کد خبر: 4113515
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۴۰۱ - ۰۹:۱۳
به مناسبت سالروز شهادت امیرکبیر

بزرگ‌مرد جاویدان ایران + فیلم

میرزا محمدتقی خان فراهانی، مشهور به امیرکبیر اولین صدراعظم دوره ناصر‌الدین شاه قاجار در ایران بود. وی در دوره صدارت خود اصلاحات و تغییرات بسیاری در سیستم حکومتی و اجتماعی کشور به وجود آورد و همچنین پایه‌گذار روزنامه «وقایع اتفاقیه» و مؤسس مدرسه «دارالفنون» است. امیرکبیر سرانجام به واسطه توطئه اطرافیان شاه در سال ۱۲۳۰ شمسی در باغ فین کاشان به قتل رسید.

امیرکبیرمحمدتقی كه بعدها در تاريخ ايران به «اميركبير» شهرت يافت، در «هزاره» فراهان به دنيا آمد. با استناد به پاره‌ای از اسناد تاريخی، سال تولد او را در 1222 قمری دانسته‌اند. پدرش، كربلايی قربان، آشپزباشی دستگاه ميرزا بزرگ فراهانی (قائم‌مقام اول) بود؛ ساليان بعد نيز در نزد ميرزا ابوالقاسم قائم‌مقام (وزير نامدار عباس ميرزا نايب‌السلطنه) عهده‌دار مشاغلی جزيی شد. 

محمدتقی در دستگاه قائم‌مقام باليد و در نزد آن مرد دانشمند و پر آوازه، شيوه‌ منشی‌گری و صدور احكام ديوانی را آموخت. پيشرفت‌ها و جديت فرزند كربلايی قربان، قائم مقام وزير را واداشت تا در نامه‌ای خصوصی، آينده‌ درخشان او را چنين پيشگويی كند «ديروز از محمدتقی كاغذی رسيد. موجب حيرت حاضران گرديد. همه تحسين كردند و آفرين گفتند. اين پسر خيلی ترقيات دارد و قوانين بزرگ به روزگار می‌گذارد. باش تا صبح دولتش بدمد».

آينده‌نگری وزير، ديری نپاييد و ميرزا تقی جوان در سال 1243 قمری به كار دبيری و سپس استيفا گمارده شد. در اين هنگام جوانی بيست و چند ساله بود. اما لياقت و شايستگی‌اش هنگامی جلوه‌ بارزتری يافت كه همراه خسرو ميرزا، پسر عباس ميرزا نايب‌السلطنه، راهی سن پطرزبورگ شد تا از طرف فتحعلی شاه، عذرخواهی دولت ايران را از واقعه‌ كشته شدن «گريبايدوف» به روس‌ها ابلاغ كند.

ميرزا تقی خان آرام آرام پله‌های ترقی را می‌پيمود. در سال 1253 وزارت نظامی ايالت آذربايجان را برعهده گرفت و در ساليان بعد مأمور عقد قراردادی مرزی ميان ايران و عثمانی شد. 

سال 1264 قمری برای امير نظام سرآغاز دوره‌ تازه از زندگی پرتلاطم سياسی بود. در اين هنگام او وزير ناصرالدين ميرزای وليعهد بود و در تبريز (وليعهدنشين ايران) به اداره‌ امور می‌پرداخت. با ورود شاه جوان به پايتخت و تكاپوی مقتدرانه‌ امير نظام برای انجام كارها و فراهم كردن مقدمات تاجگذاری شاه، شكی باقی نماند كه مقام صدراعظمی ايران به آن رجال خائن نخواهد رسيد. 

ناصرالدين شاه در 21 ذيقعده همان سال تاج سلطنت را بر سر گذاشت، در حالی كه تنها هجده سال از ساليان زندگی او سپری شده بود. در اين زمان امير نظام لقب «امير كبير» را دريافت کرده بود؛ لقبی كه در ذهن تاريخ ايران به نيكی باقی مانده است و خاطره‌ مردی را زنده می‌كند كه خوش نام و بلندآوازه زيست و در دشوارترين روزهای زندگی‌اش، ايران و مردم ايران را از ياد نبرد. 

اميركبير بر اوضاع مسلط شده بود، اصلاحات مالی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود را پی گرفت. گماردن افراد شايسته بر دستگاه‌های دولتی از اقدامات مهم اوست. در سال 1267 قمری نيز دستور تأسيس روزنامه‌ای به نام «وقايع اتفاقيه» را داد. «وقايع اتفاقيه» پس از «كاغذ اخبار» ميرزا صالح شيرازی، نخستين روزنامه‌ ايران بود و نويسندگان آن وظيفه داشتند تا خوانندگان خود را از كارهای دولت ايران و رويدادهای جهان آگاه كند.

انديشه‌ تأسيس مركزی علمی به نام «دارالفنون» نيز از اميركبير بود. بنيانگذاری اين مركز و اقدام برای استخدام معلمان خارجی و احداث بنای دارالفنون، همه در زمان صدارت او انجام شد. اما هنگامی كه معلمان خارجی وارد تهران شدند و دارالفنون با همه‌ كارشكنی‌های برخی از رجال وابسته افتتاح شد، اميركبير از مقام خود عزل شده بود. 

كارهای اصلاحی اميركبير به آسانی پيش نمی‌رفت. شناخته شده‌ترين دشمن او را بايد مهد عليا مادر شاه دانست كه با بيگانگان در ارتباط بود و زمينه بركناری و حتی قتل اميركبير را می‌چيد. درباره‌ او نوشته‌اند كه اين زن، جاه‌طلب، تجمل‌دوست و مكار بود و ميل به قدرت در وجود او به‌طرز آزار دهنده‌ای زبانه می‌كشيد. در اين زمان خانه و دستگاه مهد عليا كانون فعاليت‌های مخالفان اميركبير بود. توطئه‌چينیی او و همدستی‌اش با سفارت انگليس، چيزی نبود كه از نگاه اميركبير پنهان مانده باشد؛ با اين همه تا آنجا كه ممكن بود با او مماشات می‌كرد. 

سرانجام دسيسه‌های پی‌درپی و بی‌وقفه‌ مهدعليا و همراهی وزير مختار انگليس با او، شاه جوان و ناآزموده را واداشت كه به خواسته‌ دشمنان امير تن دهد و در عصر چهارشنبه، 18 محرم سال 1268 در حالی كه كمتر از چهار سال از صدارت اميركبير سپری شده بود، فرمان عزل او را صادر كند. اميركبير از تمامی عناوين و مناصب رسمی خود محروم شد و از سوی شاه فرمان تبعيد او به «فين» كاشان صادر شد. در سفر بی بازگشت تبعيد، همسرش ملك‌زاده عزت‌الدوله همراه وفادار او بود. 

اما توطئه‌ها برای قتل اميركبير ادامه داشت. مخالفان حتی از زنده بودن او نيز هراس داشتند. شاه بی‌اراده، سرانجام تسليم خواسته و پافشاری مهدعليا و ميرزا آقاخان نوری شد و فرمان به قتل اميركبير داد. علی خان حاجب‌الدوله مأمور اجرای حكم شاه شد. 

قتل ناجوانمردانه اميركبير در روز 17 ربيع‌الاول سال 1268 قمری به وقوع پيوست. پيكر بی‌جان او را در كاشان دفن كردند. چند ماه بعد عزت‌الدوله دستور داد جسد همسرش را به كربلا ببرند و در صحن امام حسين(ع) به خاک بسپارند. 

انتهای پیام
captcha