کد خبر: 4329164
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۵۱

اجماع نخبگانی؛ پلی برای پیوند حکمت علوی و خلاقیت هنری

یک پژوهشگر حوزه رسانه با بیان اینکه نتوانسته‌ایم گنجینه عظیم مبانی دینی و فرهنگی خود را در قالب نظریه‌های هنری روشن و کاربردی تدوین کنیم، گفت: برای گذر از این وضعیت، به یک «اجماع نخبگانی» بین همه بازیگران این عرصه نیاز داریم؛ نظریه‌پردازان، پژوهشگران و هنرمندان باید دور یک میز بنشینند و با گفت‌وگویی عمیق، مؤلفه‌های هنر برآمده از زیست علوی را استخراج و تبیین کنند.

مجید نجاتی، پژوهشگر رسانه، دانشیار گروه ارتباطات، روزنامه‌نگاری و رسانه دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی و مؤلف کتاب «بررسی چالشی‌های ایجاد و گسترش داستان‌سرایی فرارسانه‌ای در تولیدات رسانه‌ای ایران» در گفت‌وگو با ایکنا به بررسی تأثیر ابزار هنر بر ترویج سیره علوی پرداخته است که در ادامه با هم می‌خوانیم.

ایکنا - با توجه به شاخصه‌های متعالی زیست علوی مانند عدالت، شجاعت، عبادت، دانش و مهربانی و همچنین ضعف نسبی موجود در عرصه‌ نظریه‌پردازی برای هنرهای اسلامی، چه مسیرها و سازوکارهایی را برای تبدیل این مبانی دینی و فرهنگی به یک چارچوب نظری منسجم و قابل استفاده برای هنرمندان پیشنهاد می‌کنید تا بتوانند به خلق آثاری اصیل و اثرگذار دست بزنند؟

نقطه آغاز، اقرار به این ضعف تاریخی است که ما نتوانسته‌ایم گنجینه عظیم مبانی دینی و فرهنگی خود را در قالب نظریه‌های هنری روشن و کاربردی تدوین کنیم. در نتیجه، هنرمند ما اغلب تنها با تکیه بر تجربه زیسته و برداشت شخصی خود قدم در این وادی می‌گذارد که البته گاه به آثاری ارزشمند نیز می‌انجامد، اما این روش، جای یک نقشه راه جامع و اصولی را پر نمی‌کند. خوشبختانه در سال‌های اخیر حرکتی آغاز شده و کارهای ارزشمندی چه توسط پژوهشگران داخلی مانند آقای بحرانی با نظریه «هنر قدر» و چه توسط مستشرقین انجام شده که باید مورد توجه قرار گیرد.

برای گذر از این وضعیت، به یک «اجماع نخبگانی» بین همه بازیگران این عرصه نیاز داریم؛ نظریه‌پردازان، پژوهشگران و هنرمندان باید دور یک میز بنشینند و با گفت‌وگویی عمیق، مؤلفه‌های هنر برآمده از زیست علوی را استخراج و تبیین کنند. این فرآیند نباید انتزاعی باشد، بلکه باید به الگوها و نمونه‌های عینی و قابل فهم برای هنرمند تبدیل شود. هدف نهایی، ارائه یک بسته نظری زنده و پویاست که هم اصول را حفظ کند و هم فضای خلاقه هنرمند را محدود نکند، بلکه جهت و عمق ببخشد.

این چارچوب منسجم، مانند یک زنجیره انتقال عمل خواهد کرد؛ گنجینه حکمت علوی را از دل متون و تاریخ استخراج می‌کند، آن را به زبان زیبایی‌شناسی و بیان هنری ترجمه می‌نماید و در نهایت، به عنوان یک منبع الهام غنی و قابل اتکا در اختیار هنرمند قرار می‌دهد. تنها در این صورت است که می‌توان امید داشت خلق آثار هنری اصیل، نه تصادفی که بر پایه‌ای مستحکم و قابل تکثیر صورت پذیرد.

ایکنا - چگونه می‌توان رابطه بین هنر و تبلیغ یا تربیت دینی را به گونه‌ای تعریف کرد که از دام شعارزدگی و سطحی‌نگری در امان باشد و در عین حال به یک اثر هنری اصیل و تأثیرگذار تبدیل شود؟ و آیا بازگشت به رویکردهای تاریخی متفاوت نسبت به دین، مانند نگاه عرفا و حکما در مقایسه با فقها و فلاسفه، می‌تواند راهگشای این مسیر باشد؟

برای پاسخ به این پرسش، نیازمند یک تقسیم‌بندی تاریخی و معرفتی هستیم. در طول تاریخ فرهنگ اسلامی، با رویکردهای متفاوتی نسبت به بیان معارف دینی روبرو بوده‌ایم. رویکرد فقها و فلاسفه اغلب عقلانی، استدلالی و متکی به شریعت بوده، در حالی که عرفا و حکیمانی مانند مولانا، نظامی یا ابوسعید ابوالخیر، از مسیر شعر، تمثیل، داستان و تجربه باطنی به بیان حقایق پرداخته‌اند. آنچه امروز به عنوان هنر دینی ماندگار می‌شناسیم، عمدتاً برآمده از این جریان دوم است.

این تفاوت رویکرد، کلید حل مسئله است. هنر برای آنکه از شعارزدگی و خطابه‌گری فاصله گیرد، باید به سراغ همان زبان غیرمستقیم، نمادین و عاطفه‌برانگیز برود. هنر موفق دینی، مخاطب را با زیبایی و عمق یک تجربه هستی‌شناسانه مواجه می‌کند، نه اینکه صرفاً مفاهیم را به صورت گزاره‌های خشک به او تلقین کند. بنابراین، سیاست‌گذار فرهنگی امروز نیازمند «سعه صدر» و گشودگی است؛ باید فضایی ایجاد کند که هنرمند متعهد و آشنا به مبانی دینی، بتواند با زبان و بیان خلاقه خود، و از همان مسیر الهام‌بخشی که عرفای ما رفتند، اثرش را خلق کند.

این اتفاق دو شرط اساسی دارد: از یک سو، هنرمند باید غور و مطالعه عمیقی در متون دینی و حکمی داشته باشد تا برداشت‌های سطحی نکند. از سوی دیگر، سیاست‌گذار و نهادهای متولی باید به ماهیت فرآیند هنری و خلاقیت اعتماد کنند و از وسوسه کنترل و ممیزی‌های سلیقه‌ای و جزئی‌نگر بپرهیزند. هنرِ تربیت‌گر، هنری است که اول خودش یک اثر هنری کامل و قوی باشد، سپس تأثیر تربیتی خود را به صورت طبیعی و در درون همان ساختار هنری بگنجاند.

ایکنا -  هنر چگونه می‌تواند در پرداختن به شخصیت امیرالمؤمنین علی(ع) به عنوان سرمنشأ زیست علوی، هم قداست ایشان را حفظ کند و هم ایشان را به عنوان الگویی انسانی، قابل ارتباط و الهام‌بخش برای مخاطب امروز معرفی کند؟

در نگاه شیعی، ائمه معصومین(ع) آئینه تمام‌نمای اسما و صفات الهی هستند. بنابراین، شناخت و معرفی آن‌ها از طریق تجلی‌های مختلف این صفات ممکن می‌شود. ما خدا را از طریق مظاهر و جلوه‌هایش می‌شناسیم و همین قاعده برای خلفای الهی نیز صادق است. پس هنر می‌تواند بدون آن که وارد حریم قداست شود، با نشان دادن جلوه‌های رفتاری، اخلاقی و حکمت‌آمیز زندگی ایشان، آن شخصیت عظیم را معرفی کند.

یک حدیث بسیار گویا وجود دارد که بر مبلغان خاموش تأکید می‌کند؛ یعنی کسانی که با رفتار و سلوک عملی خود، دیگران را به دین جذب می‌کنند. این اصل، راهنمای بزرگی برای هنر است. هنر می‌تواند به جای خطابه درباره عظمت امام، آن حکمت‌ها، عدالت‌ورزی‌ها، مهربانی‌ها با کودکان، ساده‌زیستی‌ها و شجاعت‌های ایشان را در قالب داستان، تصویر یا نمایش روایت کند. مانند اتفاقی که در آستانه انقلاب ۵۷ افتاد و مردم، حتی با گرایش‌های فکری متفاوت، تحت تأثیر رفتار و منش مبارزان مذهبی قرار گرفتند.

برای مخاطب امروز، به ویژه نسل جوان، نیازمند خلق آثاری هستیم که از جزئیات زندگی‌ساز امام صحبت کند. نهج‌البلاغه گنجینه بی‌پایانی از این گونه مضامین است؛ یک جمله کوتاه حکمت‌آمیز، یک توصیه در مدیریت شهر، یک طنز ظریف یا یک رفتار انسانی می‌تواند سوژه یک اثر هنری قدرتمند - از یک نقاشی مفهومی تا یک انیمیشن کوتاه - قرار گیرد. وقتی مخاطب از طریق زیبایی اثر، جذب این رفتار یا گفتار شود، به طور طبیعی به سراغ منبع آن خواهد رفت و با شخصیت امام آشنا می‌شود. این، تأثیرگذارتر از هر بیانیه مستقیمی است.

ایکنا - با توجه به اینکه نسل جوان امروز در معرض جذابیت‌های فرمی بسیار پیشرفته و متنوع در رسانه‌ها و فضای مجازی قرار دارد، برای پذیرش یک اثر هنری درباره سبک زندگی علوی، چه نیازهای زیبایی‌شناختی و محتوایی وجود دارد؟ و آیا نمونه‌های موفق داخلی از این تطبیق فرم و محتوا سراغ دارید؟

واقعیت این است که نسل جدید، با یک دنیای بصری و رسانه‌ای بسیار پیشرفته و جذاب بزرگ شده است. بنابراین، هر اثری که بخواهد با او ارتباط برقرار کند، ناگزیر است به کیفیت تولید، نوآوری فرمی و زیبایی‌شناسی روز توجه کند. این یک الزام است، نه یک انتخاب. خوشبختانه در داخل کشور نمونه‌های امیدوارکننده‌ای از این تحول فرمی در هنر دینی داریم. برای مثال، در گرافیک هیئت‌های مذهبی شاهد یک تحول چشمگیر بوده‌ایم؛ طراحی مدرن پوستر، علم، کتیبه و تایپوگرافی‌های نوآورانه توسط هنرمندانی مانند استاد نجابتی، فضایی کاملاً جدید خلق کرده است.

در عرصه‌های دیگر نیز این تحول آرام در حال وقوع است؛ برنامه‌های تلویزیونی با فرمت‌های جدید مثل محفل، تولیدات موسیقایی با کیفیت‌های حرفه‌ای و رویکردهای تازه در سینما و نمایش. اینها نشان می‌دهد که یک پوست‌اندازی در فرم هنر دینی ممکن و در حال رخ دادن است. نکته کلیدی این است که این تحول را نمی‌توان به صورت دستوری و از بالا ایجاد کرد. نیاز اصلی، گوهرشناسی توسط سیاست‌گذاران است؛ یعنی شناسایی و حمایت از همان هنرمندانی که خودشان به این زبان نو مسلط هستند و می‌توانند محتوای عمیق را در قالب جذاب ارائه دهند.

این ضرورت پس از اتفاقات اخیر اجتماعی، پررنگ‌تر هم شده است. برای گفت‌وگو با نسل جوان و جذب گروه‌های فکری مختلف، دیگر نمی‌توان به فرم‌های قدیمی و تکراری اکتفا کرد. هنر دینی باید بتواند در میدان رقابت با تولیدات رسانه‌ای جهانی بدرخشد. این یک عرصه نبرد فرهنگی است و نیازمند سرمایه‌گذاری، جسارت و اعتماد به هنرمندان پیشرویی است که زبان روز را می‌فهمند و دغدغه محتوای اصیل را دارند.

ایکنا -  یکی از انتقادات اصلی به آثار هنری مذهبی، تکرار و کلیشه‌شدن مضامین است. برای نگاه خلاقانه و زاویه‌دید جدید به زندگی ائمه(ع)، به ویژه حضرت علی(ع) و پرداختن به جنبه‌هایی مانند رابطه ایشان با کودکان، طبیعت، مدیریت شهری یا حتی طنز، چه ظرفیت‌هایی در ذات هنر و تنوع هنرمندان وجود دارد؟

ذات هنر بر خلاقیت، استعاره و نگاه شخصی استوار است. اولین پاسخ به مسئله تکرار، وجود خودِ تکثر در جامعه هنری است. ما هنرمندان با سبک‌های بیان کاملاً متفاوت داریم؛ از نقاشان مکتب سقاخانه و سنتی‌گرا تا هنرمندان مفهومی معاصر مانند استاد روح‌الامین. هر کدام از این هنرمندان، با زبان بیانی منحصر به فرد خود می‌توانند به یک وجه از زندگی امام بپردازند. این تنوع سبکی، خود به خود موجب تنوع در نگاه و جلوگیری از یکنواختی می‌شود.

ابزارهای بیانی خود هنر نیز به این تنوع کمک می‌کند. هنر، بر خلاف تاریخ‌نگاری صرف، مجاز به استفاده از استعاره، نماد، تخیل کنترل‌شده و تغییر زاویه دید است. یک نمایشنامه‌نویس می‌تواند ماجرایی از زندگی امام را از نگاه یک کودک روایت کند. یک فیلمساز می‌تواند بر چالش‌های مدیریت مدینه در زمان امام علی(ع) متمرکز شود و آن را به مسائل امروزی پیوند بزند. یک شاعر می‌تواند طنز ظریف موجود در بعضی گفتارهای امام را دستمایه اثر خود قرار دهد.

مشکل اصلی وقتی به وجود می‌آید که سیاست‌گذاری فرهنگی، به جای تشویق این تکثر، سعی کند همه چیز را در یک قالب و یک سلیقه خاص همسان‌سازی کند. وقتی دایره مجاز، بیش از حد تنگ شود، طبیعی است که همه به سمت معدود موضوعات امن و تکراری هجوم می‌برند. راه حل، گشودن فضای بیان و اعتماد به هنرمندان است. باید به جای تمرکز بر چگونگی بیان(که باید به عهده خود هنرمند باشد)، بر اصول و چارچوب‌های محتوایی کلان توافق کرد و سپس به هنرمند اجازه داد با خلاقیت خود، آن اصول را به شیوه‌ای نو و جذاب متجلی کند. این مدل، هم از یکدستی جلوگیری می‌کند و هم اجازه می‌دهد سلیقه‌های مختلف مخاطب پوشش داده شود.

ایکنا - نهادهای متولی فرهنگی مانند صداوسیما، حوزه هنری، وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات اسلامی، چه نقشی در تسهیل یا ایجاد مانع برای خلق چنین آثاری دارند؟ و با توجه به عملکرد فعلی، آیا سیاست‌های حمایتی موجود، کافی و کارآمد ارزیابی می‌شوند؟

متأسفانه باید گفت که ساختار فعلی بسیاری از این نهادهای بزرگ فرهنگی، خود به یکی از اصلی‌ترین موانع تولید آثار خلاقانه تبدیل شده است. مشکل اول، بروکراسی سنگین و کند اداری است. سرعت و چابکی لازمه کار هنری و رسانه‌ای امروز است، در حالی که یک اثر برای گرفتن مجوز یا حمایت، ممکن است ماه‌ها در گردباد کاغذبازی‌های اداری گرفتار بماند و از زمان تأثیرگذاری خود بازبماند. مشکل دوم، سلیقه‌گرایی است. با تغییر مدیران، معیارها و خط‌قرمزهای غیرشفاف نیز تغییر می‌کند و هنرمند در میانه این نوسانات، آسیب می‌بیند.

مشکل سوم، بحث رانت‌ها و شبکه‌های غیررسمی است که گاه باعث می‌شود حمایت‌ها به جای استعداد و ایده، براساس روابط شخصی توزیع شود. این موارد در کنار هم، فضایی خسته‌کننده و ناامن برای هنرمند خلاق ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، حتی سیاست‌های حمایتی خوب روی کاغذ نیز در عمل کارایی خود را از دست می‌دهند، زیرا انرژی هنرمند به جای صرف خلق اثر، صرف عبور از موانع اداری و تطبیق با سلیقه‌های متغیر می‌شود.

راه حل، یک تغییر ساختاری اساسی است. این نهادها نیازمند چابک‌سازی، شفاف‌سازی فرآیندها، تفویض اختیار به کارشناسان فن و ایجاد سیستم‌های داوری غیرسلیقه‌ای و مبتنی بر شاخص‌های هنری واضح هستند. در عصر حاکمیت رسانه‌های اجتماعی و دسترسی آزاد به محتوای جهانی، اگر ساختارهای ما به روز نشوند، نه تنها در نبرد فرهنگی عقب می‌مانیم، بلکه حتی در جذب هنرمندان متعهد داخلی نیز شکست خواهیم خورد. هنرمند امروز نیازمند فضایی پویا، قابل پیش‌بینی و احترام‌آمیز است تا بهترین اثر خود را خلق کند.

ایکنا-  با در نظر گرفتن همه مباحث مطرح شده، کدام یک از عرصه‌های هنری را به دلیل ویژگی‌های ذاتی و تأثیرگذاری بر نسل جوان، برای تبلیغ و ترویج الگوی زیست علوی، واجد بیشترین ظرفیت و اولویت می‌دانید؟

با توجه به شرایط امروز جهان و ویژگی‌های نسل جدید، انیمیشن(پویانمایی) و به طور کلی رسانه‌های تعاملی و دیجیتال، دارای بالاترین اولویت و ظرفیت هستند. این اولویت دو دلیل عمده دارد: اول، اینکه مخاطب اصلی این رسانه‌ها، نسل جوان و نوجوان هستند که هدف اصلی آموزش و تربیت می‌باشند. دوم، اینکه قدرت نفوذ و تأثیرگذاری این رسانه‌ها به مراتب بیشتر و عمیق‌تر از رسانه‌های سنتی مانند کتاب یا سخنرانی است.

یک باور نادرست اما رایج در کشور ما این است که انیمیشن را صرفاً کارتون کودک می‌دانند. در حالی که در جهان، انیمیشن یک مدیوم یا رسانه قدرتمند برای همه سنین محسوب می‌شود. انیمه‌های ژاپنی نمونه بارز این امر هستند که با مضامین پیچیده فلسفی، عرفانی و اخلاقی، مخاطبان بزرگسال را در سراسر جهان جذب می‌کنند. این رسانه به دلیل آزادی عمل در خلق فضاها، شخصیت‌ها و موقعیت‌های خارق‌العاده، امکان بی‌نظیری برای بازنمایی مفاهیم انتزاعی، حکمت‌ها و حتی تجربیات عرفانی فراهم می‌کند.

ما شاهد هستیم که چگونه فرهنگ‌های دیگر از این ابزار برای انتقال مفاهیم خود - حتی مفاهیم معنوی شرقی - استفاده می‌کنند. بنابراین، نیازمند یک تغییر نگرش کلان هستیم که انیمیشن را نه یک سرگرمی حاشیه‌ای، بلکه یک صنعت فرهنگ‌ساز استراتژیک ببینیم. سرمایه‌گذاری در تولید انیمیشن‌ها و بازی‌های رایانه‌ای با کیفیت جهانی که روایت‌گر زندگی ائمه، داستان‌های قرآنی یا تبیین ارزش‌های علوی باشند، می‌تواند تأثیری ماندگار و عمیق بر نسل آینده داشته باشد. این عرصه، جبهه جدید هنر و تبلیغ دین است و غفلت از آن، به معنای واگذاری این ابزار قدرتمند به دیگران است.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha