
به قلم محمود الهاشمی: مدیر مرکز الاتحاد برای مطالعات راهبردی بغداد
ائتلاف «چارچوب هماهنگی» شاهد تحول چشمگیری در عملکرد خود، چه پیش از انتخابات اخیر پارلمانی سال ۲۰۲۶ و چه پس از آن، بوده است. فضای سیاسی عراق این تحولات را بهعنوان گامهای نخست مینگرد که ممکن است در آینده به یک «نهاد» بزرگ با مرزها، ضوابط و محتوای مشخص تبدیل شود.
در چارچوب هماهنگی سه خط فکری وجود دارد:
1. محافظهکار
2. میانهرو
3. متمایل به پروژه آمریکایی
این خطوط درگیر نوعی کشمکش درونی با یکدیگر هستند و هرکدام پایگاه اجتماعی و هواداران خاص خود را دارند. این مسئله بهوضوح در نتایج انتخابات نمایان شد، بهگونهای که هر خط توانست تعداد معینی کرسی به دست آورد.
بیشتر بخوانید
در انتخابات اخیر پارلمانی، خط «محافظهکار» سهم برجستهای داشت و نمایندگان مقاومت توانستند به ۱۰۳ کرسی دست یابند؛ امری که یک تحول بزرگ در تجربه سیاسی عراق بهشمار میرود.
این «تحول» باعث هراس ایالات متحده و حامیان داخلی آن در عراق شد. آنان با بزرگنمایی اظهارات نماینده رئیسجمهور آمریکا(ساوایا) فضای تنشآلودی ایجاد کردند، گویی لشکرهای مغول در آستانه بغداد هستند. اما با دو غافلگیری روبهرو شدند:
اول، معرفی شخصیتی از خط محافظهکار(نوری المالکی) و دوم، صدور بیانیههایی از سوی نیروهای مقاومت در دفاع از جمهوری اسلامی ایران در صورت تعرض آمریکا و صهیونیستها.
نامزدی مالکی برای یک منصب عالی در دولت جدید، شکستی برای پروژه آمریکایی چه در داخل چارچوب هماهنگی و چه خارج از آن محسوب میشود. چرا که آنان با فشارهای خود موفق شده بودند یکی از مهمترین منابع قدرت شیعیان یعنی منصب «نخستوزیری» را از آنان بگیرند؛ منصبی که طبق قانون اساسی بیشترین اختیارات و امتیازات را دارد.
از سال ۲۰۱۴ تا پایان دوره اخیر در ۲۰۲۵، همواره «نامزدهای توافقی» بدون پشتوانه سیاسی واقعی بر ما تحمیل شدند؛ نامزدهایی که کنترل آنها در دست دیگران بود، تا در نهایت این دیدگاه القا شود که «شیعیان توانایی اداره حکومت را ندارند».
ورود مستقیم رئیسجمهور آمریکا به میدان رویارویی با شیعیان، در قالب چارچوب هماهنگی، به این معناست که چارچوب، رویارویی را پذیرفته و با شجاعت نمایندگی «طایفه» را بر عهده گرفته است.
برای صراحت بیشتر، آمریکاییها پیامهای متعددی به برخی شخصیتهای نزدیک به خود در چارچوب هماهنگی ارسال کردند و آنان را از ادامه مسیر نامزدی مالکی برحذر داشتند، اما با این حال، چارچوب مسیر «منازله» را برگزید.
جریانی که در برابر «توییت ترامپ» سر خم کرد، آن را بهانهای قرار داد، چرا که اساساً تمایلی به نامزدی مالکی نداشت. آنان تلاش کردند چارچوب هماهنگی را در برابر یک «مسئولیت» قرار دهند: اگر به مالکی رضایت دهید، باید همه پیامدها و تهدیدهای آمریکایی را نیز بپذیرید.
در مقابل، اگر چارچوب به سمت یک «نامزد توافقی» برود، این به معنای ورود به یک بحران سیاسی داخلی از یکسو، و دشواری یافتن چنین نامزدی از سوی دیگر است؛ چرا که فاصله میان شخصیت مالکی و سایر نامزدها بسیار زیاد است.
چارچوب هماهنگی گامهایی برداشته که نشاندهنده موفقیت آن است:
1. موفقیت در انتخابات اخیر و دستیابی به ارقامی که آن را به بزرگترین فراکسیون تبدیل کرد، با وجود همه چالشها.
2. کسب (۱۰۳) کرسی توسط جریانهای مقاومت در مجلس نمایندگان جدید که شامل (۳۲۹) کرسی است.
3. معرفی یک شخصیت «محافظهکار» که در انتخابات حضور داشته و مواضع ضد پروژه آمریکایی او شناختهشده است.
4. انسجام چارچوب هماهنگی باعث شد سایر جریانهای سیاسی، آزادی عمل در انتخاب نامزد مناسب برای این یا آن منصب را ـ حتی از سهم خودشان ـ به آن واگذار کنند.
این نکات دو پیامد مهم داشت:
نخست، اعلام موضع صریح مقاومت در حمایت از ایران در برابر حمله آمریکا و صهیونیسم؛
و دوم، پایان یافتن جدل درباره «انحصار سلاح در دست دولت» با این اعلام که «سلاح مقاومت مقدس است».
پرسش: آیا طرفهای چارچوب هماهنگی از نارضایتی دولت آمریکا نسبت به نامزدی مالکی آگاه نبودند؟
همه طرفها آگاه بودند؛ چه آنهایی که پیامهای مستقیم از آمریکا دریافت کردند و چه آنهایی که از پیش سیاست آمریکا و مواضعش نسبت به شخصیتهای سیاسی عراق را میشناختند.
بنابراین، نامزدی مالکی با آگاهی کامل از همه اطلاعات و هشدارها انجام شد و بدون هیچگونه فشار خارجی؛ این یک انتخاب کاملاً «شیعی» بود.
همانگونه که چارچوب هماهنگی در برابر همه چالشها ایستاد و روش درست نمایندگی از مردم خود را برگزید، باید مسیر خود را ادامه دهد؛ زیرا هر عقبنشینی، به از دست رفتن موارد زیر منجر خواهد شد:
1. عقیده مقاومت که یکی از اضلاع اصلی چارچوب است و در بیانیههای خود بر ادامه حمایت از گزینه مالکی و عدم تسلیم در برابر اراده آمریکا تأکید دارد.
2. افکار عمومی عراق که میخواهد نمایندگان برگزیدهاش را ببیند که بدون تردید و بدون تسلیم به ارادههای خارجی سخن میگویند.
3. افکار عمومی عربی و منطقهای که منتظر موضعی شجاعانه در برابر آمریکا، سلطهطلبی و تجاوزات آن علیه امت است.
4. کشورهای مخالف آمریکا.
این امر نه به دیپلماسی و نه به پراگماتیسم فوری نیاز دارد؛ اینها در مراحل بعدی میآیند. آنچه اکنون لازم است، پافشاری بر تصمیم و بیان شجاعانه موضع است، تا دشمن در نهایت زانو زده و برای «تفاهم» و حفظ منافع خود پیشقدم شود.
پرسش: چگونه میتوان با آمریکا و سلطه آن مقابله کرد، در حالی که گزینههای متعددی برای فشار در اختیار دارد؟
آمریکاییها از واکنش متقابل هراس دارند، زیرا معتقدند هرگونه فشار بر عراق، این کشور را با قدرت به سمت ایران، چین و روسیه سوق خواهد داد. همچنین موقعیت جغرافیایی عراق در همسایگی سوریه، کشورهای خلیج فارس و ترکیه، فشار بر آن را دشوار میکند و آمریکا را به این نتیجه میرساند که بهجای فشار، باید عراق را با خود همراه سازد.
انتهای پیام