
محمود الهاشمی، مدیر مرکز مطالعات استراتژیک الاتحاد بغداد در یادداشتی که باعنوان «چگونه نخستوزیر بعدی عراق انتخاب خواهد شد؟» در اختیار ایکنا گذاشته است نوشت: از سال ۲۰۱۴، عراق اهمیت مقام نخستوزیری را از دست داده است، با وجودی که این مقام طبق قانون اساسی عراق مهمترین مقام است که میگوید: «نخستوزیر مسئول اجرایی مستقیم سیاست کلی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح است»؛ این (از دست رفتن) اگرچه بیشترین آسیب را به مردم عراق به طور کلی وارد کرده، اما شیعیان بیشترین آسیب را دیدهاند، به دو دلیل: اول اینکه آنها بخشی از آسیب عمومی هستند که به مردم عراق وارد میشود، و دوم اینکه این مقام (نخستوزیری) طبق عرف و نتایج انتخابات از (سهم آنها) است. علاوه بر این، آنها متهم هستند که «قدرت در دست آنهاست»!
۱- تجربه دموکراسی در عراق جدید است و سیاستمداران به اهمیت مقامها در مدیریت کشور نرسیدهاند.
۲- برخورد ایدئولوژیها؛ اگرچه عقیده شیعی بر احزاب زیرمجموعه آن حاکم است، اما هرکدام مرجعیت دینی و سیاسی خود را دارند.
۳- احزاب شیعی فاقد نماد رهبری هستند، برخلاف ایران، لبنان یا یمن که در آنجا یک حزب و یک رهبری واحد وجود دارد و اگرچه برخی نظرات متفاوت است، اما این تفاوت در درون حزب و تحت کنترل رهبری واحد است.
۴- احزاب سنتی شیعی با سابقه جهادی اصیل و فداکاریهای بزرگ نتوانستهاند تجربه سیاسی خود را توسعه دهند، بلکه منزوی باقی ماندهاند و نیروی جدیدی به ساختار سازمانی خود اضافه نکردهاند، بنابراین دچار پیری و فرسودگی شدهاند و اگر شخصیت اول خود را از دست بدهند، کاملاً محو و تنها به یک میراث تبدیل میشوند.
۵- احزاب شیعی نتوانستهاند فرزندان مناطق غربی و شمالی را جذب کنند، بلکه تجربه خود را محدود به مناطق جنوبی و مرکزی کردهاند، بنابراین دامنه تجربه سیاسی خود را محدود کرده و دچار پراکندگی و تفرقه شدهاند.
۶- عموم احزاب شیعی به این فکر افتادهاند که تمام امتیازات دولت را به دست آورند و دیگران را تحت فشار قرار دهند، که این امر منجر به درگیری داخلی شده و روح هماهنگی و چشمانداز استراتژیک آنها را در مدیریت کشور از بین برده است.
۷- احزاب سنتی شیعی معتقد بودند که آنها صاحب حق قانونی در مدیریت کشور هستند و احزاب (جدید) در مناطق خود که پس از سقوط نظام سابق رشد و شکل گرفتهاند، شایسته این مقام نیستند و باید تحت سلطه آنها قرار گیرند. آنها فراموش کردند که تجربه دموکراسی بر اساس نتایج انتخابات حکمفرماست و نه هیچ حاکم دیگری.
۸- برخورد خواستها، احزاب شیعی را وادار کرده است که به ضعیفترین گزینهها در نامزدی شخصیتهای مناسب برای مقام نخستوزیری روی آورند، بنابراین به ضعیفترینها رو میآورند تا این مقام به دست برخی دیگر نیفتد.
عجیبترین چیز در مورد مقام نخستوزیری پس از سال ۲۰۱۴ این است که همه طمع آن را دارند و آن را دشوار نمیبینند، زیرا همه عراقیها میدانند که احزاب شیعی پس از اعلام نتایج انتخابات بر سر این مقام با یکدیگر درگیر میشوند و در نهایت به نامزدی هر شخصیتی که (تحت کنترل آنها باشد) میرسند. سپس به محض اینکه او مقام خود را تحویل گرفت به سراغ او میروند و او را با صفات عجیب و غریبی توصیف میکنند که حتی به (اتهام جاسوسی) میرسد، زیرا قطعاً او تبدیل به شخصیتی دیگر خواهد شد، با پادشاهی، اختیارات، امتیازات و حلقههای اطراف.
تمامی (نامها)ی نامزد برای مقام نخستوزیری مناسب نیستند و معمولاً تصاویر آنها در پایان هر انتخابات ظاهر میشود. آنها لحظه درگیری احزاب شیعی با یکدیگر را زیر نظر دارند تا نزدیکترین فرد به این مقام باشند. برخی از آنها به خود متکی هستند، برخی دیگر به یک حزب یا نهادهای خارجی، و آنها در تملق از رهبران احزاب پیروز مهارت پیدا کردهاند که میگویند: «ما مطیع دست شما خواهیم بود».
برادران از رهبران چارچوب هماهنگی شیعی بارها گرد هم آمدند و سعی کردند شرایطی برای شخص نامزد تعیین کنند، اما با تعدد نظرات، خلق و خو و آمال دیگران مواجه شدند، در حالی که عبارت «باید رضایت نهادهای منطقهای و بینالمللی را در نظر گرفت» تکرار میشود.
آنچه برای هر نامزدی پیچیده و تضعیفکننده بوده، این است که نامزد باید آماده بدهیهایی باشد که کمر دولت را خم کرده است و به عدم توانایی در پرداخت حقوق کارمندان منجر میشود، به ویژه اگر قیمت نفت در جهان کاهش یابد.
ما نمیخواهیم زیاد در مورد ماهیت گفتوگوها افشا کنیم، اما همه هنوز در سنگر خود تحکیم موضع گرفتهاند و گزینهها محدود به یک شخصیت از احزاب سنتی (نسل اول) یا یک نخستوزیر سابق است، در حالی که «در کمیننشستهها» برای شکست گزینهها منتظرند تا تیر قرعهکشی به آنها برخورد کند.
این بار هیچ فشار خارجی وجود ندارد، زیرا ایران اعلام کرده که انتخاب بر عهده عراقیها بوده و سفارت آمریکا نیز همین کار را کرده است.
چارچوب هماهنگی شیعی نیز تحت فشار خیابان قرار دارد که در انتخابات اخیر مشارکت فعالی داشت به امید تشکیل یک دولت قوی که فساد و فاسدان را از بین ببرد، فرصتهای شغلی را برای بیکاران گسترش دهد، به علم و دانشمندان توجه کند و ارتش قدرتمندی بسازد که قادر به محافظت از کشور در برابر هرگونه تجاوز باشد.
آنچه مردم از آن میترسند این است که چارچوب هماهنگی شیعی به سمت یک (نامزد مصالحه) برود، مانند گزینههای قبلی، تا سفر رنج مردم عراق آغاز شود و قطعاً این نامزد چیزی برای از دست دادن ندارد؛ اگر موفق نشود، بهزودی «گربههای چاق حرفهای» در دور زدن موضوعات بر حسب تمایل و انداختن مسئول در لغزشگاههای سیاست، دور او جمع میشوند تا نبرد بین طبقهای که نامزد کرده و شخص نامزد که خود را در مقابل انبوهی از امتیازات، اختیارات و وسوسههای داخلی و خارجی میبیند، صورت گیرد و هیچ بلوک سیاسیای وجود ندارد که به آن تعلق داشته باشد تا سرزنش یا مجازات یا حتی اخراج کند، و سپس ما به آهنگ سرزنش این و آن برمیگردیم که شما پشت نامزدی او هستید و اینکه شیعیان شایسته اداره حکومت نیستند.
به طور کلی، چارچوب هماهنگی در سردرگمی است بین نامزدی یک «شخصیت قوی» که زمام حکومت را به دست میگیرد و به نفع حزب خود در چهار سال آینده کار میکند و یک «شخصیت مستقل» یا نیمه مستقل که به سرعت قدرت را به دست میگیرد و بهزودی با حمایت خارجی تقویت میشود و یک پروژه سیاسی برای خود تأسیس میکند، و از امتیازات دولت بهره میبرد تا در آینده بر مجلس نمایندگان و هیئت وزیران مسلط شود.
از من به شما (ملت عراق) نصیحت: که با اتخاذ یک موضع ملی تضمین شده که کشور را به موقعیتهای خطرناک نبَرد و از ارزش کشور در محافل بینالمللی نکاهد، پشت او بایستید و در حمایت از او و پیگیری اشتباهاتش اگر رخ داد؛ استوار باشید، زیرا وطن بزرگتر از هر چیزی است که میبینیم و تصور میکنیم.
انتهای پیام