سیره و زندگی امام حسین(ع) تنها به واقعه عاشورا محدود نمیشود، بلکه جلوههای روشنی از کنشگری اجتماعی، سیاسی و روشنگری ایشان را میتوان در مقاطع مختلف حیات پربرکت آن حضرت مشاهده کرد؛ کنشگریای که از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شده و تا سالهای پایانی عمر شریفشان با صلابت و صراحت ادامه یافته است. بررسی این مقاطع تاریخی، تصویر دقیقتری از جایگاه امام حسین(ع) بهعنوان امامی آگاه، شجاع و مسئول در برابر انحرافات سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه میدهد.وی در آغاز سخن گفت: براساس نقل مورخان در کتب معتبر، امام حسین(ع) که در آن زمان خردسال یا نوجوان بودند، در مسجدالنبی(ص) حضور داشتند، در حالی که خلیفه دوم روی منبر نشسته و برای مردم موعظه میکرد. امام(ع) به خلیفه رو کرد و فرمودند: «از منبر پدرم، رسول خدا(ص) و طبق نقل دیگر از منبر پدرم علی(ع) پایین بیا و برو روی منبر پدرت بنشین.» این جمله بر خلیفه دوم بسیار گران آمد، زیرا به معنای آن بود که این جایگاه شایسته او نیست و خلافت در حد او نیست و او در جایگاهی نشسته که برازندهاش نیست.
استاد حوزه علمیه در ادامه اظهار کرد: این حادثه باعث شد خلیفه دوم بسیار ناراحت شود و خدمت حضرت علی(ع) برود و عرض کند که فرزند شما جایگاه مرا در حضور مردم در مسجد زیر سؤال برده است. این واقعه در حالی رخ میدهد که حضرت حسین(ع) در سنین کم بودند و نشاندهنده شجاعت ایشان و پرورشیافتن در دامان شخصیتهایی چون حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) است.
پورامینی با بیان اینکه مواضع دیگر امام حسین(ع) نیز در مواجهه با حکومت معاویه قابل تبیین است، تصریح کرد: معاویه برای حج به مکه و مدینه آمده بود و امام حسین(ع) در منا سخنرانی کردند. بیش از هزار نفر از مردم حاضر بودند و در این سخنرانی از معاویه تعبیر به «طاغیه» یعنی طاغوت شد. در ضمن، حضرت به ذکر فضائل اهل بیت(ع) که در قرآن و روایات آمده است، پرداختند و سپس خطاب به مردم فرمودند: «شما از هر قبیلهای که هستید، مطالب و سخنان مرا به دیگران منتقل کنید.» این مسئله نشاندهنده اهمیت استفاده از ظرفیت فوقالعاده ایام حج و سرزمین مقدس منا برای روشنگری و تبیین حقایق برای توده مردم است.
وی اضافه کرد: جالب است که براساس نقل مورخان، وقتی امام حسین(ع) مطالبشان را بیان کردند، صحابه نیز اقرار کردند؛ یعنی پرسیده شد که آیا مطالب مرا شنیدید؟ آیا فضائل خاندان عصمت و طهارت(ع) را قبول دارید و شنیدهاید؟ و آنان نیز اقرار کردند. از جمله استناد حضرت به آیه شریفه «مودت قربی» است که در سوره شعرا آمده است.
پورامینی بیان کرد: موضع دیگری که امام حسین(ع) در برابر معاویه اتخاذ کردند، توبیخ شدیدی است که ایشان در خصوص شهادت حجر بن عدی و یاران ایشان خطاب به معاویه داشتند. معاویه نامهای به امام حسین(ع) نوشت و امام(ع) نیز پاسخ نامه او را دادند؛ محتوای این نامه بسیار قوی و تند است که بنده به صورت تیتروار به آن اشاره میکنم.
وی در تبیین مفاد این نامه افزود: امام حسین(ع) در آن نامه، معاویه را مسئول جنایت کشته شدن حجر بن عدی و یارانش معرفی کردهاند. ایشان تاکید دارند که حجر بن عدی از بندگان صالح خدا و اهل طاعت الهی بود و با ظلم و منکرات مبارزه میکرد؛ اما چون مبارزه او با ظلم حکومت معاویه برای او قابل تحمل نبود، او را به شهادت رسانده است.
فتنهای بالاتر از فتنه حکومت معاویه نیست
پورامینی بیان کرد: مطلب دیگر این است که هیچ فتنهای بالاتر از فتنه تو و حکومتت نیست و هیچ کاری بهتر از جهاد علیه تو و حکومتت نیست. آن حضرت در نامه خود به معاویه هشدار دادند که حساب سختی پیش رو داری. همچنین فرمودند که تو با مخالفان خود، یعنی پیروان علی (ع)، بر اساس حدس و گمان و بدون بینه و دلیل برخورد کردی و آنان را کشتی، و هر کسی را که گمان کردی موالی علی (ع) است، او را نیز کشتی.
وی ادامه داد: حضرت همچنین خطاب به معاویه آوردهاند که از جنایات تو این بود که مردم را از مدینه و وطنشان به دیار غربت تبعید کردی، و برای پسر شرابخوار و قماربازت از مردم با زور، تطمیع و تهدید بیعت گرفتی و به مردم در امور حکومت خیانت کردی. پورامینی با بیان اینکه این نامه، نامه مفصلی خطاب به شخص معاویه است، گفت که جای دارد سخنرانان محترم به تبیین و شرح آن برای عموم مردم بپردازند.
استاد حوزه علمیه تصریح کرد: امام حسین(ع) همچنین در سخنان غرایی در حضور معاویه در مدینه فرمودند: حزبالله که قرآن فرموده است «ما هستیم» و اطاعت ما، یعنی خاندان اهل بیت(ع) پیامبر(ص)، بر همه مسلمین فرض و واجب شمرده شده است. حضرت در این سخنان به آیات قرآن تمسک جستند تا جایگاه و موقعیت اهل بیت عصمت و طهارت(ع) را بیان و برای مردم روشنگری کنند.
وی در پایان بیان کرد: اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم، نتیجه آن این است که تلاش امام حسین(ع) برای تبیین حقیقت و زیر سؤال بردن حکومت غاصبانه معاویه بوده است. همچنین نشان میدهد که این جایگاه ویژه برای کسانی است که رسول خدا(ص) آنان را جانشین خود قرار داده بود، یعنی علی بن ابیطالب(ع) و فرزندان ایشان، ائمه معصوم(ع) و اینکه معاویه خلافت به حق اهل بیت(ع) را غصب کرده است.