کد خبر: 4326272
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۴
رسول رسولی‌پور مطرح کرد

عقلانی‌بودن در اندیشه دینانی امری هستی‌شناسانه و مترادف با حقیقت است

عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی در کنفرانس بین‌المللی ماجرای فکر فلسفی در اندیشه‌های غلامحسین ابراهیمی تأکید کرد عقلانیت در اندیشه این فیلسوف برجسته ایرانی نه امری صرفاً اخلاقی یا معرفت‌شناسانه، بلکه نحوه ظهور حقیقت است و دغدغه اصلی او نه سازگاری عقل و دین، بلکه تحقق حقیقت انسان کامل از مسیر اندیشه‌ورزی و حکمت است.

عقلانی‌بودن در اندیشه دینانی امری هستی‌شناسانه و مترادف با حقیقت است

به گزارش خبرنگار ایکنا، کنفرانس بین‌المللی «ماجرای فکر فلسفی در اندیشه‌های غلامحسین ابراهیمی دینانی» روزهای ششم و هفتم دی‌ماه به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با حضور  فیلسوفان، اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی و بین‌المللی برگزار شد. این کنفرانس با هدف بررسی روشمند میراث فلسفی و فکری دکتر دینانی و تحلیل جایگاه او در تداوم و تحول تفکر فلسفی معاصر ایران و جهان اسلام شکل گرفت. 

در این نشست دو روزه، ۴۴ استاد و پژوهشگر داخلی و خارجی با رویکردها و محورهای متنوع، به واکاوی کارنامه علمی، اندیشه‌ها و تأثیرات فلسفی استاد دینانی پرداختند. با توجه به گستره مباحث مطرح‌شده، خبرنگار ایکنا در قالب سلسله‌گزارش‌هایی، سخنرانی‌ها و دیدگاه‌های ارائه‌شده در این کنفرانس را بازتاب می‌دهد.

این گزارش به سخنرانی رسول رسولی‌پور عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی می‌پردازد، با اشاره به جایگاه عقلانیت در منظومه فکری استاد دینانی، تصریح کرد: عنوان بحث خود را «عقلانی‌بودنِ حقیقت است» برگزیده‌ام؛ عنوانی که با الهام از تعبیر مشهور سورن کی‌یرکگور یعنی «انفسی‌ بودن حقیقت است» انتخاب شده، هرچند محتوای آن دقیقاً در نقطه مقابل ایمان‌گرایی افراطی کی‌یرکگور قرار دارد.

وی با توضیح این تقابل گفت: کی‌یرکگور عقل را مزاحم و حتی مخرب ایمان می‌دانست، در حالی که شخصیت‌هایی مانند دکتر دینانی را می‌توان قرینه‌گرا نامید؛ فیلسوفانی که حقیقت را مبتنی بر شواهد و دلایل عقلی تعریف می‌کنند. این رویکرد در معرفت‌شناسی با عنوان «مبناگرایی» شناخته می‌شود؛ یعنی تکیه معرفت بر باورهای پایه‌ای که بدیهی، حسی یا خطاناپذیرند.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقدهای معاصر بر مبناگرایی کلاسیک، از آلوین پلنتینگا یاد کرد و توضیح داد که وی با ارائه «معرفت‌شناسی اصلاح‌شده»، برخی باورهای دینی از جمله باور به خدا را نیز در زمره باورهای پایه قرار می‌دهد. با این حال، تأکید شد که دکتر دینانی را باید نمونه‌ای روشن از مبناگرایی کلاسیک دانست؛ متفکری که معتقد است «حقیقت همان معلوم است» و آنچه شناخته می‌شود، حقیقت تلقی می‌شود.

وی با توضیح اینکه تقسیم‌بندی فضایل در فلسفه یونان و به‌ویژه اخلاق نیکوماخوس ارسطو فضایل را حد وسط افراط و تفریط می‌دانست، گفت: برای نمونه شجاعت حد وسط میان ترس و بی‌باکی است. اما پرسش اساسی این است که حکمت، به عنوان یک فضیلت اخلاقی و عملی، حد وسط میان چه  اموری است. آنتونی کنی در کتاب «ایمان چیست؟» نشان داده است که ارسطو در کتاب «اخلاق»، حکمت را حد وسط میان «حماقت» و «حیله‌گری» معرفی می‌کند.

رسولی‌پور در ادامه گفت: متفکری مانند دکتر دینانی، دشمن هر دو سوی این افراط و تفریط است؛ هم حماقت، ساده‌لوحی و زودباوری، و هم حیله‌گری، فریب و سوءاستفاده از عقل. در این میان، میان «حماقت» و «ابله‌بودن» نیز تفکیکی وجود دارد؛ چنان‌که در سنت اگزیستانسیالیستی، ابله‌بودن گاهی نشانه زلالی و پاکی تلقی می‌شود، در حالی که حماقت ناشی از ناآگاهی و ندانستن است.

این استاد دانشگاه با بازگشت به اندیشه ارسطو تأکید کرد: از نظر ارسطو، «معلوم، حقیقت است»؛ یعنی معقول همان حقیقت است. بنابراین، عقلانیت امری تشکیکی نیست؛ چیزی یا معلوم است یا معلوم نیست. آنتونی کنی نیز در فصل نخست کتاب «ایمان چیست؟» و ذیل بحث «فضیلت خردورزی»، عقلانیت را «مطابقت با اندیشه صحیح» تعریف می‌کند و نشان می‌دهد که خود اندیشه صحیح چیزی جز اندیشیدن عقلانی نیست.

وی در ادامه این بحث، به دشواری تعریف عقل در فلسفه اشاره کرد و گفت: دکتر دینانی در کتاب «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام» یادآور می‌شود که دست‌کم شش تعریف مختلف از عقل، به‌صورت اشتراک لفظی، در سنت فلسفی مطرح شده است. در این میان، رویکردی که عقل را نه یک قوه یا جوهر مستقل، بلکه فعل اندیشیدن می‌داند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

وی با نقل خاطره‌ای از گفت‌وگوی ضبط‌ شده خود با استاد دینانی در جریان برگزاری کنفرانس علوم شناختی دانشگاه خوارزمی گفت: دکتر دینانی به‌صراحت تأکید می‌کردند که چیزی به نام «قوه عاقله» به‌عنوان یک موجود مستقل وجود ندارد. ما عقل نداریم، بلکه انسان عاقل داریم؛ یعنی انسانی که می‌اندیشد. عقلانیت همان اندیشیدن است و نباید در پی یافتن مکان عقل در مغز یا قلب بود. تنها معیار عاقل‌بودن، اندیشه‌ورزی است. در سنت فلسفی، از سقراط تاکنون، اندیشیدن با پرسشگری تعریف شده است. کسی که نسبت به مفاهیم بنیادین پرسش دارد و در پی نسبت‌سنجی آن‌ها با یکدیگر است، انسان عاقل به شمار می‌آید. از این منظر، برخلاف ایمان‌گرایی افراطی، تنها راه دستیابی به حقیقت، اندیشیدن است.

رسولی‌پور در بخش پایانی سخنانش، به مسئله نسبت عقل و دین در فلسفه اسلامی پرداخته و گفت: بیشتر فیلسوفان مسلمان دغدغه سازگاری عقل و نقل را داشته‌اند و دکتر دینانی نیز در کتاب سه جلدی «ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام»، به‌ویژه در جلد سوم، این مسئله را به‌تفصیل بررسی کرده است. با این حال، مخالفت جدی وی با جریان‌هایی مانند مکتب تفکیک که تعقل را تهدیدی برای ایمان می‌دانند، مورد تأکید قرار گرفته است.

وی با تأکید بر اینکه دغدغه نهایی دکتر دینانی حتی فراتر از مسئله عقل و نقل است، گفت: مسئله اصلی، خود حقیقت است؛ انسانی که دغدغه حقیقت دارد، از رهگذر عقل‌ورزی و اندیشیدن به فضیلت حکمت می‌رسد و به تعبیر فلسفی، «انسان کامل» تحقق می‌یابد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha