کد خبر: 4104743
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۴۰۱ - ۱۶:۲۲
فریده پیشوایی:

تفکیکیان معاصر به ظاهر روایات بسنده می‌کنند

پژوهشگر دینی گفت: بررسی ما در آثار قرآنی اهالی مکتب تفکیک نشان داد که خودشان به کارکرد عقل در تفسیر آیات اعتقاد دارند و برخی از آنها در جمع‌بندی بین آیات و روایات و در عمل استفاده کرده‌اند اما در تئوری و نظریه چنین چیزی را ذکر نکرده‌اند.

فریده پیشوایی

به گزارش خبرنگار ایکنا، فریده پیشوایی، پژوهشگر دین و سردبیر مجله مطالعات قرآنی «نامه جامعه» امروز دوشنبه 14 آذر 1401 در سمینار «عقل، اخباری‌گری و تفکیک» با موضوع «تحلیل انتقادی مبانی و روش تفکیکیان معاصر در تفسیر قرآن» سخنرانی کرد.

در ادامه گزیده سخنان وی را می‌خوانید؛

به صورت کلی بنای ما بر این است که مبنا و روش تفکیکی‌ها را بررسی کنیم. اگر این جریان فکری را به دو دوره زمانی متقدم و معاصر تقسیم کنیم به این نتیجه می‌رسیم که با وجود اینکه اینها نگاهی سلبی به عقل فلسفی دارند اما جریان معاصرِ این رویکرد، نسبت به متقدمان، نگاه متعدل‌تری در پیش گرفته‌ است و با تعریف خاصی که برای عقل ارائه داده‌اند کارکردهایی برای آن قائل هستند اما فرضیه ما این است که دیدگاه تفکیکیان معاصر، در مبنا و روش، با وجود امتیازاتی که درباره فهم قرآن داشته‌اند باز هم دارای آسیب‌ها و اشکالاتی است.

مبانی مکتب تفکیک

اگر مبانی اهالی مکتب تفکیک را به سه محور شامل الزام به بینامتنیت در فهم قرآن، حجیت ظواهر قرآن و نفی عقل فلسفی تقسیم کنیم به هر کدام از آنها ایراداتی وارد است. بنده سعی می‌کنم ورود زیادی به مباحث نظری نداشته باشم و به صورت مصداقی، انعکاس این رویکرد در تفسیر را در مقایسه با تفاسیر عقل‌گرایی همانند تفسیر المیزان نشان دهم. از جمله اشکالات درباره الزام به بینامتنیت در فهم قرآن این است که این رویکرد تلاش دارد فهم قرآن را با مراجعه به سنت صحیح معصومین روشن کند اما اشکال این است که مکانیزم و چگونگی فهم روایات و نحوه یافتن روایات تفسیری یا رابطه و پیوند آیات و روایات و همچنین در جایی که روایات با هم متعارض هستند روشن و مشخص نشده است.

این اشکال از این جهت وارد است که این جریان، در تفسیر قرآن، رجوع کم سابقه‌ای به روایات دارند هرچند روشن است که رجوع به روایات در مکتب امامیه واجب است اما لازم بود نحوه مراجعه به روایات را به صورت نظام‌مند بیان کنند. ایراد دیگر بی‌توجهی به سایر متون موثر در فهم قرآن همانند متون تاریخی معتبر و گزارشات عهدین است. مبنای دوم این جریان حجیت ظواهر قرآن است. در سایر رهیافت‌های تفسیری هم این رویکرد وجود دارد اما اشکال آنها بسنده کردن به حجیت ظواهر است و مهمترین مورد، تقلیل محتوای آیات به دلالت تطابقی و معنای ظاهری آیات و اشکال دیگر آنها طرد برخی از ظواهر بدون دلیل مستند است.

انتقادات به مکتب تفکیک

مبنای سوم مکتب تفکیک، نقد عقل فلسفی است. آنها می‌‌گویند مبانی دینی باید فقط از اهل بیت(ع) گرفته شود و کسانی که از راهی غیر از اینها از جمله مباحث فلسفی و برهانی و استدلالی به تفسیر قرآن بپردازند در گمراهی هستند. هرچند ما معتقدیم که قرآن کتاب فلسفه، عرفان، فقه یا علوم طبیعی نیست اما نکته در اینجاست که اگر با بهره گرفتن از هر یک از این علوم، به گزاره‌هایی برسیم که نوع بشر به آن نرسیده و اتفاقا قطعی باشد و با دلالت آیه تطابق داشته باشد چه ایرادی دارد معانی جدیدی را از قرآن کشف کنیم که تاکنون کسی به آن نرسیده باشد.

در نقد روش تفکیکیان معاصر باید گفت یکی از اشکالات آنها بسنده کردن به ظاهر روایات است. در قرآن کریم و در آیه 23 سوره قیامه آمده است: «إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ؛ و به چشم قلب جمال حق را مشاهده می‌کنند» آنها نظر علامه طباطبایی در تفسیر این آیه را رد می‌کنند و می‌گویند مردم در زمان، نظر به رحمت خداوند دارند در حالی که علامه طباطبایی تعبیری لطیف و جدید از آیه ارائه می‌دهد. اینها بیشتر جعل الفاظ می‌کنند و در اصطلاحات و عبارات آنان ابهام وجود دارد و مثلا منظور آنان از عقل فطری ابهام‌آمیز است. بررسی ما در آثار قرآنی اهالی مکتب تفکیک نشان داد که خودشان به کارکرد عقل در تفسیر آیات اعتقاد دارند و برخی از آنها در جمع‌بندی بین آیات و روایات و در عمل استفاده کرده‌اند اما در تئوری و نظریه چنین چیزی را ذکر نکرده‌اند.

 

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha