به گزارش ایکنا، حجتالاسلام و المسلمین سعید بهمنی، عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن، پنجم بهمن ماه در نشست علمی «خوانش انتقادی مفاهیم در نظریه سنتهای تاریخی شهید صدر» که از سوی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن برگزار شد، با بیان اینکه شهید صدر در طول تاریخ هزار و 400 سالی که از اسلام میگذرد، جزء افراد کمنظیر بوده است، گفت: البته علما و بزرگان ما مجددانی بودند که در طول تاریخ اسلام تلاش کردند تا به تبیین درست معارف دینی بپردازند اما شهید صدر در پارادایم دوران معاصر به نظریهپردازی برای حل مشکلات جامعه اسلامی پرداخت و یکی از چندین نظریه ایشان نظریه دین و نظریه گونههای تاریخی است. نظریه دین از بزرگترین نظریات و به تعبیری ابرنظریه است.
بهمنی بیان کرد: ایشان با فلسفه انسان که استخلاف است، شروع میکند و با صورتبندی آن به ضرورت دین میرسد لذا ما هم باید نظریات را ساماندهی کنیم و هم آنها را بازآفرینی و بازیابی کنیم.
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن با بیان اینکه بنده در مقاله خود در مورد این نظریه 45 مفهوم را از نظریه سنتهای تاریخی وی استخراج و در نهایت به چند مفهوم اصلی رسیدم، گفت: یکی از این مفاهیم اصلی، سنتالله، تبدیل و تغییر، دین و فطرت است که هم ماده و هم هیئت آنها در قرآن کریم آمده است و البته خیلی از موضوعات را به قرآن نسبت میدهیم که ماده و هیئت آن در قرآن نیست و از معانی، این کار را انجام میدهیم.
وی اضافه کرد: سطح انتزاعی این چند مفهوم نسبت به 45 مفهوم شاملتر و بالاتر است و این چهار مفهوم سلطه بر سایر مفاهیم دارند و مفاهیم دیگر سازههای این چند مفهوم هستند و به صورت خاص سنتالله از سه مفهوم دیگر اعم و اشمل است.
بهمنی بیان کرد: دین آمده است که به تغییر انسان جهت دهد و او به سمت وضعیت مطلوب حرکت کند و دین شرعی هم با استعداد و فطرت انسان هماهنگی دارد.
وی افزود: سنتهای تاریخی که شهید صدر میگوید سنتهای طبیعی در مورد حیات و کیهان و ... است. در بحث سنتالله هم ایشان از آن تعبیر به نوامیس و قوانین و ضوابط و قرار الهی و ربانی یاد میکند و اینکه چرا بنده در مقاله این سنتها را تعریف نکردهام، چون شهید صدر هیچگاه تعریف آکادمیک در این زمینه ارائه نکرده است و البته علامه طباطبایی و شهید مطهری هم تعریف نکرده و به قانون اسباب و مسببات بسنده کردهاند.
بهمنی بیان کرد: علامه مصباح تنها فردی است که تعریف علمی و آکادمیک از سنت ارائه میدهد؛ البته شهید صدر معادلهای آن را گفته است. سنت را ایشان به صورت عام به معنای حاصل مصدری یعنی مقرر و معینشده به کار میبرد؛ اینها تحویل و تغییرناپذیر هستند و جالب اینکه معتقد است سنن الهی ماهیت علمی دارند لذا به شمولیت و تعمیمپذیری آن استناد دارد. شهیدصدر، مکرراً بیان کرده است که قرآن مکتب دارد ولی علم ندارد که بنده این مطلب را نقد کردهام.
وی افزود: ایشان 10 تا 12 بار گفته است که قرآن، علم ندارد ولی مکتب دارد ولی باز بارها به رابطه علمی میان اشیاء اشاره میکند. شهید صدر به چند صورت به پیشینه سنت الله اشاره دارد که یکی پیشینه معرفت بشری است و عمدتاً وقتی به نقد اندیشه یونانیان قدیم یعنی قبل از ارسطو و به صورت خاص اتمیستها میپردازد، میگوید اینها سنت را قبول ندارند.
این پژوهشگر با بیان اینکه او به نقد دیدگاه برخی مسیحیان از جمله آگوستین قدیس پرداخته است، اضافه کرد: همینطور به نقد دیدگاه دانشمندان غربی هم پرداخته است و میگوید آنها تا رنسانس به قانونمندی عالم بیتوجه بودند ولی بعد از آن علوم خود را براساس این قوانین شکل دادند که این تعریف تا حدودی درست است. بنده در نقد این مفهومی که شهید صدر به کار برده است، معتقدم ماده و هیئت سنت الله در قرآن شش بار به کار رفته و سنتالله هم به منزله جنس منطقی سنت تاریخی است.
وی تأکید کرد: ما تا تصویر روشنی از سنتالله نداشته باشیم، درک کاملی از سنت تاریخی هم نخواهیم داشت ولی با این حال شهید صدر هیچگاه به تبیین سنتالله نپرداخته است. شهید صدر در 14 جلسهای که بحث سنت الهی را در ضمن تفسیر موضوعی بیان کرده، درصدد بیان همه چیز نبوده است بلکه تمرکز وی بر نظریهپردازی بوده است لذا درصدد این کارهایی که الان مورد نقد ما هست، نبوده است گرچه ما در مقام بازسازی باید این مسائل هم حل کرده و مورد توجه قرار دهیم لذا این انتقادات ما هم نقد حقیقی نیست.
بهمنی بیان کرد: سنت از مصدر سن و حاصل قانونگذاری است و در قوانین تکوینی و قوانین تشریعی به کار میرود؛ بنده همه بیانات علامه طباطبایی در مورد سنت را بررسی کردم که 150 مورد درباره سنن تکوینی و 250 مورد هم در مورد سنن تشریعی است. در مورد تغییر هم به دو تغییر ظاهری و باطنی اشاره دارد و اصالت را به تغییر درونی میدهد که خود همین اصالت درونی هم یک نظریه اجتماعی است.
وی با بیان اینکه نظریه سنت تاریخی شهید صدر در برابر نظریه ماتریالیست و لیبرالیسسم و ... صورتبندی شده است، بیان کرد: برخی به این مسئله توجه ندارند؛ ایشان به تحلیل این مسئله پرداخته است که اروپا چگونه گرفتار لیبرالیسم و اومانیسم شده است. شهید صدر هم در نقد آنان گفته است جهان قانونمند هست ولی نه این قوانینی که شما میگویید. قانون را آفریننده انسان باید تعیین کند و تعیین کرده است و این قوانین هستند که تغییر را رقم میزنند.
بهمنی اضافه کرد: شهید صدر معتقد است تشریعات دو جنبه تشریعی و بشری دارد؛ جنبه تشریعی، قوانینی هستند که خدا مقرر کرده زیرا دین مجموعه قوانین شرعی است و بخشی از آن عمل انسان است که در این چارچوب قرار دارد یا خیر. به تعبیر دیگر قوانین الهی از یک جهت که از سوی خدا تشریع میشود، فرامادی و از طرف دیگر چون با عمل انسان مرتبط است، مادی است. البته تشریع را هم مساوی الهی بودن در نظر گرفته است در حالی که هر چیزی تشریعی است، الهی نیست و میتوان این نقد را وارد کرد.
این پژوهشگر با اشاره به مفهوم دین که بزرگترین نظریه شهید صدر است و در تدوینکنندگان کتب ایشان مخفی شده است، تصریح کرد: مرحوم شمسالدین، رئیس اسبق مجلس اعلای شیعیان عراق المدرسه القرآنیه شهید صدر را ویرایش کرده و بحث حب الله را به صورت کلی حذف کرده است زیرا مجموعه را درک نکرده و ربط آن را نفهمیده است، در حالی که ثمره درک سنت الهی در بخشی عاطفه است و عاطفه انسان را متوجه الگوهای برتر میکند. شهید صدر، الگوی پست و متوسط و برتر را طرح کرده است و یکی از محصولات دین همین حب است و انسان براساس عاطفه خود، یا خدا را دوست دارد و یا دنیا را.
بهمنی بیان کرد: دین پاسخگویی به فلسفه انسان است؛ انسانی که خلیفه خداوند است و خلافت او در چارچوب سنتها باید انجام شود؛ انسان باید به سمت خلافت برتر تکوینی و الگوی برتر خلافت حرکت کند و چارچوب این خلافت چیزی جز دین نیست؛ شهید صدر در حقیقت وقتی نظریه استخلاف را طرح میکند در حقیقت فلسفه انسان را مطرح کرده است تا به ضرورت دین برسد زیرا تنها چیزی که میتواند انسان را تغییر دهد و هدایت کند، فقط دین است و هیچ راهی جز آن نیست؛ این نظریه بسیار پربار و با نشاط است.
وی اضافه کرد: شهید صدر نظریه دین خود را از قرآن و آیه پایانی سوره مبارکه روم گرفته است؛ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ.
بهمنی تصریح کرد: این آیه دوبار با تعبیر مشابه تکرار شده است و مستند ایشان برای مفهوم فطرت است؛ نقطه عزیمت ایشان در تبیین دین فلسفه انسان و خلافت الهی او هست و از آنجا به ضرورت دین میرسد.
وی با بیان اینکه شهید صدر برای این مسئله یک الگوی چهاربعدی ارائه کرده است، اظهار کرد: این نظریه به نظریه چهاربعدی ارتباطات انسان مطرح شده است؛ انسانگراها و اومانیستها ارتباط انسانی را در سه ساحت خلاصه کردهاند یعنی ارتباط انسان با خود، طبیعت و دیگران؛ شهید صدر این رابطه را پذیرفته ولی معتقد است که رابطه اصلی رابطه با خداوند است که به سه رابطه دیگر هم شکل میبخشد و ضرورت دین را هم در چارچوب دین به رسمیت میشناسد و الگوهای برتر یا المثل الاعلی را هم در تداوم دین مورد بحث قرار داده است و از آن با عنوان نمونههای برتر یاد میکند.
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم سیر بحث شهید صدر را تدوین کنیم، مهمترین نقد آن است که بحث دین، اصلیترین نظریه است ولی تدوین و تنسیق لازم را ندارد، از این رو خیلی از مطالب را به ایشان نسبت میدهند جز نظریه دین را.
انتهای پیام