مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در گفتار یازدهم سلسلهمباحث «فقر ذاتی انسان از منظر قرآن کریم» به تحلیل هستیشناختی «مقام اضطرار» پرداخت و از آن بهعنوان یکی از کلیدیترین مقامات در سیر سلوک وجودی انسان یاد کرد.
به گزارش ایکنا از مازندران، حجتالاسلام والمسلمین عباداله فضلیانکاری، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری در گفتار یازدهم از سلسلهمباحث تخصصی با عنوان «فقر ذاتی انسان از منظر قرآن کریم» به موضوع «هستیشناسی اضطرار و واکاوی مفهومی، اقسام و جایگاه آن در مسیر تکامل انسان» اشاره میکند که مشروح آن را در ادامه میخوانیم:
در این بخش به تحلیل هستیشناختی «مقام اضطرار» بهعنوان یکی از کلیدیترین مقامات در سیر سلوک وجودی انسان میپردازیم. با فرض گرفتن مبانی فقر ذاتی و مالکیت مطلق الهی بهعنوان پیشفرض، بهدنبال آن هستیم تا با روش تحلیلی ـ تفسیری، به تبیین چیستی اضطرار واقعی و اصیل و تمایز آن از حالات مشابه روانشناختی پرداخته، با تحلیل آیات قرآن کریم بهویژه آیه ۶۲ سوره مبارکه «نمل» و آیه ۱۲ سوره مبارکه «یونس» گونهای نوین از تقسیمبندی براساس «مضطرٌ إلیه» (آن که بدان مضطر میشوی) ارائه دهیم و در نهایت جایگاه این مقام را بهعنوان «دروازه توحید عملی» و «شرط ضروری خلافت» تبیین کنیم. نتیجه نشان میدهد اضطرار، نقطه عطفی است که انسان را از حیطه «اسباب» به حریم «سببِ الاسباب» منتقل میکند.
بیشتر بخوانید:
انسان بعد از درک فقر ذاتی خود به یک اضطرار و بیچارگی و درماندگی میرسد و با درک مالکیت مطلق خداوند این اضطرار جهتدهی میشود؛ بنابراین پایه اصلی موضوع اضطرار درک فقر ذاتی و مالکیت الهی است. از اینرو، در ادامه مباحث گذشته در بیان آثار درک فقر ذاتی انسان و مالکیت الهی، به بررسی مفهوم «اضطرار» و ابعاد مختلف آن خواهیم پرداخت.
موضوع اضطرار در سه مقاله مرتبط و مکمل با هم ارائه خواهیم کرد. این مقاله (مقاله اول) پایه نظری و مبنای مقالات دوم و سوم است و ثمرات مطرحشده در مقاله دوم، «انگیزه» و «هدف» برای اجرای مدل مقاله سوم (ارائه راهکار عملی) هستند.
اضطرار در لغت به معنای ناچاری، بیچارگی و در تنگنا قرار گرفتن است و در اصطلاح فقهی، وضعیت خاصی است که فرد را در شرایطی قرار میدهد تا برای حفظ جان، دین یا مال خود، ناگزیر به انجام عملی میشود که در شرایط عادی حرام یا ممنوع است.
از اینرو، اضطرار غالباً به احساس درماندگی و نیاز مطلق تفسیر شده است. اما، این تعریف به تنهایی قادر به تمایز قاطع میان یک حالت روانشناختی موقت و یک مقام وجودی پایدار نیست. بنابراین، بر آن هستیم تا با نگاه عمیق، اضطرار را نه بهعنوان یک حس، که بهعنوان یک «موقف» یا «موقعیت هستیشناختی» انسان در برابر خداوند تحلیل کنیم؛ موقعیتی که نتیجه منطقی درک صحیح از نسبت انسان و خداست و تمام شئون وجودی فرد را دگرگون میکند.
برای درک عمق مقام اضطرار، تمایز آن از مفاهیم نزدیک، اما متباین ضروری است:
یأس(ناامیدی): یأس، قطع امید از غیر است، اما لزوماً همراه با امید به «الله» نیست. یأس میتواند به پوچی و افسردگی منتهی شود؛ و این ناامیدی گاهی به فروپاشی روانی منجر میشود که یک وضعیتی است که در آن فرد توانایی عمل و تفکر سازنده را از دست میدهد.
اضطراب: یک احساسی مبهم از ترس و نگرانی نسبت به آینده است که ریشه در توجه به آیندهای موهوم و وابستگی به اسباب ظاهری دارد. فرد مضطرب، بهدلیل غفلت از قدرت الهی، با تهدید اسبابی که به آن تکیه کرده است، آرامش خود را از دست میدهد. این حالت، که نقطه مقابل «طمأنینه» ناشی از ذکر خداوند است، معمولاً به انفعال یا تصمیمگیریهای شتابزده میانجامد.
اضطرار واقعی: در این نوع اضطرار، انسان از همه اسباب ظاهری قطع امید میکند («یأس از ماسوی الله»)، اما در همان حال، بهطور کامل و باوری عمیق به خداوند امیدوار است. اضطرار واقعی یک مقام است ولی اضطراب مقام نیست بلکه یک حالت روانی است که ضعف برای نفس محسوب میشود؛ بنابراین اضطراب انسان را به عقب میراند ولی اضطرار واقعی انسان را رشد میدهد.
بنابراین، تمایز اساسی با اضطراب آشکار میشود: اضطراب، حاصل وابستگی به اسباب و ترس از فقدان آنهاست، در حالی که اضطرار اصیل و واقعی، ثمره رها کردن اسباب و تمسک به سببِالاسباب یعنی خداوند است. از اینرو، این حالت وجودی ناشی از اضطرار واقعی، توأم با آرامش(طمأنینه) و فعالبودن است و فرد مضطر، منفعل نیست، بلکه فاعلیت خود را در دایره اراده الهی باز مییابد.
درک مقام اضطرار، تنها یک معرفت نظری نیست، بلکه کلید فعالسازی تحولی وجودی در انسان است. اهمیت این درک را میتوان در این یافت که اضطرار مقام استجابت دعا، مقام. رفع مشکلات، مقام توحید و مقام خلیفه اللهی است.
بر این اساس، اضطرار، پایان سیر و حرکت نیست، بلکه آغاز حرکت حقیقی انسان بهسوی مقصد الهی است. انسان با درک فقر ذاتی خود به بیچارگی میرسد و این احساس، موتور حرکت او به سمت مقصد میشود. درک مالکیت الهی، این حرکت را جهتدهی درست میکند و با درک مقام اضطرار، این حرکت آغاز میشود. حرکت زمانی آغاز میشود که انسان به اضطرار واقعی برسد.
انتهای پیام