستان قدس رضوی)