تنها زندگی کردن بهعنوان شیوهای از زندگی است که گرایش به آن در سالهای اخیر در کشورمان روبه افزایش بوده و سهم دختران در این میان قابل توجه است. بهطوری که یافتههای پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان که در سال 1399 نشان میدهد، 58/8 درصد جوان به تنهازیستی تمایل دارند. همچنین براساس بررسیهای مرکز آمار ایران، تجرد قطعی در ایران در سال 1395، 2/3 درصد برای مردان و 3/7 درصد برای زنان اعلام شده است. این آمار بیانگر آن است که میزان تجرد قطعی در بین زنان بیشتر مردان بوده است. همچنین آمار خانوادههای تک نفره در ایران به نسبت کل خانوادههای ایران در سال 1385، بیش از 880 هزار خانوار تکنفره در کشور مورد شمارش قرار گرفته بود که این آمار در سال 95 به بیش از 2 میلیون نفر رسید.
در کشورمان، بهدلیل حاکمیت حساسیتهای فرهنگی و اجتماعی نهاد خانواده و فرهنگهای سنتراهبر که به اعتقاد دیوید رایزمن، جامعهشناس «در آن هنجارهای سالهای بسیار دور به انسانها میگویند چگونه زندگی کنند»، زندگیهای تکنفره در کشور، در عرصه عمومی بازنمایی جدی نشده است. از اینرو برای درک و شناخت بهتر تنها زندگی کردن دختران در ایران لازم است بدون پندارهای پیشین هنجاری و ارزشگذاری جنسیتی به این موضوع بنگریم.
برهمین اساس، برای فهم پدیدارشناسانه تنهازیستی دختران و بهدست آوردن تصویر واقعی و روشن از دخترانی که بهتنهایی زندگی میکنند نیازمند فهم عمیقتر از سوی بازیگران اصلی آن هستیم. این دختران با شرایط فرهنگی و اجتماعی متنوع و انگیزههای مختلف به اختیار و یا به اجبار، ادامه گذران زندگیشان به سبک زیست تکنفره بوده است.
در میان دخترانی که با انتخاب خود، جداشدن از خانواده و تنها زیستن را انتخاب کردند، یکی از عوامل مهم این انتخاب را نابسامانی وضعیت خانواده و روابط با والدین دانستند. بهطورمثال زهرا، 26 ساله و معاون مدرسه که از تجربه 2 ساله تنهازیستیاش باعنوان بهترین انتخاب زندگیام یاد میکند، یکی از همین دختران است که علت انتخاب این سبک زندگی را کنترلگری والدین و عدم تحمل این رفتار میداند و میگوید: «سختگیریهای خانوادهام قدرت انتخاب و تصمیمگیری را از یک جوانی با روحیه استقلالطلبی من سلب میکرد، بهطورمثال برای اجرایی کردن هر ایده ذهنی که مستلزم کار بیرون و رفتوآمد و تعاملات گسترده بود، با سرکوب از سوی خانواده مواجه میشدم. خانوادهام پایبند به باورهای دیرینه و سنت هستند و برای آنان پذیرش این سبک زندگی بهشدت سخت بود اما آرامآرام با این مسئله کنار آمدند. من همواره از سمت دوستان و همکارانم برای این انتخاب حمایت حداکثری شدم و از این بابت خداراشاکرم اگرچه از سوی اقوام و خویشاوندان نگاههای نادرستی دریافت کردم.»
زهرا که بهدنبال بازاندیشی هویت و شخصیت مستقل بود، آن را با تنهایی زندگی کردن کسب کرده و معتقد است: «خانه مجردی و زندگی مجردی بار معنایی منفی ایجاد میکند، درحالیکه خانه من هویتدار است زیرا بهدنبال ظهور و بروز ارزشها و باورهای فکری در محیط پیرامونم بودم بهطورمثال برگزاری روضه ماهانه و روضه در ماه محرم و صفر و برپایی دورهمیهای دخترانه در مناسبتهای مختلف، یکی از ارزشهای ذهنیام بود که در منزل خودم اجرا و پیادهسازی کردم. بسیاری از وسایلم هدایای دوستان و زائرین امام رضا(ع) است که به خانه اصالت بخشیده است. به اعتقاد من، خانواده باید بتواند دخترش را در نقشها و هویتی غیر از مادری یا همسری تجسم کند و بداند همه آنچه که در مسیر زندگی دخترش قرار دارد، ازدواج و تشکیل خانواده نیست.»
مهناز، 36 ساله و کارشناسی ارشد حسابداری که در خانوادهای با چهار فرزند بهدنیا آمده و پدرش را از دست داده، یکی دیگر از همین دختران است که کارشناسی ارشد خود را در تهران گذراند و پساز پایان دوران تحصیل و شاغل شدن در تهران به زندگی مستقل خود ادامه داد و مستقل شدن را تجربهای میداند که رشد انسان را در پی دارد و اینگونه روایت میکند: «تنهایی زندگی کردن در ابتدا با مخالت شدید مادرم مواجه شد اما پسازآن تاحدودی پذیرفت که طی کردن روزانه مسافت طولانی از خانه به محل کار دشوار است و موافقت نسبی خود را با تنهایی زندگی کردن من و سپس خواهرم اعلام کرد. همانطور که امروزه تنهازیستی دختران در کشورمان بیشتر شده است و بهتبع این تنهازیستی، میزان پذیرش و مقبولیت آن از سوی جامعه هم افزایش پیدا کرده است. از طرفی، رفت وآمدهای دیرهنگام به منزل و جلسات آنلاین کاری در ایام کرونا باعث آزردگیخاطر مادرم میشد و علاقه، دغدغهها و بهطورکلی سبک زندگی من موردتأیید مادرم نبود و نارضایتی خود را ابراز میکرد، کلیه این اتفاقات درکنارهم منجر به جداشدن من از خانواده شد.»
اشتغال، امکان تشکیل و اداره زندگی را فراهم میکند بنابراین محیط کاری و نوع برخورد کارفرما در موقعیتی که متوجه میشود که همکار خانم آنها به انتخاب خود، تنها زندگی میکند، میتواند شرایط کاری و زندگی او را دستخوش تغییراتی کند.
مهناز معتقد است: «تصور زندگی تکنفره و کمهزینه بودن مخارج زندگی یک دختر مجرد توسط کارفرما از چالشهای جدی این سبک زندگی است. کارفرما انتظار دارد در جلسات دیرهنگام کاری حضور پیدا کنیم و امور اضافی که خارج از مسئولیت کاریمان هست را انجام بدهیم. درواقع اضافه کاری و مسئولیتهایی که دیگران انجام نمیدهند را غالباً برعهده من میگذاشتند دراینراستا، تلاش کردم تا با برنامههای مختلفی که خارج از ساعت کاری برای خودم فراهم کردم در چالش اضافهکاری بهبهای مجرد بودن نیفتم.»
در سویی دیگر، دختران مجردی هستند که تنها زندگی کردن را انتخاب نکردند بلکه به دلایل خواسته یا ناخواسته ازدواج نکردند و در ادامه زندگی به دلایلی همچون مهاجرت اجباری، تحصیل و اشتغال و مواردی از این قبیل، به تنهازیستی روی آوردند. علیرغم اینکه شواهد حاکی از آن است، تنها زندگی کردن دختران در ایران با مخالفت والدین مواجه میشود که به دلایل آن در ادامه اشاره میکنیم، دخترانی هستند که به تشویق و پافشاری والدین، تنها زندگی کردن را تجربه میکنند. معصومه یکی از همین دختران است که شاغل و 34 سال سن دارد، میگوید: «به تنهازیستی عادت کردم و خانواده با جدا شدن من و تنها زندگی کردن نهتنها مخالفت نکردند بلکه پیشنهاد و انتخاب خودشان بود، زیرا براین اعتقاد بودند که زندگی در روستا مانع پیشرفت و ظهور استعدادهایم میشود و مرا به اهدافم نمیرساند بنابراین پذیرش اولیه از سمت خانواده بود اما پساز گذشت چند سال دوری و جدایی، انتظار بازگشت من را دارند.علیرغم پذیرش اولیه از سوی خانواده، حمایت مادی و معنوی از سمت آنان کمرنگ بود.
علیرغم اینکه بسیاری از افراد تنهازیستی انتخاب فردی خودشان است، سبک زندگی مجردی انتخاب من نبوده و بهعلت شرایط محل زندگی و پیشنهاد خانوادهام آن را در پیش گرفتم و همیشه در تصور من این سبک زندگی موقتی بود. پس از گذشت مدت زمانی از زندگی مجردی تلاش کردم تا ذهنیت موقتی بودن شرایط را از خودم دور کنم و فعالیتها و اجرای برنامههایم در این سبک جدید زندگی را آغاز کردم.»
وی که به گفته خودش، حواشی بسیاری را در محیط کاری تجربه کرده است، از تبعیض جنسیتی در محیط کار و دغدغههایش میگوید: «تفاوت در حقوق و ساعت کاری برای خانمها در محیط کار نسبت به مردان وجود دارد و این تبعیض زمانی افزایش پیدا میکند که خانم مجرد باشد یا بهتنهایی زندگی کند، درحالی که فرد مجرد و تنها، مسئولیت زندگی را برعهده میگیرد و کارفرما هم باید با این نگاه به کارمندانش نگاه کند. علیرغم حواشی بسیاری در محیط کاریام پیش آمده است، رفتارهای تحکمآمیز را نمیپذیرفتم ما باید یک اصل را بپذیریم که فرد مجرد نسبت به متأهل ذهن آزادتری دارد اما لزوماً وقت بیشتری ندارد.افزایش اجارهبها و اجاره کردن منزل بهتنهایی یکی از چالشهای جدی است باوجود اینکه یک فرد تنها حاشیه کمتری دارد.»
بهطورکلی تنهایی زندگی کردن یک سبک زندگی است که در نگاه اول و برداشت سطحینگرانه از دخترانی که این سبک زندگی را انتخاب کردند ممکن است ضدخانواده بودن، فردگرایی و خودمحور بودن، دوریگزینی از تعامل و روابط نوعدوستانه و مسالمتآمیز در ذهن عدهای نقش ببندد که پرسشهای مختلفی را بهوجود میآورد. آیا افرادی که بهتنهایی زندگی میکنند، بهتدریج روحیه همدلی و مشارکت در آنان کاهش و فردگرایی و خودمحوری در آنان افزایش پیدا میکند؟ آیا تنهازیستی، راه گریز از محدودیتها و چارچوبهای فکری و عقاید خانوادههای سنتی و بهبود شرایط زندگی است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسشها و تحلیل این موضوع با معصومه مروی، روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده گفتوگو کردیم که در ادامه میخوانید:
معصومه مروی، روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده در گفتوگو با ایکنا از قم، درخصوص چرایی گرایش دختران به تک زیستی، اظهار کرد: موضوع تنها زیستن دختران از کشورهای غربی و پیشرفته آغاز شد و آهستهآهسته به کشورهای جهان سوم توسعه یافت. از اینرو، در کشورمان و باتوجه به فرهنگ و بافت سنتی و خانوادگی که برآن حاکم است، یک پدیده نوظهور بهشمار میآید. تنهازیستی یا تکزیستی دختران را بیشتر در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان و کرج شاهد هستیم و در شهرهای کوچکتر یا شهرهایی با بافت سنتیتر، این مسئله کمتر به چشم میخورد اگرچه در دهههای اخیر هم در این شهرها، کموبیش شاهد ظهور این پدیده بودیم.
وی ادامه داد: بسیاری از مطالعات و پژوهشهای جامعهشناسان نشان میدهد، یکی از عوامل بسیار مهم در گرایش و تمایل دختران بهسمت تنها زیستن، بدون در نظرداشتن موقعیت جغرافیایی، ظهور مدرنیته و پیشرفت است. جامعه مدرن، هویتهای منتسب به فرهنگ را تغییر میدهد، بهطورمثال در اصول سنتگرایی، یک زن هویت خود را در نقش همسری یا نقش مادری تعریف میکند اما امروزه زنان به این مسئله پی بردند که غیر از نقش مادری یا همسری، میتوانند هویت خود را در نقشهای دیگری که در مدرنیته برای آنان فراهم شده است، تعریف کنند.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده افزود: بهطورمثال اشتغال، مهاجرت، تحصیلات و مسائلی از این قبیل میتواند هویت جدیدی را برای زنان بسازد و نقشهای سنتی و متداول دیگر در چنین جامعهای رنگ میبازد. بنابراین زن ایدهآل در جامعه امروز، زن مدرن و مطابق با اصول مدرنیته است. این مسئله در دهههای اخیر در جامعه ما پررنگ شده است و از عوامل گسترش آن در جامعه ما میتوان به فضای مجازی، فناوریهای اطلاعات و اقتضائات دنیای مدرن که در دسترس همگان ازجمله زنان قرار دارد، اشاره کرد.
وی بیان کرد: زنان در چنین شرایطی بهدنبال بازاندیشی هویت و شخصیت خود میروند و فضای استقلال شخصیت و مجردی برای آنان پررنگ میشود، علاوه بر مدرنیته و اقتضائات آن، عوامل دیگری میتواند در افزایش گرایش و تمایل دختران به تنها زیستن تأثیرگذار باشد؛ عواملی مانند زمینههای نامساعد خانوادگی از جمله طلاق حقوقی و طلاق عاطفی والدین، ناکارآمدی پدر و مادر شرایطی را فراهم میکند که درکنار مدرنیته و ابزارهای آن، سبک تنهازیستن دختران، خانههای مجردی و خوابگاهها گسترش پیدا کند.
مروی با بیان اینکه پیامدهای مدرنیته تنها در نهادهای بزرگ سیاسی و اقتصادی حکومتی متمرکز نیست و این تغییرات در عواطف و شرایط زندگی خصوصی افراد هم درحال نفوذ و گسترش است و هویت و احساسات شخصی انسان را دگرگون میکند، بیان کرد: جامعهشناسان برای ماهیت و شکل روابط در دنیای مدرنیته از اصطلاحات مختلفی مانند رابطه ناب استفاده کردند و با گسترش و نفوذ مدرنیته و پررنگ شدن روابط شخصی، فرهنگ پدرسالاری و سبک زندگی افراد با محوریت خانواده کمرنگ میشود و زنان در انتخاب شیوه زندگی آزادی بیشتری پیدا کنند و یکی از این شیوههای زندگی همان تکزیستی یا تنهازیستی دختران است.
وی با اشاره به اینکه ظهور اندیشهها و تفکرات نوگرا مانند فردگرایی، برابری، آزادیخواهی و فمینیسم تا حدودی میتواند در گرایش دختران به تنهازیستی تأثیرگذار باشد، تصریح کرد: بهطورکلی مدرنیته سلسله مفاهیمی ازجمله آزادیخواهی، برابری جنسیتی و فمینیست را بههمراه دارد اما نمیتوان گفت ظهور این مفاهیم در جامعه تا چه اندازه میتواند در گرایش دختران به تکزیستی مؤثر باشد. مسئله اینجاست، بافت اجتماعی خانواده در کشورمان با سرعت رشد مدرنیته همگام نبوده است و بنابراین در انتقال فرهنگ از یک نسل به نسل بعدی وقفهای ایجاد شده و شکاف نسلی در سایه گسترش مدرنیته باسرعت بیشتری افزایش پیدا میکند.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده ادامه داد: سبک زندگی گذشتگان ما، مناسب نسل جدید در دنیای مدرنیته با این مفاهیم جدید نیست، سرعت گسترش مفاهیم و الگوهای مدرنیته در فضای مجازی درکنار سرعت کند و ضعیف انتقال فرهنگ از سوی خانواده به فرزندان یکی از عوامل جدی برای گرایش دختران به سمت تکزیستی است.
وی افزود: بهطورمثال در دنیای مدرن، دختران، سیستم پدرسالاری را نمیپذیرند و با بسیاری از اعمال و رفتار والدین خود که با الگوی ذهنی آنان تناسب ندارد، مخالفت میکند، آنان بر این باورند که مادر باید در ابتدا شخصیت و هویت فردی خود را تعریف کند و نقش مادری فداکار و ایثار برای آنان کافی نیست.
مروی اضافه کرد: توجه به نقشها و رسالتهای شخصیتی که به لحاظ وجودی برعهده انسانهاست، تعیینکننده نیازهای آنان است و این نقشها در ارتباط با خانواده پررنگ میشوند. بهطورمثال، در جامعه ما و براساس باورهای سنتی حاکم در نهاد خانواده، مرد نقش حمایتگری و زن آن شخصیتی است که مورد حمایت واقع میشود.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده تصریح کرد: بنابراین اگر یک زن به همسر یا یک دختر به پدر وابستگی داشته باشد، اشکالی به آن وارد نمیشود اما اگر مردی ابراز وابستگی کند و علت ناکامیهای خود را عدم حمایت همسر بداند گمان میرود که از نقش خود فاصله پیدا گرفته است و در واقع بسیاری از مشکلات به علت خروج از نقشهای وجودی انسان بهوجود میآید.
سبک تنهازیستی و ارمغان ارزشها و ضدارزشها برای دختران
وی تصریح کرد: تکزیستی و تنها زیستن دختران را یک کنش اجتماعی معنادار تعریف میکنیم، در فضای اجتماعی با نفوذ مدرنیته به خانوادهها و هویت افراد فارغ از آسیبهای خانوادگی، یک زن که بهدنبال بازتعریف هویت خود در دنیای مدرنتیه است، سبک جدیدی از زندگی را مشاهده میکند و این هویت را بهعنوان یک افق جدید در زندگی خود ترسیم کرده و در تلاش برای انطباق پیدا کردن خود با الگوهای زن مدرنیته است.
مروی افزود: بنابراین تنها زیستن برای او بهعنوان یک زن در دنیای مدرنیته حاوی جذابیتها و تجربههای جدید و ناب است، علاوه بر این، اگر محیط نامساعد خانوادگی را تجربه میکند، زیستن در یک محیط امن و آرام اولویت جدی اوست. درواقع امنیت و آرامش روانی و محیط زندگی برای او ارزش و اهمیت بالاتری نسبت به خانواده پیدا میکند.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده بیان کرد: بسیاری از مطالعات و پژوهشها نشان میدهد، زنان در ابتدای انتخاب سبک تنهازیستی ارزشها و امتیازهایی را بهدست میآورند، اما در برخی امور، آنان درگیر آسیبهایی میشوند که ضدارزشها برای آنان بروز و ظهور پیدا میکند؛ بروز آسیبهایی مانند عدم حمایت خانواده، نگاههای منفی و برچسبزنیهای نادرست اطرافیان و جامعه و عدم پذیرش مناسب از سوی جامعه ضدارزشهایی را برای او بههمراه دارد که آزاردهنده است.
وی ابراز کرد: خانواده در فرهنگ ما سراسر ارزش است و هر کنشگری که بهمنزله سست شدن نهاد خانواده باشد، ضدارزشهایی را به همراه دارد، اگرچه پیشتر در بحث عوامل گرایش دختران به تکزیستی، نابسامان بودن وضعیت خانواده را یکی از عوامل جدی مطرح کردیم، با اینوجود، بازهم موردقضاوت واقع شدن او و نگاههای نادرست خانواده و جامعه در ادامه این سبک زندگی خودنمایی میکند. اگر زنان از این آسیبها مراقبت نکنند، تنهازیستی برای آنان دشوار میشود.
مروی ابراز کرد: زمانی که فرد تنهازیستی را تجربه میکند، ممکن است این ویژگیهای شخصیتی در رفتار و گفتار او پررنگتر شود اما نمیتواند قطعیت داشته باشد، زیرا بسیاری از پژوهشها و مطالعات انجام شده از زندگی زنان مجرد در کلانشهرها نشان میدهد که آنان روابط دوستانه و عاطفی عمیق و پایداری دارند که جایگزین روابط خانوادگی شده است، بنابراین نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم تنهازیستی دختران، آنان را به سمت کاهش همدلی هدایت میکند.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده ابراز کرد: اگرچه انتظار میرود افراد با قرارگرفتن در محیط امن و آرام خانواده روحیه ایثار و ازخودگذشتگی را فرابگیرند اما در مدرنتیه برخی روابط عمیق دوستانه هم میتواند روحیه همدلی و مشارکت را در افراد پدیدار سازد.
مروی بیان کرد: اگر تکزیستی دختران بدون داشتن ارتباطات عمیق و دوستانه باشد، ممکن است شاهد کاهش همدلی و روحیه از خودگذشتگی باشیم، همچنین همراه با کاهش همدلی، افزایش خودمحوری و فردگرایی، عدم احساس امنیت، افسردگی، اضطراب، ناامیدی، خلأ محبت حقیقی و آرامش خانوادگی بروز و ظهور پیدا میکند.
وی ادامه داد: با بررسی مطالعات و پژوهشهای عدهای از همکارانم که حاصل مصاحبتها و پرسشهای طولانیمدت از دخترانی با تجربه تنهازیستی است، به این نکته جالب رسیدم که بسیاری از دختران بهعلت آسیبهای احتمالی در جامعه و محیط کار، تنهازیستی خود را پنهان میکنند؛ یکی از این آسیبها، نگاههای ناسالم و جنسیتی مردان در محیط کار به زنان است، زمانی که کارفرما در محیط کار متوجه تنهازیستی یک کارمند میشود، انتظارات کاری بیشتری از او دارد و بار مسئولیت بیشتری بر دوش او میگذارد. علاوه بر این، محیط امن با یک چارچوب مشخص در محیط کاری برای این زن رعایت نمیشود بنابراین برخی از گزارشها از تجربیات دختران نشان میدهد آنها تمایل دارند تنهازیستی خود را پنهان کنند.
مروی در پاسخ به این پرسش که عدهای براین باورند که تجربیات و فرصتهای زندگی مجردی، دختران را برای گذران دوران سالمندی موفق و پربار آماده میکند، بیان کرد: آنچه که در دوران سالمندی منجر به زندگی آسانتر میشود، کیفیت زندگی انسان است که به عوامل مختلفی مانند مسائل مادی، مسئولیت اجتماعی، شادکامی و احساس رضایت از زندگی وابسته است.
روانشناس و درمانگر مرکز تحقیقات، آموزش و مشاوره خانواده یادآور شد: اگر تنهازیستی دختران این عوامل را دربر بگیرد، میتواند به زندگی آسان در دوران سالمندی آنان کمک کند. باتوجه به شاخصههای کیفیت در زندگی مطلوب در دوران سالمندی، رابطه مستقیمی بین تنهازیستی دختران و کیفیت بالای زندگی آنان در سنین بالا وجود ندارد؛ برخی از مطالعات و تحقیقات پژوهشگران از سالمندان نشان میدهد که برخی از آنان که از دوران جوانی تا دوران سالمندی تکزیستی را تجربه کردند احساس رضایت از زندگی ندارند و علت آن را نداشتن خانواده خوب و تجربه زندگی تنهایی میدانند.
گزارش و گفتوگو از محدثه نعیمیفرد
انتهای پیام