میزگرد «فرهنگ عمومی و بایدها و نبایدهای آن» به مناسبت 14 آبان روز گرامیداشت فرهنگ عمومی با حضور علیحسین حسینزاده، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، سیدعلی مرعشی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، حجتالاسلام رضا کلاهکج، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و همچنین مجید منادی، سرپرست معاونت امور فرهنگی و رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، از سوی معاونت فرهنگی سازمان جهاددانشگاهی خوزستان برگزار شد.
در آغاز این میزگرد، علی حسینحسینزاده در تعریف ابتدایی، فرهنگ عمومی را فرهنگ مسلطی که در جامعه حاکم است و گستردگی آن در آحاد جامعه مشخص و معین است، عنوان کرد و با بیان اینکه بخشی از مشکلات فضای اجتماعی امروز جامعه ما مربوط به مقوله فرهنگ عمومی است، گفت: در شرایط کنونی توجه به این بحث بسیار مهم هست و اعتقاد دارم مشکلات امروز ما ریشه در مباحث فرهنگی دارد و ضروری است به نقشی که فرهنگ در نظام اجتماعی دارد پرداخته شود.
در ادامه سیدعلی مرعشی در تعریف فرهنگ عمومی، آن را قواعد و اصول و آداب و رسومی که مورد توافق عمومی است عنوان کرد و گفت: عموم مردم به فرهنگ عمومی پایبند هستند، اما نکته مهم در خصوص فرهنگ عمومی این است که امر ثابتی نیست و در گذر زمان بهطور مرتب تغییر و تحول پیدا میکند. نکته قابل تأمل این است که فرهنگ عمومی همه چیز حتی علم را تحت تأثیر قرار میدهد. گاهی فکر میکنیم علم مستقل از فرهنگ است، اما در واقع این طور نیست.
مرعشی ادامه داد: بر اساس تعریف کوهن از پارادایم، پارادایم همواره حاکم بر فضای علمی است اما خود، علم نیست، بلکه محصول فرهنگ عمومی یک جامعه علمی است که آن را پذیرفته و بر آن به توافق رسیدهاند و گاه ممکن است این توافق هم تغییر کند. به تبع تغییر پارادایم، انقلاب علمی رخ میدهد و هر چه فکر میکردیم علمی است دیگر علمی نیست.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تصریح کرد: تا این میزان تغییرات فرهنگی تأثیر دارند و تا جایی که در علم فیزیک هم بسته به تغییرات فرهنگی، تغییراتی ایجاد میشود. مانند دعوای مکتب نسبیت کوانتومیها با مکتب انیشتین که بر سر تفسیر دادهها بود. در واقع همواره عوامل ناشناختهای وجود داشت که به تور تجربیات دانشمندان نمیافتاد. فرهنگ آن قدر نفوذ دارد که حتی علم را تحت تأثیر خود قرار میدهد.

در ادامه این نشست، حجتالاسلام کلاهکج با اشاره به اینکه شورای فرهنگ عمومی، یکی از مهمترین شوراهای فرهنگی کشور است، گفت: این قبیل شوراها نیاز به بازنگری دارند چون ثابت شده در سالهای گذشته خروجی ملموسی در سطح جامعه نداشتهاند. در همین جلسات شورای حدود 130 تعریف برای فرهنگ عمومی ارائه شده است و شاید یکی از مشکلات موجود این باشد که شاخصهای فرهنگ عمومی به اجماع واحدی نرسیده و هر کسی از نگاه خود به فرهنگ و فرهنگ عمومی نگاه میکند.
وی تصریح کرد: گاهی اوقات فقط در حرفها و مباحث به فرهنگ اشاره میکنیم، اما واقعاً آن فرهنگ مورد اتفاق و آن فرهنگی که مدنظر ما، چیست؟ به نظر میرسد واقعاً مبهم و نامعلوم باقیمانده است. تعریف فرهنگ بین اقشار و مجامع مختلف جامعه تفاوتهای بسیاری دارد و تا زمانی که به یک تعریف واحد و اجماع نرسیم عملاً نمیتوانیم مشکلات فرهنگ عمومی را در جامعه حل کنیم.
کلاهکج ادامه داد: امروز در همین گرفتاریها و اعتراضات و اغتشاشاتی که در کشور شکل میگیرد مشاهده میشود عمده دلیل آن مباحث فرهنگی است که تبدیل به مباحث امنیتی میشود. مراکز امنیتی هم بر این موضوع اذعان دارند که چون به بحث فرهنگ درست پرداخته نشده ما مجبور هستیم خروجی آن را امنیتی کنیم. این یک ایراد است که از بین 130 تعریف موجود در کشور درباره فرهنگ نتوانستیم بر 5 تعریف به اجماع برسیم.

در ادامه حسینزاده گفت: در حوزه فرهنگ، جامعه شناسان متعددی با دیدگاههای مختلف به بحث پرداختند. برای مثال اگر از دیدگاه پارسونز به این موضوع بپردازیم پارسونز چهار نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را مطرح میکند. سوال این است که نظم اجتماعی از کجا ناشی میشود؟ پارسونز معتقد است هر یک از این چهار نظام، کارکردی دارد که عدم توجه به آن، نظم جامعه را مختل میکند. ضمن اینکه معتقد است وزن این نظامها با هم برابر نیست و نظام فرهنگی سنگین ترین وزن را دارد.
وی ادامه داد: در این میان ما به حوزه فرهنگ اهمیت کمی میدهیم تا جایی که کمترین توجه اعتباری در بین همه حوزهها به حوزه فرهنگ اختصاص دارد.
این جامعهشناس با بیان اینکه فرهنگ متغیر و سیال است، افزود: در گذشته معتقد بودیم این تغییرات دارای پایداری و ثبات است، اما امروز میبینیم فضای تغییرات دنیا به خصوص در حوزه فرهنگ به قدری با سرعت در حال روی دادن هستند که توجه خاص خود را میطلبد. به یک باره مشاهده میشود عدهای به خیابان آمدهاند و چیزهای دیگری میگویند که با فرهنگ مسلط ما متفاوت است. به قول پیر بوردیو «در انسان امروز، انسان دیروز نهفته است». باید بررسی شود که ما چه کردیم و به کجاها توجه نکردیم که انسان امروزی این چنین شکل گرفته، حرفهای دیگری میزند و سبک زندگی متفاوتی را خواهان است.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: توجه به حوزه فرهنگ اگرچه در حرف دیده میشود، اما در عمل صورت نپذیرفته و امروز با معضلاتی روبرو هستیم که ریشه در فرهنگ دارد.

در ادامه مرعشی گفت: عمده تغییرات فرهنگی از دو منبع تبادل فرهنگی یا تهاجم فرهنگی ناشی میشود. تبادل فرهنگی همیشه وجود داشته و به معنای این است که دو تمدن نکات مثبت و مفید پیشبرنده فرهنگ خود را به اشتراک بگذارند. این چیز بدی نیست و بسیار هم خوب است، اما زمانی با تهاجم فرهنگی روبرو هستیم؛ یعنی یک تمدن میخواهد ضعفهای خود را عمداً به ما تزریق کند از ترس اینکه ما از آنها پیش نیفتیم و در این راه به ابزارهای مختلفی متوسل میشود. یکی از این ابزارها ابزار روانشناسی است؛ به این صورت که فرهنگ ما را بررسی میکنند و به وسیله آن اسلحه فرهنگی درست میکنند و به سمت ما شلیک میکنند که صدا هم ندارد و به شکل کاملاً نامحسوس و در درازمدت عمل میکند و در نهایت مشاهده میکنیم ارزشها تغییر میکنند.
این استاد روانشناسی ادامه داد: در روانشناسی بحثی با عنوان «ارزشهای فردی» وجود دارد. ارزشهای فردی ملاکهایی هستند که انسانها بر اساس آنها انتخاب میکنند و شامل 6 ارزش اجتماعی، اقتصادی، هنری، علمی، سیاسی و دینی است. ارزشهای اقتصادی مثل پول که میتوان با آن غذا و لباس تهیه کرد. یک سری ارزشها، اجتماعی هستند مثل تمایل به خدمت کردن، یکسری ارزش ها هنری هستند یعنی هر چه قشنگ تر و زیباتر است، آن مهمتر است. یک سری ارزشها، علمی هستند؛ یعنی هر چه دانش ما را افزایش میدهد مهمتر است. یک سری ارزشها سیاسی هستند؛ یعنی هر چه به ما قدرت دهد، مهمتر است. یک سری ارزشها هم ارزشهای دینی هستند؛ یعنی هر آنچه خدا میپسندد آن مهمتر است.
این استاد دانشگاه افزود: همه این 6 ارزش در همه آدمها با نسبتهای متفاوت وجود دارد. فردی که ارزش سیاسی برایش مهمتر باشد وقتی سر دوراهی قرار میگیرد، نگاه میکند کدام راه به او قدرت بیشتری میدهد و آن را انتخاب میکند. ممکن است در یک جامعه ارزش دینی غالب باشد و اکثریت مردم، اولویتشان مسایل دینی باشد، اما در طول زمان این تغییر میکند. اگر بر مبنای تبادل فرهنگی است؛ یعنی ما آگاهانه، نقاط قوت فرهنگ دیگری را بیاوریم و استفاده کنیم و نقاط ضعف خودمان را با آن پوشش دهیم، این چیز بدی نیست و مخالف ارزشهای ما هم نیست. کشور ما در یک رقابت تمدنی با آنها هست و اگر در این رقابت، آنها بتوانند چوب لای چرخ پیشرفت ما بگذراند برنده میشوند. خودشان به این آفت مبتلا هستند، آن را به جان ما میاندازند تا نسبت به آنها مزیت نسبی پیدا نکنیم. آن زمان که وسایل ارتباطی و رسانه به این گستردگی نبود کار سختتر بود باید سینه به سینه آن را انجام میدادند یا از طریق کتابها. امروز در جیب همه ما موبایل وجود دارد و به راحتی از طریق آن اطلاعات درست و غلط را منتقل میکنند و از این سو ما هم آن را کنترل نمیکنیم و در این خصوص بی مبالاتی و کم توجهی کردیم.
مرعشی افزود: یک معضل فرهنگی ما این است که ابتدا صبر میکنیم به مشکلی مبتلا شویم، بعد دنبال حل آن برویم و فرهنگ پیشگیری خیلی در بین ما شایع نیست.
وی ادامه داد: در طول 20 سال گذشته دائم تکرار کردم که خانواده یک موضوع امنیتی است. اگر نهاد خانواده پاشیده شود، امنیت از بین میرود. اگر به فرض به اعتقادات و دین کاری نداشته باشیم، امنیت که میخواهیم؛ اگر برای کانون خانواده مشکلی پیش آید مجبوریم در ترس و وحشت زندگی کنیم.
مرعشی ادامه داد: در میان این 6 ارزش، ارزش دینی قادر است به سایر ارزشها معنا بدهند. اگر ارزش دینی از بین برود سایر ارزشها هم به مرور پوچ میشوند. هیچکدام از ارزشها با پدیده مرگ دیگر معنایی ندارند، اما ارزش دینی حتی با پدیده مرگ هم از بین نمیرود.

این عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز با بیان اینکه در تبادل فرهنگی، فرهنگ رشد میکند اما در تهاجم فرهنگی، فرهنگ عمومی تنزل پیدا میکند، گفت: زمانی در فرهنگ ما موارد جزیی روزمرهای بود که فرهنگ را زیبا میکردند، اما امروز این فرهنگ بیرحمی از کجا آمده است؟ به نظر میرسد با آدمهای جدیدی مواجه هستیم که آن ها را نمیشناسیم.
کلاهکج در ادامه با تصریح بر اینکه دستگاههای فرهنگی نباید مرجعیت خود را از دست دهند، گفت: دستگاههایی که متولی فرهنگ هستند دیگر کار فرهنگی انجام نمیدهند و به نظر میرسد فرهنگ دیگر در اولویت نیست. علی رغم اینکه مقام معظم رهبری در همه فرمایشات خود به فرهنگ اشاره میکنند؛ اما عملا وقتی در جامعه نگاه میکنیم میبینیم فرهنگ جایی ندارد. برخی قوانین و مقرراتی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب میرسد، متناسب با نیازها و خواستههای مردم نیست؛ بعضا این مسئله در استان هم دیده میشود که اعتبارات بسیاری به تحقیقات و پژوهشهای حوزههای آب و برق تخصیص مییابد، در حالی که جای فرهنگ در بین اعتبارات خالی است و در رتبه آخر است و هیچ هزینهای برای فرهنگ نمیشود.
وی ادامه داد: امروز با نسلی مواجه هستیم که حرفشان با ما متفاوت است. ما روی همان نقطهای که بودیم توقف کردیم و خودمان را در ارتباط با نسلی که متفاوت با نسل قبلی خود چه به لحاظ ضریب هوشی، چه به لحاظ فهم، به روز نکردیم. برای مثال سینما سالانه 4 میلیون مخاطب دارد. از سویی دیگر و بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان بازیهای رایانهای کشور، این بازیها مخاطب 40 میلیون نفری دارند. بازیهایی که محتوا و خوراکی به ما میدهند که ما هیچ نظارت و برنامهای برای آن نداریم و تمام ذهن ما معطوف به فضای مجازی و ماهواره است و از نفوذی که خصوصا در سنین پایین صورت میگیرد غافل هستیم.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان افزود: امروزه اغلب ارزشهای جامعه و حتی برخی ارزشهای دینی و مذهبی به خاطر عدم آگاهی و عملکرد بعضی افراد، به سمت ارزشهای مادی سوق داده شدهاند و درگیر مادیات زندگی شدند. وقتی در کشور به فرهنگ توجه نکنیم و اولویتهای فرهنگی تبدیل به شعار شود، دستگاههای فرهنگی از همه دستگاهها ضعیفتر میشوند و حتی قدرت اداره خودشان را هم پیدا نمیکنند و دچار روزمرگی میشوند.

وی ادامه داد: به نظر میرسد کار فرهنگی به دلیل تأمین منابع مالی متوقف شده است. امروز درگیر گزارش، آمار و مسایل جمعی شدیم. تا زمانی که فرهنگ در سبد ذائقه مردم قرار نگیرد نمیتوانیم کار خاصی برای ارتقا فرهنگ جامعه انجام دهیم. امروز همه با مشکلات آشنا هستیم، اما هیچ راهکاری برای آن ارائه نمیشود. از سوی دیگر، فرهنگ نیز سلیقهای شده و هر شخصی با سلیقه خود فرهنگ را تعریف میکند و اجماعی در این زمینه صورت نمیگیرد. تا زمانی که فرهنگ در اولویت و جزو دغدغه مردم و مسئولان قرار نگیرد صحبت درباره فرهنگ، اگر نخواهیم ناامیدانه بگوییم، فایده چندانی ندارد و باید چارهای اندیشید. در بسیاری اوقات شاهد هستیم برخی از مدیران فرهنگی، خودشان فرهنگی نیستند. امروز شاید تنها جایی که برای انتصابات نیاز به تخصص خاصی نداشته باشند و خواهان زیادی هم دارند مجموعههای فرهنگی است؛ این یک درد است که فرهنگ به دست افرادی سپرده شوند که نه دغدغه آن را دارند و نه تخصص آن را؛ ضمن اینکه تعداد دستگاههای فرهنگی هم که هر کدام تعاریف خاص خودشان را دارند از جمله معضلات جامعه ما است.
مرعشی در ادامه این نشست گفت: یک کار حداقلی خیلی سادهای میتوانستیم انجام دهیم که ندادیم، اما بالاخره اکنون هم میتوانیم شروع کنیم. و آن اینکه حداقل به داشتههای فرهنگی خودمان آسیب نزنیم؛ اگر نمیخواهیم آن را ارتقا دهیم حداقل آنچه را هم که داریم از دست ندهیم.
مرعشی همچنین به تعدد و فراوانی مطالعات پژوهشی در سراسر کشورها اشاره کرد و گفت: در نتایج برخی از این مطالعات بر اهمیت نماز و تاثیر آن در سلامت روانی و رفتاری تاکید شده است و این مدعا بیانگر آن است که ما در حال فاصله گیری از چیزی هستیم که همه دنیا دارد به سمت آن میرود. آنها آسیب دور شدن از این ارزشها را دیدهاند و در حال بازگشت هستند و ما در حال فاصله گرفتن هستیم. دنیا اکنون در حال رفتن به سمت طب خدایی هستند و تاکنون 200 هزار پژوهش انجام دادهاند. میگویند اگر فرد دیندار باشد سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و خانوادگی همه محفوظ میماند. آنها دریافتهاند که خلأشان کجاست و از سوی دیگر فهمیدهاند نقطه قوت ما کجاست.
این روانشناس در ادامه گفت: نوع رفتار امروز جوانان هیجانی است نه شناختی؛ لازم است نظرات جوانان به شکل سازمان یافته تبیین و در اختیار دستگاههای فرهنگی داده شود و بگوییم آسیب این جا است و اگر بخواهیم کار موثری با کمترین وقت و هزینه انجام دهیم باید تمرکز را بر نقاط مشخص بگذاریم و از پراکنده کاریها خودداری کنیم. به اعتقاد من آسیب اصلی در معنویتزدایی از نسل جوان است که خیلیها دست به دست هم دادند که این کار را انجام دهند؛ در این میان باید کاری کرد که هر فردی سر جای خودش باشد. باید کاری کرد افراد دارای سواد و مطالعه لازم در کشور مطرح شوند.
حسینزاده در ادامه گفت: از منظر جامعه شناسی در بخش رویکردهای مربوط به حوزه فرهنگ معتقد هستند که نظامهای فرهنگی وظیفه حفظ الگوها را در یک جامعه دارند و حوزه فرهنگ امری اکتسابی است و باید با استفاده از ابزارهایی، این امر درونیسازی و کنترل شود و هدایت جامعه شکل گیرد. در بحث کنترل نمیتوانیم از بیرون آن را انجام دهیم و این امر امکانپذیر نیست.
وی ادامه داد: من به هیچوجه از این نسل ناامید نیستم؛ ما شاهد حضور پرشور این نسل در مراسم تشییع شهید سلیمانی و راهپیمایی اربعین هستیم، اما به هر صورت به بخشی از وظایف خود به خوبی عمل نکردیم؛ باید ببینیم چگونه عمل کردهایم که نهادهای فرهنگی مربوط به نهاد خانواده و آموزش و پرورش شکل نگرفته و ما دچار این مشکلات شدیم. نظامهای امپریالیستی و سرمایهگذاری از همان ابتدای شکلگیری، خوابهایی برای مردم دیدهاند و ما با انقلاب اسلامی یک گفتمان جدید و ساز مخالفی را برای آنها مطرح کردیم. مطمئناً از روز اول تا امروز از دشمنی آنها کم که نشده، بلکه بیشتر هم شده است، زیرا ما گفتمان جریان مقاومت را مطرح کردیم، اما این باعث نمیشود به وظایفی که به عهده داشتیم عمل و توجه نکنیم. امروز علیرغم این مشکلات به این نسل معتقد هستیم. آنها تربیت یافته همین نظام هستند، اما کم کاریهای باعث شده در شرایط جدید، مشکلاتی مترتب شود و شاهد خواستهها و مطالبات متفاوت باشیم.
حسینزاده در پایان در خصوص راهکارهای وضع موجود گفت: ضمن اینکه به وظایف خود عمل میکنیم در حوزه نظری به نوعی تکثرگرایی توجه داشته باشیم؛ آن تکثرگرایی که در چارچوب ارزشهای دینی باشد نه امپریالیستی. بخش عظیمی از خاستگاه فرهنگ ما، فرهنگ دینی است که قابل انکار نیست. باید برای تفاوتها ارزش قائل شد تا بتوانیم درک صحیحی از نسل جدید داشته باشیم. طبق بیانات مقام معظم رهبری اگر زمانی جنگی کشور را تهدید کند جوانان امروز حتی از جوانان جبهه هم بهتر مقاومت میکنند.

همچنین مجید منادی، سرپرست معاونت امور فرهنگی و رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در این میزگرد عنوان کرد: مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانیهایشان در خصوص سبک زندگی 21 پرسش را از موضوعات خیلی جزئی تا کلان مطرح کردند. پاسخ درخوری به این پرسشها چه از سوی دستگاههایی که در این زمینه مسئولیت داشتند و چه از حوزه علم و دانشگاه داده نشد. اگر هنرمندی یا اهالی قلم و رسانه بخواهند به منبعی در این زمینه مراجعه کند متأسفانه منابع محدودی وجود دارد و در این زمینه قطعا خلا وجود دارد. افراد دغدغهمند بسیاری هستند که علاقهمند به ورود به این حوزهها هستند اما متأسفانه در بخش مفاهیم کاربردی خلأ وجود دارد و لازم است اساتید دانشگاهها جهت پر کردن این خلأها ورود و این گفتمان را ایجاد کنند.
منادی گفت: بخشی از مشکلات امروز ناشی از تغییر رسانه یا همان فضای مجازی است. لازم است تبیین شود که تغییر کدام است و آسیب کدام است؛ یا اینکه هر موضوعی تبادل است یا تهاجم. شاید موضوعی که امروز فکر میکنیم تغییر است در آینده به آسیب و انحراف تبدیل شود. هیچ مشکل بزرگی بدون نشانههای بزرگ نیامده است.
وی در پایان تصریح کرد: یکی از مشکلات اساسی دقیقه نودی بودن و نبود فرهنگ پیشگیری است؛ از سوی دیگر دستگاههای فرهنگی مرجعیت لازم رسانهای و فرهنگی خود را از دست دادهاند. شاید یکی از راهکارهای معضلات امروز مردمیسازی گفتمان است.
انتهای پیام