
مکتب امام علی(ع)، اندیشهای است که عدالت را از سطح شعار و توصیه اخلاقی فراتر برد و آن را به معیار سنجش ایمان، حکومت و کرامت انسانی تبدیل کرد. علی(ع) در جهان اسلام، نماد پیوند دین با عدالت اجتماعی است؛ پیوندی که نشان میدهد دینداری حقیقی، بدون حساسیت نسبت به فقر، تبعیض و محرومیت نه کامل است و نه ماندگار.
حجتالاسلام والمسلمین علیاکبر عالمیان، عضو هیئت علمی جامعهالمصطفی العالمیه و مدیر گروه تاریخ و سیره پژوهشکده حج و زیارت در گفتوگو با ایکنا، به بیان اصول بنیادین اخلاق اجتماعی امام علی(ع) در مواجهه با مردم به ویژه مخالفان و دشمنانشان پرداخته است که در ادامه با هم میخوانیم.
ایکنا ـ سیره اجتماعی حضرت علی(ع) در مواجهه با موافقان و مخالفانشان چگونه بوده و در این مواجهه حضرت چگونه «مهربانی» را با اجرای عدالت تجمیع میکردند؟
سیره اجتماعی حضرت علی(ع) عمیقاً با سیره سیاسی ایشان گره خورده است؛ به گونهای که وقتی بحث دشمن و مخالف پیش میآید، بحث اخلاق سیاسی ایشان در کنار اخلاق اجتماعی مطرح میشود و میتوانیم همه را در یک راستا تببین کنیم.
حضرت علی(ع) در برخورد با خودیها شیوه متناسب با آن شرایط و افراد و در مواجهه با مخالفان نیز شیوه متناسب دیگری را اتخاذ میکردند. عدالت، به معنای قرار گرفتن هر مسئله در سر جای خودش است. اشتباهی که گاهی در سپهر سیاسی یا اجتماعی صورت میگیرد این است که برخی فکر میکنند ائمه(ع) به ویژه حضرت علی(ع) و پیامبر(ص) که حاکم جامعه بودند، با دشمنان و مخالفان فقط مدارا و نرمش کرده و کوتاه میآمدند، در حالی که این درست نیست و حضرات معصوم(ع) در جای مناسب مدارا و نرمش و در جای مقتضی، قاطعیت و اقتدار داشتند و اصولاً مفهوم عدالت و اعتدال نیز همین است.
اگر حاکمی فقط نرمی و ملاطفت نشان دهد، این مسئله نشان دهنده ضعف آن حاکم است و برعکس نیز اگر فقط خشونت نشان دهد نیز نشانه ضعف اوست؛ اما اگر در جای مناسب ملاطفت و در جای مناسب قاطعیت نشان دهد، عدالتی محقق میشود که در سیره امیرالمؤمنین علی(ع) شاهد آن هستیم.
ایکنا ـ حضرت علی(ع) حقوق همه مردم حتی افرادی که مسلمان نبودند، گروههای مخالف و ... را در نظر میگرفتند؛ این نوع رفتار چه درسهایی برای ما در زمینه لزوم رعایت حقوق شهروندی آحاد مردم دارد؟
رعایت حقوق انسانها در سیره ائمه به ویژه امیرالمؤمنین(ع) یکی از اصول راهبردی در کنشها و منشهای حضرت در عرصه سیاسی و اجتماعی است. حضرت علی(ع) معتقدند همه شهروند هستند و حقوق شهروندی دارند و تا جایی که افراد امنیت جامعه را به خطر نیندازند، این حقوق حفظ میشود.
در سیره حضرت علی(ع) حقوق غیر مسلمانان پرداخت و رعایت میشد. نمونه بارز آن زمانی است که حضرت زره خود را در دست یکی از شهروندان غیرمسلمان جامعه اسلامی میبیند و از آن فرد به دادگاه اسلامی شکایت میکند و در برابر قاضی دادگاه(در حالی که حاکم جامعه اسلامی است) همراه با شهروند غیر مسلمان مینشیند اما از آنجایی که نمیتواند ثابت کند زره متعلق به خودش است، رأی دادگاه به نفع شهروند غیرمسلمان صادر میشود و حضرت علی(ع) این رأی را میپذیرند.(زره حضرت علی(ع) از خورجین ایشان افتاده بود و آن فرد غیرمسلمان که افتادن زره را دیده بود آن را برداشته بود. پس از این اتفاق و با دیدن عدالت حضرت علی(ع) آن فرد غیرمسلمان، مسلمان شد).
همه اینها نشان دهنده رعایت حق شهروندی است. همه افراد عضو هر دین و آئینی باشند تا زمانی که دست به سلاح نبرند، قوانین را رعایت کنند و جامعه را ناامین نکنند رعایت حقوق شهروندی آنها بر حاکم لازم است.
ایکنا ـ حضور گسترده حضرت علی(ع) در میان مردم و ارتباط با عموم مردم چگونه به کاهش فاصله حاکم و مردم منجر میشد و این مسئله چه تأثیری بر پذیرش سخنان حضرت توسط مخالفانشان داشت؟
یکی از کار ویژههای یک حاکم این است که از نزدیک با متن جامعه در ارتباط باشد. حضور میدانی امام علی(ع) و شنیدن مشکلات مردم از خودشان به صورت مستقیم یا از طریق مشاوران و مطلعینی که برای رصد اوضاع منصوب میکردند، موجب میشد که حضرت علی(ع) وضع جامعه را از نزدیک لمس و در جهت چارهجویی اقدام کنند. وقتی مردم میبینند که حاکم و مسئول آن جامعه از نزدیک در جریان مشکلات جامعه و با مردم در تماس است، ارتباط مستحکمتری بین حاکم و مردم برقرار میشود. حتی در منابع آمده است که وقتی حضرت در بازار میدیدند که یکی از کارگزاران ایشان تخلف کرده، شخصاً ورود پیدا کرده و برخورد میکردند؛ مواردی را هم داریم که ایشان کارگزاران خود را به خاطر تخلف از قوانین و کمکاری توبیخ کردهاند و همه این اقدامات در جهت حفظ اعتماد مردم صورت میگرفته است.
دشمنان ایشان هم متوجه شده بودند که حکمرانی حضرت سبکی متعالی است و اگر میبینیم که دشمنان در برابر حکومت حضرت علی(ع) قد علم کردند، به دلیل حب دنیا، طلب قدرت و .. بوده اما نوع حکمرانی حضرت را میستودند، کما اینکه در منابع تاریخی آمده است که معاوینه در نهان و آشکار شیوه حکمرانی حضرت را میستود.
ایکنا ـ نمونههای تاریخی برخورد ایشان با خوارج و منتقدان در مسجد و متن جامعه چگونه بود؟
در سیره حضرت امیرالمؤمنین(ع) و قبل از آن در سیره حضرت نبی(ص) چند اصل بسیار مشهود در مواجهه با دشمنان و مخالفان وجود دارد که شامل مشورت، نقدپذیری و سعه صدر است.
در سیره امیرالمؤمنین(ع) میبینیم که ایشان با مردم و کارگزاران خود مشورت میکردند. البته این مشورت در مسائل اعتقادی صورت نمیگرفت بلکه در امور سیاسی و اجتماعی بود. مثلاً وقتی حضرت قصد سفر به شام و جنگ با معاویه را داشت، مهاجران و انصار را فراخواندند و مشورت کردند. یا در یکی از نامهها به فرماندهان سپاهشان بر حق آنها برای گرفتن مشورت از آنها تأکید کردند.
مسئله بعدی نیز نقدپذیری و سعه صدر است. امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر انتقادات سعه صدر و تحمل بالایی داشت و وقتی خوارج در حین سخنرانی حضرت در مسجد کوفه اخلال ایجاد میکردند و شعار میدادند، حضرت نه تنها برخوردی با آنها انجام ندادند بلکه مماشات کرده و فرمودند تا زمانی که با ما هستید ما شما را از مساجد منع نخواهیم کرد، تا زمانی که نام خدا را بر زبان بیاورید و دستان شما با دستان ماست، شما را از ثروتهای عمومی محروم نمیکنیم و با شما نمیجنگیم، مگر اینکه با ما قصد جنگ داشته باشید. یعنی تا زمانی که مخالفان داخلی حضرت، جامعه را به آشوب نمیکشیدند و متشنج نمیکردند با آنها مدارا کرده و شنونده و نقدپذیر بودند.
ایکنا ـ بارزترین سیره امام در برابر مخالفان که میتواند به عنوان الگویی در دنیای متشنج امروز تبدیل شود، کدام عملکرد و سیره است؟
حضرت در برخورد با مخالفان یا دشمنان خود چند اصل اساسی و کلی داشتند که با دنیای امروز ما نیز سازگار است. ایشان در مرحله اول تلاش میکردند مخالفان خود را هدایت کنند. لذا تاجایی که امکان داشت در میادین جنگ از عنصر هدایت استفاده میکردند. مثلاً در خطبه 55 نهجالبلاغه آمده است: به خدا قسم هر روزی که جنگ را به تأخیر میاندازم برای این است که آرزو دارم عدهای از دشمنان و مخالفان به ما ملحق و هدایت شوند و در میان تاریکیها نور را ببینند و به سمت من بشتابند.
پس اصل اول سیره اجتماعی و سیاسی ایشان هدایت به سمت صراط مستقیم بود. اصل دیگر رعایت اصول اخلاقی در برخورد با دشمن بود. یعنی اجازه نمیدانند برخوردی با دشمنان صورت گیرد که موجب وهن مقام انسانی دشمنان شود. لذا حضرت علی(ع) در سراسر زندگی حکومتی خود نسبت به دشمنانشان رعایت اخلاق و ادب را به ویژه در میادین جنگ داشتند.
احسان به کسانی که اسیر میشدند نیز یکی دیگر از اصول رفتاری حضرت علی(ع) بود و ایشان به کارگزاران خود توصیه میکردند که نسبت به مخالفانی که در بند هستند تا جایی که میتوانید احسان و نیکی کنید. در منابع تاریخ آمده است که در جنگ صفین به شدت توصیه کردند که مراقب باشید به اسرا توهین نشود و آنها را اذیت نکنید.
اصل دیگر اصل عفو و گذشت است. تا جایی که امکان داشت حضرت نسبت به مخالفان خود سیره عفو و گذشت را اتخاذ میکردند. در جنگ صفین «بسر بن ارطاة» که دشمن بارز ایشان بود را مورد عفو قرار دادند و یا در نامه حضرت به مالک اشتر داریم که به عفو و گذشت توصیه میکنند.
علیرغم این موارد، حضرت اصل قاطعیت و صلابت در برابر دشمنان را نیز دارا بودند. در تاریخ داریم که حضرت دستور میدهد انگشتان دست علی بن اصمع را به جرم دزدی قطع کنند. یا صلابت حضرت در جنگ جمل در برابر اصحاب جمل را داریم و یا در برابر معاویه در جنگ صفین و برخورد با خوارج در جنگ نهروان را شاهد هستیم.
ایکنا ـ گفتوگوهای ایشان با دشمنان چه اصولی از مناظره فعال را دربرداشت؟
«رعایت ادب» در برابر مخالف یکی از اصولیترین ویژگیهایی است که در سیره معصومین وجود دارد. ائمه(ع) حرف مخالفان را میشنیدند و به آنها توهین نمیکردند. در حکمت 113 نهجالبلاغه حضرت علی(ع) میفرمایند: «وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ؛ هيچ ميراثى چون ادب نيست». چون از دیدگاه حضرت دشنام دادن موجب تضعیف کرامت انسانها میشود. به همین دلیل است که در جنگ صفین وقتی دشمنان و شامیان به ایشان دشنام میدادند، وقتی یاران امیرالمونین میخواستند به این دشنامها واکنش نشان دهند حضرت علی(ع) فرمودند من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید.
حضرت علی(ع) در گفتوگوها و مناظرات شنونده فعال بودند و به خوبی تمامی سخنان و استدلالها را میشنیدند و در مرحله بعد پاسخ مستدل، منطقی، عاقلانه و عادلانه را مطرح میکردند. در نامههایی که بین معاویه و حضرت علی(ع) رد و بدل شده نیز شاهد همین نوع عملکرد هستیم که سرشار از ادب، شنیدن سخن مخالف و ارائه پاسخ عالمانه و منطقی است.
انتهای پیام