
بلال اللقیس، تحلیلگر لبنانی به مناسبت چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران با ایکنا به گفتوگو نشست.
مفاهیم کلیدی قرآنی به عنوان زیربنای فکری و عملی انقلاب اسلامی، نقش ایران به عنوان الگوی مقاومت، تبیین نظریه و عمل
امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در ارائه یک رویکرد متوازن که در آن زندگی دنیوی، مقدمهای برای کمال اخروی معنا میشود، بررسی تأثیرات ملموس انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، علمی و معرفتی و تأکید بر دوران رهبری امام خامنهای به عنوان مرحلهای که این تأثیرات در آن ملموستر و فراگیرتر شده است؛ اهم مطالب مطرح شده در این مصاحبه است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ همانطور که میدانید، انقلاب اسلامی ایران بر پایه مفاهیمی مانند «عدالت»، «آزادی» و «کرامت انسانی» بنا نهاده شد. آیا میتوان گفت که انقلاب اسلامی در واقع بازگشت به آموزههای اصیل قرآنی بوده است؟
با استناد به آیات قرآن میتوان گفت هدف تمام قرآن و احکامی که از آیات مختلف استنباط میشود، بر کرامت انسانی توجه ویژه دارد، چنانکه خداوند متعال میفرماید: «انا کرّمنا بنی آدم». محور موضوع کرامت انسانی و به دنبال آن همه آموزشهای مرتبط با آن است. حضرت علی(ع) نیز بر کرامت انسانی تأکید داشتهاند.
مسئله دیگر آن است که هیچ چیزی معادل عظمت و ارزش انسان نیست. لذا کرامت انسانی محور همه موضوعات است از جمله دو مسئله جداناشدنی یعنی عدالت که ترجمه واقعی کرامت است و آزادی که بدون آن، کرامتی وجود نخواهد داشت.
بلال اللقیس متولد ۱۹۷۷ میلادی در بعلبک لبنان است. او دارای دکترای علوم سیاسی و روابط بینالملل بوده و به عنوان نویسنده و تحلیلگر در رسانههای عربی چون المیادین، المنار، عربی ۲۱ و رأی الیوم قلم میزند و همچنین به عنوان استاد دانشگاه در بیروت فعالیت دارد. اللقیس همچنین دیدگاهی آکادمیک و تحلیلی نسبت به تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک منطقه، از جمله تحولات مرتبط با محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران، دارد
در قرآن کریم نیز آیات بسیاری با این مضمون وجود دارد که انسان دارای قدرت اختیار است، بدین ترتیب این مخلوق خداوند از دیگر مخلوقات متمایز شده است.
در سیره پیامبران نیز مشاهده میکنیم که بارزترین هدف پیامبران آزادی انسان از قید و بندهای داخلی و خارجی بوده است که این مسئله از
کرامت سرچشمه میگیرد. یعنی یک جامعه بدون کرامت نمیتواند در اراده خود آزاد باشد.
همچنین آزادی نمیتواند بدون عدالت محقق شود زیرا نبودِ عدالت موجب انحراف در مفهوم آزادی میشود، از این رو ما نیازمند نوعی همبستگی یا تعادل یا شرایط و فرصتهای برابر هستیم.
این سه مفهوم، مفاهیم کاملی هستند یعنی نقطه اصلی آن کرامت است، و عدالت و آزادی تکمیلکننده آن است و هیچ یک نمیتوانند از دیگری جدا شوند.
از این رو میتوان نتیجه گرفت که انقلاب اسلامی صرفنظر از شرایط دشوار و پیچیده، همه امور خود را مستقیماً از قرآن کریم، پیامبران و ائمه اهل بیت(ع) الهام گرفته است و میتوان گفت یکی از وجوه معنای اسلام ناب محمدی همین است که در مقابل اسلام آمریکایی قرار دارد. زیرا اسلام آمریکایی به معنای کوچک شمردن دین اسلام و دور کردن آن از سرچشمه اصیل خود است که حضرت محمد(ص) آن را آورده است.
ایکنا ـ طبق آیات قرآن، مبارزه با بیعدالتی و استبداد یکی از مهمترین وظایف انبیاء(علیهم السلام) است. رهبران انقلاب اسلامی چگونه توانستند این آموزهها را از عرصه نظری به عرصه عمل و مبارزه اجتماعی منتقل کنند؟
هر کس گفتمان امام خمینی(ره) در زمان انقلاب و گفتمان
حضرت آیتالله خامنهای، ولی امر مسلمین را پیگیری کند، ملاحظه میکند که این انقلاب از مفاهیم اساسی دین اسلام که مستقیماً از سرچشمه آن گرفته شده، الهام گرفته است.
بر اساس درک ما از دین حضرت محمد(ص)، آنچه که از قرآن، انبیا و ائمه اهل بیت(ع) الهام گرفته باشد، از چیزهایی که دارای نقص و کمبود است دوری میکند.
وجه تمایز امام خمینی(ره) این بود که انقلاب را مستقیماً از اسلام ناب اخذ کرده بود، بدون اینکه از ادیان دیگر تأثیر پذیرفته باشد. در وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) نیز ملاحظه میکنیم که در ابتدای آن با حدیث ثقلین آغاز شده است که تأکید میکند قرآن کریم ثقل اکبر است و انبیاء ثقل اصغر هستند و این دو برای تحقق هدف والای انسان همراه یکدیگر هستند.
یکی از برجستهترین ابتکارات انقلاب اسلامی، تفکر آشتیجویانه نامعقول در قبال ظلم و ظالم، و توجیه ظلم و جوری است که به اسم دین انجام میشود. زیرا در طول تاریخ تا امروز، حکامی وجود داشتهاند که به نام دین اسلام به مردم ظلم و ستم میکردهاند و ظلم آنها از سوی روحانیون توجیه میشده است
در نتیجه میتوان گفت انقلاب اسلامی مهمترین و بزرگترین موهبت در عصر حاضر است. یکی از برجستهترین ابتکارات انقلاب اسلامی، تفکر آشتیجویانه نامعقول در قبال ظلم و ظالم، و توجیه ظلم و جوری است که به اسم دین انجام میشود. زیرا در طول تاریخ تا امروز، حکامی وجود داشتهاند که به نام دین اسلام به مردم ظلم و ستم میکردهاند و ظلم آنها از سوی روحانیون توجیه میشده است. این خطرناکترین چیزی است که ما با آن مواجه هستیم.
لذا یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی این بود که مسیری را با عنوان مقابله با ستمگران، سرنگونی طاغوتیان، طرح حمایت از مستضعفان و مبارزه با ظالمان ایجاد کرد.
جمهوری اسلامی و ملت عظیم و فهیم ایران علیرغم مشکلات و سختیهایی که با آنها روبرو بودهاند، تا کنون نزدیک به 50 سال مبارزه کردهاند و جمهوری اسلامی جایگاه بسیار تأثیرگذار و کارآمدی در جهان پیدا کرده است. این به معنای آن است که ایران ظلم ظالمان را به هیچ وجه توجیه نکرده و این تجربه با وجود هزینه بالایی که تا کنون پرداخته، بسیار مهم است و موفقیتهای بزرگی را نیز به دست آورده است.
ایکنا ـ قرآن همواره بر «تحول درونی انسان» به عنوان پیشنیاز تحول اجتماعی تأکید میکند. اگر انقلاب اسلامی را ادامه تحول قرآنی بدانیم، از دیدگاه شما نشانههای این تحول درونی در جامعه ایران چیست؟
ورود به میدان چالش و مقابله صریح، بیش از هر چیز بر یک رکن درونی استوار است؛ یعنی در درون خود انسان. اگر تصورات درونی، وضعیت روانی، و ادراکات ذهنی و عقلانی انسان تغییر نکند، اساساً امکان به چالش کشیدن طاغوتها وجود نخواهد داشت.
این دقیقاً همان چیزی است که قرآن کریم بر آن تأکید دارد. اگر از آغاز تا پایان قرآن را بخوانیم و روش پیامبران در مواجهه با طاغوتها را بررسی کنیم، میبینیم که تمام این روشها بر یک اصل بنا شده است: «تا زمانی که ساختار فکری و روانی بخشی از جامعه تغییر نکند، مقابله با طاغوتها ممکن نیست.»
هرگاه مردمی متحد و با عزت باشند، هیچ قدرتی در جهان قادر نخواهد بود که مسیر آنان را تغییر دهد. این حقیقت را انقلاب اسلامی ایران تا امروز ثابت کرده است
زیرا طاغوت یا حاکم ستمگر، مجموعهای از امور، از جمله ادراک صحیح را از مظلوم میگیرد و به مظلوم اینگونه القا میکند که قدرتش مطلق است و هیچ راهی برای مقابله با او وجود ندارد. در نتیجه، مظلوم ناچار میشود بهجای آنکه به مقابله برخیزد، به حاشیهها پناه ببرد.
از همین رو، نخستین کاری که پیامبران انجام میدادند، بازسازی فهم و درک انسان در مورد خودش بود؛ یعنی اصلاح و بهبود درک او از جایگاه، موقعیت و ارزش خویش. علاوه بر آن، پیامبران کمک میکردند تا انسان طرف مقابل را نیز درست بشناسد.
بنابراین، گام نخست این است که از نظر ذهنی از این تصور آزاد شویم که ظلم، همیشگی است، حاکم، ستمگر ابدی است و واقعیت تغییرناپذیر. همه پیامبران این مسیر را پیمودند و توانستند در طول زمان، واقعیت را تغییر دهند.
نکته دوم، بُعد روانی ماجراست. به این معنا که نفس انسان اغلب احساس ناتوانی میکند و مدام تسلیم عجز میشود. اما پیامبران آمدند تا بگویند: اگر انسان به منبع قدرت متصل شود و اراده کند، به خدا و به حق خود اعتماد کند، و اگر جامعه نیز بر محور این حق پایبند بماند، هیچ قدرتی در جهان نمیتواند در برابر آن بایستد. از همینرو، اراده، عزم و وحدت حول محور حق اهمیت اساسی دارند.
امروز نیز اگر با فهم قرآنی به مسئله نگاه کنیم، هرگاه مردمی متحد و با عزت باشند، هیچ قدرتی در جهان قادر نخواهد بود که مسیر آنان را تغییر دهد. این حقیقت را انقلاب اسلامی ایران تا امروز ثابت کرده و همچنین تجربه
جنبشهای مقاومت نیز آن را تأیید کرده است.
همین امر است که باعث شده امام خمینی(ره) و پس از ایشان امام خامنهای -دامظله- همواره بر رویکرد اقتدار، توانمندی، خوداتکایی و توکل بر خداوند تأکید کنند. این رویکرد، هرچند به صبر نیاز دارد، اما نتایج آن بسیار بزرگ، عمیق و ثمربخش است؛ حتی اگر تمام دنیا در برابر آن بایستد.
ایکنا ـ رهبر انقلاب اسلامی، قرآن را کتاب «معرفت، رستگاری و رشد» میخوانند. با توجه به چالشهای جهانی، چگونه میتوان گفت که این رویکرد قرآنی، پویایی و جهتگیری ایمانی انقلاب اسلامی را در مواجهه با فشارها و تحولات بینالمللی حفظ کرده است؟
یکی از مهمترین انتقاداتی که عموماً به تجربههای دینی و بهویژه تجربههای اسلامی وارد شده، نحوه مواجهه آنها با زندگی دنیوی است. بسیاری از تجربههای دینی پس از دوران پیامبران، متوجه به دنیا بوده، اما گفتمان و خطابشان همواره اخروی بوده است.
این خطاب اخروی، در بسیاری از موارد شبیه نوعی افیون برای مردم عمل کرده و باعث شده نوعی دوگانگی میان دنیا و آخرت شکل بگیرد. در مقابل، آنچه امام خمینی(ره) و امام خامنهای ارائه کردند، کاملاً متفاوت بود. آنها تأکید کردند که رویکرد پیامبر اکرم(ص) برای هر دو جهان است: هم دنیا و هم آخرت. بنابراین، نمیتوان یکی را به نفع دیگری حذف یا خلاصه کرد.
از همین رو، تلاش اصلی، برای ایجاد توازن درست میان دنیا و آخرت بوده است که این مفهوم بهصورت بسیار برجسته در دوران رهبری امام خامنهای تجلی پیدا کرد.
ایکنا ـ انقلاب اسلامی ایران چه تأثیرات ملموسی بر سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی عموم مردم آزاده در سراسر جهان داشته است؟
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، دوران امام خمینی(ره) مرحلهای کاملاً انقلابی بود؛ اما دوران امام خامنهای مرحلهای بود که باید روحیه انقلابی را به تجربه عملی و عینی پیوند میزد. یعنی ورود به مرحله تشکیل دولت، حفظ ساختارهای آن، حفظ روحیه انقلابی، مقابله با طاغوت، و در عین حال ارائه یک تجربه موفق و ملموس که مردم ـ چه در ایران و چه در دیگر کشورها ـ نتایج واقعی آن را در زندگی دنیوی و اخروی خود احساس کنند.
دوران امام خمینی(ره) مرحلهای کاملاً انقلابی بود؛ اما دوران امام خامنهای مرحلهای بود که باید روحیه انقلابی را به تجربه عملی و عینی پیوند میزد. یعنی ورود به مرحله تشکیل دولت، حفظ ساختارهای آن، حفظ روحیه انقلابی، مقابله با طاغوت، و در عین حال ارائه یک تجربه موفق و ملموس از حکومت اسلامی
بنابراین چالش اصلی این بود که انقلاب اسلامی ایران بهویژه در دوران رهبری امام خامنهای بتواند یک تحول کیفی واقعی در عرصه زندگی دنیوی ایجاد کند. بهنظر من، این تجربه واقعاً موفق بوده است. البته با وجود شرایط بسیار سخت، فشارها، تحریمها، و گاه ناتوانی برخی افراد در صبر و تحمل، و حتی با وجود خطاهایی که گاهی در عمل رخ میدهد؛ اما اگر به مجموع آن نگاه کنیم، میتوان گفت اتفاقی بسیار بزرگ و عمیق رخ داده است.
این موفقیت، تا حد زیادی مرهون تبیین امام خامنهای درباره مفهوم «زندگی دنیوی» و آن چیزی است که اسلام و انقلاب میتوانند در این دنیا ارائه دهند. یکی از ارکان اصلی این تبیین، سه مفهوم «نجات، معرفت و پیشرفت» است.
شاید مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی تحولات علمی است که امروز حتی باعث حسادت و دشمنی برخی طرفها شده است. زیرا توانسته تحولی کیفی ایجاد کند و در بسیاری از حوزهها از جمله علم و فناوری، توسعه و پیشرفت، به سطح رقابت جهانی برسد. همه اینها در شرایطی اتفاق افتاده که ایران با سختترین و بیسابقهترین فشارها، تحریمها و محدودیتها روبهرو بوده است.
معرفت و آگاهی یکی از شاخصترین ویژگیهایی است که جامعه اسلامی ایران را از بسیاری از جوامع دیگر متمایز میکند. ساختار معرفتی، توجه به دانش و تولید اندیشه، امروز از ویژگیهای برجسته جوامع مقاوم و سایر جوامعی است که به انقلاب اسلامی ایمان دارند.
این در حالی است که برخی دیگر از جوامع ممکن است در بعضی حوزههای عملی یا حرفهای توانمندیهایی داشته باشند، اما از نظر آگاهی و تولید معرفت، پیشرفتی نداشته باشند. لذا تجربه جمهوری اسلامی ایران، از بسیاری از تجربههای دیگر پیشرفتهتر است.
به طور خلاصه میتوان گفت موفقیتهای انقلاب اسلامی، تحولات عمیق و گستردهای در سطح همه ملتها ایجاد کرده است. امروز این انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، عملاً سد و مانعی در برابر استکبار شده است؛ سدی که شرّ دشمنان را نهتنها از امت اسلامی، بلکه از همه مستضعفان جهان دفع میکند.
همه میدانند که نقطه قوت ایران بُعد نظامی آن نیست، بلکه هسته اصلی، همان برنامه فرهنگی، فکری و تحولاتی است که انقلاب امام خمینی(ره) در آگاهی بشری ملتها و جنبشهای مقاومت ایجاد کرد.
ایکنا ـ در پایان بفرمایید موضع صریح جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با استعمار و استکبار جهانی تا چه حد در تغییر موازنه قدرت منطقهای موفق بوده است؟
امروز جمهوری اسلامی به جایگاهی بسیار پیشرفته و تعیینکننده رسیده است و همه ملتهایی که از ظلم آمریکا خسته شدهاند، امروز عملاً پشت جمهوری اسلامی ایستادهاند. به بیان دیگر، جمهوری اسلامی در صف اول قرار دارد؛ همانگونه که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) همواره برای حفاظت از دین، دفاع از مسلمانان و حمایت از مستضعفان در صف اول بود.
امروز انقلاب اسلامی ایران نقش الگو را برای بسیاری از ملتها ایفا میکند و آنها با الگوگیری فرهنگی، فکری و روانی از جمهوری اسلامی، وارد میدان مبارزه با ستمگران و طاغوتیان شدهاند.
انتهای پیام