کد خبر: 4063128
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۹:۳۸

جلوه‌ای از سلوک اجتماعی امام رئوف؛ از تکریم نیازمندان تا فروتنی با کارگزاران

آنچه می‌تواند امروز برای ما درس‌آموز باشد آموختن از اخلاق و روش و منش و سلوک آن حضرت است؛ به عنوان مثال در روایت‌ها آمده است ایشان به هنگام دستگیری از نیازمندان تلاش می‌کرد صدقه پنهانی بدهد تا شخصیت نیازمندان حفظ شود.

به مناسبت فرارسیدن میلاد امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا(ع)، علی الله‌بداشتی، استاد گروه فلسفه و كلام اسلامی دانشگاه قم در گفت‌وگو با ایکنا به توضیح درباره شخصیت آن حضرت پرداخت و گفت: سخن گفتن درباره شخیصتی که دارای ابعاد وجودی مختلف هستند کار دشواری است. در روایت‌های تاریخی آمده است از یکی از شاعران مشهور زمان امام رضا(ع) خواستند درباره امام شعری بگوید ولی او اظهار ناتوانی کرد. برخی اصحابش به او اعتراض کردند و گفتند تو در مورد خیلی چیزها شعر گفتنی ولی درباره امام رضا(ع) شعری نسروده‌ای، او در پاسخ گفت سوگند به خدا بزرگی او مانع شد درباره او سخن بگویم و اصلا من شایسته نیستم درباره او سخنی بگویم. با این وجود چند قصیده به او منسوب است که ترجمه یکی از قصاید، چنین است؛ امامان معصوم پاکدامنانی هستند که هر وقت نامی از ایشان به میان آید بر آنها درود و تحیت فرستاده خواهد داشت، به راستی شما در جایگاه بلندی قرار دارید و علم کتاب نزد شماست... این نشان‌دهنده عظمت آن حضرت است که شاعر زمانش اینچنین در موردشان سخن گفته است.

تکریم شخصیت نیازمندان توسط امام رضا(ع)

وی ادامه داد: آنچه می‌تواند امروز برای ما درس‌آموز باشد، آموختن از اخلاق و روش و منش و سلوک آن حضرت است. در روایت‌ها آمده است ایشان به هنگام دستگیری از نیازمندان تلاش می‌کرد صدقه پنهانی بدهد. باز در روایت آمده است فردی از حج برمی‌گشت و اموالش را در راه از دست داده بود. خدمت حضرت رسید و گفت من از محبان شما هستم و هنگام بازگشت از حج، دارایی خودم را گم کردم و نمی‌توانم به شهر و دیارم برگردم. اگر مبلغی در اختیارم بگذرید وقتی به شهرم بازگردم این مبلغ را از طرف شما صدقه خواهم داد. حضرت از جا برخواست و به اتاق دیگری رفت و بعد از چند دقیقه بدون اینکه خودش را نشان دهد دستش را از اتاق بیرون آورد و گفت این دویست دینار را بگیر و لازم نیست از جانب من صدقه بدهی. آن مرد مبلغ را گرفت و رفت. اطرافیان حضرت از ایشان پرسیدند چرا خودتان را نشان ندادید حضرت فرمود بیم داشتم ذلت سوال و درخواست را در چهره او ببینم. ببینید که ایشان چقدر شخصیت افراد را رعایت می‌کرد تا حدی که وقتی می‌خواست کمکی کند راضی نبود با سائل چهره به چهره شود تا ذلت درخواست را در چهره او ببیند. اینها اخلاقیات بزرگوارانه ائمه خصوصا امام رضا(ع) است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: امام رضا(ع) از تظاهر به زهد خیلی پرهیز داشت. در نهان بر خودش سخت می‌گرفت ولی در برابر مردم لباس مرتب می‌پوشید. امام به همه مردم احترام می‌گذاشت و از خدمتکاران و میهمانان می‌خواست وقتی مشغول غذا هستند به احترام امام از جا بلند نشوند. امام برای آبرو و حیثیت مومنان بسیار ارزش قائل بود. با اینکه می‌توانست در خراسان بر فرش‌های نفیس بنشیند ولی از روی تواضع بر حصیر می‌نشست. با گفتارش کسی را نمی‌رنجاند و سخن کسی را قطع نمی‌کرد. هیچ نیازمندی را تا حد امکان دست خالی رد نمی‌کرد و تا جایی که می‌توانست نیازش را برطرف می‌ساخت. با خدمتکارانش کنار یک سفره می‌نشست و غذا می‌خورد و هر گاه یکی از آنها مشغول غذا بود، او را به کاری فرانمی‌خواند تا با آرامش غذای خودش را صرف کند.

وی با اشاره به روایتی از امام رضا(ع) گفت: امام رضا(ع) فرمودند ایمان چهار رکن دارد: رکن اول توکل بر خدا است، یعنی انسان مومن انسان متوکلی است و در همه امور به خدا توکل می‌کند. معنای مثبت و دقیق توکل در فرهنگ اسلامی این است؛ انسان در عین حال که به کار و تلاش روزانه می‌پردازد نتیجه امور را به خدا واگذار کند. انسان متوکل به خودش متکی نیست و عجب و تکبر ندارد. انسان متوکل در برابر انسان معجب است که خودش را در این جهان منشا همه امور می‌داند ولی انسان متوکل در عین حال که با تمام توان برای رفع حوائج تلاش می‌کند نتیجه را به خدا واگذار می‌کند. دومین رکن ایمان رضایت به قضا و قدر الهی است. زندگی گاهی سخت است گاهی آسان، ولی مومن در همه این حالات باید راضی به رضای حق باشد. سومین رکن ایمان این است؛ انسان تسلیم امر خدا باشد و به آنچه خدا فرمود عمل کند و نتیجه آن را به خدا واگذار کند. چهارمین رکن ایمان هم این است که انسان در مقابل اعمال نیکی که انجام می‌دهد خودش را طلبکار نداند.

زیارت یعنی دیدار از روی عشق و علاقه

الله‌بداشتی در بخش دیگری سخنان خود به توضیح درباره فواید زیارت امام رضا(ع) پرداخت و گفت: بخش دوم سخن من راجع به زیارت است. زیارت کردن یعنی به دیدار رفتن از روی محبت و علاقه. زائر و زیارت به این معنا نیست که حتما به ضریح چنگ بیندازیم بلکه زیارت یعنی دیدار کردن و به محضر کسی شرفیاب شدن. اگر در محضر عالم بزرگی شرفیاب شویم، ولو اینکه در چند متری آن عالم بنشینیم و به او سلام کنیم و جواب بشنویم، می‌گوییم او را زیارت کردیم. پس اصل زیارت یعنی به دیدار رفتن از روی عشق و علاقه.

او در توضیح بیشتر معنای زیارت اینگونه ادامه داد: اصلا زیارت کردن یک نوع حرکت شوقی است که علت غایی برای فاعل حرکت، علیت فاعلی دارد. وقتی شما عاشق یک انسان بزرگی مثل امام رضا(ع) هستید این عشق در شما انگیزه ایجاد می‌کند، از شهرتان که صدها کیلومتر فاصله است با صرف هزینه‌های متعارف حرکت می‌کنید و به آن سو می‌روید. این حرکت شوقی است برخلاف حرکت قسری که علت خارجی سبب حرکت است. شما ماشین را می‌رانید ولی حرکت ماشین قسری است و شوقی نیست. حرکت شوقی در انسان معنا پیدا می‌کند. پس آنچه زائر را به حرکت درمی‌آورد عشق زیارت‌شونده است.

استاد دانشگاه قم در پایان گفت: اگر زیارت به صورت جمعی و کاروانی باشد ثمرات بسیاری دارد. به عنوان مثال سبب می‌شود انسان دوستان جدیدی پیدا کند یا دوستانی که داشت را بیازماید و ببیند در هنگام سفر چقدر نسبت به او ایثار دارند. جوهره انسان‌ها در سفر آشکار می‌شود آنها که روح جمعی و همکاری دارند به فضائل زیادی می‌رسند. حضور در محضر امام رضا(ع) یک کنگره برای مسلمانانی است که به عظمت آن حضرت اعتقاد دارند. یکی از مصیبت‌های روحی که برای انسان پیش می‌آید احساس تنهایی است. وقتی انسان به یک مکان زیارتی می‌رود که هم‌کیشانش در آنجا هستند از تنهایی نجات پیدا می‌کند و روح ایمان در او تقویت می‌شود. همه اینها از فواید اجتماعی زیارت است که برای هر انسان حاصل می‌شود.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :