هنر سینما، با قدرت روایتگری و تصویرسازی خود، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سیمای واقعی پیامبر رحمت (ص) دارد و میتواند مخاطب امروز جهان را با پیامهای اخلاقی و انسانی ایشان آشنا کند. سینما، به عنوان هنر دیداری و شنیداری، امکان انتقال آموزههای پیامبر (ص) را فراتر از محدودیتهای جغرافیایی و زمانی فراهم میکند و میتواند ارزشهای اخلاقی نظیر صداقت، عدالت، کرامت انسانی و مدارا را در قالب داستان و شخصیتهای سینمایی بازتاب دهد. پیام ایشان، مبتنی بر فطرت انسانی است و فراتر از یک مذهب یا مرز فرهنگی، برای تمام انسانها پیام دارد.
تجربه جهانی نشان داده است که بازنمایی شخصیتهای مقدس در سینما، حتی در قالب آثار غیرمذهبی، میتواند آموزههای اخلاقی و انسانی را به مخاطب منتقل کند. نمونههایی از سینمای مسیحی، همچون فیلمهای برگرفته از آموزههای حضرت مسیح، نشان میدهد که شخصیتهای داستانی مدرن نیز میتوانند حامل پیامهای اخلاقی و انسانی باشند. این امر گواهی است بر آنکه شخصیت پیامبر اسلام (ص) نیز قابلیت انعطاف و حضور در قالبهای مختلف سینمایی و روایتهای داستانی معاصر را دارد و میتواند الهامبخش آثار هنری باشد.
با این حال، تفاوت چشمگیر میان تولید آثار مربوط به حضرت مسیح (ع) در غرب و حضرت رسول در جهان اسلام، ناشی از عوامل تاریخی، فرهنگی و مذهبی است. سینمای غرب، ریشه در تجربههای تئاتری و فرهنگی خود دارد و هنرمندان آن، از دیرباز با هدف بازنمایی زندگی حضرت مسیح فعالیت کردهاند. در مقابل، جهان اسلام به دلیل نگاه تنزیهی و پرهیز از بازنمایی مستقیم شخصیتهای مقدس، مسیر متفاوتی در بازنمایی پیامبر (ص) پیموده است. این تفاوت، نیازمند بهرهگیری از زبان سینمایی نوین و تجربه گسترده در عرصه هنر برای معرفی آموزههای نبوی است.
از سوی دیگر، رسانههای تصویری مانند تلویزیون و به ویژه انیمیشن، ابزار مؤثری برای معرفی اخلاق نبوی به کودکان و نوجوانان فراهم میکنند. انیمیشن با انعطاف بالا و قابلیت نمایش داستانهای غیرفیزیکی، میتواند ابعاد اخلاقی، عاطفی و انسانی پیامبر را به شکل جذاب و قابل فهم برای مخاطبان جوان منتقل کند و زمینهساز نهادینه کردن آموزههای ایشان در شخصیت و رفتار کودکان شود. این ظرفیت، مکمل توان سینما در انتقال پیامهای اخلاقی و تربیتی پیامبر است.
با توجه به اهمیت تولید آثار با کیفیت، نیاز به همکاری میان فیلمنامهنویسان، هنرمندان و سرمایهگذاران بیش از پیش حس میشود. متون مناسب موجود، همچون آثار آقای میثاق امیر فجر، هنوز به شکل قابل بهرهبرداری در سینما و انیمیشن تبدیل نشدهاند و این خلا تجربه عملی و انتقال آموزهها به زبان تصویری، مانعی جدی در مسیر تولید آثار تأثیرگذار است. سرمایهگذاری هوشمند و بهرهگیری از ظرفیتهای آموزشی و دانشگاهی میتواند این مسیر را هموار کند.
ایکنا پیرامون این موضوع با کارشناسان سینما و مطالعات دینی گفتوگوهایی انجام داده که نشان میدهد ظرفیتهای اخلاق نبوی در سینما بسیار گسترده و چندبعدی است و هنوز بخشهای بزرگی از این ظرفیتها در آثار سینمایی ما مغفول مانده است. بدین منظور با حجتالاسلام والمسلمین علی آتشزر، پژوهشگر هنر و استاد دانشگاه گفتوگویی داشتهایم. با ما همراه باشید.
ایکنا - اساساً هنر سینما و روایتگری جهانی تا چه اندازه ظرفیت دارد تا سیمای واقعی پیامبر رحمت را به تصویر بکشد و مخاطب امروز جهان را با پیامهای اخلاقی ایشان آشنا کند؟
هنر سینما از ظرفیت بالایی برای بازنمایی سیمای پیامبر رحمت برخوردار است و میتواند مخاطب جهانی امروز را با پیامهای اخلاقی ایشان آشنا کند. اگر بخواهیم ظرفیت سینما را بررسی کنیم، باید از دو زاویه به آن نگاه کنیم: نخست، زبان نما و تجربههای سینمایی انجام شده تاکنون، که نشان میدهد ابزارهای گستردهای برای بازنمایی شخصیت اخلاقی پیامبر و سبک زندگی ایشان در اختیار فیلمسازان است؛ و دوم، خود شخصیت پیامبر که به دلیل جهانی بودن پیامها و آموزههای ایشان، قابلیت بالایی برای انتقال اخلاق و رحمت به مخاطبان دارد.
پیام ایشان، مبتنی بر فطرت انسانی و نگاه فراگیر است و فراتر از یک مذهب، آیین یا مرز جغرافیایی است. قرآن کریم ایشان را «رحمت للعالمین» معرفی کرده و این پیام رحمت، مختص تمام انسانهاست. در شرایط امروز که مخاطبان از فرهنگها و مذاهب مختلف هستند، بازنمایی پیامهای اخلاقی پیامبر میتواند به ترویج مهربانی و روابط انسانی لطیف در جهان کمک کند.
نگاهی به نمونههای جهانی نیز نشان میدهد که حتی آثار غیرمذهبی میتوانند از شاخصههای شخصیتی پیامبر بهره ببرند. در سینمای مسیحی، برای نمونه، برخی آثار برگرفته از آموزههای حضرت مسیح، همچون فیلمهای اینگمار برگمن، پیامهای اخلاقی را در بستر داستانی و شخصیتپردازیها منتقل کردهاند. این نشان میدهد که حتی در یک فیلم مدرن و با شخصیتهای امروزی نیز میتوان از آموزهها و ویژگیهای اخلاقی پیامبر بهره گرفت.
به طور مشخص، ژانرهای مختلف سینمایی نیز قابلیت بازنمایی پیامبرانه را دارند. برای مثال، در ژانر وسترن، رفتار شخصیتهای مثبت با مردم و حمایت از محرومان میتواند بازتابدهنده اخلاق حضرت مسیح یا پیامبر اسلام باشد. به همین ترتیب، شخصیت پیامبر اسلام نیز به دلیل انرژی و پتانسیل بالایش، میتواند در قالبهای مختلف سینمایی و روایتهای داستانی مدرن به تصویر کشیده شود و الهامبخش داستانها و شخصیتهای سینمایی باشد.
ایکنا – با توجه به اینکه در سینمای غرب بیش از ۳۰۰ فیلم پیرامون حضرت مسیح (ع) تولید شده اما تنها در جهان اسلام چند اثر محدود درباره حضرت رسول (ص) وجود دارد، این تفاوت چشمگیر را ناشی از چه عوامل تاریخی، سیاسی و فرهنگی میدانید؟
بله، یکی از دلایل اصلی این تفاوت، روند تاریخی شکلگیری سینما در جهان مسیحیت و جهان اسلام است. در غرب، سینما از دل تئاتر و تجربههای نمایشی با ریشههای تاریخی و فرهنگی خود رشد کرده است، بنابراین جامعه غربی توانست به تدریج آموزهها و زندگی حضرت مسیح را در قالب آثار سینمایی بازنمایی کند. در حالی که سینمای ما، هرچند همزمان با سینمای غرب شکل گرفته، اما فاقد پیوند مستحکم با سنتهای بومی و فرهنگی خود بود. به عنوان مثال، اگر سینمای ایران از دل سنت تعزیه و دیگر قالبهای فرهنگی غنی خود استفاده میکرد، میتوانست پایهای محکم برای بازنمایی شخصیت پیامبر اسلام ایجاد کند.
پیام پیامبر (ص)، مبتنی بر فطرت انسانی و نگاه فراگیر است و فراتر از یک مذهب، آیین یا مرز جغرافیایی است. قرآن کریم ایشان را «رحمت للعالمین» معرفی کرده و این پیام رحمت، مختص تمام انسانهاست
عامل دیگری که باید در نظر گرفت، تفاوت فرهنگی و نگاه تشبیهی در مسیحیت است. هنرمندان غربی، از داوینچی و میکلآنژ گرفته تا دیگران، همواره برای کلیسا و با هدف بازنمایی زندگی حضرت مسیح (ع) فعالیت کردهاند و آثارشان در فرهنگ عمومی و مذهبی جامعه آنها ریشه داشته است. در حالی که اسلام به لحاظ فرهنگی نگاه تنزیهی دارد و از بازنمایی مستقیم شخصیتهای مقدس پرهیز میکند. همین امر باعث میشود برای بازنمایی زندگی پیامبر (ص) نیاز به زبان سینمایی و تجربه گستردهای داشته باشیم که تاکنون در سینمای ما کمتر فراهم شده است.
ایکنا – اگر فیلمنامهنویس دینی بخواهد به اخلاق نبوی بپردازد، چه شاخصهایی همچون صداقت، مدارا، عدالت و کرامت انسانی باید برجسته شوند و چرا با وجود این ظرفیتها، در سینمای کنونی ضعفهای جدی وجود دارد؟
تمام این شاخصها، در واقع قابلیتهای عام و فراگیر انسانی هستند که پیامشان برای همه انسانها قابل درک است. شخصیت پیامبر نه تنها برای یک جغرافیا یا گروه خاص، بلکه برای کل بشریت پیام دارد. پیامبر، به عنوان انسانی کامل، میتواند الهامبخش تمام افراد باشد و معیار سنجش میزان انسانیت افراد، انطباق با آموزهها و رفتار اوست. بنابراین برجسته کردن شاخصهایی مثل کرامت انسانی، عدالت و صداقت، میتواند در هر دورهای برای انسانها راهنمای عملی باشد و در ساخت شخصیتهای داستانی نیز الهامبخش باشد.
با این حال، ضعفها در سینمای کنونی ناشی از دو عامل است؛ نخست، کمبود تجربه و تسلط کافی بر زبان سینما، و دوم، فاصلهای که بین نگاه فرهنگی و تاریخی ما و آنچه در غرب تجربه شده، وجود دارد. هرچند آثار اندکی در ایران انجام شده که ارزشمند هستند، مانند برخی آثار مجیدی، که با بازنمایی دورهای از زندگی پیامبر، آموزههای قرآنی و جهانی بودن پیام او را نشان میدهند، اما هنوز ظرفیت عظیم اخلاق نبوی برای تاثیرگذاری بر مخاطب و تربیت انسانی به طور کامل استفاده نشده است.
ایکنا – با توجه به ظرفیت بالای انیمیشن برای کودکان، چه نقشی میتواند در معرفی اخلاق نبوی ایفا کند و چه فرصتهایی برای نهادینه کردن این آموزهها در شخصیت کودکان وجود دارد؟
زبان انیمیشن بسیار منعطف و گسترده است و قابلیت بالایی برای بازنمایی شخصیت پیامبر دارد، خصوصاً آن بخشهایی که در فیلمهای رئال به دلیل محدودیتهای جسمانی و واقعگرایی قابل نمایش نیستند. انیمیشن میتواند ابعاد اخلاقی، عاطفی و انسانی پیامبر را به شکل جذاب و قابل فهم برای کودکان منتقل کند و معارف ایشان را در ذهن و روح کودکان نهادینه سازد. علاوه بر این، شخصیت کودکان در سنین اولیه شکل میگیرد و استفاده از آموزههای پیامبر در این دوره میتواند تاثیرات ماندگاری بر رفتار و اخلاق آنان داشته باشد.
علاوه بر این، انیمیشن قابلیت ایجاد تعامل بین عناصر داستانی و شخصیتپردازی را دارد و میتواند پیامهای جهانی و انسانی پیامبر را بدون محدودیتهای زمانی و مکانی منتقل کند. حتی اگر برخی انیمیشنها صرفاً تصویرگری هستند، ظرفیت عظیمی برای بازنمایی آموزهها و شخصیت پیامبر در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد و میتواند پایهای برای آیندهای روشن در ترویج اخلاق نبوی در سینما و رسانههای تصویری باشد.
ایکنا – با توجه به رسالتی که برای انیمیشن در معرفی اخلاق نبوی مطرح شد، تلویزیون و شبکههای تصویری چه نقش و ظرفیتهایی در این زمینه میتوانند ایفا کنند و تفاوت آن با سینما چیست؟
تلویزیون، به دلیل گستره وسیعتر و انعطاف بیشتری که در زمانبندی و تنوع تولید دارد، میتواند بهرهبرداری بیشتری از انیمیشن داشته باشد. برخلاف سینمای سینمایی که محدود به دو یا سه ساعت است، تلویزیون امکان تولید سریالهای دنبالهدار، مجموعههای آموزشی و حتی آثار غیر داستانی انیمیشن را فراهم میآورد. این امر اجازه میدهد تا پیامهای اخلاقی و آموزههای پیامبر، بهویژه برای کودکان، با عمق و استمرار بیشتری منتقل شود و مخاطب فرصت بیشتری برای درک و هضم مفاهیم داشته باشد.
از سوی دیگر، انیمیشن با توجه به قابلیتهای خود، میتواند محدودیتهای فیلمهای رئال را جبران کند. تلویزیون، با انعطاف در نمایش و تنوع ژانرها، میتواند شخصیت پیامبر و آموزههای ایشان را به شیوهای متناسب با ادراک و ذهنیت کودکان ارائه دهد، بدون اینکه محدود به زمان کوتاه یا فرم فیلم سینمایی باشد. این امکان، یک فرصت ویژه است تا پیامهای اخلاقی و انسانی پیامبر، در گسترهای وسیعتر و قابل دسترستر برای نسلهای جدید ارائه شود.
ایکنا – یکی از دلایل کمکاری در این حوزه، نبود متون مناسب است. این کمبود ناشی از چه عواملی است؛ فقدان فیلمنامهنویس، سرمایهگذاری یا محدودیتهای دیگر؟
بخشی از کمبود آثار به متون مربوط میشود، اما مسئله اصلی، محدودیت در زبان فیلمیک و انیمیشنی است. ما هرچند در زمینه متون ادبی و رمانهای زندگی پیامبر (ص)، مانند آثار آقای میثاق امیر فجر، نمونههایی داریم اما هنوز این متون به شکل قابل استفاده در سینما و انیمیشن تبدیل نشدهاند. بنابراین، مشکل اصلی در تجربه عملی و انتقال این آموزهها به قالب تصویری است و این موضوع باعث شده آثار ارزشمند و قابل عرضه در تلویزیون و سینما محدود باشند.
همچنین، میراث غنی پیامبر (ص) و آموزههای ایشان، هنوز به زبان مدرن و رسانهای عرضه نشده است. بنابراین، حتی وقتی متون خوبی موجود است، فقدان تجربه کافی در تبدیل آنها به زبان سینمایی یا انیمیشنی، مانع اصلی در تولید آثار با کیفیت محسوب میشود. این موضوع نیازمند همافزایی میان فیلمنامهنویسان، هنرمندان و سرمایهگذاران است تا ظرفیت عظیم آموزههای نبوی در قالب تلویزیون و سینما به شکل درست و اثرگذار ارائه شود.
ایکنا – برای ارائه تصویری واقعی و کامل از پیامبر اکرم (ص) در سینما و تلویزیون، چه پیششرطهای فکری، هنری و مدیریتی ضروری است؟
این امر، فراتر از ایران و محدود به کشورهای مسلمان نیست و نیازمند یک سیاستگذاری جامع در عرصه بینالمللی است. کشورهای مسلمان باید در جشنوارهها و مناسبتهای هنری، فضاهایی برای بازنمایی شخصیت پیامبر و معارف ایشان ایجاد کنند و حتی امکان تولید آثار بینالمللی برای مخاطبان غیر مسلمان فراهم شود. این اقدام نه تنها به معرفی آموزههای پیامبر کمک میکند، بلکه امکان نمایش برداشتهای هنری مختلف و ایجاد دیالوگ فرهنگی با جهان را فراهم میسازد.
علاوه بر این، زیست مسلمانانه هنرمندان، یعنی ارتباط دلی و عاطفی با شخصیت پیامبر(ص)، نقش مهمی در کیفیت آثار دارد. سرمایهگذاری مؤسسات آموزشی، دانشگاهها و نهادهای تربیتی نیز ضروری است تا از ظرفیت هنر و رسانه در آموزش رسمی بهره گرفته شود و محصولات هنری جایگزین یا مکمل متون مکتوب شوند. جشنوارهها، بخش مستند و تولیدات آموزشی میتوانند فضایی مناسب برای معرفی شخصیت پیامبر و آموزههای اخلاقی ایشان فراهم کنند و این امر، مسیر توسعه آثار تلویزیونی و سینمایی با کیفیت را هموار میسازد.
گفتگو از داوود کنشلو
انتهای پیام