مدیر رادیو فرهنگ، با اشاره به اینکه بازنمایی هنری امیرالمؤمنین علی(ع) در یک چالش ظریف قرار دارد و باید هم جایگاه قدسی ایشان را حفظ کرد و هم تصویری انسانی، ملموس و الهامبخش برای انسان امروز ارائه داد، گفت: راهکار در خلق قداست دستیافتنی است؛ روایتی که با پرهیز از افسانهسازی و تقلیلگرایی و با وفاداری به تاریخ و بهرهگیری از زبان هنر، حضرت را نه یک اسطوره دور از دسترس، که الگویی زنده در متن واقعیتهای زندگی نشان میدهد. 
بازخوانی شخصیتهای دینی در رسانه و هنر، همواره یکی از حساسترین و در عین حال اثرگذارترین عرصههای تولید فرهنگی بوده است. در این میان، امام علی (ع) بهعنوان شخصیتی جامعالاطراف، که هم در عرصه معنویت، هم در میدان سیاست، هم در متن زندگی اجتماعی و هم در ساحت اخلاق و عدالت حضوری پررنگ دارد، ظرفیتی بیبدیل برای روایتهای هنری و رسانهای به شمار میرود. با این حال، فاصله میان این ظرفیت عظیم و آنچه تاکنون در آثار نمایشی، شنیداری و تصویری ارائه شده، همچنان قابل تأمل است.
یکی از چالشهای جدی در این مسیر، تقلیل شخصیت امام علی(ع) به مجموعهای از صفات انتزاعی و کلیشهای است؛ رویکردی که اغلب به حذف وجوه انسانی، اجتماعی و روزمره زندگی ایشان منجر شده و مخاطب امروز را از برقراری ارتباط عمیق با این شخصیت تاریخی و دینی بازداشته است. در حالی که سیره علوی، بیش از آنکه در قالب شعار و توصیفهای خطابی قابل فهم باشد، در رفتار، تصمیمگیریها و کنشهای اجتماعی امام معنا پیدا میکند. از سوی دیگر، رسانه بهویژه رادیو، بهدلیل ماهیت روایتمحور و امکان ایجاد ارتباط عاطفی و ذهنی با مخاطب، میتواند نقشی تعیینکننده در بازنمایی درست و خلاقانه این مفاهیم ایفا کند. پرداختن به مفاهیمی چون عدالت، سادهزیستی، مسئولیتپذیری اجتماعی، نشاط انسانی و مواجهه امام علی(ع) با مسائل عینی جامعه، نیازمند نگاهی عمیق، پژوهشمحور و در عین حال هنرمندانه است؛ نگاهی که بتواند گذشته را به پرسشهای امروز پیوند بزند.
نقش مدیران فرهنگی و رسانهای در سیاستگذاری، هدایت محتوا و ایجاد بسترهای خلاقانه برای تولید آثار فاخر، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. نگاه راهبردی به مقوله فرهنگ، پرهیز از نگاه شعاری و مقطعی، اعتماد به هنرمندان و برنامهسازان متخصص و توجه به نیازهای واقعی مخاطب، از جمله مؤلفههایی است که میتواند به شکلگیری روایتهایی ماندگار و اثرگذار از سیره علوی منجر شود.
بر همین اساس، بررسی چگونگی مواجهه رسانه ملی و بهطور خاص رادیو با مفاهیم دینی و شخصیتهای تاریخی، ضرورتی اجتنابناپذیر به نظر میرسد؛ ضرورتی که هم به بازاندیشی در شیوههای تولید محتوا منجر میشود و هم مسیر آینده برنامهسازی دینی را روشنتر میکند. ایکنا پیرامون موضوع مطروحه با محسن حبیبی، مدیر رادیو فرهنگ گفتوگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا ـ با توجه به گستردگی ابعاد شخصیتی و زیستی امیرالمؤمنین علی(ع) از زیست فردی و خانوادگی تا کنشهای اجتماعی، سیاسی و تاریخی، اساساً ترجمه چنین زیستی به زبان هنر را چگونه ارزیابی میکنید و چه الزامات و ملاحظاتی باید رعایت شود تا این بازنمایی هنری، هم جامع و متعادل باشد و هم به سطحینگری یا افسانهسازی منجر نشود؟
زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع) تمامی شاخصهای یک زندگی انسانی کامل را در خود جای داده است؛ از ساحت فردی و اخلاقی گرفته تا زیست اجتماعی، خانوادگی و سیاسی. ما با انسانی مواجه هستیم که از کودکی در کنار پیامبر اکرم(ص) رشد کرده و تا مقطع پذیرش حکومت جامعه اسلامی، فراز و فرودهای بسیار متعددی را در تاریخ زیست خود تجربه کرده است. همین تنوع و گستردگی ابعاد زندگی حضرت، ترجمه آن به زبان هنر را کاری دشوار اما در عین حال عمیقاً الهامبخش میکند. زیست علوی صرفاً متکثر نیست، بلکه واجد تعادل عمیقی است؛ تعادلی میان عقل و عاطفه، قدرت و تواضع، عدالت و مهربانی. اگر هنر بخواهد تنها بر یک بُعد از این زیست تمرکز کند و سایر ابعاد را نادیده گیرد، ناخواسته تصویری ناقص و تقلیلیافته ارائه خواهد داد. هنر باید این توازن را در روایت، شخصیتپردازی و فضاسازی حفظ کند تا مخاطب با انسانی واقعی و در دسترس مواجه شود، نه با تصویری انتزاعی یا دستنیافتنی.
نکته دیگر این است که زبان هنر، زبان واحد و یکدستی نیست. با گونههای متنوعی از هنر مواجهیم؛ از هنرهای تجسمی و نمادین گرفته تا هنرهای مفهومی، ادبی، موسیقایی، سینمایی، تئاتری و حتی نمایشهای رادیویی. هر یک از این قالبها ظرفیتها و منطق خاص خود را دارند و پیش از ورود به زیست امیرالمؤمنین(ع) باید روشن شود که قرار است این ترجمه در کدام بستر هنری صورت گیرد، چراکه بدون این شفافیت، امکان پراکندگی مفهومی وجود دارد. در ضمن باید تأکید کرد امیرالمؤمنین علی(ع) اسطورهای افسانهای نیست، بلکه انسانی است که ۶۳ سال در میان مردم زیسته و با مسائل واقعی جامعه مواجه بوده است. افسانهسازی و اغراق هنری، ایشان را از الگو بودن خارج میکند، در حالی که زندگی حضرت آنچنان سرشار از زیبایی، تعادل و معناست که بدون هیچگونه اغراق، میتواند الگویی زنده و الهامبخش برای انسان امروز باشد و حتی پاسخی به بحران معنا در دنیای معاصر ارائه دهد.
ایکنا ـ با توجه به ضرورت حفظ سندیت تاریخی زیست امیرالمؤمنین علی(ع) و در عین حال نیاز هنر به خیالپردازی و خلاقیت، چگونه میتوان میان اصالت تاریخی و الزامات هنری تعادل برقرار کرد تا اثر هنری هم وفادار به حقیقت باشد و هم واجد جذابیت، پویایی و اثرگذاری فرهنگی؟
یکی از حساسترین چالشها در تولید آثار هنری با محوریت شخصیتهایی مانند امیرالمؤمنین علی(ع) مسئله حفظ اصالت و سندیت تاریخی است. در بسیاری از آثار، هنگام روایت تاریخی در قالب هنر، با تحریفهایی مواجه میشویم که گاه بهنام جذابیت هنری، حقیقت تاریخی را مخدوش میکند. این مسئله در مورد شخصیتی در قله تاریخ بشریت، بههیچوجه قابل اغماض نیست و میتواند پیام اثر را از مسیر اصلی خود خارج کند. در عین حال، نباید فراموش کرد که هنر بدون خیالپردازی امکان بروز ندارد. هنرمند ناگزیر است برای روایت، تصویرسازی و ایجاد درام از تخیل بهره بگیرد، اما این خیالپردازی نباید نافی یا مخل حقیقت تاریخی باشد. هنر باید تاریخ را ترجمه کند، نه اینکه آن را بازآفرینی دلبخواهی یا دگرگون کند. ایجاد این تعادل، کاری بسیار ظریف و پیچیده است و به دانش، تعهد و درک عمیق هنرمند از موضوع نیاز دارد.
زیست علوی صرفاً متکثر نیست، بلکه واجد تعادل عمیقی است؛ تعادلی میان عقل و عاطفه، قدرت و تواضع، عدالت و مهربانی
در اینجا نقش پژوهش و کار گروهی بسیار تعیینکننده است. آثار هنری جدی درباره زیست امیرالمؤمنین(ع) نمیتوانند صرفاً بر پایه ذوق فردی شکل گیرند. حضور تیمهای پژوهشی متخصص در کنار هنرمند، این امکان را فراهم میکند که اصالت تاریخی حفظ شود و در عین حال، خلاقیت هنری نیز مجال بروز پیدا کند. این همافزایی میان پژوهش و هنر، ضامن تولید اثری ماندگار و قابل اتکاست. پس باید گفت زبان هنری نباید به قیمت از دست رفتن اصالت محتوا تقویت شود. برخی رویکردها بیش از حد بر «هنر برای هنر» تأکید میکنند، در حالی که هنر علوی باید محتوامحور باشد. هنری که پیام، معنا و حقیقت را منتقل کند و در عین حال از زیباییشناسی، فرم و خلاقیت غافل نماند. چنین هنری است که میتواند هم مخاطب پیدا کند و هم در معنابخشی به زندگی انسان معاصر نقشآفرین باشد.
ایکنا ـ یکی از دغدغههای جدی در بازنمایی هنری شخصیتهایی چون امیرالمؤمنین علی(ع)، نسبت میان حفظ قداست این چهره الهی و ارائه او بهعنوان الگویی انسانی و قابل ارتباط برای مخاطب امروز است؛ به نظر شما هنر چگونه میتواند هم شأن قدسی این شخصیت بزرگ را حفظ کند و هم از او تصویری ارائه دهد که برای انسان معاصر دستیافتنی، الهامبخش و الگوپذیر باشد؟
در مواجهه هنری با امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین اصل این است که از ترسیم یک ابرقهرمان اسطورهای و دستنیافتنی پرهیز کنیم. قداست نباید به معنای دور کردن شخصیت از زندگی انسانی باشد. با یک انسان کامل و ولیّ الهی مواجه هستیم که در اوج قلههای معنوی و اخلاقی ایستاده، اما در عین حال زیست انسانی داشته، کار کرده، خانواده داشته، فرزند تربیت کرده و با فراز و فرودهای زندگی عادی روبهرو بوده است. اگر قداست را بهگونهای تعریف کنیم که او را کاملاً دور از دسترس و غیرقابل لمس نشان دهیم، عملاً هنر را از امکان نزدیک شدن به این شخصیت محروم کردهایم.
از سوی دیگر، نباید این خطا را مرتکب شویم که برای دستیافتنی کردن حضرت، قداست او را تقلیل دهیم و به سطح یک انسان معمولی فرو کاهیم. امیرالمؤمنین (ع) یکی از اولیای الهی است که مراتب انسانیت را طی کرده و در قله قرار دارد. هنر باید این دو ساحت را توأمان حفظ کند؛ یعنی هم زندگی انسانی، عاطفه، غم، شادی، اندوه، تصمیم و کنش اجتماعی او را نشان دهد و هم جایگاه قدسی، ایمانی و اخلاقیاش را مخدوش نکند. این تعادل، جوهره کار هنری در مواجهه با چنین شخصیتی است. در این مسیر، استفاده از زبان نماد و عناصر هنری بسیار کمککننده است. قداست الزاماً نباید با اغراقهای گلدرشت و غیرواقعی نشان داده شود. در هنر سینما میتوان با نور، رنگ، موسیقی مناسب، میزانسن و فضاسازی، حس معنویت و قداست را القا کرد، بیآنکه شخصیت از زندگی روزمره جدا شود. در کنار این نمادپردازیها، پرداختن به جزئیات انسانی زندگی حضرت، مانند کار کردن، باغداری، پینه زدن کفش، قضاوت عادلانه، حضور در میدان جنگ و بازی با کودکان، میتواند او را به الگویی زنده و قابل ارتباط تبدیل کند.
پرداختن به تعارضها و چالشهای زندگی امیرالمؤمنین علی(ع) نقش مهمی در حفظ این توازن دارد. تعارض میان قدرت و اخلاق، صلح و جنگ، عدالت و مصلحت، یا پایبندی به اصول انسانی در شرایطی که طرف مقابل به هیچ قاعدهای پایبند نیست، همگی ظرفیتهای دراماتیک بالایی دارند. این تعارضها، بدون افسانهسازی، میتوانند هم قداست حضرت را حفظ کنند و هم او را به الگویی انسانی و قابل فهم برای مخاطب امروز بدل سازند؛ الگویی که تنها نیست، هزینه میدهد، تهمت میشنود و در نهایت به شهادت میرسد.
ایکنا ـ با توجه به نیاز جامعه امروز و بهویژه نسل جوان به معنا، هویت و الگو، هنر دینی و علوی چگونه میتواند با حفظ جذابیتهای هنری، غیرشعاری و تعاملی باشد و در عین حال به مسائل و دغدغههای روز مانند عدالت، محیطزیست، هویت، تنهایی و مسئولیت اجتماعی پاسخ دهد و ارتباطی عمیق با مخاطب جوان برقرار کند؟
اگر بخواهیم هنر علوی برای نسل جوان اثرگذار باشد، نخست باید از روایتهای مستقیم، شعاری و خطی فاصله بگیریم. مخاطب جوان امروز با انبوهی از فرمها، تصاویر و روایتهای متنوع روبهروست و هوش رسانهای بالایی دارد. هنر زمانی میتواند با او ارتباط برقرار کند که غیرمستقیم، پرسشبرانگیز و مبتنی بر تجربه عاطفی باشد. پرداختن به ابعادی از زندگی امیرالمؤمنین(ع) که کمتر دیده شدهاند، میتواند زمینهساز این ارتباط شود؛ ابعادی که سرشار از انسانیت، عاطفه، انتخاب اخلاقی و مسئولیت اجتماعی است.
هنر علوی باید محتوامحور باشد. هنری که پیام، معنا و حقیقت را منتقل کند و در عین حال از زیباییشناسی، فرم و خلاقیت غافل نماند
یکی از نکات مهم، پیوند دادن زیست علوی با مسائل امروز است. برای مثال، نگاه امیرالمؤمنین(ع) به محیطزیست، مصرف منابع، عدالت اجتماعی و مقابله با فساد، ظرفیتهای بسیار مهمی برای بازآفرینی هنری دارند. روایتهایی مانند حساسیت حضرت نسبت به اسراف آب، حتی در کنار رودخانه، یا برخورد قاطع او با بیعدالتیهای گسترده زمانه، میتواند بهعنوان الگویی زنده برای مسائل امروز مطرح شود. این پیوند میان گذشته و اکنون، هنر را از حالت موزهای خارج میکند و آن را به مسئله امروز مخاطب گره میزند. البته فرم هنری نقش تعیینکنندهای دارد. باید از قالبهای متنوع و نوآورانه استفاده کنیم؛ از سینما و موسیقی گرفته تا انیمیشن، پادکست، آثار صوتی و تولیدات دیجیتال. روایتها میتوانند غیرخطی، چندلایه و چندزبانه باشند و در لایههای پنهان خود، مفاهیم عمیق عدالت، شجاعت، مهربانی و مسئولیتپذیری را منتقل کنند. موسیقی، تصویر، شعر و نمادها ابزارهایی هستند که اگر درست بهکار گرفته شوند، میتوانند مفاهیم عمیق را بدون شعارزدگی به جان مخاطب بنشانند.
نکته بسیار مهم دیگر، مشارکت و تعامل نسل جوان در فرآیند تولید است. هنر زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که مخاطب صرفاً مصرفکننده نباشد، بلکه خود در تولید نقش داشته باشد. امروز جوانان در فضای دیجیتال تولیدکنندگان فعالی هستند؛ از پادکست و موسیقی گرفته تا ویدئو و روایتهای خلاقانه. اگر به هوش، عاطفه و آرمانخواهی جوانان احترام بگذاریم و زمینه مشارکت جدی آنان را فراهم کنیم، بیتردید میتوانند آثاری خلق کنند که هم اصیل باشد، هم جذاب و هم الهامبخش. هنر علوی در این صورت نهتنها مخاطب داخلی، بلکه مخاطب جهانی نیز خواهد داشت.
ایکنا - با توجه به اینکه در سالهای اخیر برخی مضامین مرتبط با امام علی(ع) در آثار فرهنگی و هنری دچار تکرار و کلیشه شدهاند، به نظر شما چگونه میتوان به ساحت این شخصیت بزرگ تاریخی و دینی، به شکلی تازه، خلاقانه و متناسب با مخاطب امروز وارد شد؟
نخستین گام برای عبور از کلیشهها این است که پرسشهای امروز زندگی خودمان را با شجاعت به تاریخ عمیق زیست امامان معصوم(ع) عرضه کنیم. معمولاً پاسخها را از پیش میدانیم، اما کمتر با پرسشهای واقعی و معاصر وارد این تاریخ میشویم. در حالی که زندگی امام علی(ع) ظرفیت آن را دارد که در ابعاد مختلف اجتماعی، تربیتی، سیاسی، فرهنگی و حتی زیستمحیطی، محل گفتوگوی امروز ما باشد. برای مثال، در حوزه تربیت کودک، شواهد تاریخی نشان میدهد که امام علی(ع) به شخصیت کودک احترام میگذاشت. به او اجازه پرسش میداد و نگاه دیکتهمحور نداشت. همین نکته بهظاهر ساده، میتواند دستمایه ایدهپردازیهای گسترده هنری شود؛ از گفتوگوهای جدی امام با کودکان در قالب انیمیشنهای کوتاه و نمایشهای عروسکی مدرن گرفته تا نمایشهای رادیویی، پادکستهای داستانی و تولیدات صداپایه کوتاه که تأثیرگذاری بالایی دارند.
میتوانیم زاویه دید روایت را تغییر دهیم. چرا درخت، یک ستون مسجد، درِ خانه یا حتی یک حیوان، روایتگر یک داستان نباشد؟ این رویکرد نهتنها در هنر مدرن سابقه دارد، بلکه ریشه در سنت دینی ما نیز دارد. در تاریخ میخوانیم که برخی حیوانات، اشیا و حتی عناصر طبیعی در نسبت با پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) معنا پیدا میکنند؛ نامگذاری حیوانات، شمشیر ذوالفقار، ستونهای نامدار مسجد پیامبر(ص) و فضاهایی که هویت پیدا میکنند، همگی نشاندهنده نوعی معنابخشی هستند. این سنت به ما اجازه میدهد که در هنر امروز، به اشیا و طبیعت جان بدهیم و حتی به سوی نوعی الهیات زیستمحیطی حرکت کنیم. لازم به ذکر است در حوزه قالبهای هنری نیز با تنوع گستردهای مواجه هستیم. مستندهای شاعرانه، نقاشیهای دیجیتال، اینفوگرافیهای متحرک، سریالهای صوتی، پادکستها و حتی بازیهای رایانهای میتوانند بستر مناسبی برای روایت زندگی امام علی(ع) باشند. تصور کنید یک بازی رایانهای که در آن مخاطب در نقش حاکم یا مدیر شهری مانند کوفه یا مدینه قرار میگیرد و با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و قضایی مواجه میشود؛ چالشهایی که راهحل آنها بر اساس سیره و دستورات امام علی(ع) طراحی شده است. این تجربه تعاملی میتواند برای کودک و نوجوان، آموزندهتر از بسیاری از روایتهای خطی باشد. حتی قالب طنز، اگر هوشمندانه و ظریف به کار گرفته شود، میتواند حامل پیامهای عمیق رفتاری و اخلاقی باشد؛ چه در قالب برنامههای تلویزیونی، چه مسابقات فرهنگی، کمیکاستریپها، گرافیکهای روایی یا تئاترهای خیابانی تعاملی. آنچه اهمیت دارد، حفظ قداست در عین سادگی و زندگیمندی است.
نگاه به امام علی(ع) بهعنوان یک اندیشمند عملگرا و نوعی روانشناس اجتماعی است؛ شخصیتی که برای مسائل واقعی جامعه راهحل ارائه میدهد. میتوانیم از زاویه دیدهای مختلف به امام نگاه کنیم: از نگاه یک منتقد، یک انسان بیطرف، یک دشمن، یک یار، یکی از اعضای خانواده یا حتی بردهای که با امام زندگی کرده است. این تنوع زاویه دید، ما را از روایتهای کلیشهای دور میکند. در این میان، نقش نهادهای فرهنگی بسیار تعیینکننده است. این نهادها باید بیش از آنکه مانع باشند، تسهیلگر باشند؛ زمینه را برای حضور ذهنهای خلاق فراهم کنند، از دیکتهکردن کلیشهها بپرهیزند و بهجای سانسورهای پیشگیرانه، امکان تجربههای هنری مسئولانه را فراهم آورند. بروکراسی سنگین، تصمیمگیریهای غیرتخصصی و توزیع ناعادلانه منابع، از جمله موانع جدی خلاقیت هستند. با این توضیح توجه به اقتصاد هنر نیز ضروری است. هنر باید بتواند روی پای خود بایستد، مخاطب جذب کند و چرخه تولید و عرضهاش فعال باشد. نقد هنری نیز اگر قرار است صورت بگیرد، باید دلسوزانه، سازنده و مبتنی بر اعتماد باشد، نه مچگیرانه.
از منظر فرم نمایشی، تئاتر مستند یکی از ظرفیتهای مغفولمانده است. متونی چون نهجالبلاغه، بهویژه نامههایی مانند عهدنامه مالک اشتر، ظرفیت بالایی برای تبدیلشدن به نمایشهای مدرن، محیطی و حتی تعاملی دارند. تئاترهای انتخابمحور که مخاطب را در موقعیتهای اخلاقی و اجتماعی قرار میدهند، میتوانند درک عمیقتری از سیره امام ایجاد کنند. همچنین نباید از قدرت رسانههای صداپایه غافل شد. در رادیو و نمایشهای رادیویی، محدودیتهای تصویری وجود ندارد و قداست بهتر حفظ میشود. افکتهای صوتی، موسیقی اصیل و تخیل مخاطب، امکان تصویرسازی قدرتمندی را فراهم میکند. شعر، داستان کوتاه، رمان و حتی پویشهای ادبی نیز میتوانند زمینهساز تولید روایتهای تازه باشند. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، تمرکز بر کنشهای امام علی(ع) است، نه صرفاً توصیفهای ظاهری. سادگی امام باید در عمل نشان داده شود؛ در بازار رفتن، در قضاوت عادلانه، در شیوه حکمرانی، در تحمل نقد، در آزادی بیان و در نشاط اجتماعی. امام علی(ع) در عین زهد، انسانی فعال، پرنشاط، خندهرو و مسئولیتپذیر بود؛ ویژگیهایی که کمتر در روایتهای هنری ما دیده شدهاند. اگر قصهگویی را جدی بگیریم و داستانی قوی خلق کنیم، بیتردید این روایتها اثرگذار و ماندگار خواهند شد.
ایکنا - یکی از نقدهایی که به آثار نمایشی و تصویری درباره شخصیتهای دینی، بهویژه امام علی(ع)، وارد میشود این است که این شخصیتها اغلب دور از زندگی واقعی و اجتماعی مردم تصویر میشوند. برای اصلاح این تصویر چه باید کرد؟
این نقد کاملاً وارد است. در بسیاری از آثار ما، شخصیتهای دینی بهگونهای نمایش داده میشوند که گویی از زندگی روزمره مردم جدا هستند؛ در حالی که امام علی(ع) دقیقاً در متن زندگی اجتماعی حضور داشت. راه اصلاح این تصویر، تمرکز بر «کنش» بهجای «شعار» است. یعنی بهجای آنکه مدام درباره زهد، عدالت یا سادهزیستی امام سخن بگوییم، باید این مفاهیم را در رفتار و تصمیمهای ایشان نشان دهیم.
نگاه به امام علی(ع) بهعنوان یک اندیشمند عملگرا و نوعی روانشناس اجتماعی است؛ شخصیتی که برای مسائل واقعی جامعه راهحل ارائه میدهد
سادگی امام علی(ع) یک امر منفعلانه نبود؛ نوعی کنش فعال اجتماعی و حتی سیاسی بود. حضرت در بازار حضور داشت، خرید میکرد، کفش وصلهخورده میپوشید، اما همزمان دغدغه حکومت، رفاه عمومی، حل مسائل شهری و آینده جامعه را داشت. نقل است که در همان چهار سال و اندی حکومت، با وجود سه جنگ بزرگ، مسئله مسکن در کوفه سامان پیدا کرد. اینها وجوهی است که کمتر در آثار هنری ما دیده شده است. از سوی دیگر، نشاط، مهربانی و خندهرویی امام علی(ع) تقریباً در روایتهای نمایشی غایب است. گویی برای نشاندادن شجاعت و عدالت، باید شخصیتی عبوس و خشن تصویر شود؛ در حالی که تاریخ چیز دیگری میگوید. حتی یکی از بهانههای تاریخی برای کنارگذاشتن حضرت از خلافت، همین خندهرو بودن و انعطاف رفتاری ایشان عنوان شده است. این وجوه انسانی، اگر بهدرستی روایت شوند، امام را به زندگی امروز مخاطب نزدیکتر میکنند.
ایکنا - نقش نهادهای فرهنگی و هنری را در شکلگیری یا جلوگیری از این روایتهای خلاقانه چگونه ارزیابی میکنید و چه انتظاری از آنها وجود دارد؟
نهادهای فرهنگی نقش بسیار تعیینکنندهای دارند و متأسفانه در بسیاری موارد بهجای تسهیلگری، به مانع تبدیل شدهاند. رویکردهای بیشازحد نظارتی، سانسورهای پیشگیرانه، تصمیمگیریهای غیرتخصصی و بروکراسیهای سنگین، اغلب خلاقیت هنرمند را فرسوده میکند. هنرمند نباید احساس کند که قرار است برای او تکلیف تعیین شود یا صرفاً گزارشی تصویری از چند کلیدواژه کلیشهای ارائه دهد. انتظار اصلی این است که نهادها بستر تجربههای هنری مسئولانه را فراهم کنند؛ یعنی به هنرمند اعتماد کنند، از ایدههای نو حمایت کنند و اجازه بدهند روایتهای تازه شکل بگیرد. نقد هم اگر وجود دارد، باید سازنده، دلسوزانه و مبتنی بر اعتماد باشد، نه مچگیرانه. امروز بخشی از هنرمندان بهدلیل همین رویکردها، اعتماد لازم را از دست دادهاند.
این نهادها باید به اقتصاد هنر توجه جدی داشته باشند. هنر اگر امکان فروش، مخاطب و گردش اقتصادی پیدا کند، خودبهخود به تولید آثار باکیفیت منجر میشود. حمایت صرف، آن هم با قیدوبندهای فراوان، کافی نیست. همچنین نقش آموزشی نهادها بسیار مهم است؛ سرمایهگذاری روی نسل جدید فیلمسازان، نویسندگان، شاعران و هنرمندان دغدغهمند که امام علی(ع) را بشناسند و بتوانند با زبان امروز روایت کنند. نهادهای فرهنگی میتوانند نقش بینالمللی مهمی ایفا کنند. هنوز نتوانستهایم شخصیتی مانند امام علی(ع) را آنگونه که شایسته است، در قالبهای هنری جهانی به مخاطبان بینالمللی معرفی کنیم. ایجاد اندیشکدهها و اتاقهای فکر مشترک میان هنرمندان و پژوهشگران، میتواند پلی میان عمق تاریخی و خلاقیت هنری ایجاد کند و مسیر تولید آثار ماندگار را هموار سازد.
انتهای پیام