معاون پژوهشی پژوهشکده حج و زیارت با تأکید بر اینکه امام علی(ع) مردم را به ترک سکوت در برابر انحراف فرا میخوانند، گفت: سکوت اجتماعی در این منطق مقدمه استبداد و زوال تمدنهاست.
حجتالاسلام غلامرضا رضایی، معاون پژوهشی پژوهشکده حج و زیارت در گفتوگو با ایکنا به توصیف نیازهایی که امروز و آینده جامعه بشری به نهجالبلاغه دارد اشاره کرد که در ادامه میخوانیم.
نهجالبلاغه صرفاً متنی تاریخی یا مجموعهای از مباحث اخلاق فردی نیست، بلکه منشوری تمدنی و فراتاریخی است که به گونهای ژرف و نظاممند به نیازهای پایدار و در عین حال متحول جامعه بشری پاسخ میدهد. این اثر با عبور از مرزهای زمان و مکان انسان را نه فقط در افق قرن نخست هجری، بلکه در چشمانداز آینده تمدن انسانی مخاطب قرار میدهد. اگر نهجالبلاغه را از زاویه نیازهای انسان امروز و فردا بخوانیم، منظومهای منسجم از اصول عقلانی، اخلاقی، اجتماعی و تمدنی پیش روی ما قرار میگیرد.
نخستین نیاز بنیادین بشر به عقلانیت، آگاهی و خودآگاهی انسانی است. حضرت علی(ع) عقل را ستون هویت انسانی و شرط پیشرفت جامعه میداند؛ البته عقلی که با تدبیر، تشخیص و مسئولیت همراه است نه صرف دانستن؛ آنجا که میفرماید: لاعقل کالتدبیر؛ هیچ خردورزی مانند تدبیر نیست». (نهجالبلاغه حکمت ۱۱۳).
این سخنان نشان میدهد ارزش انسان و جامعه در توانایی اندیشیدن صحیح و عمل حکیمانه است. پیام روشن نهجالبلاغه برای آینده این است که جامعهای که از تفکر نقاد، عقلانیت و تدبیر محروم باشد، حتی اگر به بالاترین سطوح فناوری دست یابد، دچار فروپاشی اخلاقی و اجتماعی خواهد شد.
در امتداد عقلانیت، عدالت اجتماعی و مبارزه با تبعیض به عنوان نیاز دائمی بشر در نهجالبلاغه مطرح میشود. در منظومه فکری حضرت علی(ع) عدالت نه یک آرمان تزئینی بلکه زیرساخت بقا و حیات جامعه است؛ چنانچه آمده است: «العدل حیاتالاحکام».
اوج این نگاه در عهدنامه مالک اشتر متجلی است؛ متنی که میتوان آن را منشور حکومتداری عادلانه و ضد تبعیض دانست. از منظر نهجالبلاغه بحرانهای فراگیر امروز جهان از فقر و نابرابری تا خشونت ساختاری ریشه در بیعدالتی دارند و راه برون رفت از آنها نه در شعار بلکه در اصلاح ساختارهای ناعادلانه نهفته است.
در همین چهارچوب نهجالبلاغه بر اخلاق قدرت و سیاست انسانی میپردازد؛ نیازی حیاتی برای آینده بشر. قدرت اگر مهار اخلاقی نشود، به ابزار سلطه و تباهی بدل میشود. امیرمؤمنان علی(ع) خطاب به کارگزاران خود تصریح میکند: «ان عملک لیس لک بطعمه؛ عمل تو لقمه چربی نیست که کیف کنی؛ «وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَة؛ بلکه به گردنت امانت است. (نهجالبلاغه، نامه ۵) سیاست در این منطق امانت است نه طعمه و کرامت انسان بر هر مصلحت سیاسی مقدم است. پیام آینده محور این نگاه این است که سیاست فاقد اخلاق حتی اگر در پوشش توسعه یا دموکراسی ظاهر شود سرانجام آینده بشر را تهدید خواهد کرد.
از دل اخلاق قدرت، کرامت انسانی و حقوق بشر واقعی سر بر میآورد. نهجالبلاغه قرنها پیش از گفتمان مدرن حقوق بشر بر حرمت ذات انسان فارغ از نژاد، دین و طبقه تأکید میکند. آنجا که میفرماید: «الناس صنفان: إمّا أخٌ لک فی الدین أو نظیرٌ لک فی الخَلق؛ مردم دو گروه هستند؛ یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش». این بیان، بنیان حقوق بشری غیر ابزاری را پایه میگذارد؛ حقوقی که انسان را غایت میداند نه ابزار سیاست و قدرت.
خیر؛ انسان تنها با عدالت و حقوق به زندگی مطلوب دست نمییابد چراکه امنیت روانی و معنوی نیز از نیازهای اساسی بشر است. جهان معاصر با وجود رفاه مادی گرفتار اضطراب، پوچی و ترس از آینده است. نهجالبلاغه ریشه آرامش پایدار را در اصلاح نسبت انسان با خدا و درون خویش میداند و میفرماید: «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله (سبحانه و تعالی) بینه و بین النُاس؛ هر کس رابطه بین خود و خدای خود را اصلاح کند، خداوند رابطه بین او و سایر مردم را اصلاح خواهد کرد». امنیت واقعی نه صرفاً محصول قدرت نظامی و اقتصاد بلکه ثمره معنویت، ایمان و آرامش درونی است.
نهجالبلاغه در سطح اجتماعی بر نفع اجتماعی و مسئولیتپذیری عمومی تأکید میکند. جامعه مطلوب آینده از منظر حضرت علی(ع)، جامعهای پرسشگر و زنده است؛ نه منفعل و خاموش.
امام علی(ع) مردم را به ترک سکوت در برابر انحراف فرا میخوانند؛ سکوت اجتماعی در این منطق مقدمه استبداد و زوال تمدنهاست. از سوی دیگر نهجالبلاغه به سادهزیستی و مهار مصرفگرایی به عنوان یک ضرورت تمدنی مینگرد.
در جهانی که با چالشهای سهگانه بحران محیط زیست، مصرف افراطی و شکاف روزافزون طبقاتی مواجه است، آموزههای نظری و سیره عملی امام علی(ع) هشداری جدی به بشریت است که تمدن آینده بدون بنیانهای اخلاقی در مصرف و مسئولیت پذیری در برابر طبیعت و منابع مشترک بشری محکوم به زوال است. در نهایت نهجالبلاغه انسان را به آینده نگری تمدنی و عبرت از تاریخ فرا میخواند. تاریخ در این نگاه مخزن تجربههایی تکرار شوند است. «فعتبرو به ما کان من فعل الله فی الامم».
نهجالبلاغه نوعی فلسفه تاریخ هشدار دهنده ارائه میدهد که غفلت از آن به تکرار سقوط تمدنها میانجامد. نهجالبلاغه درباره انسان آینده، حکومت آینده، اخلاق قدرت، امنیت معنوی، عدالت جهانی و بحرانهای تمدنی سخن گفته است، به گونهای که میتوان آن را متنی راهبردی برای فهم و ساخت تمدن انسانی دانست نه صرفاً کتابی برای موعظه فردی و این اثر همچنان میتواند الهامبخش پاسخهای عمیق به مسائل انسان معاصر و افقهای آینده بشر باشد.
حضرت علی(ع) در رابطه با منافقان عبارت مهمی دارند و میفرمایند: «من چشم فتنه را کور کردم و هر کسی جای من بود این توان را نداشت». حضرت در مقابل خوارج نهروان که منافقان آن عصر محسوب میشوند، ابتدا تلاش کردند آنها را هدایت کنند و اصحابی را که نزد خوارج دارای احترام بودند را به سراغ آنها فرستادند تا آنها را نصیحت و راهنمایی کنند؛ همین عملکرد موجب شد بسیاری از خوارج از مسیر اشتباهی که در پیش گرفته بودند بازگردند اما در مرحله نهایی حضرت مجبور شدند دست به شمشیر ببرند و با آنها مقابله نظامی کنند، چون منافقان چاره دیگری برای حضرت باقی نگذاشتند.
خوارج چهرههایی بودند که به لحاظ ظاهری اهل عبادت، روزه و نماز شب بودند و پیشانی آنها از شدت نماز شب پینه بسته بود و در میان مردم جایگاه اجتماعی داشتند و همین جایگاه اجتماعی خوارج، مبارزه با آنها را برای حضرت علی(ع) سخت میکرد.
دشمنان حضرت علی(ع) جایگاه اجتماعی و ... داشتند اما اکثر آنها بصیرت نداشتند و رهبران آنها افراد طماعی بودند که به دنبال پست، مقام، حکومت و دنیا بودند و برای کسب همین منافع اطرافیان خود را فریب دادند و دور خود جمع کردند. اکثر فریب خوردگان به دلیل عدم آگاهی به شبهات، جریانهای سیاسی، بازیهای قدرت و ... توسط توطئههای معاویه و باند جنایتکار او از جمله عمر و عاص فریب خوردند.
با بررسی تاریخ درمییابیم همه این مسائل عیناً در حال تکرار است؛ اکنون نیز میبینیم، افرادی که در مقابل نظام اسلامی که برآمده از خون شهداست میایستند، فریب وعدهها و شعارهای دشمنان را خوردهاند.
انتهای پیام