در سپهر تاریخ، گاهی حماسههایی سر بر میآورند که چونان ستارهای در تاریکی شب، راهنمای نسلها میشود. حماسههایی که نه فقط از شجاعت و دلاوری حکایت میکنند، بلکه تجلیبخش ارزشهایی والاتر چون حق، عدالت و ایستادگی در برابر ظلم معنی و تعبیر میشوند.
از جمله این حماسهها، رویداد سترگ کربلا و ایثارگری بینظیر امام حسین(ع) و یارانش است؛ رویدادی که همچون آئینهای تمامنما، ابعاد مختلف معنویت، انسانیت و دفاع از آرمانهای اصیل اسلامی را به تصویر میکشد. این حماسه، در دل خود، داستانهای دیگری نیز دارد؛ داستانهایی از وفاداری، فداکاری و شهامت که هر کدام، چراغی روشن در تاریخ بشریت هستند.
پیروان دین اسلام، بیش از هر چیز، نیازمند درک عمیق و پاسداری از این میراث گرانبها هستند. ثبت و روایت دقیق وقایع کربلا، نه فقط به خاطر تجلیل از رشادتهای امام حسین(ع) و یارانش است، بلکه وسیلهای برای درک بصیرت ایشان، فهمیدن حکمت صبر، استقامت و الهام گرفتن از خلوص نیت و فداکاری بیحد و مرز این امام همام است؛ زیرا کربلا، فقط یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه امتحان بزرگ الهی بود، آزمایشی برای سنجش ایمان، تقوا، و پایبندی به آرمانهای اسلامی.
حضرت امام حسین(ع)، با وجود داشتن عصای امامت و رهبری، خود را سرباز اسلام میدانستند و در این راه، از هیچ فداکاری دریغ نمیورزیدند. ایشان به خوبی میدانستند که با ظلم و ستم، نمیتوان راه حق را خاموش کرد و برای زنده نگه داشتن این نور، باید در برابر طاغوت ایستاد، حتی به بهای جان. این ایستادگی، نه از روی سرسختی و عناد بود، بلکه از روی بصیرت و آگاهی بود؛ آگاهی از اینکه اگر حق در برابر باطل سر فرود آورد، تمام ارزشهای انسانی و اسلامی زیر پا گذاشته خواهد شد.
در این میان، نامی است که چون کوهی استوار در دل این حماسه میدرخشد؛ نام قمر بنیهاشم، حضرت عباس(ع). ایشان، تجسم وفاداری، شجاعت و فداکاری بودند. حضرت عباس(ع)، نه فقط به خاطر عبور از فرات، بلکه به خاطر تمام رشادتها و ایثارگریهایی که در راه دفاع از امام حسین(ع) انجام دادند، در تاریخ جاودانه شدهاند. این وفاداری بینظیر، الگویی برای همه عاشقان اهلبیت(ع) و یادآور این حقیقت است که برای دفاع از حق، باید تا پای جان ایستاد.
همچنین، رویدادها و یادمانهای دیگری نیز در تقویم فرهنگی کشورمان داریم که گواهی بر ارزشهای ایثار و مقاومت هستند. «روز جانباز» که به مناسبت سالگرد تولد حضرت ابوالفضل(ع) نامگذاری شده است، نمادی از قدردانی از کسانی است که جان و سلامتی خود را در راه دفاع از این سرزمین و پاسداری از آرمانهای انقلاب اسلامی فدا کردهاند. این روز، یادآور قهرمانی و ایثارگریهای جانبازان عزیز و فرصتی برای تجدید پیمان با آرمانهای شهدا و ایثارگران است.
روایت حماسه کربلا و آنچه در جبهههای حق علیه باطل هشت ساله دفاع مقدس گذشت، نیازمند افرادی است که با قلبی آکنده از ایمان و با ذهنی روشن، وقایع را به تصویر بکشند. افرادی که از درون سوختند اما ایستادهاند تا در کنار نشان روشن جانبازی راوی حقایق تلخ رژیم بعث در پس بمباران شیمیایی حلبچه، شلمچه و سردشت باشند. افرادی که نه فقط به بیان جزئیات نبرد، بلکه به تحلیل ابعاد معنوی، اخلاقی و اجتماعی آن نیز بپردازند.

روایت حماسه کربلا، هشت سال دفاع مقدس و داستانهای مرتبط با آن، روایت داستانی تاریخی نیست؛ بلکه روایت مکتبی است که بر پایه ایمان، تقوا و ایستادگی بنا شده است. این مکتب، همچنان راهنمای ماست و در هر دورانی، میتواند به ما کمک کند تا در برابر چالشها و تهدیدها، استوار بمانیم و راه حق را دنبال کنیم.
ایکنا به انگیزه «روز جانباز» و میلاد با سر سعادت، ماه منیر بنیهاشم، حضرت ابوالفضل عباس(ع) پای حرفها و دغدغههای سیدکمال لوحموسوی، دبیرکل جمعیت جانبازان شیمیایی کشور نشسته و با او از حقایق تلخ جبهه استکبار برای خاموش کردن صدای جانبازان شیمیایی ایران و تطهیر تمامی جنایتهای غرب در مسلح کردن رژیم بعث به سلاحهای شیمیایی نشسته است. حاصل این گفتوگوی تلخ اما صریح و صادق در ادامه از خاطر مخاطبان میگذرد.
ایکنا ـ قبل از اینکه به شکل خاص وارد جریانشناسی و اثرگذاری ترویج فرهنگ ایثار و جانبازی شویم که با تاریخ 47 ساله بِشکوه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فصلی عجین و عمیق دارد؛ چه در حماسهسازی دوران هشت سال دفاع مقدس، چه در حوزه مدافعان حرم و چه در قالب التهابات اجتماعی که دیماه 1404 بر بلندای آن شاهد روایت و حضور مدافعان امنیت کشورمان بودیم؛ از چرایی این انتخاب بفرمایید؛ چرا روز میلاد ماه منیر بنیهاشم، حضرت ابوالفضل عباس(ع)، در تقویم فرهنگی ما به عنوان «روز جانباز» نامگذاری شده است؟
علت و ماهیت حرکت ملت شریف ایران از بدو انقلاب تا امروز، در فراز و نشیب جریانهای مختلف، الگوگیری از حرکت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است و ما به پیروی از آن بزرگمرد تاریخ و 72 تن از یاران باوفای ایشان، همگی فدایی الگوی بزرگی چون حضرت ابوالفضل(ع) شدیم.
در روز عاشورا، به وفاداری، شجاعت و از خود گذشتگی، از همه همراهان حضرت اباعبدالله(ع)، خوشنامتر و به غایت کلام، پیروزمندانهتر از حضرت عباس(ع)، فردی نبود. از همین روی، روز میلاد مسرور حضرتشان به نام «روز جانباز» نامگذاری شد تا این روز، سندی بر دلیل و چرایی الگوگیری تمامی جانبازان ایران انقلابی و اسلامی از حضرت ابوالفضل عباس(ع) باشد.
به عنوان یکی از جانبازان شیمیایی میتوانم با افتخار اعلام کنم که تحمل این رنج برای همه جانبازان در برابر صبوری حضرت عباس(ع) در مسیر دفاع از اسلام و حضرت ثارالله(ع) عدد و مثالی به شمار نمیآید. ماه منیر بنیهاشم، حضرت ابوالفضل عباس(ع) بی هیچ تردیدی و با تمام افتخار به عنوان الگو و اسوه صبوری، شجاعت و وفاداری در کشور عزیز ما به شمار میروند و برای تمامی جانبازان ایران انقلابی و اسلامی این انتخاب، بهترین و شایستهترین انتخاب به شمار میرود.
ایکنا - فرهنگ ایثار و جانبازی؛ امروزه، به ویژه بعد از «بیانیه گام دوم انقلاب»، سپس «جهاد تبیین» و تأکید حضرت آقا در قامت «روایت اول» برای نسل نوجوان و جوان به منظور آشکارسازی حقیقت از اهمیت بسیار بالا و برجستهای برخوردار است. از زبان شما بشنویم که برای آشنایی نوجوانان و جوانان امروز با فرهنگ ایثارو جانبازی باید چگونه با آنها سخن بگوییم که نخست ما را دریابند و سپس پیرو آنچه که به آنها میگوییم باشند؟
همه افراد و حوادث کوچک و بزرگ در تاریخ اسلام و انقلاب سرزمین ما، همگی مؤلفههایی است برای اینکه نسل جوان ما از این الگوها بهره ببرند. الگوی تاریخ اسلام منحصر به انتقال پیام برای ائمه نبود و شاهدیم که آن الگو در مسیر از جانگذشتگی برای دفاع از آرمانها و دفاع از هموطن و میهن تا امروز ادامه داشته است.
الگوی حسینی، یعنی ایستادن در برابر ظالم و دفاع از مظلوم؛ الگویی که مدل آن در جمهوری اسلامی ایران ادامه پیدا کرد و امروزه الگوی تبلیغ زینبی(س) بعد از امام حسین(ع)، به الگویی بدل شده است که نه تنها زنان، که بسیاری از مردان در قالب جانبازان و ایثارگران بر روایت آن برای هر نسل تأکید دارند و ادامهدهنده همان مسیر، شیوه و منش برای بیان حقیقت و ایستادن در برابر حق هستند.
امروزه پس از بیش از 40 سال همین جانبازان شیمیایی که با آنها زندگی میکنم، به خودی خود پیامآوران حماسه حسینی، دفاع مقدس و تمامی ارزشهای آن هستند.
طی تحقیقاتی که درباره عزیزان و جامعه جانبازان شیمیایی انجام دادم، متوجه شدم که هر چقدر وضعیت آنها سختتر میشود، بیش از پیش به ارزشها و آرمانهای نظام انقلابی و اسلامی جمهوری اسلامی ایران پایبندتر و وفادارتر میشوند. همه این مؤلفهها نشانه آن است که نسل آهنینی که در طول تاریخ میگفتند در ایرانیان به وجود میآید، اکنون به وجود آمده و وجود دارد.
اگر در طول تاریخ شاهد تهاجمهای مختلفی که همواره بیان شده که پیروان حضرت موسی(ع) گرفتار عذابی میشدند و حضرت موسی(ع) آنها را نجات میداد بودیم؛ امروز شاهدیم که همان بلاهایی که بر سر ما از سوی دشمنان نظام انقلابی و اسلامی میآید؛ مانند همین التهاباتی که مزدورها و تروریستها در دی ماه به وجود آوردند، همگی به سامان رسیدند و حل شدند؛ دلیل آن را باید در انتشار فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه رصد کنیم. این همان فرهنگی است که از میراث قیام امام حسین(ع) و صحرای کربلا میان ملت ایران، پیروان این امام همام و تمامی یاران با وفایش وجود داشته و به واقع پرورش دهنده بدنه مردم ایران در نسلهای مختلف بوده است.

تلاش رسانههای بیگانه ممکن است در القای موارد مختلفی در تغییر اندیشه مردم ایران باشد؛ اما ایرانیان در حماسه 22 دی نشان دادند که با یک «یا حسین(ع)» تمامی آن تلاشهای معاندان و حاسدان این خاک از بین میرود و این مهم، همان معجزه انقلاب است. همه دنیا فکر میکردند که دیگر کار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بعد از دفاع مقدس 12 روزه و روز سیزدهم جنگ که در دی ماه شاهد آن بودیم به پایان رسیده است؛ اما امروز شاهدیم که همان جهانیان متحیر ماندند که تمامی خواستههایشان تنها با یک «یا حسین(ع)» ایرانیان دود شد و از بین رفته است. این پیروزی چیزی نیست جز آنکه میراث شهدا، جانبازان این سرزمین و از جمله جانبازان شیمیایی که من نماینده آنها هستم؛ در بطن، متن و تار و پود زندگی ایرانیان وارد شده است.
هر ساله شاهدیم که در سالروز شهادت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، ملت نجیب و شریف ایران، پیر و جوان؛ مرد و زن با هر نگرشی بر مزار این سردار که خود را «سرباز» ایران مینامید، حضور پیدا میکنند. امروز حداقل 400 نفر از بچههای شیمیایی که بخشی از آنها به فیض شهادت نائل شدهاند؛ خون و مسیر آنها، عهدنامه و میثاق وفاداری با ملت، نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهید سلیمانی است. پیام آنها واضح و روشن است و اینکه تا شهدا و خون آنها زنده و جاری است؛ مسیر مقاومت با طاغوت، ظلم، استعمار و استکبار تا پایان راه ادامه خواهد داشت.
تمام تلاش ما و جانبازان بزرگ ایرانزمین بر آن بوده تا نسل جوان این تاریخ را بداند، بخواند و فریاد بزند که هیچگاه، هیچ فردی در قالب دشمنان این آب و خاک نمیتواند تاریخ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ مقاومت آن در برابر ظلم و رسالت راستین جانبازان آن را تحریف کند. اینکه بدانند، نسل گذشته، مانند نسل امروز؛ بر آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وفادار است و آنچه که ما میدانیم و میخوانیم، یعنی ایثار و تقدیم جان و بدن خود در مسیر حفظ حریت و صلابت کشورمان، همان راهی است که درستترین مسیرهاست. راهی که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) در آن مسیر گام برداشتند؛ امروز مقام معظم رهبری در همان نمط گام برمیدارند و این راه ادامه پیدا خواهد کرد، چه با برداشتن تحریمها و حل مشکل معیشت مردم و چه در سایه اهتزاز همیشگی پرچم سه رنگ و مقدس جمهوری اسلامی ایران.
ملت شریف ایران میدانند و تمامی جهانیان نیز باید بدانند که راه ایستادن در برابر ظلم، طاغوت و استکبار؛ راه جانبازی، ایثار و شهادت است و راهی دیگر جز آن وجود ندارد؛ چراکه معتقدیم دشمنهای ما جز تحقیر، زبونی و وابستگی ملت ایران به خود چیزی دیگر را از این کشور بزرگ نمیخواهند و ایرانیان هیچ گاه در هیچ زمان و تاریخی وابسته به هیچ نیروی خارجی، قلدر و زیادیخواه نبوده و نخواهد بود.
ایکنا - شما را به تاریخ سوم خرداد ماه امسال، همزمان با سالروز آزادی خرمشهر باز میگردانم. زمانی که رئیس پیشین بنیاد شهید و امور ایثارگران در کنار میزبانی از شما و تعدادی از جانبازان بزرگوار شیمیایی کشورمان؛ این مسئله را عنوان کردند که امسال قرار بود تا ایران در «کنگره جهانی منع استفاده از سلاحهای شیمیایی» با اسنادی جدیدتر و به روز برای حقخواهی و حقطلبی درباره مظلومیت ایران و مورد هجمه شیمیایی قرار گرفتن این سرزمین توسط رژیم بعث، گروهی را اعزام کند. میدانیم اتفاقهای تلخی مانند جنگ 12 روزه یا التهابات اجتماعی دی ماه که شما به آن اشاره کردید در مسیر این اعزام وجود داشت؛ اما در نهایت آیا ایران توانست در این کنگره جهانی شرکت کند؟
قصه حضور ایران در «سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیایی» از سال 1384 توسط «انجیاو»ها و گروههای مردم نهاد که ایران در آنها شرکت میکرد ادامه داشته است. امسال هم با وجود همه شیطنتهایی که از سوی سفارت هلند ما با آنها در صدور ویزا برای تعدادی از همکاران و همراهانمان مواجه بودیم، باز تعدادی از ما توانست در این کنگره شرکت کند.
در کنگره امسال فیلم بمباران شیمیایی «سردشت» را برای تمامی حضار پخش کردیم. دوستان و همراهان ما قطعنامه و بیانیهشان را قرائت کردند؛ اما متاسفانه به انجمن ما و دیگر انجمنهای متعلق به جانبازان شیمیایی ویزا ندادند و این شرایطی است که رفتارهای دیپلماتیک در سفارتخانه آمریکا در تمام جهان برای صدای حقخواهی ملت شریف و جانبازان نجیب ایرانی همواره وجود داشته است. به هر حال دشمنی در حد اعلی است و ما تلاش میکنیم حتی از کوچکترین روزنهها برای بیان صدای خود استفاده کنیم.
سال 1397 در این انجمن و سازمان حضور داشتم. بیانیهای را ارائه کردم و وقتی تمامی کشورها دیدند که من، خود قربانی بمباران شیمیایی هستم، از بیانیه من دفاع کردند؛ حتی ایستاده برای من دست زدند. فیلم این اتفاق وجود دارد؛ اما وقتی من در حاشیه آن نشست، نمایشگاهی برای ارائه اسنادی که به آنها دست پیدا کرده بودم برگزار میکردم، بسیاری از افراد از کشورهای غربی و اروپایی به آن نمایشگاه نمیآمدند. حاضران و بینندگان من، افرادی از کشورهای آسیایی، آمریکای جنوبی و یا افرادی بودند که کشورهای آنها یا خودشان درگیر سلاحهای شیمیایی و قربانی این دست از سلاحها بودند. آنها سالنامه ما را امضا و با ما همدردی میکردند.

تاکید من بر آن است که در حوزه بینالملل نیازمند به همکاری بیشتری هستیم. چه در وزارت امور خارجه و چه در بنیاد شهید و امور ایثارگران، نیازمندیم تا مسئولان اجازه دهند تا ما این اسناد معتبر بینالمللی را سازماندهی کنیم و خودمان در مسیر احقاق آن حقوق گام برداریم. در این مسئله تردیدی وجود ندارد که ما «انجیاو»ها و گروههای مردمنهاد توانمندی هستیم که اگر اسناد معتبر در دستمان باشد، میتوانیم این قضیه را در دادگاه لاهه و دیگر مجامع بینالمللی ارائه دهیم و دفاع کاملی از آن داشته باشیم. اما جای تأسف است که ارائه اسناد در حوزه مراجع بینالمللی با کندی صورت میگیرد. در این عرصه عقب هستیم و اتفاقا درباره این مسئله اعتراضهایی هم داریم.
ایکنا - در همان نشست سوم خرداد 1404، شما و چند نفر از عزیزان دیگر که در گروههای مردمنهاد شرف حضور داشتید، نسبت به اقدامهای پژوهشی برای جمعآوری مدارک بیشتر در مسیر حقخواهی مردم نازنین کشورمان در سردشت، شلمچه و حلبچه؛ ارجاع و اشارتی داشتید. همچنین شما در همان نشست اشاره فرمودید که بخشی از این اقدامهای پژوهشی با خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران عجین نیست و کشورهای دیگر که آماج حملات شیمیایی قرار گرفتهاند نیز جزو این تحقیقها به شمار میروند. همچنین تأکید داشتید که به نوعی رفتار و نگاه شما، حقخواهی جهانی است. با توجه به اشارهای که در همین گفتوگو نسبت به شیطنتهای سفارت هلند و عدم صدور روادید (ویزا) داشتید، آیا در نهایت همان تعداد معدودی که در این کنفرانس جهانی شرکت داشتند، اسناد شما به دست آنها رسید تا در آن مجمع جهانی ارائه شود؟ یا شما منتظرید که خودتان در نهایت در این مجمع حضور پیدا کنید و اسناد را در اختیار عدالت جهانی قرار دهید؟ در بعد بینالملل چه اتفاقی بر سر پرونده جانبازان شیمیایی ایران افتاد؟
حضور در مجامع بینالمللی به آن آسانی که تصور میکنید، نیست! در نهایت ما به هماهنگی میان مدیران کشور و گروههای مردم نهاد به شکل مستقیم نیازمندیم. اینکه آنها اسناد را در اختیار ما قرار دهند و ما به عنوان نهادهای مردمی، کار پیگیری و به نتیجه رساندن آنها را در دستور کار خود قرار دهیم. باید بگویم که هنوز این مراحل که به آن اشاره کردید کامل نشده است. زنجیره کاری ما با افراد بحثی جدا از دسترسی ما به اسناد است که حتی در داخل کشور نیز هنوز برای ما آنگونه که شایسته و بایسته است ایجاد نشده است.
به دنبال رسیدن به مفهوم کامل مقوله قربانی شدن در سایه حملههای شیمیایی هستیم. هرچند برخی از مدیران کشور بسیار مشتاقند تا این موضوع به نتیجه برسد؛ اما میگویند که ما هنوز به آن مرحله نهایی نرسیدهایم. سال 1384؛ پنج نفر از جانبازان شیمیایی به دادگاه لاهه مراجعه کردند و کارهایی انجام شد. حتی شخصی به نام «آن راد» که تاجر هلندی و مسئول در اختیار قرار دادن سلاحهای شیمیایی برای رژیم بعث بود، محکوم شد! اما همین چند روز پیش به همان نمایندگانمان زنگ زدم و پرسیدم در نهایت نتیجه آن محکومیت چه بود؟ آنها گفتند که ما حتی برگهای درباره آن محکومیت دریافت نکردهایم و محکومیتی به ما اعلام نشده است.
یکی از همان پنج نفری که سال گذشته در دیوان بینالمللی حضور داشتند از دوستان من بود. شخصی به نام «حاج محمد» از مشهد که متأسفانه شهید شده است. باید به این مسئله با نهایت تلخی اذعان کنیم که ما در حوزه بینالملل با دشواریهای مختلف و متعددی مواجه هستیم، نیاز به همکاری و پیگیریهای جدی از سوی نهادهای بینالمللی و البته مسئولان داخلی داریم. خواهش من آن است که مسئولان در کشورمان، خاصه در وزارت امور خارجه، گروههای مردمی را مورد توجه بیشتر قرار دهند. همه ما آسیب دیده این اتفاق هستیم و تا پای جان برای احقاق حق خود ایستادهایم. همین الان که من با شما صحبت میکنم، یک صدای نویزی زیر این گفتوگوی من وجود دارد. من شبانهروز با اکسیژن زندگی میکنم و این به دلیل همان ضایعات بمباران شیمیایی است؛ اما با همین شرایط، اگر به من بگویند که دنبال این کار را بگیر؛ با تمام وجود، میل و اشتیاق به دنبال آن میروم.

میخواهم به شما بگویم که این بچههای شیمیایی که وجود دارند، ممکن است روزی شما حتی در خیابان با آنها مواجهه پیدا کنید، اما بسیاری از مردم آنها را نمیشناسند؛ چراکه بسیاری از این افراد از درون سوختهاند و آسیبهای آنها قابل دیدن در قامت جسم و صورت آنها نیست! آنها این شرایط را قبول کردند؛ اما به همان میزان نیز نیازمند بها دادن و توجه بیش از پیش مسئولان هستند.
تمامی مردمان، پای مسائل ارزشی و دفاعی در حوزه فرهنگ و حقوق بشر ایران ایستادهاند و باید بدانیم که احقاق حق جانبازان شیمیایی نیز در همین عرصه تعریف میشود. بسیاری از افراد را در همین حوزه میشناسم که با وجود آنکه جانباز شیمیایی هستند تحصیلات عالیه دارند؛ مدرس دانشگاه هستند. همین افراد تمایل دارند تا کارهای حقوقی را خود دنبال کنند. اگر دیوان لاهه یا غرب میخواست که حقوق ما را به رسمیت بشناسد آنقدر به ما ظلم نمیکرد. بنابراین ساده است که فکر کنیم آنها به راحتی قرار است تا صدای ما را بشنوند! باید تمام اسنادی که داریم را با همراهی وزارت امور خارجه و دستگاههای ذیربط به نهادهای بینالمللی برای محکومیت اقدامات رژیم بعث و همپیمانان او در مسیر فروش سلاحهای شیمیایی به «صدام حسین» را پیدا کنیم. اسناد را به کار گیریم تا حقیقت را آشکار کنیم. این افراد باید در دادگاههای کشورهای اروپایی و دادگاه لاهه مورد شکایت، پیگرد و در نهایت اجرای قانون قرار گیرند. میدانیم که این مسیر بسیار مفصل و مبسوط است و باید از حقوقدانهای ما که افراد بسیار ماهری هستند نیز دعوت کنیم تا به جمع ما بپیوندند. اما در گام نخست، لازم است که اسناد ابتدا در اختیار آنها قرار گیرد تا همین جامعه حقوقدانان بتوانند یاریگر ما باشند.

ایکنا - درباره لزوم همراهی بنیاد شهید؛ عزیزانمان در وزارت امور خارجه یا دیگر سازمانها، ارگانها و نهادهای انتظامی و نظامی که باید این اسناد و دسترسی به آنها را برای شما تسهیل کنند تشکیکی وجود ندارد. در کنار بیان قدردانی خود از شما و دیگر گروههای مردمنهاد؛ برای جامعه جانبازان شیمیایی کشورمان که حسب روایت خودتان افرادی هستند که از درون سوختهاند و در جامعه کمتر شناسا میشوند مگر اینکه دستگاه اکسیژنی کنار آنها باشد نیز تمام قد قدردانم. اما مسئله امروز در کنار اقدامهای جهانی و بینالمللی؛ فرهنگ معرفی این جانبازان است که باید بیش از پیش چه در فضای رسانهای، چه توسط خود سازمانها و ارگانها مورد توجه قرار گیرد، تا هم شاهد احقاق حق آنها حتی میان هموطنانمان باشیم و از سوی دیگر اجازه چنین دستدرازیهایی به قدرتهای جهانی داده نشود تا حق جانبازان شیمیایی کشورمان به همین سادگی خورده شود! اما چه به عنوان یک جانباز شیمیایی و چه در مقام دبیرکل جمعیت جانبازان شیمیایی کشور در پایان این گفتوگو، نکته یا روایتی دارید که بیان آن رالازم و مهم بدانید؟
میخواهم چند نکته را از خواستههای جانبازان شیمیایی در این گفتوگو بیان کنم شاید صدای ما به گوش مسئولان برسد.
جنگ هنوز برای جانبازان شیمیایی تمام نشده است. این افراد شبانهروز درگیر مشکلات جانبازی خود و مسائل مرتبط با دشواریهایی که یک جانباز شیمیایی با آن سر و کار دارند، هستند. از مسائل درمانی، ریوی، پوست، چشمی و همه این موارد که باید یک شبکه مراقبتی کاملی وجود داشته باشد تا از نظر سلامت، یاریگر آنها باشد. مسئله دارو؛ مسئله بستری که این عزیزان در وضع عادی هم گاه به آن دسترسی ندارند؛ نیازمند نگاهی بیشتر و حمایتی بالاتر است.
نکته دوم آنکه؛ به یک یادمان و موزه ملی شهدا و جانبازان شیمیایی در تهران نیاز داریم تا بتوانیم به واسطه آن، کار جمعآوری آثار و اسناد این واقعه تلخ را هم برای ملت عزیز ایران و هم برای جهانیان انجام دهیم.
نکته سوم آنکه؛ آب و هوای سالم، حق همه مردم ایران است؛ اما برای جانباز شیمیایی این مسئله یک اولویت اصلی است. هوای ناسالم در تشدید بیماریهای آنها اثر مستقیم دارد، به ویژه برای حدود 700 نفر از جانبازان شدید شیمیایی این مسئله اهمیت بالایی دارد. امیدوارم برنامه و تدبیری ویژه از سوی مسئولان صورت گیرد تا این جامعه محدود بتوانند حتی اگر شده زندگی کمی راحتتری داشته باشند.
انتهای پیام