در استان اردبیل، فرهنگی خاص، که ریشه در عشق و دلدادگی به سردار کربلا حضرت ابوالفضل(ع) دارد، طی قرنها شکل گرفته و این دیار به آن شهره است. نامی که در این سرزمین، فراتر از یک اسم، به معنای یک همراهی عمیق، یک احترام بیحد و حصر و یک احساس تعلق قلبی است. مردم اردبیل با افتخار خود را «ابوالفضلی» مینامند.
بهمناسبت سالروز میلاد
حضرت ابوالفضلالعباس(ع) خبرنگار ایکنا از اردبیل گفتوگویی با
ربعلی بلبلی، مدرس دانشگاه محقق اردبیلی انجام داده است که در آن به ارتباط عمیق مردم اردبیل با اهل بیت اشاره شده است که در ادامه آن را میخوانیم؛
ایکنا_ تاریخچه گرایش خطه اردبیل به دین اسلام و نزدیکی به اهل بیت(ع) از چه زمانی آغاز شده است؟
اردبیل قدمت زیادی دارد. ترکهای آذربایجانی از دیرباز، دین مبین اسلام را پذیرفتند و به خاندان پیامبر اکرم(ص) محبت داشتهاند. در طول تاریخ، شجاعت و رشادتهای فراوانی نیز از خود نشان دادهاند که این ویژگیها، وجه اشتراک مسلمانان و مؤمنان واقعی خاندان بنیهاشم با ترکهای آذربایجان بوده است.
در جلد اول کتاب «معجمالبلدان» یعقوب حموی (ص۱۴۵) آمده است که اردبیل، کرسی آذربایجان قدیم بوده است. بنابراین، جایگاه مهم اردبیل در تاریخ قطعی است. نقل شده که زمانی که والی آذربایجان در دوران خلافت حضرت علی(ع) به اردبیل آمد، اکثر مردم را مسلمان یافت که به احکام دین عمل میکردند و قرآن میخواندند. حتی زمانی که او مردم را در مسجد جامع اردبیل (مسجد کنونی جامع عتیق) جمع کرد و پرسید: «ای مردم، حضرت علی(ع) حاکم مسلمانان است، آیا با من هستید یا با علی؟»، مردم اردبیل متحدانه اعلام کردند: «ما با مولا علی(ع) و اولادش هستیم، شما بروید!» و این ارتباط تا به امروز هم ادامه دارد.
مردم اردبیل همیشه در صحنههای مختلف تاریخ حضور فعال داشته و از جمله در دوران هشت سال دفاع مقدس، شهدای زیادی را برای دفاع از میهن و انقلاب اسلامی تقدیم کردهاند. با توجه به این پیشینه تاریخی، مردم اردبیل بهعنوان یک قوم شجاع و مقاوم شناخته میشود. این ویژگیها باعث شده است که مردم اردبیل «ابوالفضلی» شهره باشند.
ایکنا_ گفته میشود که شاید یکی از عوامل علقه بین مردم اردبیل و امام حسین(ع) و واقعه کربلا، شهادت فردی اردبیلی در کوفه است که گفته میشود نامش «عباس» بوده است. نظر شما در این مورد چیست؟
مردم اردبیل از دیرباز علاقه خاصی به عترت، بهویژه خاندان حضرت علی(ع) داشتهاند. گفته میشود در ماجرای حرکت حضرت مسلم بن عقیل(ع) از طرف امام حسین(ع) به کوفه، یک اردبیلی نقشآفرینی مهمی انجام میدهد. کورت فریشلر، مورخ آلمانی، در کتاب «امام حسین علیه السلام و ایران» مینویسد: هنگامی که حضرت مسلم(ع) در کوفه محاصره میشود و بدون یار و یاور میماند، عباس اردبیلی که اهل «بازان» آذربایجان است، نقشآفرینی دارد.
در آن زمان، عباس اردبیلی یک کارگر آهنگر بود. حاکم کوفه دستور داده بود که کسی به کمک مسلم نیاید، اما عباس اردبیلی بدون هیچ اسلحهای به میدان رفت و فریاد زد و حضرت مسلم بن عقیل(ع) صدای او را شنید. عباس گفت: «من هم به کمک شما آمدم». آنقدر او را میزنند تا شهید شود. در واقع یکی از عوامل اتحاد بین واقعه کربلا و مردم اردبیل، شهادت عباس اردبیلی در میدان کوفه در هشتم ذیالحجه سال ۶۰ هجری قمری است. به همین مناسبت، همه ساله در اردبیل، در هشتم ذیالحجه، دسته عزاداران محله دروازه با حضور تمام مردان و همراهی عزاداران اردبیلی، دسته بزرگی را راه میاندازند و به عزاداری میپردازند.
همچنین در بررسی تاریخ، شاهد هستیم که خاندان صفوی در همه جا سقاخانه داشتهاند و هنوز هم پابرجا هست. حتی شاه اسماعیل صفوی در دیوان خطایی از عشق و ارادت به حضرت علی(ع) مینویسد که این نشان میدهد که شاه اسماعیل صفوی نیز به نوعی محبت به عترت را رسم داشته است.
ایکنا_ آیا اشتراکات رفتاری بین اهالی آذربایجان با طایفه بنیهاشم را میتوانیم در افزایش این محبت به اهل بیت(ع) دخیل بدانیم؟
حضرت ابوالفضل(ع) یکی از شجاعترین افراد خاندان بنیهاشم بودند؛ فردی کفرستیز، ظلمستیز و مخالف استکبار. جوانان اردبیلی نیز همچون ایشان، کفرستیز، ظلمستیز و دشمن استکبار هستند. شجاعت و رشادت، میراثی خانوادگی در خاندان بنیهاشم است. بهعنوان نمونه، حمزه سیدالشهدا(ع) از بزرگان و شهدای صدر اسلام بودند و به عنوان یکی از رشیدترین و غیورترین مسلمانان آن دوران شناخته میشوند. جعفر طیار، برادر حضرت علی(ع)، فرمانده سپاه بود و پرچم را در دست داشت؛ در نبردی، هر دو دستش قطع شد، اما پرچم را رها نکرد. حضرت ابوالفضل(ع) راه این بزرگان را دنبال کردند.
در خاندان بنیهاشم، شجاعت و رشادت میراثی ارزشمند بوده است. از این رو، جوانان آذربایجانی نیز با ویژگیهای شهادتطلبی، شجاعت و رشادت، اشتراکاتی با طایفه بنیهاشم دارند. صد البته، اهالی اردبیل همواره تابع قرآن و عترت بودهاند.
ایکنا_ آیا اتفاقی در اردبیل که باعث ارتباط مردم با حضرت ابوالفضل(ع) شود، روی داده است؟
یکی از وقایع تاریخی و معنوی مهم اردبیل که نشاندهنده ارتباط عمیق مردم این شهر با اهل بیت علیهمالسلام، بهویژه حضرت ابوالفضل(ع) است، در سال ۱۳۴۰ هجری قمری در کوچه جلیلشاه اردبیل است. در روز جمعه هشتم شوال آن سال، قبل از ظهر، یکی از مأموران به کوچه جلیلشاه، که بعد از وقوع این کرامت به کوچه معجز معروف شد، وارد میشود. او مأموریت داشت تا اسبهای خانه فردی بهنام فتحالله را جمع کند و به مرکز نظامی ببرد. وقتی در خانه فتحالله را زد، کربلایی کلثوم، همسر فتحالله، صدای زدن در را شنید. مأمور به طور مکرر در را میزند تا کربلایی کلثوم در را باز کند. در آن زمان، حکومت از اسب مردم برای حمل و نقل استفاده میکرد. مأمور با گستاخی، فریاد میزند: «اسب را بیاور!» بعد از چند بار تکرار، کربلایی کلثوم نهایت التماس را میکند و به حضرت ابوالفضل علیه السلام قسم میخورد که این اسب را نبرد. اما مأمور با گستاخی، جواب میدهد: به حضرت بگو بیاید اسب تو را از من بگیرد. سپس لگدی به کربلایی کلثوم میزند و او بر زمین میافتد. مأمور با افسار اسب به سمت مسجد معجز حرکت میکند. در فاصله کمتر از ۱۰۰ متر از خانه، ناگهان رنگ پوست مأمور سیاه شده، سپس بر زمین میافتد. افسار اسب از دستش رها میشود و اسب به خانه فتحالله باز میگردد. مردم جمع میشوند، اهالی محل مأمور را به کنار یک سنگ بزرگ جلوی سقاخانه فعلی میآورند. خانواده فتحالله بسیار مضطرب شده و از هجوم مأموران دولت هراسان میشوند. خبر به آیتالله حاج میرزا علیاکبر مبارز میرسد. ایشان این را یک کرامت الهی میدانند و خانواده فتحالله را آرام میکند و به مردم سفارش میکند که جسد آن مأمور را روی چهارچرخی بگذارند و در بازار شهر بگردانند تا مردم ببینند و بفهمند که این یک نشانه الهی است. این واقعه باعث شد که کوچه جلیلشاه به کوچه معجز معروف شود. از آن زمان تا به امروز، افرادی از دیگر شهرهای ایران و دیگر کشورها به این محل میآیند. در میان مردم اردبیل، شعرهایی نیز خوانده میشود که به این واقعه اشاره دارد. (کتاب «عزاداری در اردبیل» نوشته ربعلی بلبلی جلد دوم)
انتهای پیام