
به گزارش خبرنگار ایکنا، نشست خبری فیلم «رقص باد» با حضور سیدجواد حسینی کارگردان، ابوالفضل صفری تهیهکننده و حامد بدخشان طراح صحنه، امروز ۱۶ بهمنماه در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. این نشست در حالی برگزار شد که «رقص باد» بهعنوان یکی از آثار حاضر در بخش سودای سیمرغ چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان و مخاطبان مواجه شده و همین مسئله، فضای جلسه را به سمت توضیح رویکردها و دغدغههای سازندگان فیلم سوق داد.
سیدجواد حسینی، کارگردان فیلم در ابتدای این نشست با اشاره به مسیر شخصی خود در فیلمسازی گفت: چند سالی است که هر فیلمسازی که میخواهد اولین اثر بلند خود را بسازد، به سراغ موضوعات اجتماعی روز یا کمدی میرود؛ موضوعاتی که هم ریسک کمتری دارند و هم معمولاً مسیر اکران سادهتری پیدا میکنند. اما من آگاهانه تلاش کردم کار خود را با فضایی متفاوت آغاز کنم و به سمت رئالیسم جادویی بروم؛ فضایی که بهزعم من امکان پیوند زدن واقعیت عینی با لایههای ذهنی، خاطره و اسطوره را فراهم میکند.
وی ادامه داد: «رقص باد» حاصل یک دغدغه شخصی است و از ابتدا میدانستم که این انتخاب، مسیر دشوارتری را پیش روی من قرار میدهد. رئالیسم جادویی در سینمای ایران کمتر تجربه شده و معمولاً هم با سوءتفاهمهایی همراه است، اما احساس میکردم برای روایت داستانی که در ذهن دارم، این زبان سینمایی ضروری است. این فیلم قرار نیست صرفاً یک روایت خطی و کلاسیک ارائه دهد، بلکه تماشاگر را دعوت میکند میان واقعیت و خیال، گذشته و حال، و جنگ و زندگی روزمره رفتوآمد کند.
حسینی با تأکید بر استقلال کامل پروژه افزود: این فیلم با بودجه شخصی ساخته شده و هیچگونه حمایت یا بودجه دولتی نداشته است. این استقلال هم یک امتیاز است و هم یک چالش. از یکسو دست ما برای انتخاب موضوع، لحن و فرم باز بود و مجبور نبودیم خودمان را با سفارش یا نگاه نهادی خاصی تطبیق دهیم، اما از سوی دیگر، فشارهای مالی و محدودیتهای تولیدی بسیار جدی بود و گاهی حتی ادامه پروژه را با تردید مواجه میکرد.
این کارگردان در بخش دیگری از صحبتهای خود به ارجاعات و عناصر بینامتنی فیلم اشاره کرد و گفت: من آگاهانه چند المان و نشانه در فیلم قرار دادم. برای مثال، ارجاعی به فیلم «مسافران» ساخته بهرام بیضایی در کار دیده میشود. این ارجاعها نه برای تقلید، بلکه برای گفتوگو با تاریخ سینمای ایران است. بهنظرم سینما زمانی زنده است که با گذشته خود ارتباط برقرار کند و از آن الهام بگیرد، نه اینکه آن را نادیده بگیرد.
در ادامه نشست، ابوالفضل صفری، تهیهکننده فیلم «رقص باد»، با تسلیت به مردم ایران به دلیل اتفاقات و داغهای اخیر، سخنان خود را آغاز کرد و گفت: اعتماد من به این پروژه ریشه در آشنایی ۱۵ سالهام با کارگردان دارد. طرح اولیه متعلق به آقای حسینی بود و در ادامه، من هم تلاش کردم آن را از نظر ساختار روایی و تولیدی تکمیل کنم. ما از همان ابتدا میدانستیم که با یک پروژه ساده و کلیشهای روبهرو نیستیم.
وی افزود: فیلم داستان دارد، اما تفاوتش در این است که روایت تکراری ارائه نمیدهد. ما سعی کردیم با استفاده از یک نگاه تازه، داستانی را تعریف کنیم که هم ریشه در واقعیت دارد و هم از آن فراتر میرود. جنگ در این فیلم نه صرفاً بهعنوان یک واقعه تاریخی، بلکه بهعنوان یک مفهوم و تجانس روایی استفاده شده است. شخصیت یونس با جنگ میرود و با جنگی دیگر بازمیگردد؛ جنگی که شاید اینبار درونیتر و پیچیدهتر باشد.
صفری با بیان اینکه «رقص باد» در ستایش پدر ساخته شده است، تصریح کرد: پدر در این فیلم یک قهرمان است، اما نه قهرمانی اغراقآمیز و شعاری. این فیلم دو جنگ را در خود دارد؛ یکی هشت سال جنگ تحمیلی و دیگری جنگ ۱۲ روزه. روایت ما درباره پدر شهیدی است که حتی پس از شهادت هم نگران دختر خود است و این نگرانی، محور اصلی درام فیلم را شکل میدهد. ما تلاش کردیم مفهوم پدری، ایثار و مسئولیت را بدون شعارزدگی و با تمرکز بر احساسات انسانی به تصویر بکشیم.
این تهیهکننده با تأکید دوباره بر استقلال پروژه گفت: فیلم کاملاً مستقل است و صادقانه بگویم، من خاطره خوبی از همکاری با نهادهای دولتی ندارم. زمانی که فیلم «موقعیت مهدی» را به بنیاد فارابی پیشنهاد کردم، با برخورد مناسبی مواجه نشدم و همین تجربه باعث شد ترجیح بدهم در این پروژه بهطور مستقل عمل کنم. «رقص باد» اثری خیالی است و مکان مشخصی ندارد. انتخاب جغرافیای جنوب هم بهدلیل ظرفیت خیالانگیز و اقلیمی آن بود؛ فضایی که میتواند همزمان واقعی و اسطورهای به نظر برسد.
صفری در بخش دیگری از صحبتهای خود به حاشیهها و تجربه شخصیاش از پروژه «موقعیت مهدی» اشاره کرد و افزود: ماجرای «موقعیت مهدی» حرفهای ناگفته زیادی دارد. در ابتدای پروژه، بهرام توکلی کارگردان بود و بعد از مدتی هادی حجازیفر بهعنوان بازیگر به پروژه اضافه شد. اما وی تمایل داشتند نقش پررنگتری در تصمیمگیریها داشته باشند که این موضوع با خواسته من همخوانی نداشت. در همان مقطع، اختلافهایی به وجود آمد و پروژه متوقف شد. همزمان من دچار یک تصادف شدید شدم و حدود یک سال در بیمارستان بستری بودم. در همین ایام، بهطرز عجیبی آقای والینژاد فیلم را به نام خود کردند؛ اتفاقی که هنوز هم برای من قابلهضم نیست.
در ادامه نشست، حامد بدخشان، طراح صحنه فیلم «رقص باد»، درباره رویکرد بصری اثر توضیح داد و گفت: از همان ابتدا، تأکید کارگردان بر سادگی فضاها بود. قرار نبود با صحنهآراییهای پرزرقوبرق یا دکورهای اغراقشده مواجه باشیم. سادگی، بخشی از هویت فیلم است و به تماشاگر کمک میکند روی روایت و احساسات شخصیتها تمرکز کند.
وی افزود: برای خیالانگیز شدن برخی صحنهها، تغییراتی در اماکن ایجاد کردیم؛ تغییراتی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در مجموع به فضاسازی کمک میکنند. هدف ما این بود که مرز میان واقعیت و خیال بهتدریج کمرنگ شود، بدون اینکه تماشاگر احساس گسست یا تصنع کند.
در بخش پرسش و پاسخ، حاضران درباره نسبت فیلم با سینمای دفاع مقدس، میزانسنها و همچنین امکان ارتباط مخاطب عام با زبان رئالیسم جادویی پرسشهایی مطرح کردند. کارگردان فیلم در پاسخ تأکید کرد: که «رقص باد» نه قصد بازتولید کلیشههای رایج سینمای جنگ را دارد و نه میخواهد مخاطب را با مفاهیم پیچیده و انتزاعی سردرگم کند، بلکه تلاش کرده است با اتکا به احساسات انسانی مشترک، پلی میان تجربه جنگ و زندگی امروز بسازد.
در پایان این نشست، عوامل فیلم ابراز امیدواری کردند که «رقص باد» بتواند در جشنواره فیلم فجر و پس از آن، در اکران عمومی، مخاطبان خود را پیدا کند و زمینه گفتوگو درباره نقش پدر، حافظه جمعی جنگ و نسبت خیال و واقعیت در سینمای ایران را فراهم آورد. «رقص باد» در بخش سودای سیمرغ چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد و از جمله آثاری است که با رویکردی متفاوت، به سراغ مفاهیم آشنا رفته است.
انتهای پیام