کد خبر: 4327739
تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۶
یادداشت

جنگ نرم و انحراف افکار

قرآن کریم جلوه‌های گوناگون جنگ نرم را از طریق داستان‌های انبیا بیان کرده است؛ از جمله این روش‌ها می‌توان به استهزاء و تحقیر مظاهر دینی در قالب شوخی، تفرقه‌افکنی به نام استقلال‌طلبی، پخش شایعات به نام روشنگری و تضعیف رهبری با تهمت زدن و تحقیر اشاره کرد؛ تغییر در عقیده همان سیر اصلی جنگ نرم است.

جنگ نرمظهور پیامبران همواره با چالش­‌ها و مخالفت‌هایی در قالب‌های گوناگونی از مواجهه نظامی تا جریان نفاق روبه‌رو بوده است. این موضوع در نخستین جامعه اسلامی به‌صورت آشکار وجود داشته است و بخشی از آیات قرآن کریم به ابعاد سخت و نرم آن اختصاص یافته است.

جنگ نرم به چه معناست؟

جنگ نرم به معنای توانایی شکل دادن به باورها و کشش‌های دیگران و هدایت رفتار آنان، بدون بهره‌گیری از زور است. این نوشتار درصدد است پس از مفهوم‌شناسی جنگ نرم و تبین ابعاد و شاخص‌­های آن، مصادیق جنگ نرم را در چهار زمینه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی در جامعه مسلمانی صدر اسلام براساس شواهد قرآنی و مستندات تاریخی به شیوه وصفی ـ تحلیلی تبیین کند.

در تبیین مفهوم جنگ نرم باید گفت: مجموعه اقدامات خصومت‌آمیز، تعمدی و برنامه‌ریزی شده است که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی، ارزش‌ها و نگرش‌‌‌های پایه و بنیادین و القای ناکارآمدی الگوی سیاسی مورد قبول مردم در یک نظام سیاسی می‌‌‌شود. این جنگ همه عرصه‌‌‌های اجتماعی یک نظام سیاسی را می‌‌‌تواند تحت‌تأثیر قرار دهد. البته این مفهوم صرفاً به تغییر سیاسی حکومت‌ها انحصار ندارد و دشمنان هر کشوری با این شیوه به باورهای اعتقادی مردم آن کشور تعرض می‌کنند، کمااینکه در رابطه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، استکبار جهانی با پول‌پاشی به ایجاد شبهه درباره اعتقادات دینی می‌پردازد تا ریشه‌های نظامی اسلامی را قطع کند و پیوند دین و سیاست را یک امر نامطلوب معرفی کند. وقتی جنگ نرم آغاز می‌شود که دشمن یا از جنگ سخت مأيوس شده باشد و یا حداقل جنگ سخت را برای وقتی بگذارد که باورهای نسل جوان یک جامعه را بر اثر تبلیغات رسانه‌ای از بین ببرد و پس از تزلزل فکری در مورد اصل حاکمیت به دگرگونی نظام سیاسی آن کشور بپردازد.

انواع جنگ‌های نرم در قرآن کریم

جنگ نرم از جمله مباحثی است که قرآن کریم در آیات مختلف به آن پرداخته است. چنان که بخشی از آیات قرآن بیانگر آن است که دستگاه‌های ظالم و به ظاهر قدرتمندی چون نمرود و فرعون از این شیوه برای مقابله با پیامبران الهی حضرت ابراهیم و موسی(ع) استفاده کردند. طراحان جنگ نرم با سرمایه‌گذاری بر افکار و اندیشه‌ها، آسان‌تر و با شتاب بیشتر به اهداف و نتایج دست می‌یابند. ضمن اینکه این روش، هزینه‌های جنگ سخت را ندارد و چهره خشن متجاوزان، در قالب دوستی و خیرخواهی، در پس پرده حجاب قرار می‌گیرد.

قرآن کریم جلوه‌های گوناگون جنگ نرم را از طریق داستان‌های انبیا و رخدادهای عصر پیامبر اکرم(ص) بیان کرده است. از جمله این روش‌ها می‌توان به استهزاء و تحقیر مظاهر دینی در قالب شوخی، تفرقه‌افکنی به نام استقلال‌طلبی، پخش شایعات به نام روشنگری و تضعیف رهبری با تهمت زدن و تحقیر کردن اشاره کرد.

تمسک به تعالیم دینی و اطاعت از رهبران آسمانی، بصیرت، صبر و تقوا، راهکارهای قرآنی مقابله با نبرد روانی دشمن است.

چگونگی جنگ نرم در قرآن کریم

یکی از اهداف انبیای الهی زایل کردن افکار و عقاید شرک و کفرآلود از اذهان مردم و جایگزین کردن افکار و عقاید توحیدی و یکتاپرستی بوده است و دشمنان سعی دارند ایمان‌ها و معرفت‌ها را با روش نرم از ذهن و جان مردم به‌ویژه جوانان کم‌رنگ کرده، عقاید و افکار خود را جایگزین آن کنند.

انبیای الهی برای رسیدن به هدف تبلیغی خود از قدرت و ابزار نرم استفاده کرده‌اند و هیچ پیامبری برای پیشبرد اهدافش تا زمانی که از فعالیت فرهنگی و تأثیر آن ناامید نمی‌شد دست به جنگ سخت نزد. اساس دعوت انبیا بر اسلوب و روش‌های نرم و استفاده از روش‌های اقناعی استوار است.

خداوند متعال پیامبر اعظم(ص) را به استفاده از این روش توصیه کرده است: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن» (نحل/ ۱۲۵) مردم را با حکمت و اندرز نیکو به پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن.

خصوصیت بارز پیامبر اعظم(ص) برخورد نرم همراه با ملاطفت است؛ امری که از سوی خداوند متعال به حضرتش سفارش شده است.

به‌کارگیری روش‌های نرم در تبلیغ دین، مهم‌ترین عامل پیشرفت پیامبران در دعوتشان بوده است و با اندک تأملی در معجزات انبیا می‌توان پی برد که تمامی آن‌ها از این شیوه بهره برده‌اند. در مقابل، دشمنان دین نیز از مقوله جنگ نرم غافل نبوده و تلاش کردند تا به شیوه‌های نوین جنگ نرم اعم از تبلیغات، جنگ روانی، فتنه‌گری و با استفاده از ابزارهای مناسب به تفکرات و عقاید متدینین حمله‌ور شوند.

یکی از نمادهای جنگ نرم که دشمنان بر ضد انبیا مورد استفاده قرار داده‌اند و در قرآن ذکر شده است، ذیل عنوان نمادین گوساله سامری مطرح می‌شود.

نقش گوساله سامری در تحریف حقایق و عقاید

یکی از نمادهای جنگ نرم که در قرآن به آن اشاره شده است، گوساله سامری است که در چند سوره قرآن کریم در داستان حضرت موسی(ع) بیان شده است. دشمنان حضرت موسی(ع) وقتی دیدند نمی‌توانند دیگر با برخوردهای سخت جلوی دعوت و پیشرفت آیین او را بگیرند؛ از این‌رو، در صدد برآمدند برای مقابله با این دعوت از روشی استفاده کنند که از سنخ دعوت انبیاست تا به تدریج در یک روند چند ساله، استحاله فرهنگی و زایل کردن اعتقادهای دینی و جایگزین کردن اعتقادات ناصحیح و غیر الهی صورت پذیرد.

در میان قوم موسی(ع) فردی به نام سامری دست به اقدامی زد که به راحتی توانست اعتقادات و باورهای راستین دینی را زایل کند و به جای آن، افکار و عقاید شرک‌آلود را کفرآلود را جایگزین کند.

برای دانستن این مسئله لازم است ابتدا تمامی قصه سامری از کتب قصص قرآن ارائه شود، سپس تطبیق لازم با نمادها و ابزارهای جنگ نرم صورت پذیرد.

داستان سامری و گوساله از اینجا آغاز می‌شود که بعد از اینکه حضرت موسی(ع) موفق شد فرعون را شکست بدهد و نظامی براساس اندیشه دینی و الهی تشکیل دهد که در آن از بت و بت‌پرستی خبری نباشد و مردمان خدای یکتا و یگانه را بپرستند تا به این وسیله به سعادت و کمال برسند، وقت آن رسید که موسی کتابی جامع و کامل (دربردارنده قوانین مدنی و اجتماعی جامعه) برای اداره جامعه داشته باشد؛ از این رو، از طرف خداوند خوانده می‌شود که به‌مدت 30 شبانه‌روز که بعد از آن به 40 شبانه‌روز تمدید شد، به طور سینا برود. حضرت موسی(ع) رهبری و هدایت جامعه خویش را به برادرش هارون سپرد تا در این چند روز، هدایت و رهبری مردم را به عهده داشته باشد.

بعد از 40 شبانه‌روز، میقات حضرت موسی(ع) تمام و آماده شد که به شهر خود برگردد، خداوند تبارک و تعالی به او خبر داد که «انا فتنا قومک من بعدک فاضلهم السامری» (طه: ۸۵)؛ در نبود تو قومت را امتحان کردیم و سامری قوم و قبیله تو را گمراه کرد.

سامری از نبود پیامبر خدا و دیر آمدن آن حضرت کمال استفاده را کرد و به مردم گفت باید شما برای خویش خدایی انتخاب کنید؛ زیرا موسی(ع) بازنمی‌گردد؛ موسی(ع) رفته خدای شما را بیابد ولی راه را گم کرده و آمدنش دیر شده و به وعده خود وفا نکرده است. آن‌گاه سامری از تمایل ریشه‌دار بنی‌اسرائیل مبنی بر بت‌پرستی استفاده کرد و طلاهای مردم را جمع کرد. سپس گودالی کند و طلاها را در آن ریخت و آتش افروخت. از آن طلاهای آب‌شده گوساله‌ای ساخت که صدایی از آن خارج می‌شد. این گوساله زرین، سبب امتحان بنی‌اسرائیل شد.

بنی‌اسرائیل به این گوساله آزمایش شدند و او را پرستش کردند. به این جهت هارون با ناراحتی و اندوه بسیار به آنان گفت: ای قوم، شما به‌وسیله گوساله آزمایش شدید در حالی‌که پروردگار شما خدای رحمان است. از من پیروی کنید و امر مرا اطاعت کنید. بنی‌اسرائیل در جواب گفتند: ما به عبادت گوساله می‌پردازیم تا موسی بازگردد. (طه/ ۹۱)

در نهایت حضرت هارون موفق به هدایت آن‌ها نشد. آن‌گاه که میقات حضرت موسی(ع) به پایان رسید و به‌سوی قوم خود بازگشت از دور جمعیت بنی‌اسرائیل را دید و صدای هیاهو و فریاد آن‌ها را شنید. حقیقت مطلب را درک کرد و از وضع آنان آگاه شد؛ زیرا گوساله‌پرستان در اطراف گوساله به رقص و پایکوبی مشغول بودند.

به دنبال این هیاهو در حضرت موسی(ع) آثار خشم و عصبانیت ظاهر شد (طه/ ۸۶ ) و الواحی که در دست داشت بر زمین افکند و به‌سوی هارون شتافت و سر برادر را گرفت و او را به‌سوی خود کشاند و گفت: چرا وقتی دیدی (مردم) گمراه شدند راه مرا در میان آنان تعقیب نکردی؟ (چرا منفورین را بیرون نکردی؟) و با اخلال‌گران نبرد نکردی؟ (تا بتوانی این آتشی که ظلم و کفران را شعله‌ور می‌کند خاموش کنی؟) هارون گفت: ترسیدم اگر با آنان نبرد کنم بگویی بین بنی‌اسرائیل دو دستگی و تفرقه ایجاد کردی و گفته مرا رعایت نکردی. (طه/ ۹۴)

بعد از اینکه آثار خشم و عصبانی حضرت فرو نشست، به وضع بنی‌اسرائیل پرداخت و کارشان را با تدبیر و رأی صحیح حل کرد.

در مرحله اول، حضرت موسی(ع) متوجه سرمنشأ فتنه شد. به سامری گفت: این فتنه چه بود که برپا کردی؟ (طه/ ۹۵) سامری پاسخ داد: من چیزی دیدم که آنان (مردم) ندیدند کف خالی از پای فرستاده خدا برداشتم و آن را در قالب گوساله انداختم و نَفْسم این کار را در نظرم جلوه داد. بعد متوجه قوم خویش شد و گفت: مگر خدای شما به شما وعده شایسته نداد؟ آیا این مدت به نظر شما طولانی آمد؟ یا خواستید غضب خدای متوجه شما شود که به عهد خود وفا نکردید. (طه/ ۸۶) بنی‌اسرائیل به حضرت گفتند: ما با اختیار خود با تو بی وفایی نکردیم بلکه قسمتی از طلاهای زینتی بر گردن خود داشتیم که آن‌ها را در آتش افکندیم و سامری چنین راهنمایی کرد. (طه/ ۸۷) (سامری آن طلاها را به‌صورت گوساله‌ای در آورد که دارای صدایی بود و به این وسیله ما را از راه راست منحرف کرد که بعد موسی(ع) دستوراتی برای توبه بنی‌اسرائیل داد.)

اما در مورد سامری دستور داد: با او رفت و آمد نکنید و به او نزدیک نشوید؛ از این‌رو، مردم از وی دوری می‌کردند و در روز قیامت هم وعده گاهی دارد که نمی‌تواند از آن فرار کند. در روزی که با گناهان خویش با آتش کشانده شود. اما گوساله را، دستور داد سوزانده شود و خاکستر آن را به دریا افکنند به این طریق موسی(ع) این فتنه را چاره کرد. (طه/ ۹۷)

نکات قابل استفاده در رابطه با جنگ نرم در این داستان عبارتند از:

۱. در جنگ نرم سطح تهدید ابتدا متوجه نخبگان جامعه است و بعد از آن به عموم افراد جامعه سرایت می‌کند.

۲. لازمه سرایت تهدید از نخبگان به عموم مردم دانستن زمینه‌های لازم تهدید در مردم است و این، زمینه کار سامری را تسهیل کرد. اضافه اینکه تهدید نرم محصول پردازش ذهنی نخبگان است و به خاطر همین سامری به موسی(ع) گفت: «و کذلک سولت لی نفسی.» (طه/ ۹۶)

۳. ابزاری که سامری در این جنگ استفاده کرد ابزاری جدید و نو به حسب آن زمان بوده به اضافه اینکه دارای جذابیت هم بوده است که صدا از داخل گوساله مصنوعی بیرون می‌آمد و این در بنی‌اسرائیل بی‌سابقه بود.

۴. در جنگ نرم دشمن کاری انجام می‌دهد که طرف مقابل چیزی را که دشمن می‌خواهد انجام دهد و حرفی را که دشمن می‌خواهد بزند. در اینجا هم سامری از مردم خواست طلاجات خود را بیاورند (طه/ ۷۸) و آنان انجام دادند و در مقابل هارون ایستادند و گفتن سر از عبادت گوساله برنمی‌داریم تا اینکه موسی به‌سوی ما برگردد. (طه/ ۹۱)

۵. تمام کار سامری این بود که ایده پرستش خدای یگانه را از ذهن و اذهان مردم بیرون آورد و مردم را به پرستش گوساله وادارد، چون که در آخر هم به بنی‌اسرائیل گفت: هذا الهکم و اله موسی؛ شما دنبال عبادت می‌گشتید و این معبود شما و معبود موسی است. این تغییر در ایده و عقیده و باورهای دینی همان سیر اصلی جنگ نرم است یعنی سست کردن افکار و عقاید راستین و جایگزین کردن افکار و عقاید دل خواه طرف مهاجم آن وقت با تغییر در باورها و اعتقادات تغییر در حاکمیت سیاسی هم امکان‌پذیر است.

نتیجه عبرت آموز داستان

رهبران جامعه در مقابل فتنه‌های جدید مسئولیت سنگینی دارند و باید در مقابله با آن و شناساندن آن به مردم تلاش لازم را بنمایند. چنانکه حضرت موسی(ع) به هارون فرمود: باید با سران فتنه با قاطعیت برخورد می‌کردی و آنان را از مردم و مردم را از آنان دور می‌کردی تا مقدمات ضلالت مردم فراهم نگردد.

در حقیقت گوساله ابزار نرم سامری جهت انحراف قوم بنی‌اسرائیل بود که تمام ویژگی نرم بودن را داراست؛ هم نو و نو ظهور بود و هم جذابیت کامل داشت که ابزارهای جنگ نرم دشمنان امروزی هم دقیقاً چنین هستند که دارای جذابیت و مطابق با امیال و هوای نفسانی انسان‌هاست.

کافی است در این زمینه نگاهی به سایت‌ها، روزنامه‌ها، فیلم‌ها، نمایشنامه ها و مطبوعات شود تا نو بودن آن‌ها ثابت شود و برای جذابیت هم کافی است که از تمامی مسائل اخلاقی و غیراخلاقی و جنسی و اقتصادی و فرهنگی استفاده می‌کنند.

سامری با ابزار نرم جهت انحراف و گمراهی بنی‌اسرائیل اقدام کرد و چون کنترل منابع قدرت نرم معمولاً دشوار است و قابل اندازه‌گیری نیست و محصول پردازش ذهنی نخبگان جامعه است، در مدت کوتاهی توانست افکار راستین توحید و یکتاپرستی را از اذهان بنی‌اسرائیل بیرون آورده و به جای آن شرک و بت‌پرستی را جایگزین کند.

از ویژگی‌های کار سامری جذابیت گوساله است که باعث اقناع در مردم شد و به‌سوی آن گرایش پیدا کردند.

معلوم است گوساله ابزار جنگ نرم سامری است منتهی خصوصیت آن این است که از متد و روش و تاکتیک دینی جهت گرایش مردم به گوساله بهره جست و آن اقناع حس پرستش مردم بوده است. هدف او جایگزین کردن شرک و بت‌پرستی جای توحید و یگانه‌پرستی بود که موفق شد.

حوزه تهدید هم فرهنگی است و هیچ جنبه سخت‌افزاری نداشته است و در این حوزه توانست به سرعت تأثیرگذار باشد و در نهایت اگر حضرت موسی(ع) از میقات برنمی‌گشت تهدید در حوزه فرهنگی سرایت به حوزه سیاسی و امنیتی می‌کرد و ساختار سیاسی بعد از مدتی از دست هارون بیرون می‌آمد و در نهایت سامری رهبری حکومت سیاسی را به عهده می‌گرفت.

تأثير جنگ نرم در دوران امیرالمؤمنین(ع)

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در بیانات اخیرشان که به مناسبت سالروز ولادت حضرت امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی ایراد کردند درباره تأثير جنگ نرم در دوران آن حضرت فرمودند: یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین(ع) که این نکته امروز هم در جامعه‌ ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتی در احد. در جنگ احد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین(ع) غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگر اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفین هم پیروز شد. در صفین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر می‌توانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض می‌شد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه می‌گوییم «جنگ نرم». بعضی خیال می‌کنند این حوادث این‌جوری، این تهمت‌ها، این فریب‌ها، این خباثت‌ها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همین‌ها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولی خدا بدون کمک مردم که کاری نمی‌تواند بکند: «هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.»

دشمن در مقابل شجاعت، قدرت و اراده‌ پولادین امیرالمؤمنین(ع) چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریب محیط پیرامونی امیرالمؤمنین که در جنگ صفین این کار با سرِ نیزه کردن قرآن‌ها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتفاق افتاد؛ جنگ نرم این است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلال‌های مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند می‌روند مردد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام می‌شود.

هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در میدان هستند و آماده‌ تلاشند و آماده‌ کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگ نرم وارد میدان می‌شوند. آن زمان، یعنی زمان امیرالمؤمنین(ع) این کار را کردند که در تاریخ به تفصیل جزئیاتش وجود دارد. افرادی می‌رفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله می‌کردند، ظلم می‌کردند، بعد یک نفر شایعه می‌کرد که این‌ها از طرف علی(ع) آمده‌اند. مردم را مردّد می‌کردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام می‌شود. امروز ملت ایران نشان داده که در میدان‌های سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک می‌کند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار می‌دهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس می‌کند. این انگیزه دشمن را نگران می‌کند؛ سعی می‌کنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند.

امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملت؛ انکار توانایی‌های این ملت. ملت، ملت بزرگی است، کار هم می‌تواند بکند و دارد می‌کند؛ امروز دارد کار می‌کند. اگر ملتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفت‌های خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش می‌کنند و انجام می‌دهند.

جنگ نرم، اعتراض را به اغتشاش تبدیل می‌کند

در اعتراضات اخیر، دشمن آرام نبود و برای لحظه لحظه آن برنامه‌ریزی کرده بود. توانمندی‌های کشور و دستاوردهای ۴۷ ساله انقلاب اسلامی را در چشم مردم انکار کرده و عده‌ای را که غالباً نسل جوان بودند دچار خودتحقیری کرد. اعتراض به حق مردم به گرانی‌ها و عدم کنترل درست معیشت جامعه توسط بعضی از مدیران اجرایی کشور به پای اصل نظام اسلامی بسته شد و جنگ نرم از اعتراض عمومی به گرانی را به اغتشاش تبدیل کرد.

اعتراض مسالمت آمیز حق جامعه بوده و است، اما اغتشاش همواره با توهین به مقدسات (کمااینکه در روزهای اخیر در بعضی از شهرها) مشاهده شد، تخریب اموال عمومی، هرج و مرج و به هم زدن نظم و امنیت جامعه، پیدا شدن دست استکبار و ایادی آن در گرداندن لحظه لحظه اعتشاشات همراه است و البته باید گفت: در روزهای متوالی مردم فهیم و بصیر صف خود را از اغتشاشگران جدا کرده و با راهپیمایی‌های باشکوه در اکثر شهرهای کشور از ولایت فقیه و اصل نظام اسلامی حمایت کرده ولی اعتراض خود را به گرانی‌ها نیز اعلام کردند.

همان‌گونه که در سخنان اخیر رهبری اشاره شد: هدف دشمنان از شایعه پراکنی، شخصیت سازی، دروغ‌پراکنی و دیگر خباثت‌ها با شیوه نرم ناامید کردن ملت ایران بلاخص جوانان است و آمریکا و ایادی آن به دنبال این مسئله هستند که نظام مبتنی بر دین را که جمهوری اسلامی ایران است یک نظام ناکارآمد معرفی کنند و این در حالی است که نظام سلطه دیری نخواهد پایید.

این پیام برآمده از دل حقیقت با مدیریت رهبری و مجاهدت‌های نیروهای مسلح ما در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به‌خوبی به تمام دنیا مخابره شد و دیدیم که اگر آمریکا به کمک رژیم غاصب و کودک‌کش اسرائیل نمی‌آمد و با ارسال پیام‌های ملتمسانه از سوی کشورهای مرتبط با جمهوری اسلامی ایران درخواست توقف جنگ را بیان نمی‌کرد، الان اثری از رژیم صهیونیستی نبود.

ملت مقاوم و مجاهد ایران وعده‌های الهی در قرآن را باور دارند، به مدیریت توحیدی امامین انقلاب شک نمی‌کنند، بنابراین با تمام قوا همچون هشت سال دفاع مقدس رهبری حکیم و نظام اسلامی خویش دفاع می‌کنند و با بصیرت تمام در جنگ سخت و نرم پیروز میدان هستند، زیرا می‌دانند انتهای این کوه قله‌ای است که صبح سپید ظهور حضرت بقیة‌الله الأعظم(عج) را به آنان نشان می‌دهد، آن صبحی که برای جامعه اسلامی یوم الله الاکبر بوده و برای مستکبرین روز نابودی است، فقط باید دقت کنیم فریب گوساله‌های سامری دشمن را نخوریم.

منابع:

۱. قدرت نرم و سرمایه اجتماعی، اصغر افتخاری و همکاران، تهران، دانشگاه امام صادق، ش ۱۳۸۸، ص ۱۱۸

۲:دیدار مقام معظم رهبری با اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲ / ۷ / ۸۸.

۳. جنگ نرم، داود رنجبران، ساحل اندیشه، تهران، ۱۳۸۸، ص ۳۰ و ۳۵

حجت‌الاسلام امین بهرامی، پژوهشگر و استاد حوزه

انتهای پیام
دبیر:
کامله بوعذار
captcha