مرضیه محمدزاده، پژوهشگر تاریخ اسلام در ادامه سخنرانی مجازی خود با موضوع حجةالوداع گفت: روز هجدهم ذیالحجه، پیامبر(ص) به ناحیه جحفه و جایی که حاجیان قرار است از یکدیگر جدا شوند، میرسند. پیامبر(ص) در آن نقطه دستور میدهند جحازهای شتران را روی هم قرار دهند تا سخن پایانی خود را ایراد کنند. در آن نقطه هم این مطلب را تکرار میکنند که آیا من از خودتان نسبت به شما اولی نیستم، همه اعلام میکنند آری یا رسولالله(ص). آنجا پیامبر اکرم(ص) دست حضرت علی(ع) را بلند میکنند و میفرمایند هر کس من مولای او هستم، علی، مولای او است: «اللّٰهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ». یعقوبی و بقیه مورخان عین این کلمات را در تاریخ خود آوردهاند. پس از آن با علی(ع) بیعت میکنند.
وی اظهار کرد: پیامبر(ص) در آنجا حضرت علی(ع) را به ولایت تعیین کردند، نه خلافت. ولایت اصل است و خلیفه تحت امر کسی است که ولایت دارد. علی بر همگان مقام ولایت دارد. گرچه پیامبر مایل هستند که علی(ع) جانشین ایشان باشد، اما خلافت یک مقام اجرایی است و مردم باید بپذیرند که چه کسی رهبر و خلیفه آنها باشد، ولی، ولایت را خدا تعیین میکند. امام را خدا تعیین میکند، اگر مردم پذیرفتند که امام خلیفه باشد، جهان گلستان میشود.
بیشتر بخوانید:
این پژوهشگر تأکید کرد: توجه داشته باشید، خلافت و ولایت با یکدیگر تفاوت دارند. ولایت اعم از خلافت است. در ولایت همه چیز گنجانده شده است. پیامبر اکرم(ص) ولایت الهی دارد، چه مردم ایشان را بپذیرند، چه نپذیرند. نبوت با ایشان ختم میشود، اما رسالت ایشان به شکل قرآن باقی میماند. این رسالت را چه کسی تبیین میکند؟ شخصی که چون رسول خدا(ص) ولایت دارد. پیامبر اکرم(ص) این ولایت را در روز عید غدیر به علی(ع) تفویض کرد، نه خلافت و مدیریت جامعه را. علی(ع) میدانست که شایستهترین فرد برای زمامداری امت اسلام است. کسی که امامت و ولایت دارد، مسلماً شایسته خلافت است. اگر مردم بخواهند و خلیفه آنها کسی باشد که امامت و ولایت دارد، جهان گلستان میشود. از نگاه رسول خدا(ص) و ائمه شیعه، حکومت و اقتدار سیاسی اصل نبود که به هر قیمتی آن را جستجو کنند، بلکه در نگاه آنان، قدرت سیاسی، اعتباری است و دستیابی و حفظ آن از هر راهی جایز نیست. آنچه برای آنها مهم بود، حفظ مکتب بود، اگر حکومت و قدرت اصل بود، تبدیل به یک امر واجب میشد و در این صورت، بر امیرالمؤمنین واجب بود، بایستد و شمشیر بکشد. اصل مقام، وصایت الهی است.
محمدزاده خاطرنشان کرد: در نگاه امیرالمؤمنین(ع)، وظیفه حکومت، خدمتگزاری و دادگری است و اعتبارش فقط در این جهت است. بدین سبب حضرت، قدرت را فقط در خدمت احیا و گسترش اصول متعالی مورد نظر، احیای سنت رسولالله(ص) و اصول اسلامی میدانست. علی(ع) چون با عدم اقبال مردم و جریان سقیفه رو به رو شدند، به دلیل نگاه اعتباری به قدرت، حاضر نشدند، از هر ابزاری برای کسب آن استفاده کنند و با تقدم بخشیدن به وحدت در روش سیاسی خود ثابت کردند که بهرغم زمینه و موقعیت مناسب، وارد هیچ حرکت ماجراجویانه نمیشوند. از این رو با هر سه خلیفه بیعت کردند، اما در مقابل اصول، هیچگاه سکوت نکردند.
وی گفت: از نظر ائمه، هدف اقامه قسط و عدل و دین خدا است. هدف این است که انسانیت به انسانها باز گردد. اگر به حکومت برسند به آسانی قوانین الهی را اجرا میکنند، اما اگر به حکومت نرسند از هدف خود دست بر نمیدارند. نگاه آنها به قدرت، آرمانی، اعتباری و اصولی است، آنها قدرت را ابزاری برای حق و سعادت مردم میدانند.
محمدزاده در پایان تصریح کرد: حضرت علی(ع)، میدانند افکار عمومی آن قدر رشد نکرده است، آنها هنوز شایستهسالاری را درک نکردهاند و زمان، زمان ایشان نیست. با وجود این، خود را مسئول میدانند و در جامعه حضور دارند. کسی که شایستگی ولایت را دارد، مسلماً شایسته خلافت است.
انتهای پیام