
به گزارش خبرنگار
ایکنا، پنجمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «جنگ رمضان» با عنوان «خلق تراژدی در نگاه مخاطب» با حضور رامتین شهبازی، عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی سوره و ابوالفضل عابدی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و دبیر نشست، امروز ۱۳ اردیبهشتماه در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
در ابتدای جلسه، ابوالفضل عابدی ضمن گرامیداشت یاد رهبر شهید و شهدای
جنگ رمضان به موضوع ژانر در سینما پرداخت و گفت: مسئله ژانر در سینما ریشه در ادبیات دارد. ارسطو سه ژانر پایهای یعنی تراژدی، کمدی و درام را تعریف کرده است. در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات دو کتاب تخصصی با عنوانهای «ژانر در هالیوود» و «ژانر در سینما» داریم که مطالعه آنها میتواند دیدگاههای متفاوت و جامعتری نسبت به مفهوم ژانر در سینما به ما ارائه دهد.
عابدی ادامه داد: در سینما، معیارهایی برای تقسیمبندی ژانرها تعریف شده است، البته هر چند سال ممکن است ژانرهای جدیدی شکل گیرد. باید توجه داشت با وجود مقاومتهای گسترده علیه هالیوود در بسیاری از کشورها، قالب ژانربندی سینما توسط هالیوود شکل گرفته و قالبهای آن به شاخص اصلی در جهان تبدیل شدهاند. مردم و هنرمندان گاهی ژانرها را ترکیب میکنند، برای نمونه ژانر کمدی - جنایی که تلفیقی از دو ژانر است.
وی اظهار کرد: در ایران، شناخت درستی درباره همه ژانرها وجود ندارد، بهویژه ژانرهای علمی – تخیلی تقریباً جایی در سینمای ایران ندارند. بیشتر فیلمهایی که ساخته میشوند موضوعات اجتماعی را پوشش میدهند اما این موضوعات به دلیل گستردگی بسیار نمیتوانند یک ژانر مشخص باشند. در کشور ما تاکنون کار علمی و پژوهشی خاصی درباره ژانر و شناخت علمی آن انجام نشده است. برای مثال، بسیاری سینمای دفاع مقدس را یک ژانر میدانند، حال آنکه برخی معتقدند دفاع مقدس صرفاً زیرمجموعه فیلمهایی است که موضوع جنگ را پوشش میدهند.
در ادامه جلسه، رامتین شهبازی به بیان تجربیات شخصی و دیدگاه خود پرداخت و با احترام به شهدای جنگ رمضان گفت: پیش از جنگ ۱۲ روزه، فیلم «صدای هند رجب» را دیدم که بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. این فیلم روایتگر زندگی دختر بچهای فلسطینی است که تحت ظلم و ستم صهیونیستها قرار میگیرد و در نهایت شهید میشود. این فیلم تصویری قوی از درد و رنج انسانهایی است که در شرایط سخت زندگی میکنند.
شهبازی افزود: تجربه جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را پشت سر گذاشتیم و در مدرسه میناب شاهد شهادت بسیاری از کودکان بودیم. این وقایع واقعیتهایی هستند که نمیتوان ساده از آنها گذشت. در مواجهه با این رویدادها، اهمیت این پرسش مطرح میشود که وقتی میخواهیم جنگ تحمیلی را در سینما به تصویر بکشیم، تکلیف ژانر چیست؟ ژانرهای سینمایی که بیشتر ریشه در سیستم هالیوود دارند، حامل ایدئولوژی آمریکایی هستند و معمولاً بهشکل معیارهایی برای تقسیمبندی فیلمها به کار میروند. اما آیا میشود جنگ تحمیلی و واقعیتهای آن را صرفاً در قالب همین ژانرهای غربی تعریف کرد؟
در کشور ما تاکنون کار علمی و پژوهشی خاصی درباره ژانر و شناخت علمی آن انجام نشده است. برای مثال، بسیاری سینمای دفاع مقدس را یک ژانر میدانند، حال آنکه برخی معتقدند دفاع مقدس صرفاً زیرمجموعه فیلمهایی است که موضوع جنگ را پوشش میدهند
وی تأکید کرد: سینمای دفاع مقدس یک ژانر مستقل و قابل اعتنا است. در هر دهه، قهرمان دفاع مقدس ویژگی خاص خود را دارد که در آثار مختلف دیده میشود. مثلاً در فیلم «مجنون» که تصویرگر زندگی شهید زینالدین است، چهرهای امروزی و قابل درک برای نسل جوان امروزی ارائه شده است. لذا میتوان گفت سینمای دفاع مقدس هم یک ژانر است که قواعد و ویژگیهای مخصوص به خود را دارد.
شهبازی به مثالهایی از سینمای جهان اشاره کرد و گفت: برای نمونه، فیلم «جنگیر» که در دهه هفتاد ساخته شد، در آن زمان خوانش خاصی داشت و حتی امروز نیز این اثر معنا و قرائت متفاوتی دارد. یا فیلم «روانی» ساخته آلفرد هیچکاک که موضوعات روانشناسی را در سینما وارد کرد و تحول بزرگی به وجود آورد. این مثالها نشان میدهد که ژانرها با گذر زمان و تغییر شرایط میتوانند دستخوش تحول شوند.
وی بیان کرد: اتخاذ صرف ساختارهای هالیوودی به عنوان معیار ژانر در سینمای دفاع مقدس نمیتواند خروجی موفقی داشته باشد. این سینما باید بر اساس تجربهها و واقعیتهای خودمان تعریف شود، زیرا آنچه در مدرسه میناب رخ داد و به شهادت کودکان بسیاری منجر شد، جنایتی است که هیچ استاندارد غربی توان توصیف آن را ندارد.
شهبازی با اشاره به فیلم «پرواز در شب» گفت: در این فیلم گرایشات دینی کاملاً مشهود است و این موضوع آن را از فیلمهای صرفاً اکشن متمایز میکند. بنابراین سینمای دفاع مقدس ما دارای تعریف و قابلیتهای خاص خودش است که در آثار ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا به خوبی مشاهده میشود.
وی درباره سینمای ملودرام نیز چنین توضیح داد: این نوع سینما توانایی درگیر کردن احساسات مخاطب به طور مستقیم را دارد. ملودرام میتواند بستری مناسب برای روایت جنگ رمضان باشد، چرا که جزئیات تلخ و دردناک جنگ را به گونهای به نمایش میگذارد که حس همزادپنداری و واکنش عاطفی شدیدی به وجود میآورد.
شهبازی تأکید کرد: روایت جنگ رمضان در سینما به طور دقیقتر در قالب تراژدی قابل ارائه است. برچسب تراژدی برای فیلمهای مرتبط با جنگ رمضان درستتر است، زیرا آنچه در این مدت واقع شده، تراژدی است و فراتر از ملودرام و گونههای معمول سینمایی قرار دارد. تراژدی، ژانری است که درد و رنج انسانی را با عمق و گستردگی زیاد به تصویر میکشد و بهترین قالب برای بیان رویدادهای دردناک و تلخ همانند جنگ رمضان است.
شهبازی ادامه داد: تراژدی نمیتواند صرفاً به نمایش یک رخداد غمانگیز و ناراحتکننده محدود شود بلکه باید به عمق شخصیتها، انگیزهها و سرنوشتهایی بپردازد که مخاطب را به تأمل، همدردی و شناخت بهتر از واقعیتهای جنگ سوق دهد. از این نظر فیلمهای تراژیکی که با رویکردی انسانی و چندبعدی ساخته شدهاند، ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال پیامهای فرهنگی و تاریخی به نسلهای آینده دارند.
وی اظهار کرد: یکی از اهمیتهای جنس تراژدی، نشان دادن عواقب گسترش خشونت و جنگ در لایههای مختلف اجتماعی است، نه فقط در میدان جنگ، بلکه در سراسر زیست اجتماعی و فرهنگی جامعه پس از جنگ. این رخدادها، فرهنگ و هویت مردم را متأثر میکند و درک این موضوع، برای ساخت فیلمهای مرتبط با جنگ رمضان واجب و تعیینکننده است.
در فیلم «پرواز در شب» گرایشات دینی کاملاً مشهود است و این موضوع آن را از فیلمهای صرفاً اکشن متمایز میکند. بنابراین سینمای دفاع مقدس ما دارای تعریف و قابلیتهای خاص خودش است که در آثار ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا به خوبی مشاهده میشود
عضو هیئتعلمی دانشگاه بینالمللی سوره در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: مسئله جنگ رمضان را نمیتوان تنها با روایت صحنههای درگیری فهمید؛ ما با یک تجربه انسانی پیچیده روبهرو هستیم که نیازمند زبان خاص خود است. سینمایی که قرار است چنین رویدادی را بازتاب دهد، باید فراتر از تصویرسازی ظاهری عمل کند و امکان فهم ریشههای احساسی و وجودی انسانهایی را فراهم کند که در دل این بحرانها زندگی کردهاند. این نقطه آغاز تفاوت میان یک روایت صرفاً جنگی و یک اثر تراژیک است.
شهبازی با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در روایت جنگ اظهار کرد: در بسیاری از فیلمها، قهرمان جنگ صرفاً فردی شجاع و ایثارگر معرفی میشود، اما در واقعیت، قهرمان انسانی است با تردیدها، امیدها و انتخابهایی دشوار. اگر قرار است جنگ رمضان در سینما موضوعیت پیدا کند، باید شخصیتهایی خلق شود که «نه نمادهای دستساز، بلکه انسانهایی چندلایه باشند». این پیچیدگی، از نگاه او، یکی از ارکان اصلی تراژدی است.
این کارشناس رسانه در پایان بر ضرورت اتکای سینما به تجربههای فرهنگی بومی تأکید کرد و گفت: آنچه ما در منطقه خودمان تجربه میکنیم، زبان، حافظه و تاریخ ویژهای دارد. اینها عناصر خامی هستند که سینما باید از آنها استفاده کند. در صورت تعریف ژانر براساس معیارهای داخلی، به جای تقلید از الگوهای آماده، میتوانیم به ساخت نوعی سینمای تراژیک دست پیدا کنیم که ریشه در واقعیتهای زیسته مردم دارد و نه در قراردادهای از پیش تعیینشده.
در ادامه برنامه عابدی با اشاره به اینکه شناخت و بهکارگیری درست مفاهیم ژانر در سینمای جنگ، نه تنها به غنای فرهنگی فیلمها کمک میکند، بلکه جذابیت و گیرایی بیشتری برای مخاطبان ایجاد میکند، گفت: پرداختن دقیق به مفهوم ژانر، میتواند بستر مناسبی برای خلق آثاری متفاوت و نوآور فراهم سازد؛ آثاری که بتوانند فراتر از یک روایت ساده جنگی، به عمق احساسات، دردها و امیدوارهای انسانی برسند.
وی ادامه داد: یکی از چالشهایی که در سینمای ایران وجود دارد، ضعف زیرساختهای پژوهشی در زمینه ژانرشناسی است که باعث میشود سینماگران بیشتر به تقلید از الگوهای غربی متکی باشند تا خلق آثار بومی و ماندگار. به همین دلیل، تشکیل نشستها و کارگاههایی مانند «جنگ رمضان» مهم است تا بتواند فضای تبادلی و پژوهشی مناسبی برای سینماگران و پژوهشگران فراهم کند.
عابدی تأکید کرد: آثار سینمایی میتوانند با ترکیب چند ژانر مختلف، روایتهای جذابتری خلق کنند. مثلاً ترکیب ژانر کمدی و جنایی که باعث میشود فضای فیلم هم طنزآمیز باشد و هم هیجانی. در حوزه فیلمهای جنگی نیز میتوان به بخشی از ملودرام و حتی عناصر تراژدی پرداخت تا مخاطب را به شکل مؤثرتری با لایههای پنهان داستان آشنا کرد.
انتهای پیام