
به گزارش خبرنگار ایکنا، چهل و ششمین نشست از سلسله نشستهای «صد کتاب ماندگار قرن» با موضوع کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» نوشته علامه محمدرضا حکیمی، ۱۲ بهمنماه در مرکز همایشهای بینالمللی کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این نشست، محمد اسفندیاری، عضو هیئت علمی مؤسسه دارالعرفان، سیدسعید حسینی، پژوهشگر فلسفه و عرفان، حجتالاسلام عبدالکریم بیآزار شیرازی، محقق و قرآنپژوه و حجتالاسلام محمدرضا نوراللهیان، دینپژوه حضور داشتند.
در ابتدای نشست تخصصی، حجتالاسلام محمدرضا نوراللهیان، دینپژوه و دبیر جلسه، اظهار کرد: بنده که متولد و ساکن مشهد هستم، افتخار داشتم به مدت شصت و یک سال همزمان و همراه با مرحوم علامه محمدرضا حکیمی باشم. شاید دلیل مسئولیت بنده در اداره این جلسه، ارتباطات گسترده و دیرینهای باشد که با ایشان داشتم؛ از کوههای اطراف مشهد و منطقه دولتآباد تا منزل ایشان در مشهد مقدس و همچنین آخرین محل سکونت ایشان در تهران، روبهروی حسینیه ارشاد در خیابان شریعتی.
وی افزود: از روزی که کتاب «آوای روزها» به دستم رسید و در سنین نوجوانی با اندیشههای ایشان آشنا شدم، محور اصلی توجه استاد شخصیت امام خمینی(ره) بود. ایشان در همان کتاب که با وجود سیطره ساواک و دشواریهای آن دوران به چاپ رسید، بر جایگاه امام خمینی(ره) به عنوان «ذخیره الهی» تأکید کردند. این نگاه در اندیشه نسل ما و نیز در میراث فکری پیشینیان جاری بود؛ نگاهی که میکوشید روشنفکری دینی را از خاستگاه اصیل آن بازشناسی کند و حیات جامعه را بر آن اساس سامان دهد.

نورالهیان تصریح کرد: اگرچه امام خمینی(ره) پیشوای این حرکت عظیم بودند، اما خدمات بزرگان دیگری چون شهیدان رجایی و بهشتی نیز در این مسیر نقش اساسی داشتند. شهید بهشتی با تدبیری دقیق گام بلندی در وارد کردن معارف ناب اسلامی به کتب درسی مدارس برداشتند. پس از آن با گشایش نسبی فضای سیاسی، شخصیتهایی چون شهید مطهری، استاد محمدتقی شریعتی و مرحوم علی شریعتی توانستند در قالب تأسیس حسینیه ارشاد و سایر مجامع، اسلام راستین و عدالتخواه را از طریق تدریس، سخنرانی و تألیف به جامعه معرفی کنند.
در ادامه، محمد اسفندیاری، عضو هیئت علمی مؤسسه دارالعرفان نیز طی سخنانی بیان کرد: کتاب «مرزبانان حماسه جاوید» شامل هفت اثر از استاد محمدرضا حکیمی است که به شرح حال و اندیشههای چند شخصیت برجسته پرداخته است. عناوین این آثار عبارتند از: «شیخ آقا بزرگ تهرانی» درباره آقابزرگ تهرانی، «حماسه غدیر» درباره علامه امینی، «بیدارگران اقالیم قبله» که موضوع جلسه امروز است، «شرفالدین» درباره علامه سیدعبدالحسین شرفالدین، «مکتب تفکیک» در نقد نظریه ترکیب دین با فلسفه و عرفان، «تفسیر آفتاب» درباره امام خمینی(ره) و «میر حامد حسین».
وی افزود: استاد حکیمی اگرچه به مطالعه زندگی عالمان علاقهمند بود، اما زندگینامهنویس به معنای متعارف نبود. هدف ایشان نگارش «تاریخ اندیشهها» بود. این رویکرد به وضوح در کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» که در سال ۱۳۵۶ و هنگامی که نویسنده حدود ۴۲ سال داشت تألیف شده، آشکار است. ایشان در مقدمه کتاب تصریح میکند که از شیوه مرسوم «شرححالنویسی» پرهیز کرده و قصد ارائه تحلیلی خاص از اندیشه و تأثیر این شخصیتها را داشته است.

اسفندیاری گفت: شخصیتهای منتخب استاد حکیمی عموما دارای دو ویژگی شاخص بودند: تأکید بر تشیع و روحیه انقلابی. این دو ویژگی در خود استاد حکیمی نیز مشهود بود. البته ایشان با وجود پایبندی عمیق به تشیع هرگز دچار آفت فرقهگرایی یا سنیستیزی نشد و همواره بر وحدت اسلامی (تقریب) تأکید داشت. به نظر میرسد این نگاه متعادل متأثر از اندیشههای علامه شرفالدین و نیز مناسب با جامعه متکثر ایران بود.
وی اظهار کرد: ویژگی دیگر این شخصیتها روحیه انقلابی و اصلاحگرایانه آنان بود. استاد حکیمی نیز همچون مصلحان اجتماعی دغدغه اصلیاش «ایجاد حرکت» و «بیداری» جامعه بود، نه صرفاً پژوهش علمی محض. هدف در کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» همانطور که از نامش پیداست برانگیختن خواننده و پاسخ به نیازهای زمانه خود است. این اثر را میتوان در زمره آثار «مصلحان اجتماعی» دانست که مانند سیدجمالالدین اسدآبادی یا مرحوم علی شریعتی، بیش از آنکه در پی «کشف حقیقت» باشند، خواهان «تغییر وضعیت» هستند.
اسفندیاری ادامه داد: نقاط قوت این کتاب، همان جنبههای بیدارگرانه و توجه به نیاز زمان است. اما از منظر آکادمیک میتوان نکاتی را متذکر شد: اول، سطح علمی کتاب به استانداردهای پژوهشی سنگین نمیرسد. دوم، حجم بسیار زیاد نقلقولها از افراد مختلف گاه تا حدی است که سخن اصلی نویسنده تحت الشعاع قرار میگیرد و با اصول رایج در نگارش علمی، که بر تحلیل و گزارشی مختصر از آراء دیگران تأکید دارد، فاصله میگیرد. سوم، برخی مطالب کتاب، اگرچه پندآموزند، اما خارج از موضوع اصلی به نظر میرسند.
وی تصریح کرد: در یک جمعبندی کلان کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» را میتوان اثری «مفید» و برانگیزاننده دانست، اما لزوماً در زمره آثار «مهم» و ماندگار آکادمیک طبقهبندی نمیشود. این اثر بازتاب دغدغه یک مصلح اجتماعی برای بیدارسازی جامعه در برههای خاص از تاریخ است.
در ادامه، حجتالاسلام عبدالکریم بیآزار شیرازی، محقق و قرآنپژوه نیز طی سخنانی اظهار کرد: در مورد علامه امینی و کتاب «الغدیر»، استاد محمدرضا حکیمی در مقالهای در کتاب «مشعل اتحاد» اشاره کردهاند که دو نوع تقریب داریم؛ تقریب منفی و تقریب مثبت. تقریب منفی به معنای سکوت و عدم بیان عقاید است، اما تقریب مثبت مورد پسند ایشان است. شهید مرتضی مطهری(ره) نیز مقالهای در کتاب یادگار علامه امینی در همین راستا نوشتهاند و بیان کردهاند که علامه امینی تقریبگرا بودند، اما در جهت مثبت؛ یعنی ایشان میخواستند بیان کنند که ما شیعیان معتقد به خلافت و ولایت حضرت امیر(ع) هستیم و دلایل آن را ارائه میدهند.

وی افزود: البته گاهی ایشان نکاتی در مجالس داشتند که گفته میشود آیتالله بروجردی ایشان را از این کار منع کردند. مرحوم علامه شیخ محمدتقی قمی نیز برای من نقل کردند که علامه امینی دعوت کردند و در آن جلسه گفتند: «خداوند مرا با ایشان در زیر یک سقف جمع نکند».
بیآزار شیرازی تصریح کرد: استاد حکیمی معتقد بودند علامه امینی(ره) تقریبگرا در جهت مثبت بودند. ایشان نکاتی در این زمینه بیان کرده و از جمله نقل میکنند که کتاب «الغدیر» مورد استقبال برخی علمای مصر قرار گرفته و آنان نیز از آن تعریف کردهاند. البته علامه امینی(ره) در پارهای از موارد از خلفا نیز به خوبی یاد کرده و نکات مثبت آنان را گفتهاند. ایشان بیان میکنند که اگر کسی بگوید آنان جنبه مثبتی نداشتند، این درست نیست و ظلم است.
وی بیان کرد: در این راستا، ایشان نکات فراوانی نقل میکنند، مانند «ادب اختلاف». به عنوان مثال، وقتی به حضرت امیر(ع) گزارش دادند که سپاهیانشان با سپاهیان معاویه درگیر شدهاند و آنان را اسیر کردهاند، حضرت ناراحت شدند و سران سپاه را خواستند. آنان گفتند: «ما با همین ادب اختلاف شما تربیت میشویم». استاد حکیمی اضافه میکنند که علامه امینی نیز همین را میخواهد؛ یعنی با همین ادب حضرت امیر(ع) میخواهد تقریب را برقرار کند.
وی بیان کرد: ما در روایات مطالبی داریم که علامه امینی در مورد خلیفه دوم در چندین جا بهصورت مکرر بیان کردهاند. در بسیاری موارد، وقتی سؤالی مطرح میشد، میگفت: «حضرت امیر، حضرت علی(ع) کجا هستند که ایشان جواب بدهند؟ در یکی از موارد، فردی گفت: «ایشان آنجا نشستهاند.» پاسخ داده شد: «آیا میدانید این کیست؟» وقتی پاسخ داد: «نه»، گفته شد: «هذا مولی و مولای کل مؤمن».
همچنین در نظر علی بن ابی طالب(ع) آمده است: ما مأموریم از جانب پیامبر اکرم(ص) که با علی بن ابی طالب مشورت کنیم. امثال این روایت نیز در کتاب الغدیر ذکر شده است.
بیآزار شیرازی گفت: بنده البته خیلی موافق نیستم که ایشان تقریبگرا به تمام معنا بودهاند. این مسئله هم نظر خود ایشان است که در کتاب بیان کردهاند و هم علامه مطهری مطرح کردهاند که ایشان تقریبگرا بودند، اما در جهت مثبت. همچنین نکاتی وجود دارد که کمکها و تلاشهای ایشان را در مسیر تقریب نشان میدهد.
در ادامه، سیدسعید حسینی، پژوهشگر فلسفه و عرفان، در سخنانی با اشاره به مفهوم «بیداری» در اندیشه دینی اظهار کرد: استاد حکیمی همواره تأکید میکردند که ما دو «عروة الوثقی» داریم؛ یکی «عروة الوثقی» در فقه مصطلح که شروح و حواشی فراوانی بر آن نوشته شده است، و دیگری «عروة الوثقی» مربوط به سید جمالالدین اسدآبادی که متأسفانه حتی بهعنوان یک اثر حاشیهای نیز در حوزههای علمیه مورد توجه قرار نگرفته است.

وی افزود: هدف از طرح این موضوع در ابتدای سخن آن است که توجه داده شود فردی که مفهوم «بیداری» را به معنای گسترده آن وارد ادبیات دینی کرد، خود مظهر و جانِ بیداری و بیدارگری بود.
وی در ادامه، با اشاره به دیدگاه استاد درباره کتاب «الحیات» گفت: زمانی که از ایشان درباره تعریف این اثر سؤال میشد، تأکید میکردند که باید به سراغ روایات مهجور، مدفون در غبار تاریخ و آمیخته با رنج و خون رفت؛ چرا که اساس دین، بیداری و بیدارگری است.
وی تصریح کرد: استاد بارها بیان میکردند که اساس کار ایشان پژوهش در آیات و روایات است. هرچند در حوزههایی مانند فلسفه و عرفان نیز مطالعه داشتهاند، اما اگر دانشی خارج از بستر بیداری رشد کند، نهتنها سودمند نیست، بلکه میتواند به صاحب خود نیز خیانت کند.
حسینی با اشاره به مصادیق بیداری در احکام دینی بیان کرد: در نماز، ایستادن رو به قبله یک اصل است و قبله نماد یک خانه واحد است؛ خانهای که همه انسانها، فارغ از موقعیت جغرافیایی، به سوی آن میایستند. کعبه از آن جهت «خانه خدا» نامیده شده که خانه همه انسانهاست و قرآن کریم نیز میفرماید: «جعل الله الکعبة الحرام للناس قیاماً». از همین رو، این خانه دارای حرمت و قداست شده است.
وی افزود: قرآن با «بسمالله الرحمن الرحیم» آغاز میشود که نشاندهنده حاکمیت نظام اسباب و قوانین الهی در عالم است. توحید بدون توجه به اسباب و قوانین الهی تحقق نمییابد و جامعهای که از حداقلهای معیشتی محروم باشد، نمیتواند مدعی تحقق توحید باشد.
وی تأکید کرد: پایبندی به قوانین الهی شرط اساسی توحید است و بر همین اساس، واگذاری مسئولیتها به افراد ناآگاه یا فاقد تخصص، حتی اگر متدین باشند، خلاف قرآن و توحید است.

حسینی با بیان اینکه دانش بدون بیداری میتواند به عامل غفلت تبدیل شود، اظهار کرد: حتی تفسیر قرآن، اگر منجر به تضییع حقوق خانواده، جامعه و انسانها شود، با روح قرآن و «بسمالله الرحمن الرحیم» در تعارض است. تکرار روزانه سوره حمد، بهویژه تعبیر «ربّ العالمین»، انسان را به این حقیقت رهنمون میسازد که مالک حقیقی خداوند است و انسان مالک مطلق هیچ چیز نیست.
وی در ادامه، با اشاره به سیره عملی علامه حکیمی گفت: بیداری در اندیشه ایشان صرفاً در گفتار یا نوشتار نبود، بلکه در رفتار و سبک زندگی ایشان تجلی داشت. بهعنوان نمونه، پس از وقوع زلزله هائیتی، ایشان بهشدت متأثر و اندوهگین بودند و این رنج انسانی را عمیقاً در رفتار خود نشان میدادند.
وی سه محور اساسی در اندیشه علامه حکیمی را مورد اشاره قرار داد و گفت: نخست، وحدت و اتحاد و تحقق «امت واحده» که به تعبیر ایشان، قرآن خیمهای است برای گردهمآیی همه انسانها؛ دوم، ابزارها و راهکارهای شیطان برای سقوط انسان از مقام انسانیت؛ و سوم، تفرقهافکنی که با مرزبندی، طبقهبندی و ایجاد فاصله میان انسانها محقق میشود.
حسینی با اشاره به خطبه تاریخی حضرت فاطمه زهرا(س) تصریح کرد: تفرقه، مهمترین آسیبی بود که پیامبر اکرم(ص) در آغاز رسالت با آن مواجه بودند و این مسئله همواره بهعنوان اصلیترین ابزار شیطان برای تضعیف امت اسلامی مطرح بوده است. بر اساس آموزههای دینی و قرآنی، بدترین افراد امت، توانگران و ثروتمندانی هستند که اموال خدا را انباشته میکنند و آن را در راه رفع محرومیت و گرسنگی بندگان خدا به کار نمیگیرند. اینان کسانی هستند که قرآن از آنان با تعبیر «کفار» یاد میکند. ایشان شریرترین و خطرناکترین عناصر جامعه محسوب میشوند، زیرا تمامی بدیها را یکجا در خود گرد آوردهاند. در روایت «جنود عقل و جهل» نیز شر، وزیر جهل معرفی شده است. پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به این پرسش که بدترین مردم جامعه چه کسانی هستند، فرمودند: ثروتمندان مالاندوز و اهل عیش و نوشی که جامعه را طبقهبندی میکنند و تفرقه میافکنند.
وی ادامه داد: تمامی این مفاهیم، از جمله نماز، قرآن و حج، زمانی معنای حقیقی خود را پیدا میکنند که در «بستر سنت پیغمبر» و فرهنگ اسلامی اصیل قرار گیرند. بهعنوان مثال، نمازی که امام حسین(علیهالسلام) میخواند، در همین بستر، قرآنِ متحرک بود. قرآن در هر خانهای یافت میشود، اما بیدارگری نهفته در «بسمالله» آن هنوز مورد توجه قرار نگرفته است. همچنین، حج که قصد و حرکت به سوی خداست، تنها پس از تحقق «استطاعت» کامل ـ که شامل تأمین مسکن، خوراک، بهداشت و امنیت برای خود و خانواده است ـ معنا پیدا میکند.
حسینی گفت: متأسفانه این مفاهیم عمیق و بیدارگرانه گاهی به ابزاری برای تثبیت خواب و غفلت تبدیل میشوند. نمونه بارز آن، واقعه عاشوراست. هنگامی که امام حسین(ع) در روز هشتم ذیحجه و در آستانه حج، برای دفاع از حق و عدالت قیام کرد، جریان حاکم با سوءاستفاده از ظواهر دینی، ایشان را متهم به دهنکجی به حج و بیدینی نمود.
از این رو، امام سجاد(ع) در معرفی خویش، بر فرزندی مکه و مدینه تأکید میکرد تا نشان دهد که اهل بیت(ع)، دشمنان سنت نیستند، بلکه حقیقیترین حامیان و ادامهدهندگان راه پیامبر(ص) و احیاگران معانی ناب دینی هستند. واژهها و مفاهیم بیدارگرانهای که استاد حکیمی وارد جامعه دینی ما کرد نیز از همین جنس است و ایشان خود، مصداق عملی یک بیدارگر تمامعصر بودند.

محمد اسفندیاری، در بخش دوم سخنان خود با اشاره به توجه استاد حکیمی به تاریخ اندیشهها گفت: سلسله کتابهای «اقالیم قبله» با عنوان «مرزبانان حماسه جاوید» از دهه ۱۳۵۰ توسط استاد حکیمی آغاز شد. به باور وی، الهامبخش ایشان برای این اقدام، سلسله کتابهایی بود که با عنوان «پیشروان اندیشههای نو» از سوی انتشارات خوارزمی منتشر میشد. این مجموعه شامل آثار متفکرانی همچون ژانپل سارتر، آلبر کامو، فرانسیس فانون و هربرت مارکوزه بود و الگویی منسجم برای ارائه زندگینامه و تحلیل اندیشهها فراهم میکرد.
وی افزود: استاد حکیمی با الهام از این آثار در حوزه ادبیات دینی و تاریخ اندیشه، سلسلهای از آثار تألیفی و تحقیقی ارائه کردند که ضمن پرداختن به زندگی و آثار شخصیتهای مهم دینی و فرهنگی، به تحلیل اندیشههای آنان نیز میپرداخت. در کشور ما نویسندگان اندکی به تاریخ اندیشه توجه دارند و آثار منتشرشده در حوزه حوزوی غالباً به شرح حالهای کلیشهای افراد محدود میشود؛ اما استاد حکیمی تلاش داشت با تمرکز بر سیر فکری و نظری اندیشمندان، دیدگاهی منسجم و تحلیلی ارائه دهد.
وی با اشاره به مقایسه این آثار با نمونههای خارجی بیان کرد: در کارهای انتشارات خوارزمی و آثار مشابه خارجی، زندگینامهنویسی همراه با تحلیل اندیشهها صورت میگیرد و این الگو میتواند برای نویسندگان دینی و تاریخی ما نیز آموزنده باشد. بهعنوان نمونه، فریدون آدمیت در تاریخنگاری خود، افزون بر ذکر شرح حال، به تحلیل اندیشهها و افکار متفکران پرداخته است که موفقیتی شاخص در این حوزه محسوب میشود.
اسفندیاری همچنین به اهمیت کارهای استاد حکیمی در زمینه تاریخ اندیشه و زندگینامهنویسی اشاره کرد و افزود: این سلسله آثار الگویی برای نسلهای بعدی است تا با ارائه پژوهشهای منسجم و دقیق، گامهای بلندتری در این عرصه بردارند. متأسفانه برخی از آثار منتشرشده پس از استاد حکیمی، از نظر محتوایی و علمی قابل قیاس با آثار ایشان نبوده و بیشتر حالتی شعاری و بازاری داشتهاند.
وی با تأکید بر اهمیت بیداری ملتها گفت: بررسی اطلس جهان اسلام نشان میدهد که در قرنهای سیزدهم و چهاردهم هجری شمسی، بیشتر کشورهای اسلامی تحت استعمار یا نفوذ بیگانگان قرار داشتند و تنها استثناهایی مانند ایران و عربستان وجود داشت. به باور وی، افرادی همچون سید جمالالدین و اقبال تلاش کردند تا ملتها را از خواب غفلت بیدار کنند.
اسفندیاری با اشاره به ویژگیهای اخلاقی و سبک زندگی استاد حکیمی افزود: ایشان یکی از سه شخصیت برجسته در ایران از نظر سادهزیستی و عدالتخواهی بودند؛ افرادی که حتی با امکانات محدود، زندگی خود را وقف علم و فرهنگ کردند. استاد حکیمی همواره بر عدالت تأکید داشت و آن را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و قضایی مورد توجه قرار میداد. عدالت اقتصادی به معنای اعطای حق هر ذیحق و مقابله با فقر و فاصله طبقاتی در جامعه است و این اصل همواره در اندیشه و رفتار استاد حکیمی مشاهده میشد.
سیدسعید حسینی، در بخش دوم سخنان خود با تأکید بر اهمیت سنت و فرهنگ در تحقق احکام الهی اظهار کرد: پیامبر اکرم(ص) بستری ایجاد کردند که در آن، قرآن و احکام الهی جایگاه واقعی خود را پیدا کنند. به نقل از امام صادق(ع)، ایشان به شاگردان خود فرمودند: «به خدا سوگند، هیچ حرمت، آیه یا حکمی از احکام الهی باقی نمانده است که پایمال نشده یا اجرا نشده باشد». با وجود انجام مناسک دینی مانند حج، نماز، روزه و حضور در جماعت، بسیاری از احکام الهی بهطور کامل رعایت نمیشد.
وی با اشاره به عدالت در اجرای احکام گفت: هنگامی که امیرالمؤمنین علی(ع) مأموران جمعآوری زکات را تعیین کردند، به آنان سفارش نمودند که حتی در رساندن شترهای زکات نیز عدالت رعایت شود و هیچ حیوانی برای کوتاهتر کردن مسیر یا راحتی انسانها مورد ستم قرار نگیرد. رعایت عدالت در این موارد، لازمه تحقق معنای واقعی احکام الهی است و بدون آن، احکام خداوند بهطور کامل اجرا نمیشود.
حسینی سپس به اصلاحات اجتماعی پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد و افزود: ایشان با از میان برداشتن تبعیضها و شکستن طبقهبندیها، جایگاه زنان را ارتقا دادند و آنان را از وضعیت مملوکیت و فقدان حق مالکیت و ارث، به جایگاه شخصیتی و اجتماعی برجسته رساندند. در مکتب وحی، زن محور خانواده است و نقش کلیدی او در تربیت و شکلدهی خانوادههای دینی مورد تأکید قرار گرفته است.
وی در ادامه، با ذکر نمونهای از تأثیر رسالت پیامبر(ص) در رفع بردگی و اسارت گفت: بردهای سیاهپوست که پیش از آن در اسارت بوده، به برکت رسالت پیامبر(ص) آزاد شد و برای خواستگاری دختر یکی از ثروتمندان و مشاهیر مدینه، به نمایندگی از پیامبر فرستاده شد. این اقدام پیامبر(ص) نشاندهنده احترام اسلام به کرامت انسانی و رعایت حقوق افراد، حتی کسانی است که پیشتر در معرض ظلم و محرومیت قرار داشتند.
حسینی همچنین به خطرات جریانهای اقتصادی و سیاسی در دوران پس از پیامبر(ص) اشاره کرد و گفت: کودتای پس از رحلت پیامبر عمدتاً توسط جریانهای اغنیا، از جمله سرمایهداران بازار مکه و گروه یهود، شکل گرفت که هدف آنان تضعیف عدالت و وحدت جامعه اسلامی بود. حفظ اتحاد ملت و پایبندی به اصول اخلاقی و عدالت، همواره از ضروریات مقابله با تهدیدات اجتماعی و اقتصادی است.
وی در پایان سخنان خود، به اهمیت تأمین معیشت و نیازهای اولیه مردم در تحقق دین اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند که اگر نان و معیشت مردم سالم نباشد، حتی نماز و عبادت نیز ارزش واقعی خود را نخواهد داشت. جامعهای که در آن گروهی به افراط ثروتمند و گروهی دیگر در حد نیازهای اولیه محروم باشند، نمیتواند جامعهای توحیدی و عدالتمحور باشد؛ رعایت حقوق اقتصادی و اجتماعی، لازمه تحقق توحید و عمل به احکام الهی است.

حجتالاسلام بیآزار شیرازی نیز در بخش دوم سخنان خود گفت: استاد محمدرضا حکیمی، علامه بزرگوار و شخصیت جامعالاطراف، در خاطرات خود از دیدار با امام(ره) بیان کردهاند که در این ملاقات، امام به ایشان توصیه کردند کتابی درباره اتحاد مسلمانان تألیف کنند. امام(ره) با اشاره به آثار استاد حکیمی اظهار داشتند که ایشان علاقهمند به وحدت مسلمانان هستند و یکی از دغدغههای مهمشان، حفظ و گسترش این وحدت بوده است.
وی افزود: پیش از انقلاب، استاد حکیمی به دستور مجمع جهانی مصر کتاب «همبستگی مذاهب اسلامی» را تألیف و منتشر کردند. پس از این تجربه، ایشان به همراه جمعی دیگر، کتاب «مشعل اتحاد» را با هدف توسعه مفهوم وحدت اسلامی تألیف کردند. در این کتاب، استاد حکیمی مقالهای درباره علامه سید عبدالحسین شرفالدین ارائه دادند و تأکید کردند که آثار او را بهطور عمیق مطالعه کرده و از وی الگو گرفتهاند.
وی در ادامه به فعالیتهای سید جمالالدین اسدآبادی اشاره کرد و افزود: او نیز تحولاتی مهم در زمینه اتحاد مسلمانان ایجاد کرد و به مصر رفت، اما تلاشهای استعمارگران برای خنثیسازی آثارش بسیار گسترده بود. به گفته استاد حکیمی، ضروری است در حوزهها، مدارس و دانشگاهها رشتهای با عنوان «استعمارشناسی» تأسیس شود تا فعالیتهای مستمر استعمار و جریانهای تفرقهافکن بررسی و معرفی شوند.
بیآزار شیرازی گفت: استاد حکیمی همچنین تأکید داشتند که شرح نهجالبلاغه شیخ محمد عبده تحت تأثیر سید جمالالدین اسدآبادی شکل گرفته و این اثر، معرف مهمی برای مکتب تشیع است و حتی در عربستان نیز مورد توجه قرار گرفته است.
وی بیان کرد: اجتهاد تنها در فقه کافی نیست و باید مسائل اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی را نیز دربرگیرد. امام خمینی(ره) نیز پیش از انقلاب با همین دیدگاه استاد حکیمی موافق بودند و در دیدار با جمعی از علمای مشهد تأکید کردند که قرآن تنها حدود ۱۰ درصد آن به مسائل عملی و فقهی میپردازد و بخش عمده آن ناظر به مسائل اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی است و نباید به فقه محدود شد. استاد حکیمی از جامعیت و بهروز بودن در علوم مختلف، از جمله فقه، فلسفه، کلام، اخلاق و علوم اجتماعی برخوردار بودند و آثار و نظریات اندیشمندان داخلی و خارجی را نیز بهخوبی مطالعه کرده بودند. ایشان در مجموعه کتابهایی با عنوان «دانش مسلمین»، توانایی خود را در تحلیل آثار گذشته و حال و تبیین اندیشههای علمی و فرهنگی مسلمانان به نمایش گذاشتهاند.
وی همچنین به توانایی استاد حکیمی در رعایت «ادب اختلاف» اشاره کرد و افزود: ایشان توانستند با رعایت ادب و احترام، با علمای برجستهای مانند شیخ عبدالمجید سلیم و دیگران گفتوگو کنند و این ویژگی از مهمترین نقاط قوت شخصیت ایشان است. استاد حکیمی همچنین بیان میکردند که شیوه مدیریت اختلاف و نزاع توسط حضرت امیر(ع) الگویی برای موفقیت و تحقق اسلام بوده و ایشان با ترجیح مصالح اسلام بر منافع شخصی، خلیفهای فرامکانی و فرازمانی برای امت اسلامی هستند. این ویژگی در مورد دیگر ائمه نیز صادق است، از جمله امام حسین(ع) و امام رضا(ع).
وی در پایان، بر اخلاص و جامعیت علمی استاد حکیمی تأکید کرد و گفت: آثار ایشان در زمان حیاتشان با استقبال گستردهای روبهرو شده و با گذر زمان، ارزش و اهمیت این آثار بیش از پیش آشکار خواهد شد.
انتهای پیام