امام علی(ع) تنها فردی است كه از ميان همه گذشتگان كه سخنی از آنها بهجا مانده، به آخرين مرحله فصاحت و بلاغت رسيده و گفتار او اقيانوس بيكرانهای است كه سخن هيچ مبلغی به پای آن نخواهد رسيد.
سخنانی که در قالب خطبهها، نامهها و حکمتها گردآوری شده و مفسران دینی تفسیرهایی در رابطه با آنها داشتهاند که هرکدام از یک دید و سلیقه به این موضوعات پرداختهاند، بر این منوال ما در ایکنا بر این شدیم که ابتدا تفسیری از خطبهها و حکمتهای امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه در اختیار مخاطبان قرار دهیم که برای رسیدن به این هدف از منابع مختلفی مانند مصادر نهجالبلاغه، جلد 1، اصول کافی جلد 6 استفاده میشود که در ادامه با موضوع «غنیمت شمردن فرصت بندگی» آن را میخوانید.
خطبه 183 نهجالبلاغه از خطبههاى بسيار شيوا و فصيح است مباحث گوناگونى را دنبال مىكند كه به جهت روش گزينشى سيد رضى قدس سره پيوند بخشهاى مختلف آنگاه در هالهاى از ابهام فرو رفته است. پنج مسئله مهم در اين خطبه مورد بحث واقع شده است، اول بخشى از صفات جلال و جمال خدا با تعبيرات بسيار پرمعنا، دوم معرفى قرآن مجيد و بيان بعضى از ويژگىهاى مهم آن، سوم توصيه به تقوا و پرهيزكارى و شرح آثار و بركات آن، چهارم يادى از قيامت و آتش وحشتناک دوزخ و ناتوانى انسانها از تحمل آن و پنجم بيان طرق نجات از آتش دوزخ و بهرهگيرى از امكانات دنيا در اين راه كه از مهمترين آنها كمک به محرومان و درماندگان است.
امام علی(ع) در بخش پایانی این خطبه میفرماید: «اَيُّهَا الْيَفَنُ الْكَبِيرُ الَّذِي قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِيرُ، كَيْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ حَتَّى أَكَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِدِ. فَاللَّهَ اللَّهَ مَعْشَرَ الْعِبَادِ وَ أَنْتُمْ سَالِمُونَ فِي الصِّحَّةِ قَبْلَ السُّقْمِ وَ فِي الْفُسْحَةِ قَبْلَ الضِّيقِ، فَاسْعَوْا فِي فَكَاكِ رِقَابِكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا. أَسْهِرُوا عُيُونَكُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَكُمْ وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَكُمْ وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا، فَقَدْ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»، وَ قَالَ تَعَالَى «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ»؛ فَلَمْ يَسْتَنْصِرْكُمْ مِنْ ذُلٍّ وَ لَمْ يَسْتَقْرِضْكُمْ مِنْ قُلٍّ، اسْتَنْصَرَكُمْ وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَ اسْتَقْرَضَكُمْ وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ، وَ إِنَّمَا أَرَادَ أَنْ يَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا. فَبَادِرُوا بِأَعْمَالِكُمْ تَكُونُوا مَعَ جِيرَانِ اللَّهِ فِي دَارِهِ، رَافَقَ بِهِمْ رُسُلَهُ وَ أَزَارَهُمْ مَلَائِكَتَهُ، وَ أَكْرَمَ أَسْمَاعَهُمْ أَنْ تَسْمَعَ حَسِيسَ نَارٍ أَبَداً، وَ صَانَ أَجْسَادَهُمْ أَنْ تَلْقَى لُغُوباً وَ نَصَباً؛ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ. أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلَى نَفْسِي وَ أَنْفُسِكُمْ، وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيل. اى پير سالخورده كه ضعف پيريت از پاى در آورده، چگونهاى آن گاه كه طوقهاى آتش به استخوانهاى گردنت بچسبد و غلها و زنجيرها گوشت ساعدانت را خورده باشند الله. الله. اى جماعت بندگان، شما كه اكنون در تندرستى پيش از بيمارى هستيد و در گشايش پيش از تنگى، براى رهايى خود، پيش از آنكه گردنها به گرو اعمال رود و رهايى ممكن نگردد، بكوشيد. شب هنگام چشمان خود را بيدار داريد و شكمهاى خود را لاغر نماييد و قدمهاى خود به كار داريد و اموالتان را انفاق كنيد و از تنهايتان بگيريد و به جانهاى خود ببخشيد و در اين گرفتن و دادن بخل مورزيد. خداى سبحان فرمايد: «اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى كند و پايداريتان خواهد بخشيد.» و نيز گويد: «كيست كه خدا را قرضالحسنه دهد تا براى او دو چندانش كند و او را پاداشى نيكو باشد.» اگر خدا از شما يارى مىخواهد نه از روى خوارمايگى است و اگر از شما وام مىخواهد نه به سبب بينوايى است. از شما يارى خواسته در حالى كه، لشكرهاى آسمان و زمين از آن اوست و اوست پيروزمند و حكيم و از شما وام مىخواهد و حال آنكه، خزاين آسمانها و زمين از آن اوست و بى نياز و ستوده است خداوند. مىخواهد شما را بيازمايد تا كداميک از شما به عمل، بهتر از ديگران هستيد. پس به كارهاى نيک دست يازيد تا با همسايگان خدا در خانه خدا باشيد، همانند كسانى كه خدا پيامبرانش را رفيقان آنان كرده و ملائكه خود را به ديدارشان فرستاده و گوشهايشان را بدان گرامى داشته كه هرگز صداى آتش را نشنوند و تنهايشان را از رسيدن رنج و درد مصون داشته «اين بخشايشى است از جانب خدا كه به هر كه مىخواهد ارزانيش مىدارد، كه خدا صاحب بخشايشى بزرگ است.» مىگويم آنچه مىشنويد. از خداوند براى خود و شما يارى مىخواهم. او مرا بسنده است كه بهترين كارگزار است.»
در اين بخش از خطبه لحن کلام امام تغيير مىکند و پيران کهن سال را مخاطب قرار مىدهد و بخشى از دردناکترين عذاب قيامت را براى آنها بازگو مىکند. سپس همه بندگان خدا را به استفاده از فرصت براى نجات از عذاب و کيفر الهى فرا مىخواند و دستورات دقيقى در اين زمينه مىدهد که يکى از آنها دستور انفاق است، مى فرمايد: «اى پير کهن سال! اى کسى که پيرى در سراسر وجودت نفوذ کرده! چگونه خواهى بود آن زمانى که طوقهاى آتشين به گردنها افکنده شود و غلهاى جامعه دست و گردن را به يکديگر ببندد و چنان فشار دهد که گوشتهاى ساق دستها را بخورد» چرا امام(ع) خطاب به پير کهن سال مىکند؟ ممکن است به خاطر اين باشد که آفتاب عمر آنها بر لب بام آمده ـ هر چند مرگ هيچ کس را خبر نمىکند ـ و بايد بيشتر مراقبت کنند و يا به جهت اينکه پيران در جوانان و فرزندان و خانواده خود نفوذ دارند و مىتوانند آنها را پند دهند.
امام علی(ع) در اينجا به دو عذاب بسيار دردناک دوزخيان اشاره مىکند. يکى طوقههاى آتشين که به گردن مجرمان انداخته مىشود، به گوشت آنها نفوذ کرده و به استخوانها مىرسد و ديگر غلهاى جامعه است که دستها را محکم به گردنها مىبندد به گونهاى که ساق دست را مجروح مىکند. البته اين عذابها گرچه بسيار دردناک است ولى به سبب تأثير بازدارندگى آنها از گناه، رحمت محسوب مىشود. (1)
در ادامه اين سخن عموم بندگان را مخاطب ساخته، مىفرمايد: «خدا را، خدا را، اى بندگان خدا! اکنون که سالم و تندرست هستيد پيش از آنکه بيمار شويد و اکنون که در حال وسعت قرار داريد پيش از آنکه در تنگناى زندگى قرار گيريد، فرصت را غنيمت بشمريد و کوشش کنيد گردن خود را از زير بار مسئوليتها رها سازيد پيش از آنکه درهاى رهايى به روى شما بسته شود» در اينجا امام(ع) به دو نعمت بزرگ الهى اشاره مىکند که يکى سلامت و تندرستى و ديگر فراهم بودن امکانات که سبب مىشود انسان توانايى بر اقدام به هر کارى داشته باشد.
آرى به همگان هشدار مى دهد که از اين فرصتها استفاده کنند و خود را از زير بار مسئوليت رها سازند. عبارت «فَاسْعَوْا فِي فَکَاکِ رِقَابِکُمْ» اشاره به اين است که ذمه همه انسانها مشغول به تکاليفى است که تا آن را انجام ندهند آزاد نمىشوند. در زمانهاى گذشته در ميان بعضى از اقوام چنين معمول بود که اگر بدهکارى توان پرداخت بدهىهاى خود را نداشت طلبکار شخص بدهکار را به بردگى مىگرفت و تا بدهى خود را نمىپرداخت آزاد نمىشد و طوق بندگى او را در گردن داشت، جمله بالا مىتواند کنايه اى از اين مطلب باشد.
بحث «قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا» نيز اشارهاى به اين است که هرگاه شخص بدهکار در اداى بدهى خود کوتاهى کند چيزى را که به گروگان نزد طلبکار گذاشته است به ملک او در مىآيد (البته به مقدار طلبش). امام(ع) مىفرمايد: ديون الهى خود را که همان انجام فرامانها و واجبات است ادا کنيد تا گروگان آنها که خود شما هستيد رهايى يابد.
در ادامه اين سخن امام علی(ع) آنچه را در عبارات قبل کلى و سربسته بيان فرموده بود به طور مشروح بيان کرده و روى پنج موضوع تکيه مى کند و مىفرمايد: «چشمها را در دل شب بيدار داريد، شکمها را لاغر کنيد، گامها را بکار گيريد، اموال خود را انفاق کنيد و از جسم و تن خويش بکاهيد و بر جان و روان خود بيفزاييد و در اين کار بخل نورزيد» منظور از «بيدار داشتن چشمها در دل شب» همان راز و نياز شبانه مخصوصاً نماز شب است و «لاغر ساختن شکمها» اشاره به روزه داشتن و «بکارگرفتن قدمها» اشاره به قيام شبانه يا گام برداشتن در راه حل مشکلات مردم و کمک به دردمندان و نيازمندان و «انفاق اموال» اشاره به خمس و زکات واجب و صدقات مستحب، و «گرفتن از بدنها و افزودن بر جان و روان» اشاره به رياضات شرعى و خودسازى و جهاد در راه خداست.
آن گاه امام علی(ع) با استفاده از دو آيه قرآن مجيد بر سخنان خويش مهر تأييد مىنهد و در آیه 7 سوره مبارکه محمد مىگويد: «خداوند سبحان فرموده: اگر خدا را يارى کنيد، شما را يارى مىکند و گامهايتان را استوار مىدارد» همچنین در آیه 11 سوره مبارکه حدید فرموده: کيست که به خداوند قرض نيکو دهد، تا چند برابر به او عطا کند و براى چنين کسى پاداش والايى است».
حضرت علی(ع) در توضيح اين آيات مىافزايد: «به يقين خدا به سبب ضعف و ناتوانى از شما يارى نطلبيده و قرض گرفتنش از شما (انفاق در راهش) به سبب کمبود نيست. او از شما يارى خواسته در حالى که لشکرهاى آسمانها و زمين از آن اوست و شکست ناپذير و حکيم است و (همچنين) از شما درخواست قرض کرده در حالى که گنجهاى آسمانها و زمين به او تعلق دارد و بى نياز و شايسته ستايش است. او خواسته است شما را بيازمايد که کدام يک نيکوکارتريد» اشاره به اينکه خداوند نهايت لطافت در سخن را به کار برده تا هر کس کمترين آمادگى براى اطاعت در او باشد با اين تعبيرات مملو از لطف و مهربانى، پند گيرد و در راه اطاعت او گام بردارد.
در حقيقت؛ کلام امام پاسخ به اين سخن است که مگر مىشود خداوندى که لشکر آسمانها و زمينها را در اختيار دارد از بنده ضعيف و ناتوانى که هر چه دارد از خداست يارى طلبد؟ يا کسى که همه خزائن آسمان و زمين در اختيار اوست از من ضعيفى که سرتاپايم غرق نعمت اوست قرض بگيرد؟ اگر خدا مىخواهد ضعيفى را يارى کند چرا خودش يارى نمىکند و اگر مىخواهد فقيرى بى نياز شود چرا خودش اقدام نمىکند؟! امام(ع) مى فرمايد: هدف از همه اينها آزمودن مردم است. (2)
گفتنی است که همه گفتههاى بالا برگرفته از قرآن مجيد است. در آیه چهارم سوره مبارکه محمد مىفرمايد: «و اگر خدا مىخواست خودش آنها را يارى مىکرد و دشمنانشان را کيفر مىداد اما مىخواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازماید» و در آیه دوم سوره مباکه ملک مىفرمايد: «آن کس که مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد که کدام يک از شما بهتر عمل مىکنيد» و آيات ديگر.
منابع:
1. مصادر نهجالبلاغه، جلد 1
2. اصول کافی، جلد 6
انتهای پیام