کد خبر: 4147594
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۴:۲۶
حجت‌الاسلام نامخواه:

هویت انسان انقلابی نیازمند بازاندیشی مستمر است

مدیر گروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) گفت: بازسازی هویت انسان انقلابی می‌تواند به بازسازی انسجام اجتماعی کمک کند، بنابراین نیازمند بازاندیشی مستمر است و در عین اینکه باید این هبه الهی را در سطح اجتماعی بفهمیم، برای بازسازی آن تلاش کنیم.

///به گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست «هویت و انسجام انقلاب اسلامی» امروز ۲۳ خردادماه با حضور حجت‌الاسلام مجتبی نامخواه، پژوهشگر دانش اجتماعی مسلمین و مدیر گروه مطالعات اجتماعی پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) و سجاد صفارهرندی، رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

حجت‌الاسلام نامخواه در این نشست با اشاره به اسلام انقلابی و هویت انقلابی گفت: اسلام انقلابی به انسان ایرانی هویت داده تا انقلاب درونی و باطنی پیدا کند. در واقع اسلام انقلابی، ایده جدیدی برای انسان انقلابی است و عالم جدیدی را می‌طلبد که آغاز آن تحقق انقلاب اسلامی است. این ایده که بستر پیدایش انقلاب هویتی است، چه ایده‌ای است؟ در نگاه رهبر انقلاب و متفکران انقلابی، امر ملی محصول انقلاب اسلامی است و تا چند دهه قبل‌تر از آن امر ملی وجود نداشته است. در این راستا، با جامعه‌ای مواجه هستیم که طبقات گوناگون اجتماعی همه یک حرف، تقاضا و ایده دارند.

وی در ادامه درباره انسجام این انقلاب افزود: هویت انقلابی دو بعد مهم دارد، اولین بعد این است که در تقابل با تحجر و تجدد خلق شده است و نه تنها در دوران نهضت، بلکه در دوران نظام نیز درگیر ایده‌هایی است که صورت کاملاً مذهبی دارد. یعنی این طور نیست که دعوت انقلاب اسلامی یا اسلام انقلابی را فقط دینداری صرف بدانیم. در واقع دعوت انقلاب اسلامی، به اسلام دیگر یا شیوه دیگری است که از یک سو به وضوح الگو‌های سنتی دینداری و از سویی هم الگوی متجدد را نقد می‌کند. بُعد مهم دیگر ارجاعی است که به امر ملی دارد. در این ایده مقوله جامعه و برابری‌های آن اهمیت بسیار زیادی دارد و هویت انقلابی لزوماً یک هویت دینی نیست که هرچه دیندارتر باشد، برجسته‌تر باشد. این هویت لزوماً صورت اعتقادی ندارد و یک هویت اجتماعی است، بنابراین خروجی این انقلاب یک انسان انقلابی می‌شود.

حجت‌الاسلام نامخواه تصریح کرد: ما با هویتی مواجه هستیم که ویژگی عمومی دارد و عمومیت آن در طول تاریخ و دهه‌های اخیر تعینات بیشتری پیدا کرده است. به عبارت دیگر ما با هویتی مواجهیم که در صدر انقلاب می‌تواند انسجام بیافریند، اما همین هویت در ادامه به دلیل دگردیسی، بر ضد خود عمل کند. طبعاً مقصود، بی‌طرفی لیبرالی دولت و ملت نیست و حتماً تلاش بی‌وقفه برای اجرای احکام دینی و الهی دارد، اما این تلاش لزوماً باعث نمی‌شود طبقه یا سلیقه‌ای در جامعه‌ای در موضع فرادست نباشد. اساساً هویت انقلابی با همه مشتقاتی نظیر حزب الله و ... که می‌توان گرفت، اشاره به کلیت انسان انقلابی دارد و به موازات محدود شدن، ابعاد اجتماعی خود را از دست می‌دهد؛ در نتیجه نمی‌تواند عمومیت داشته باشد و دولت را قانع یا دعوت می‌کند که جای بیشتری را برای سلایق عمومی باز کند و برای قرار گرفتن در موقعیت‌های منزلتی جامعه، یارانه اختصاص دهد.

این پژوهشگر ادامه داد: در دوره قبل از انقلاب، کتابی با عنوان «پاسخ‌های استاد» منتشر شد که استاد مطهری با نقد مسئله حجاب به برخی سؤالات پاسخ داده بود. این کتاب در بلوا و دعوای هویتی آن موقع که زن ایرانی در جستجوی هویت جدیدی است، می‌گوید زن باید هویت اجتماعی داشته باشد، بنابراین باید در جامعه حجاب داشته باشد و تلاش می‌کند اثبات کند، مسئله حجاب، مسئله کاستن از انتظارات فرافقهی و فرااخلاقی متشرع است تا به حجاب معقول اجتماعی برسد. شهید مطهری به دلیل همین استدلال با محدودیت‌هایی مواجه می‌شود و در مساجدی که سخنرانی می‌کرد، اجازه سخنرانی پیدا نمی‌کند؛ بنابراین حاشیه‌هایی بر این کتاب می‌نویسند که ۲۰ نقطه درگیری اسلام انقلابی و ایده تحجر را نشان می‌دهد. در واقع ایده تحجر رسوم و سنت‌هایی را در میان متشرعان ایجاد کرده که اسلام را مسخ کرده است.

مسئله امروز جمع میان فراگیری و اصالت

سجاد صفارهرندی، رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی نیز در ادامه این نشست گفت: انقلاب اسلامی در شرایطی رخ داد که شاید نه به اندازه امروز و اکنون ما، اما به طور معناداری در درون جامعه ایران، تکثر‌ها و تنوع‌هایی را داشتیم و فراتر از اینها، در درون جامعه ایران، تضاد‌هایی را داشتیم که بخشی از این تضاد‌ها به موقعیت‌های اجتماعی، سبک‌های زندگی، نگرش فرهنگی، ایده‌ها و رویکردها، دیدگاه‌های اعتقادی و نظری و ... مربوط بود، حتی اگر چارچوب کلی جامعه را محدود کنیم و به بخش متدین جامعه تمرکز کنیم، در این بخش هم نزاع‌ها و تضاد‌های جدی وجود داشت که در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب چند موضوع و شخصیت یا اثر داریم که موضوع مناقشات گسترده در دل جامعه ایران هستند‌؛ مانند مرحوم دکتر شریعتی که در جایگاهش نزاع جدی وجود داشت و دوگانه‌ای که مثل حسینیه ارشاد و مهدیه کافی بود، واقعاً وجود داشت و هر کدام از طرفین نیز مریدانی داشتند. مثال دیگر درباره کتاب «شهید جاوید» است که روحانیت را به دو بخش تقسیم و موافقت و مخالفت با این کتاب انشقاق جدی ایجاد می‌کند.

وی افزود: وجه اعجاب انقلاب این است که یک نوری را روشن می‌کند که به نحو باورنکردنی طرفین این نزاع‌ها در نقطه مشترک قرار می‌گیرند و مسئله در لحظه انقلاب این نیست که طرفین این نزاع‌ها را دفع کند، بلکه گامی فراتر می‌گذارد که در آن مسائل قبلی اولویت خود را از دست می‌دهد و در انقلاب اسلامی می‌بینیم که همه گروه‌ها، احزاب و ... در ثقلی متمرکز می‌شوند که مسائل قبلی را تحت الشعاع قرار می‌دهد و به سایه می‌برد. هر چند از نظر گذر زمان این مسئله همیشگی نبوده است و از جایی این دوئیت‌ها سربرمی‌آورد.

صفارهرندی ادامه داد: انقلاب اسلامی از آموزه انقلاب مستقل است و در پرتو این واقعه است که آموزه جلوه می‌یابد. یعنی اول جوانان دهه اول انقلاب امام را پیدا می‌کنند و به انقلاب دست می‌یابند، به عبارتی از مسیر امام به اسلام انقلابی می‌رسند؛ بنابراین انقلاب یک جهش اجتماعی است که ورای تکثرها بوده و آن‌ها را در خود حل کرده است. تقریباً به جز شاه و کادر نزدیک به رژیم پهلوی، چه کسی بوده که در انقلاب نباشد و عظمت انقلاب نیز از همین رو است.

وی با بیان اینکه به واسطه رخداد انقلاب، آموزه انقلاب اجتماعی می‌شود و بخش عمده‌ای از بدنه اجتماعی را جلب می‌کند، تصریح کرد: حضرت امام در دل مبارزه و در مقطع بعد از پیروزی، دغدغه حفظ این جمعیت را دارند و به نحو دشواری همزمان با اینکه دغدغه آموزه را هم دارند، در جا‌هایی این دو با هم همساز نیست، اما در موقعیت‌هایی می‌توان رد آن را گرفت که ایشان چگونه اصرار دارند، تمرکز جامعه را از نقاطی که مورد تمایز و منازعه است، دور کرده و روی اشتراکات متمرکز شوند. امام خمینی(ره) سعی می‌کند با منشور برادری حدود این منازعه را در چارچوب کلی انقلاب تعریف کند و در دل نقاط مورد نزاع، ویژگی‌هایی را مورد تأکید قرار دهد که در برآیند نزاع‌ها تأثیر می‌گذارد و در این راستا، نگاهشان نگاه تسویه‌ای نیست.

صفارهرندی گفت: در مشی و طریق امام، این گرایش همزمان با پیشبرد و صیقل‌بخشی به آموزه انقلابی و تلاش برای حفظ مجموعیت اجتماعی انقلاب بوده است و این مسئله امروز ماست و در رهبری مقام معظم رهبری نیز به آن توجه شده است و رهبر معظم انقلاب ظرایف بیشتری در اداره و پیشبرد این مسئله دارند.

رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در ادامه بیان کرد: جمع میان فراگیری و اصالت، مسئله امروز ماست و این جمع، امروز نیازمند ابداعات، ابتکارات و پیشروی‌های تئوریک، نظری و سیاستی است که لوازم و مصالح آن در این سال‌ها فراهم شده و امکان‌ها و قابلیت‌های آن به وجود آمده است و در شیوه رهبری امام و رهبری وجود داشته و دارد.

انتهای پیام
captcha