بعثت انبیاء به صورت کلی از مهمترین وقایع تاریخ بشریت محسوب میشود و البته
بعثت نبی اعظم(ص) که انبیاء دیگر بشارت به آمدن آن دادهاند و خاتم انبیاء است از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا با این بعثت دین خدا کامل و نسخه هدایت بشر تا قیامت ارائه شد.
ایکنا ـ بعثت از بزرگترین وقایع نه تنها تاریخ اسلام بلکه تاریخ جهان و واجد عظمت والایی است، اهل بیت(ع) چه نگاهی به این واقعه عظیم داشتهاند؟
قبل از اینکه وارد بحث اهل بیت(ع) و نگاه ایشان به مبعث شوم از زاویه این آیه قرآن وارد بحث میشوم؛ قرآن کریم فرموده است: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ؛ این آیه بسیار متناسب با شرایط امروز ما هست؛ خداوند مسلمین را دعوت به وحدت و دوری از تفرقه و پراکندگی کرده و فرموده است همه به ریسمان الهی چنگ بزنید و متحد باشید و نعمات خدا را یاد بیاورید، زیرا شما از هم دور بودید و خدا دلهای شما را با همدیگر مهربان کرد و به لطف خدا با هم برادر شدید.
پایان آیه نیز به بحث بعثت مربوط است، زیرا بیانگر فضای عصر جاهلی است. فرموده است شما بر لبه پرتگاه آتش بودید و خداوند شما را از آن نجات داد. فضای وحشتناک عصر جاهلیت به قرارگرفتن بر لبه پرتگاه تشبیه شده است که خدا با بعثت پیامبر(ص) مردم را از آتش نجات داده است.
در فرمایشات حضرت علی(ع)، امیر بیان نیز بر این نکته تأکید شده است که شما با هم دشمن بودید و به برکت بعثت پیامبر(ص) با هم مهربان شدید و نجات پیدا کردید.
بنده در کتاب پیامبر(ص) از دیدگاه اهل بیت(ع)، به تبیین رسالت و نبوت و مبعث حضرت از منظر اهل بیت(ع) پرداختهام، برکاتی که در مورد بعثت پیامبر(ص) ترسیم شده است. در مطالعاتی که ما از تاریخ اسلام و اهل بیت(ع) داریم بزرگترین رویداد تاریخ بشریت از منظر اهل بیت(ع) است.
اهل بیت(ع) ابتدا وضعیت اسفناک جاهلی را ترسیم، سپس دستاوردها و برکات بعثت را برای جوامع بشری تبیین میفرمودند. حضرت علی(ع) نزدیکترین و دلدادهترین شخص به پیامبر(ص) بود، ایشان در جای جای نهجالبلاغه به وضعیت اسفناک دوره جاهلی، وضعیت شبه جزیره و گاهی به وضعیت بغرنج بشر در همه جوامع در روزگار قبل از بعثت. البته حضرت در موقعیتهای مختلف و در خطبه و سخنرانیهای گوناگون به این موضع پرداخته و فرمودهاند: شما قبل از بعثت بدترین دین را داشتید و خون یکدیگر را به ناحق میریختید و مفاسد شما را فراگرفته بود.
ایشان فرمودند: خدا پیامبر(ص) را زمانی فرستاد که فتنهها مردم را لگدمال کرده بود؛ تعبیر زیبایی در خطبه دوم نهجالبلاغه دارد و فرمودند: خواب مردم بیداری و سرمه چشمشان اشک بود، یعنی در وضعیت بسیار نابسامانی بودند و گمراهی وحشتناکی همه جا را فراگرفته بود و دانشمندان را تحقیر میکردند و در حال کفر و بیدینی جان میسپردند؛ در موضعی دیگر فرمودند: مردم در حیرت و سرگردانی بهسر میبردند و از نیکوکاری فاصله گرفته بودند؛ نشانههای هدایت از یاد رفته و راههای دین ویران شده بود.
فرمودند: از زمان بعثت انبیاء پیشین، مدتها گذشته و ملتها در خواب عمیقی فرو خفته بودند؛ آتش جنگ همه جا زبانه میکشید. تعبیر بسیار زیبایی دارند آن جا که فرمودند: برگهای درخت زندگی به زردی میگرایید و از میوه آن خبری نبود و آب حیات فروخشکیده بود. همچنین فرمودند: دنیا با قیافه زشتی به مردم مینگریست و در درونش وحشت و اضطراب و بر آنان شمشیرهای ستم حکومت داشت.(خطبه 89). در خطبه 198 نهجالبلاغه فرمودند که دنیا به تاریکی گراییده بود.
این اوضاع اسفباری است که در بیانات امیرمؤمنان(ع) وجود داشت و در کنار آن ایشان نعمت و برکت بعثت را تبیین کرده و فرمودند: در این اوضاع خداوند چونان باران بهاری، پیامبر(ص) را برای تشنگان حقیقت فرستادند. تاریکیهای جهل و گمراهی با نور هدایت او از میان رفت. مشابه تعبیر باران بهاری در روایاتی از امام صادق(ع) هم بیان شده است که فرمودند: ربیعا للبلاد. پیامبر(ص) بهار برای سرزمینها بود که بنده از آن به تعبیر بهار جهان یاد کردهام.
امیرمؤمنین(ع) در سخنانی در مورد وضعیت قبل از بعثت فرمودند: رشتههای انسانیت و دوستی از هم گسسته بود و مردم دارای مذاهب پراکنده بودند و خدا با بعثت شکافها را پر کرد. (خطبه 220). در خطبه 96 فرمودند: خدا با بعثت آتش دشمنیها را خاموش کرد و میان دلها الفت و مهربانی ایجاد کرد که اشاره به همان آیه ابتدایی بحث دارد. رسول خدا(ص) فاصلهها را بهم پیوند داد و در موردی دیگر فرمودند: به نعمتهای بزرگ الهی به هنگامه بعثت پیامبر(ص) بنگرید که چگونه با دعوتش انسانها را به وحدت رساند یا در جای دیگر فرمودند: که بالهای کرامت خود را بر مردم گستراند و جویبارهای آسایش و رفاه را بر آنان جاری کرد.
در گزارشات داریم که معاویه قصد داشت کاری کند که نامی از پیامبر(ص) در اذان هم برده نشود و قصد داشت نور الهی را خاموش کند اما خداوند وعده داده است از دین خود و حق دفاع کند. فرمایشات امیرمؤمنان(ع) هم در مورد پیامبر(ص) و اذان عجیب است. نقل شده است که ایشان در مسجد نشسته بودند و صدای اذان بلند شد و وقتی به اشهد ان محمد رسول الله رسید ایشان به تفسیر آن پرداختند و اشک ریختند و تأکید کردند که حضرت محمد(ص) بنده برگزیده و فرستاده خدا به سوی همه مردم و سید و سرور اولین و آخرین مردم است.
ایکنا ـ اشاره داشتید که یکی از روایات، پیامبر(ص) را به بهار سرزمینها تشبیه کرده است؛ در این باره توضیحات بیشتری ارائه فرمایید؟
امام صادق(ع) در بیان رسالت پیامبر(ص) فرمودند: بردباری و مهربانی و لطف خدا سبب شد تا دوستداشتنی و محبوبترین پیامبرش محمد بن عبدالله(ص) را برای مردم بفرستد؛ در حریم عزت تولد یافته و در خاندان شرافت اقامت گزیده و با متانت و اخلاق نبوت آفریده شده است، پیراستهای بیمانند. امام صادق(ع) در روایتی دیگر فرمودند: خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب کرد و کلیدهای دانش و سرچشمههای حکمت را به او داد؛ او را مبعوث کرد تا رحمت بندگان و بهار جهان باشد. ربیعا للبلاد.
روایت زیبایی داریم که امام صادق(ع) اشاره فرمودند علوم و فنون پیامبران در وجود حضرت محمد(ص) جمع شد و علوم ایشان نهر عظیمی است و ایشان از این متعجب شدند که مردم این نهر عظیم را رها کردند و سراغ رطوبتی اندک رفتند و دریای با عظمت شریعت پیامبر را رها کردند.
ایکنا ـ اکنون بحث مقاومت و ایستادگی در برابر دشمنان پررنگ است؟ چه نسبتی میتوان بین مقاومت و ایستادگی نبی اعظم(ص) با امروز برقرار کرد؟
بله، لازم میدانم اشاره کنم که نبی اعظم(ص) در انجام رسالت عظیم خود بسیار مقاوم و با استقامت بود و در کتاب، بنده به این موضوع اشاره کردهام و اهل بیت(ع) هم مجاهدت و ایثار و استقامت او را ستوده و تبیین فرمودهاند؛ امیرمؤمنان(ع) در معرفی پیامبر(ص) فرمودند: طبیب دوار بطبه. یعنی مرهمهای شفابخش او آماده بود.
در خطبه 108 نهجالبلاغه این تعبیر را فرمودند: که دوای او برای قلوب بیمار و چشمان نابینا و گوشهای ناشنوا و زبانهای گنگ آماده بود و در پی یافتن بیماران سرگردان و فراموش شده بود؛ با خستگان مدارا میکرد و شکسته بالان را زیر بال میگرفت و در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش و کوشش را داشت.
از آن طرف در برابر دشمنان مستحکم و با استقامت بود؛ حضرت امیر(ع) فرمودند: در راه رضایت حق در کام هر سختی و ناراحتی فرورفت و جام مشکلات و ناملایماتها را سر کشید. روزگاری خویشاوندانش با او دشمنی کردند و بیگانگان در کینهتوزی با او متحد شدند؛ بعد فرمودند: این دشمنان از هر سو گرد میآمدند؛ حضرت در تعبیری سوزناک فرمودند: از دورترین سرزمین و فراموششدهترین نقاط دشمنی خود را بر پیامبر(ص) فرو فرستادند. اما او با نهایت آرامش و درنگ سخن میگفت و دیر و حسابشده به پا میخاست و آنگاه که برمیخاست چالاک به پیش میرفت.(خطبه 100 نهج البلاغه.)
ایکنا ـ گاهی میشنویم هدف از بعثت انبیاء هدایت مردم بود و نه تشکل حکومت، تحلیل شما چیست؟
حکومت، فرمانروایی و مدیریت جامعه در سیره پیامبر(ص) در مدینه قطعا اتفاق افتاده است و زمینهسازی آن هم قبل از هجرت بوده است، یعنی در مکه؛ پیامبر(ص) حتی در دوره جاهلیت با برخی از مردم پیمان بستند که اگر موقیعت جنگ پیش آمد با او همراهی کنند. شواهد تاریخی بسیار گویا، گسترده و مستند و با استناد قوی است.
البته افرادی که شبهه ایجاد میکنند، قصد دارند بگویند که پیچیدگیهای این دوره در آن زمان نبوده است. بله قوه مقننه و مجریه و ... نبوده است اما شئون حکومتی متناسب با آن دوره وجود داشت. ایشان بر مدینه حاکم شد و برای مکه، امیر معرفی کرد؛ نیروی نظامی داشت و در جنگها نیز حضور و با اقلیتهای درون جامعه اسلامی تعامل و گاهی درگیری داشتند که البته علت آن خیانت یهودیان مدینه بود.
پیامبر(ص) وقتی در مدینه مستقر شد اولین اقدام ایشان پیمان عمومی یثرب بود که در حقیقت یک قانون اساسی است و در آن تعیین شده بود اگر گروههایی با دشمن همکاری کنند مجازات خواهند شد. پیمان با یهودیانی که در درون مدینه میزیستند منعقد کرد و به آن پایبند بود تا اینکه خود یهودیان آن را نقض کردند. در این پیمان از آنان خواستند با دشمن همکاری نکنند.
اگر کسی در پیمان خود با پیامبر وفادار نبود با او مقابله میکردند و جزای خیانت آنان را به آنان میداد و خودشان به شدت وفادار به پیمانها بودند؛ بنده در کتاب صلحهای پیامبر به 18 پیمان پیامبر(ص) با طوایف مختلف در جزیره العرب اشاره کردهام که مفاد این پیمانها مشخص و رویکرد دینی داشت.
مانورهای نظامی که از آن به سریه تعبیر میشود هم متعدد بوده است. همچنین غزوات ایشان هم کم نبوده؛ البته اینکه ما از غزوات به جنگ تعبیر کنیم غلط است؛ ایشان حداقل 27 غزوه داشتند که فقط 9 غزوه منتهی به جنگ شد و بقیه هم منجر به جنگ نشد و حرکت نظامی و اعمال قدرت سیاسی و نمایش اقتدار ایشان بود.
در پایان حیات شریف پیامبر(ص) جزیره العرب که قلمرو وسیعی است تحت حکومت پیامبر قرار گرفت و ایشان از طریق مسالمتآمیز توانست این حجم وسیع جغرافیایی را ایجاد کنند و اینطور نبود که ایشان قدرتشان را با تکیه بر شمشیر و زور آنطور که مستشرقان و بدخواهان تحلیل و تبلیغ میکنند ایجاد کنند. پیامبر(ص) همه جزیره العرب را فتح کردند در حالی که حدود دوهزار نفر از دشمنان کشته شدند و این حقایق باید بهدرستی تبیین شود.
انتهای پیام