کد خبر: 4333858
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۸
نویسنده پاکستانی در گفت‌وگو با ایکنا:

مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوت

سیدعلی‌اکبر حسینی، نویسنده پاکستانی «نبرد تیله‌ها» که این رُمان را به جای زبان «اُردو» به فارسی نگارش کرده با اشاره به آنکه با این اثر به روایت خاطرات نوجوانی و جوانی من از انتخاب میان راه مستقیم مبتنی بر مبانی دین اسلام یا پیوستن به گروه‌های تروریستی می‌پردازد تصریح کرد: مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات قابلیت نشر جهانی دارد.

همزمان با چهل‌وهفتمین فجر شکوهمند انقلاب اسلامی، در اوج طلوع خورشیدی که هرگز غروب نخواهد کرد، پای سخن نویسنده‌ای می‌نشینیم که مسیر زندگی‌اش، تجلی عینی شعاع‌های این خورشید در فراسوی مرزهاست.

«ایستادن در برابر ظالم و دفاع از مظلوم»، فریادی جهان‌شمول و آرمانی جاودان است، اما گذر از این شعار به میدان عمل، در جهانی که زورمداران، مثلث «زر» و «زور» و «تزویر» را به قبضه قدرت خویش درآورده‌اند، همتی ملی، روحیه‌ای فداکارانه و استمراری سترگ می‌طلبد.

انقلاب اسلامی ایران، با رهبری داهیانه امام خمینی(ره)، این نگرش متعالی را از خرداد 1342، به اصلی‌ترین گرانیگاه پیروزی حق بر باطل، به عینی‌ترین شکل ممکن بدل ساخت؛ شکوهی عظیم در مسیر اجابت آرمان مردمان زیر یوغ استبداد و استعمار، برای رسیدن به آزادی و آزادگی، آن وعده الهی به تمامی آزادی‌خواهان عالم است؛ «ایستادن در برابر ظالم و دفاع از مظلوم»

این انقلاب، به گواه پژوهشگران و تاریخ‌نگاران، تاریخ جهان را دگرگون ساخت؛ مردمی که با رهبری وامدار به ارزش‌های وحیانی، در برابر حکمرانان سست‌عنصر و سر به فرمان بیگانگان، قیام کردند و منظومه‌ای نو در افق حکمرانی مبتنی بر کرامت انسان آفریدند.

امروز، پس از گذر 47 سال، با قاطعیت می‌توان گفت که انقلاب اسلامی ایران، یک رخداد تنها سیاسی نبود، بلکه «رویدادی فرهنگی» با گستره‌ای جهانی بود. همان‌گونه که بنیانگذار کبیر انقلاب فرمودند، موج این انقلاب، ترس و دلهره را در دل مستکبران جهان نشاند و نهال به‌ظاهر کوچک بهمن 1357، امروز با آبیاری خون شهیدان و ایمان راسخ مردمان باورمند ایران اسلامی و انقلابی به آرمان‌های این انقلاب به درختی تناور؛ تنومند و پُرثمر بدل گشت.

حاسدان، عاندان و کینه‌توزان، در این 47 سال، از هیچ تلاشی برای خدشه‌دار کردن این شکوهو عظمت ایران انقلابی و مردمانی مسلمان آن فروگذار نکرده‌اند، اما تفکر انقلابی و اسلامی، مرزهای جغرافیا را درنوردیده و امروز، ردپای مبارزه با استکبار و دفاع از مظلوم را از آفریقا تا اروپا و از آمریکا تا استرالیا می‌توان دید.

حماسه اخیر «طوفان الاقصی» و تاکید معمار کبیر انقلاب بر این مهم که «فلسطین، مسئله اول جهان اسلام است»، بار دیگر جهانیان را با عمق حق‌طلبی ملت ایران و همراهی بی‌دریغ آنها با مردم مظلوم فلسطین و آرمان آزادی «قدس شریف» آشنا کرد.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

موج بیداری اسلامی، دانشجویان و ملت‌های حق‌طلب و آزادی‌خواه را حتی در قلب کشورهای غربی به صحنه کشانده تا فریاد دادخواهی برای فلسطین و اهتزاز پرچم سبز محمدی و سه رنگ راستین انقلاب اسلامی ایران را به چشم و گوش جهانیان برسانند.

به مناسبت «یوم‌الله 22 بهمن»؛ هم‌زمان و هم‌نشین با چهل‌وهفتمین میلاد خورشید همیشه تابناک و فروزان انقلاب بشکوه اسلامی ایران، خبرگزاری بین‌الملیل قرآن (ایکنا) به سراغ نویسنده‌ای رفته که زندگی‌اش، روایتی گویا از تأثیرگذاری اندیشه‌های تابناک انقلاب اسلامی ایران و رهبری معمار مانا و شناسای این انقلاب در دورترین نقاط است.

«سیدعلی‌اکبر حسینی»، اهل «کویته» پاکستان، در منطقه‌ای رشد یافته که آکنده از تضادها و جریان‌های تکفیری و تروریستی است. از میان سه دوست صمیمی کودکی و نوجوانی او، دو تن فریب گروه‌های افراطی را خوردند و امروز دستشان از این جهان اثیری کوتاه است، اما او، در مسیر دیگری گام نهاد؛ مسیر حق‌طلبی و دفاع از مظلوم، تحت تأثیر تعالیم انقلاب اسلامی و رهنمودهای امام خمینی(ره). این مسیر، او را تا مرز شهادت نیز پیش برد.

حالا، این عشق و ایمان، در نخستین تجربه ادبی او، به زبان فارسی (و نه زبان مادری‌اش، «اُردو») تجلی یافته است: کتاب «نبرد تیله‌ها». این اثر نمادین، روایتی است از توانایی جهان‌شمول اندیشه انقلاب اسلامی در ایجاد وحدت و روحیه مقاومت برای دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم.

در گفت‌وگوی پیش‌رو با این نویسنده پاکستانی‌الاصل، از تجربیات شخصی‌اش، از توانایی جهانی شدن اندیشه انقلاب و از چیستی «نبرد تیله‌ها» کفتهو شنیده‌ایم. این گفت‌وگو، به بهانه چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، روایتی است از یک تأثیرپذیری عمیق و یک پیام فرامرزی. حاصل آن در ادامه مهمان چشمان شما خوانندگان و همراهان ایکنا است.

ایکنا- آقای حسینی، برای شروع این گفت‌وگو، هرگونه که خود صلاح می‌دانید، یک معرفی جامع از کتاب خودتان با نام «نبرد تیله‌ها» ارائه دهید. این پاسخ را به عنوان فتح‌باب و مدخلی برای ورود به گفت‌وگوی تخصصی‌ خود قرار می‌دهیم.

هر نویسنده‌ای به نوعی آرزویی و دلبستگی عمیق؛ همان میل به بازآفرینی و زنده نگاه داشتن بخشی از وجودش در درون خود دارد. برای بسیاری از نویسندگان، از جمله خود من، دوران کودکی گنجینه‌ای بی‌پایان از احساسات، تصاویر و تجربیات است. هر نویسنده‌ای دوست دارد آن زمان کودکی خود را به گونه‌ای، در قالبی هنرمندانه، در آثارش بازتاب دهد و جاودانه کند. حال این بازتاب گاهی در بخش‌هایی از یک اثر بزرگ‌سالانه ظاهر می‌شود، گاهی نیز تمام کانون توجه یک اثر مستقل را تشکیل می‌دهد. رمان «نبرد تیله‌ها» دقیقاً در این دسته دوم جای می‌گیرد.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

در حقیقت رمان «نبرد تیله‌ها» به گونه‌ای تمام و کمال به زمان کودکی من، به آن دنیای دوستان و اطرافیانم در شهر «کویته» پاکستان بازمی‌گردد. به جرات می‌توان گفت که اساس شکل‌گیری این رمان، بدون ذکر و اتکا به آن دوران طلایی و خاطراتش، ناممکن بود. این کتاب در حقیقت، گردآوری و بافت هنرمندانه‌ای از مجموعه خاطرات خوب، شیرین و البته تلخ من است. این رمان از یک سو؛ آن اتفاقات ناگوار و رنج‌آوری که در بستر جغرافیایی پاکستان و به ویژه در شهر «کویته» بر من و هم‌نسلانم گذشت را در بر می‌گیرد و از سوئی دیگر؛ آن لحظات زیبا، شاد و پرنشاطی را که همواره از آن با حسرت و در عین حال شکرگزارانه یاد می‌کنم را برای من در اقلب سطرها و روایت‌هایش، احیا می‌کند.

باید تاکید کنم که انتخاب نام «نبرد تیله‌ها» برای این رمان نیز تصادفی نیست و از دل همان خاطرات و نمادپردازی‌های عمیق بیرون آمده است.

ایکنا- چه توصیف عمیق و روشنگری در تعریف مسیر خلق و تولد یک رمان؛ شاید بی‌اغراق یکی از متفاوت‌ترین و در عین حال شاعرانه‌ترین تعبیرها و تعریف‌ها در معرفی کی اثر داستانی بود که تا به حال از زبان نویسنده‌ای آن را در مواجهه با اثری که خود قلمی کرده، شنیده‌ام. پس دیگر با قدرت و جرات می‌توان می‌گفت؛ حقیقت این اثر، چنان که از زبان شما نیز به وضوح شنیدیم، تام و تمام برآمده از تجربه زیسته و شخصی شما سید بزرگوار، جناب «سیدعلی‌اکبر حسینی» در دوران کودکی و نوجوانی است. دست‌کم، خط روایی اصلی این رمان بر محوریت همین تجربه‌ای استوار است که منِ مخاطب را به روایت این رمان، همسفر زندگی قهرمان نوجوانی که در پاکستان زندگی می‌کند، می‌سازد. پس «نبرد تیله‌ها» را به روشنی می‌توان بازتابی از خود شما و هم‌نسلان شما دانست. اما جناب حسینی؛ سؤال مهم و کلیدی اینجاست که چه عاملی باعث شد در میان تمامی مقاطع مختلف، پرفراز و نشیب زندگی خود، برای قلمی کردن نخستین رمان خود، به سراغ دوران حساس نوجوانی بروید؟ آیا این انتخاب، بیشتر برآمده از یک درک حرفه‌ای و تشخیص خلائی است که در فضای ادبیات داستانی ایران، به ویژه در حوزه ادبیات نوجوان احساس می‌کردید متولد شده است؟ خلائی که سبب شده تا فقر آثار ادبیات داستانی نوجوان به چشم‌اسفندیار حوزه تولیدات ادبی این گره سنی در کشور ما بدل شود، یا این که از اساس این احساس درونی را داشتید که حسب گفتار و روایت خودتان؛ غنی‌ترین، راستین‌ترین و تاثیرگذارترین بخش از زندگی‌تان برای به اشتراک گذاری با مخاطبان فارسی‌زبان، همان دوران نوجوانی شما با تمام فرازها، فرودها، سختی‌های غیرمنتظره و شیرینی‌های به یاد ماندنی‌اش است؟

برای پاسخ به این پرسش اساسی، باید به یک ویژگی بنیادین در روایت‌گری اشاره کنم. به طور معمول، زمانی که ما رمان‌های حوزه نوجوان را مرور می‌کنیم، اغلب شاهد این هستیم که کودک یا نوجوان قهرمان داستان، از زاویه دید یک راوی «سوم‌شخص» و توسط نگاهی بیرونی روایت می‌شود. در این حالت، یک فاصله - هرچند اندک - بین خواننده و شخصیت اصلی ایجاد می‌شود. اما اعتقاد راسخ من این است که هیچ‌کس به اندازه خود فرد، نمی‌تواند ژرفا، پیچیدگی‌ها و لایه‌های پنهان وجود خود را بشناسد و به تصویر بکشد. بنابراین، زمانی که خود نویسنده در قامت قهرمان و راوی «اول‌شخص» داستان ظاهر می‌شود، امکان ارائه توضیحات دقیق‌تر، بیان احساسات راستین‌تر و خلق فضایی صمیمی‌تر و باورپذیرتر فراهم می‌آید.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

پس؛ بدیهی است که نویسنده در این حالت (راوی اول‌شخص)، از یک شناخت بی‌واسطه و کامل از شخصیت اصلی برخوردار است. سخت بر این مهم استوارم و معتقد که این انتخاب روایی، هم به محتوای اصلی داستان من که بازگویی خاطرات شخصی من بود کمک شایانی کرد و هم به گستره مخاطبان اثر وسعت بخشید. با این رویکرد می‌توان مدعی بود که «نبرد تیله‌ها»، دیگر محدود به مخاطب بزرگ‌سال نیست. از آنجا که بخش عمده‌ای از آن در دنیای کودکی و نوجوانی جریان دارد، می‌تواند نوجوانان امروز را نیز به خود جذب کند و با آنان ارتباط برقرار کند.

به عبارت دیگر، این رمان در یک نقطه تلاقی جذاب قرار می‌گیرد؛ هم برای بزرگسالان خاطره‌ساز و تحریک‌کننده حس نوستالژی آنها است و هم برای نوجوانان، روایتی همدلانه و قابل درک ارائه می‌دهد. از این رو، دوست داشتم اثری خلق کنم که در عین اصالت، از تکرار فرمول‌های کلیشه‌ای رایج نیز دور باشد.

ایکنا- تحلیل بسیار جالبی ارائه دادید. این رویکرد «اول شخص» به حتم و قطع بر عمق و تأثیر رمان «نبرد تیله‌ها» می‌افزاید. اما جناب سیدعلی‌اکبر حسینی بزرگوار، حال اجازه دهید در این بخش از گفت‌وگو به یکی از نقاط کانونی و جذاب اثر بپردازیم؛ دلیل و فلسفه نامگذاری این کتاب. «نبرد تیله‌ها» نامی است که کنجکاوی هر مخاطبی را برمی‌انگیزد! از زبان شما بشنویم که چرا این نام را انتخاب کردید؟ چه عقبه فکری، نمادین و روایی پشتوانه این انتخاب هوشمندانه بود؟

توضیح انتخاب نام «نبرد تیله‌ها» برای این روایت داستانی، در واقع کلیدی برای ورود به جهانِ نمادینِ رمان است. همان‌طور که احتمالاً با مطالعه کتاب نیز روشن خواهد شد، راوی و قهرمان داستان، در دوران کودکی خود، یک قهرمان واقعی و شناخته شده در بازی محلی و پرطرفدار «تیله» در محله‌شان بوده است. بنابراین، خود «تیله» و این بازی، به یک عنصر عینی و ملموس در خاطرات او تبدیل شده است.

اما فراتر از این کارکرد واقع‌گرایانه، «تیله» در ساختار این رمان، به یک نماد مهم و چندلایه نیز بدل می‌شود. دلیل این نمادپردازی به سرنوشت متفاوت شخصیت‌های اصلی داستان بازمی‌گردد. در روند روایت، ما با سه دوست صمیمی روبه‌رو هستیم؛ «خود راوی، و دو دوست نزدیک او!»؛ مسیر زندگی این سه نفر، به شکلی نمادین و تراژیک از هم جدا می‌شود. یکی از آنها در مسیر دفاع از ارزش‌های انسانی و میهنی، به درجه رفیع شهادت نائل می‌شودد. دیگری، در چرخه خشونت و افراطی‌گری گرفتار آمده و به عضویت گروه‌های تروریستی درمی‌آید که در نهایت، نابودی را برای او به ارمغان می‌آورد. این تقابل بنیادین میان «شهادت» و «تروریسم»، نیاز به نمادی ملموس و در عین حال عمیق داشت. اینجا بود که همان تیله‌های کودکی به کمک آمدند.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

در فرهنگ بصری داستان، تیله‌های این سه دوست نیز متفاوت است. یکی دارای «اَبری به رنگ قرمز» سیر -رنگ خون و ایثار – است که نماد راه شهید است؛ دیگری «ابری تیره و مشکلی» دارد که نشان از تاریکی، پلیدی و انتخاب‌های نادرست است. بنابراین، «نبرد تیله‌ها» در یک معنای ظاهری، به همان رقابت‌های کودکانه اشاره دارد، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، نبردی نمادین و ایدئولوژیک را به تصویر می‌کشد. از طرفی، انتخاب این بازی دارای مزیت دیگری نیز بود؛ «تیله‌بازی» یا همان بازی گوی‌های شیشه‌ای، یک بازی جهانی و فراگیر است. به تقریب می‌توان گفت در بسیاری از فرهنگ‌ها و کشورها، کودکان با شکلی از این بازی آشنا هستند.

این اشتراک تجربی، باعث می‌شود مخاطب از هر ملیتی، به سرعت با این عنصر داستانی ارتباط برقرار کند و سپس، به لایه‌های نمادین عمیق‌تر آن راه یابد. به این ترتیب، نام کتاب (نبرد تیله‌ها) هم خاطره‌انگیز است، هم کنجکاوی برانگیز و هم حامل معنایی نمادین که خواننده را تا آخر داستان همراهی می‌کند.

ایکنا- باید اذعان کنم که با وجود تکیه رمان «نبرد تیله‌ها» به گونه «ادبیات رئالیستی» (واقع‌نمایانه) اما گوشه‌چشم شما به مختصات، چارچواب و قواعد «ادبیات سمبولیستی» (نشانه‌گرایانه)، آن هم جهت بهره‌بردن از یک بازی ساده کودکانه برای بیان تقابل‌های بزرگ انسانی؛ نشان از نگاه ژرف و ادبی شما به قواعد و شیوه‌های نویسن داستان‌نویسی معاصر دارد. حال، جناب حسینی، می‌خواهم به حوزه دیگری از انتخاب‌های مهم شما در این اثر بپردازم؛ حوزه‌ای که به جغرافیای فرهنگ و زبان مربوط می‌شود. همان‌طور که می‌دانیم، اشتراکات تاریخی، مذهبی و فرهنگی فراوان و انکارناپذیری میان دو ملت همسایه و برادر ایران و پاکستان وجود دارد. با این حال، طبیعی است و تاریخ نیز این را در بطن و متن خود به یادگار نگه داشته است که تفاوت‌ها و تمایزات فرهنگی ناشی از شرایط جغرافیایی، سیاسی و تاریخی جداگانه نیز میان این دو کشور همسایه (ایران و پاکستان) به چشم می‌خورد. حال پرسش کلیدی آن است که شما در پاکستان متولد شده‌اید، زیسته‌اید و پرورش یافته‌اید؛ پس با چه رویکردی تصمیم گرفتید روایت خود را نه به زبان «اُردو»، که زبان مادری بسیاری از مردم پاکستان است، بلکه به زبان فارسی بنویسید و مخاطب اصلی خود را نیز جامعه فارسی‌زبان و به ویژه خوانندگان ایرانی قرار دهید؟ این را از آن جهت می‌گویم که حتی ناشر کتاب شما، «انتشارت شهید کاظمی» از ناشران نامی و شناخته شده کشور ایران است؟ در این مسیر، تا چه حد تلاش کردید تا اصالت فرهنگی و رنگ‌وبوی محیط زندگی خود (کویته و بلوچستان پاکستان) را حفظ کنید و تا چه حد، برای ایجاد ارتباط مؤثرتر با مخاطب ایرانی، به تطبیق یا نزدیک‌سازی برخی عناصر فرهنگی با جغرافیا و فرهنگ مردمان ایران پرداختید؟ در واقع، نقطه تعادل شما میان وفاداری به فرهنگ مبدأ و ایجاد ارتباط با فرهنگ مقصد چگونه شکل گرفت؟

پرسش مهم و دقیق شما به یکی از دلایل اصلی شکل‌گیری این پروژه ادبی بازمی‌گردد. ابتدا باید بر این نکته تأکید کنم که حجم و عمق اشتراکات فرهنگی میان ایران و پاکستان - به ویژه در مناطق مرزی مانند بلوچستان - آن‌قدر گسترده و ریشه‌دار است که بسیاری از مخاطبان ایرانی پس از خواندن کتاب به من گفته‌اند گویی در حال خواندن روایتی از زندگی در یکی از شهرهای مرزی خود ایران هستند. این احساس شباهت، تنها به دلیل همسایگی نیست، بلکه ریشه در تاریخ مشترک، روابط خویشاوندی، آیین‌ها و بخش بزرگی از فرهنگ عامه دارد.

شهر «کویته» کشور پاکستان، به عنوان مرکز ایالتِ «بلوچستانِ» پاکستان، از دیرباز پیوندهای ناگسستنی فرهنگی با مناطق همجوار خود در ایران داشته است. بنابراین، انتخاب این فضا برای داستان، به شکل غیرقابل انکاری طبیعی و هدفمند بود. یکی از اصلی‌ترین اهداف من، به شکل دقیق نشان دادن این نزدیکی و برادرانه بودن روابط میانمردمان ایران و پاکستان به ویژه دو شهر «کویته پاکستان» و «بلوچستان ایران» بود.

در لابه‌لای روایت رمان «نبرد تیله‌ها»، سعی کردم با ظرافت، این پیوندها را به تصویر بکشم. اما باید صادقانه اشاره کنم که از سوی دیگر، چشم پوشیدن از تفاوت‌ها نیز نه ممکن بود و نه منطقی! این تفاوت‌ها که اغلب در سبک زندگی روزمره، برخی عادت‌های اجتماعی یا تجربیات خاص تاریخی بازتاب دارد و به چشم می‌آید؛ برای مخاطب ایرانی، جذابیت یک «سفر ادبی» را خلق می‌کند. خواننده ایرانی با مطالعه کتاب، احساس می‌کند که از پنجره‌ای نو به منطقه‌ای کمتر دیده شده نگریسته و با جنبه‌هایی از زندگی همسایگان خود آشنا شده است. به جِد به این مسئله یقین و باور دارم که این تفاوت‌ها نه تنها تهدید نیستند، بلکه فرصتی برای غنی‌سازی تجربه خواننده و گسترش افق دید او محسوب می‌شوند.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

اما در مورد انتخاب سرنوشت‌ساز استفاده از زبان فارسی و نه «اُردو» در نگارش و قلمی کردن این کتاب باید بگویم که  این تصمیمی به شکل کامل آگاهانه و از پیش تعیین شده بود. این اثر می‌توانست به زبان «اُردو» که زبان رسمی و رایج پاکستان است نوشته شود و سپس ترجمه شود.

اما چند دلیل قاطع مرا به نوشتن مستقیم به فارسی سوق داد.

نخست؛ گستره وسیع و تاریخی زبان فارسی است. فارسی تنها محدود به مرزهای سیاسی ایران نیست؛ این زبان در کشورهای همجوار مانند افغانستان، تاجیکستان، همچنین در میان بخش‌هایی از مردم شبه‌قاره هند و حتی در خود پاکستان، به ویژه در میان فرهیختگان و در حوزه‌های تاریخی و ادبی؛ حضوری قابل احترام دارد. نوشتن به زبان فارسی، دروازه ارتباط من با کل مخاطبان «جهان فارسی‌زبان» را در تمام مناطق و گستره جغرافیایی که به آن اشاره کردم می‌گشاید.

دو دیگر؛ غنای بی‌نظیر زبان فارسی در بیان عواطف، توصیف جزئیات و ایجاد فضاسازی‌های ادبی است. من به عنوان یک نویسنده، در زبان فارسی امکانات و ظرافت‌های بیشتری برای بیان دقیق آنچه در ذهن و قلبم می‌گذشت، یافتم.

سه دیگر؛ علاقه شخصی و عمیق من به زبان و ادبیات فارسی است. این زبان، زبان شعرای بزرگی است که از کودکی با اشعارشان انس داشتم.

بنابراین بر اساس سه دلیل بسیار مهم ذکر شده؛ نوشتن «نبرد تیله‌ها» به فارسی، برای من تنها یک انتخاب زبانی نبود، بلکه یک ادای دین و بیان یک عشق فرهنگی بود.

ایکنا- با صراحت و صداقت کلام می‌گویم که صحبت‌های شما به خوبی نشان می‌دهد که این اثر، حاصل تلفیقی هوشمندانه از اصالت فرهنگی و نگاهی جهانی است. از همین روی؛ به عنوان یک خواننده، تام وتمام با سخنان شما موافقم. هم‌پوشانی‌های فرهنگی، احساس آشنا بودن با فضای داستان را به خوبی به خواننده انتقال می‌دهد و تفاوت‌های ظریف، همان جذابیت سفر و کشف را که به آن اشاره داشتید؛ بازنمایی و ایجاد می‌کند. این ترکیب، مهارت نویسنده را می‌طلبد. اما جناب حسینی، به عنوان آخرین محور این گفت‌وگو، می‌خواهم کمی به بازخوردهای عملی اثر بپردازیم. تجربه مواجهه نخستین اثر یک نویسنده با جامعه خوانندگان، همیشه پر از حس‌های متفاوت و آموزنده است. در حقیقت آخرین نگاه من در قامت این پرسش جامعه طرح به تَن می‌پوشد که دامنه مخاطبان هدف شما و بازخوردهایی که از زمان انتشار کتاب تاکنون دریافت کرده‌اید چه گسترهو مضامینی را شامل می‌شود. خود، اذعان دارم که این بازخوردها می‌توانند طیف وسیعی را شامل شوند: از نقدها و تحلیل‌های تخصصی صاحبنظران و همکاران ادبی در محافل نخبگی، تا نظرهای صمیمانه و بی‌غرض عموم خوانندگان در شبکه‌های اجتماعی یا در تماس‌های مستقیم. شرح و بسط تک‌تک این موارد در این مجال اندک؛ گذار، گذر و شتاب ثانیه‌ها به وقت این گفتار نمی‌گنجد؛ اما به طور کلی، مجموعه نظرات و آرایی که تاکنون به دست شما رسیده، حاوی چه محورها و جهت‌گیری‌های اصلی بوده است؟ آیا مخاطبان توانسته‌اند با هسته عاطفی و از آن مهمتر؛ وجه «ایدئولوژیک» داستان ارتباط برقرار کنند؟ در این دریافت آرا؛ آیا نقدهای سازنده‌ای دریافت کرده‌اید که مشوق نگاه شما برای خلق آثار آینده باشد یا بازدارنده و تلخ‌کامانه بوده آنچه دیدید و شنیدید؟ در یک کلام و مَخلَص سخن؛ این استقبال و مواجه شدن با دیدگاه مخاطبان‌تان؛ شما را که نویسنده‌ای نوپا در عرصه رمان فارسی هستید، به ادامه راه دعوت می‌کند یا شاهد بازگشت «سیدعلی‌اکبر حسینی» به زبان «اُردو» برای پیمودن ادامه مسیر نویسندگی او خواهیم بود؟

حقیقتش را بخواهید، به عنوان نویسنده‌ای که اولین رمانش را تجربه می‌کند، انتظارات مشخصی داشتم اما حجم و مثبت بودن بازخوردها مرا غافلگیر کرده است. خدا را شکر، واکنش‌هایی که از سمت خوانندگان محترم، چه در ایران و چه از میان فارسی‌زبانان سایر کشورها دریافت کرده‌ام، بسیار دلگرم‌کننده و پر از لطف بوده است. این استقبال خوب، انگیزه و جسارت لازم را برای ادامه راه و قدم گذاشتن در مسیر خلق آثار تازه به من داده است.

اما اگر بخواهم به یک نکته فنی و ساختاری که بارها توسط دوستان و منتقدان به عنوان نقطه قوت رمان «نبرد تیله‌ها» برشمرده شده است اشاره کنم، به ویژگی خاص ساختار فصل‌بندی این رمان بازمی‌گردد. بسیاری از خوانندگان تأکید کرده‌اند که هر فصل از «نبرد تیله‌ها»، علاوه بر اینکه حلقه‌ای از زنجیره یک روایت بلند است، به طور مستقل نیز دارای آغاز، اوج و پایان منسجمی است؛ گویی یک داستان کوتاه کامل در دل خود جای داده است.

به بیان دیگر، این رمان از یک «وحدت در عین کثرت» ساختاری برخوردار است. اگرچه حذف یک فصل می‌تواند به پیوستگی کلی آسیب بزند، اما مطالعه تک‌تک فصل‌ها به تنهایی نیز برای خواننده لذت‌بخش و معنادار است. این ویژگی باعث شده برخی بگویند که این کتاب را می‌توان به دو شکل خواند؛ هم به عنوان یک رمان پیوسته با کلیتی یکپارچه، و هم به عنوان یک مجموعه داستان کوتاه به هم پیوسته حول محور شخصیت‌های مشترک. به نظر می‌رسد این ساختار منعطف، به ویژه برای خوانندگانی که فرصت مطالعه طولانی‌مدت ندارند، جذاب بوده و امکان ارتباط با کتاب را در وقت‌های مرده نیز فراهم کرده است.

لطفا و حتما صبح چهارشنبه 22 بهمن منتشر شود///// تیتر پیشنهادی اول: مفاهیم جهان‌شمول انقلاب اسلامی با زبان ادبیات جهانی می‌شوند + صوتتیتر پیشنهادی دوم: قابلیت نشر جهانی مبانی بنیادین انقلاب اسلامی به زبان ادبیات + صوت

این ساختار اپیزودیک (قطعه قطعه) و در عین حال منسجم، از تکنیک‌های شناخته شده و در عین حال کارآمد در داستان‌نویسی معاصر است. اگر کل رمان را به یک تسبیح تشبیه کنیم، هر فصل همانند یک دانه تسبیح است که اگرچه خودش کامل و مستقل به نظر می‌رسد، اما با نخ روایی نامرئی و هدفمندی به دانه‌های قبل و بعد خود متصل است.

در نهایت، تلاش شده تا از یک سو، جهان کارکردی - علت و معلولی - و از سویی دیگر؛ بنیان روایت زیبایی‌شناسانه خلق اثر خلاقه ادبی در نگارش این رمان حفظ و رعایت شود.  به بیان ساده‌تر؛ انتخاب این ساختار برای روایتی که بر پایه خاطرات پراکنده اما مرتبط شکل گرفته، انتخابی منطبق با محتوای است که تلاش کردم به آن دست یابم. استفاده از این فرم، به «نبرد تیله‌ها» امکان داده تا هم عمق یک رمان و هم جذابیت و خلاصه‌گویی داستان کوتاه را داشته باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
captcha