کد خبر: 4335260
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۸
یک کارشناس مسائل سیاسی:

ایران در برابر سیاست «تهدیدِ پیوست مذاکره» دست‌بسته نیست

ایران در برابر سیاست «تهدیدِ پیوست مذاکره» دست‌بسته نیست رهبر معظم انقلاب با اشاره به تهدیدهای مکرر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر در اختیار داشتن قوی‌ترین ارتش دنیا، تأکید کردند «قوی‌ترین ارتش دنیا هم گاهی ممکن است چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود». عباس‌زاده مشکینی با اشاره به فرمایش اخیر رهبری درباره تهدیدات نظامی آمریکا تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران در برابر سیاست «تهدیدِ پیوست مذاکره» دست بسته نیست و با تکیه بر بازدارندگی و توان جنگ نامتقارن، مذاکره را فقط در شرایط برابر می‌پذیرد.

محمود عباس‌زاده مشکینی، کارشناس مسائل سیاسی

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در دیدار اخیر با مردم آذربایجان شرقی درباره ادامه روند مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا با صراحت اعلام کردند: اگر بنا شد مذاکره‌ای انجام بگیرد، تعیین نتیجه آن از قبل، کاری غلط و ابلهانه است، این کار ابلهانه را دولت و رئیس‌جمهور و بعضی از سناتورهای آمریکا انجام می‌دهند و فکر نمی‌کنند که این راه، برای آنها بن‌بست است.

محمود عباس‌زاده مشکینی در تحلیل پیام فرمایش رهبر معظم انقلاب به آمریکا، ادبیات تهدیدآمیز واشنگتن در کنار دعوت به مذاکره را نشانه عدم صداقت دانست و تأکید کرد که پاسخ جمهوری اسلامی، پیوست کردن «قدرت بازدارنده» به دیپلماسی است؛ رویکردی که هم دست مذاکره‌کنندگان را باز می‌کند و هم محاسبات طرف مقابل را تغییر می‌دهد.


بیشتر بخوانید: 


در ادامه مشروح گفت‌وگوی ایکنا را با محمود عباس‌زاده مشکینی، کارشناس مسائل سیاسی، می‌خوانیم:

تهدیدِ پیوست مذاکره؛ پیام رهبر انقلاب به آمریکا

ایکنا ـ با توجه به فرمایش اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان شرقی و اشاره ایشان به اینکه «خطرناک‌تر از ناوها، سلاحی است که آن ناو را به قعر دریا می‌فرستد»، بکارگیری این ادبیات چه پیامی برای طرف آمریکایی دارد؟

به نظر من، ادبیات آمریکا در مذاکره یا بهتر بگویم پیوست آمریکا در مذاکره، تهدید است. یعنی هم‌زمان که ناوهایش را به منطقه آورده و نوعی لشکرکشی انجام داده، به تعبیر خودش تور مذاکره را هم به روی جمهوری اسلامی ایران باز کرده است.

طبیعتاً جمهوری اسلامی ایران با کشور‌هایی مثل لیبی، ونزوئلا، عراق یا سوریه متفاوت است. شرایط کشور ما شرایط خاصی است. امروز جمهوری اسلامی ایران به‌صورت درون‌زا و با اتکا به فرصت‌های درونی خودش، به اعتراف خود آمریکایی‌ها و مراکز پژوهشی آنها، هفتمین قدرت نظامی جهان محسوب می‌شود.

ایران اهل مذاکره است، نه محاکمه

ایکنا ـ برخی معتقدند ایران  به دنبال مذاکره برای مذاکره و خرید زمان است؛ نظر شما چیست؟

نه، اصلاً این‌طور نیست. کشور ما همیشه ترجیح داده مسائلش را از طریق مذاکره و دیپلماسی حل کند، نه از مسیر درگیری و جنگ. الان هم دستگاه دیپلماسی خارجی ما مسیر گفت‌و‌گو را نبسته و در حال مذاکره است اما آمریکایی‌ها عملاً ثابت کرده‌اند که دنبال مذاکره نیستند بلکه دنبال محاکمه‌اند. مذاکره باید در شرایط احترام متقابل و برابری انجام شود، در حالی که آمریکایی‌ها تهدید را به‌صورت جدی پیوست مذاکره کرده‌اند.

چرایی پیوست تهدید به مذاکرات ایران

ایکنا ـ در برابر این رویکرد آمریکا، پاسخ مناسب جمهوری اسلامی چیست؟

به نظر من حق مطلب این بود که جمهوری اسلامی ایران هم تهدید را پیوست مذاکره کند؛ یعنی مقابله‌به‌مثل. اگر قرار است مذاکره انجام شود، باید در شرایط برابر باشد.

آمریکایی‌ها از آن‌طرف دنیا به نزدیکی کشور ما آمده‌اند. اگر جنگی قرار باشد رخ دهد، این جنگ نزدیک خانه ماست، نه نزدیک خانه آنها. طبیعی است کسی که در خانه خودش دفاع می‌کند، انگیزه و قدرتش به‌ مراتب بیشتر است.

برتری ایران در جنگ نامتقارن

ایکنا ـ برخی به عدم توازن امکانات نظامی اشاره می‌کنند؛ این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این جنگ، اگر اتفاق بیفتد، جنگی نامتقارن است. در جنگ نامتقارن، معمولاً طرفی که امکانات لجستیکی کمتری دارد، قدرتش به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کند.

نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران، استاد جنگ نامتقارن هستند و کشور ما به بازدارندگی نزدیک به صد درصد رسیده است؛ شاید نگوییم دقیقاً صد درصد، اما بسیار نزدیک به آن. خود آمریکایی‌ها هم می‌دانند ایران چه توانمندی‌هایی دارد؛ ابزار‌های شناسایی دارند و بهتر از هر کسی از قدرت ایران آگاه‌اند.

مذاکره در سایه قدرت

ایکنا ـ این رویکرد چه تأثیری بر روند دیپلماسی دارد؟

پیوست کردن تهدید به تهدید از سوی ایران، یعنی مذاکره در شرایط برابر، دست دیپلمات‌های ما را در میدان مذاکره باز می‌کند. اگر آمریکایی‌ها واقعاً اهل مذاکره باشند و در این مسیر حسن نیت و صداقت داشته باشند، جمهوری اسلامی ایران هم اهل مذاکره است اما جمهوری اسلامی کشوری نیست که با چهار تا ناو بترسد. ما ابزارهایی داریم که آنها ندارند و در جنگ 12روزه هم آمریکایی‌ها طعم تلخ شکست را چشیدند.

تهدید واقعی یا ابزار ارعاب

ایکنا ـ به نظر شما این تهدید‌ات آمریکا چقدر واقعی است و چقدر جنبه نمایشی و ارعاب برای امتیازگیری در مذاکرات دارد؟

رفتار و رویکرد آمریکا، به‌ویژه شخص دونالد ترامپ را بعضی وقت‌ها خیلی راحت می‌شود ارزیابی و کشف کرد. خود ترامپ چندین بار صراحتاً گفته که «نمی‌دانم چرا ایرانی‌ها نمی‌ترسند» یا «ایرانی‌ها باور نمی‌کنند ما برای جنگ آمده‌ایم».

منظور نهفته در این جملات این است که ما این تجهیزات را آوردیم تا بترسانیم و امتیاز بگیریم. یعنی اصلِ ماجرا، ترساندن است نه لزوماً شروع جنگ.

نترسیدن، قاعده بازی را عوض می‌کند

ایکنا ـ یعنی شما احتمال جنگ را کاملاً منتفی می‌دانید؟

نه، من احتمال جنگ را منتفی نمی‌کنم اما منطق ماجرا این است که آن چیزی که طرف مقابل می‌خواهد با جنگ بگیرد، اگر بتواند با ترساندن بگیرد، طبیعتاً سراغ جنگ نمی‌رود.

قاعده بازی این است: اگر کسی بخواهد با ترساندن از تو امتیاز بگیرد، تو نباید بترسی و نباید امتیاز بدهی. جنگ هم فرمول خاص خودش را دارد؛ جنگ یعنی یکی بزنی و چندتا بخوری. هزینه جنگ توزیع می‌شود و ساده نیست.

هزینه جنگ برای آمریکا سنگین‌تر است

ایکنا ـ در صورت وقوع درگیری، کدام طرف هزینه بیشتری خواهد داد؟

قطعاً اگر آمریکایی‌ها بخواهند جنگ جدیدی را به ما تحمیل کنند، هزینه آن برای خودشان بسیار بیشتر از ما خواهد بود؛ به‌ویژه در داخل آمریکا.

به تعبیر امام خمینی (ره)، «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد». ملت ما ملت شهادت است؛ همان‌طور که شهید قاسم سلیمانی هم به آن اشاره می‌کرد.

آمادگی ایران پس از شناسایی ضعف‌ها

ایکنا ـ آیا کشور برای چنین سناریویی آماده است؟

جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه، خلأ‌ها و ضعف‌های خودش را شناسایی کرده و در این هفت، هشت ماه گذشته که احتمال جنگ نه‌تنها کم نشده بلکه بیشتر هم شده بود، این نقاط ضعف را جبران کرد.

امروز کشور به‌ویژه در حوزه سخت‌افزاری، در شرایطی قرار دارد که برای مجموعه‌ای که ادعای ابرقدرتی دارد، رقم خوردن یک شکست تاریخی دور از انتظار نیست. آمریکایی‌ها باید خودشان را برای آن صفحه از کتاب جنگ هم آماده کنند.

اطمینان‌بخشی رهبری؛ سدی در برابر جنگ روانی

ایکنا ـ با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب از جایگاه رهبری با قوت قلب با مردم صحبت می‌کنند و می‌گویند اگر تهدیدی هم باشد، دستگاه خنثی‌کننده آن وجود دارد، الگو شدن این ادبیات از سوی مسئولان چقدر می‌تواند جامعه را امیدوار و جنگ روانی دشمن را خنثی کند؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی کسی است که تجربه نمایندگی در قوه مقننه دارد، تجربه ریاست‌جمهوری و کار اجرایی دارد و دهه‌هاست با مسائل مدیریتی کشور، تنگناها، فرصت‌ها و تهدید‌ها به‌طور کامل آشناست؛ یعنی عملاً همه اینها را تجربه کرده است.

طبیعتاً وقتی از قدرت کشور صحبت می‌کند و حتی دشمنی مثل آمریکا را تهدید می‌کند، این حرف‌ها بدون اتکا به امکانات و ظرفیت‌ها نیست. ایشان به‌عنوان فرمانده کل قوا از داشته‌ها و ظرفیت‌های کشور، به‌ویژه در حوزه نظامی، اطلاع دقیق و به قدرت بازدارندگی کشور اعتقاد دارد. این می‌تواند برای مسئولان کشور یک حجت منطقی و محکم باشد.

جنگ اقتصادی؛ بخشی از میدان نبرد

ایکنا ـ در کنار جنگ نظامی و روانی، جنگ اقتصادی چه جایگاهی دارد؟

نکته‌ای که باید به‌ویژه به مسئولان و رسانه‌ها، از جمله صداوسیما، گفت این است که جنگ اقتصادی و تحریم هم ابزار جنگ است و بخشی از میدان نبرد محسوب می‌شود. این جنگ اقتصادی طبیعتاً تنگنا‌هایی را تحمیل می‌کند.

ملتی که برای استقلال و ماندگاری می‌جنگد، باید بخشی از این جنگ را هم به سمت مقاومت اقتصادی ببرد؛ یعنی کم‌مصرفی، کمک به یکدیگر و مراقبت از هم‌وطنان.

ایکنا ـ آیا جامعه توان همراهی با این شرایط را دارد؟

ملت ما در طول تاریخ نشان داده که خاک خورده، اما خاک نداده است. این ملت به ایستادگی عادت کرده است و لذا ظرفیت ملت باید به صحنه بیاید.

باید این‌گونه با مردم صحبت کرد؛ مردم ما استقلال خودشان را به شکم خودشان ترجیح می‌دهند، آزادگی و مانایی و ماندگاری ایران را به رفاه مقطعی ترجیح می‌دهند. مردم می‌دانند رفاه بلندمدت، رفاه نسل‌های آینده، در گرو پذیرش محدودیت‌های مقطعی امروز است؛ آن هم در شرایطی که ما با آمریکا و حتی با ناتو در حال جنگ هستیم.

مقاومت امروز، رفاه پایدار فردا

ایکنا ـ پیام نهایی شما به مردم و مسئولان چیست؟

ما با شرورترین موجودات انسان‌نما می‌جنگیم؛ ماهیت آنها امروز برای مردم روشن شده است. طبیعی است که ملت ما باید خود را برای کنار آمدن با رفاه محدود در یک مقطع کوتاه آماده کند تا در آینده از مانایی و ماندگاری ایران، استقلال، آزادگی و رفاه عمیق، گسترده و پایدار محروم نشود؛ رفاهی که برای فرزندان، نوه‌ها، نتیجه‌ها و نسل‌های آینده است. مانایی استقلال، آزادی و رفاه برای نسل‌های آینده منوط به مقاومت در همه حوزه‌ها به ویژه اقتصادی است. 

اما یک شرط اساسی وجود دارد: برای اینکه این حرف‌ها نافذ باشد، خود مسئولان باید از خودشان شروع کنند. نمی‌شود مسئول بود اما فرزندان مسئولان در خارج از کشور در رفاه زندگی کنند، سفر‌های تفریحی و زندگی اشرافی آنها برقرار باشد اما از مردم انتظار قناعت داشت؛ این تناقض اثر معکوس بر مردم دارد.

مسئولان باید خودشان الگوی مقاومت شوند. اگر این اتفاق بیفتد، مردم نه‌تنها همراهی می‌کنند، بلکه در این مسیر با هم رقابت هم می‌گذارند و مقاومتشان بیشتر می‌شود.

میز مذاکره یا میدان قدرت؟

ایکنا ـ در خصوص دور دوم مذاکرات، با توجه به اظهارات آقای عراقچی و ویتکاف، ارزیابی شما چیست و چه پیش‌بینی‌ای از نتایج این دور دارید؟

مذاکره و میزان پیشرفت ما در آن و امتیازاتی که می‌توانیم بگیریم، بیش از اینکه به مهارت مذاکره‌کنندگان پشت میز مذاکره در ژنو یا مسقط مربوط باشد، به «میدان» برمی‌گردد.

این میدان امروز بسیار گسترده است؛ میدان اقتصادی، میزان تاب‌آوری اجتماعی، قدرت بازدارندگی نظامی و اقتدار کلی کشور. هرچقدر ما در این حوزه‌ها مقتدرتر باشیم، در مذاکره هم می‌توانیم امتیاز بیشتری بگیریم.

اقتدار داخلی؛ پشتوانه دیپلماسی

ایکنا ـ نقش دولت و حکمرانی داخلی را در این مسیر چگونه می‌بینید؟

ما باید متمرکز شویم، به‌ویژه دولت باید در کشورداری به یک بلوغ برسد. زمانش رسیده که برخی مسئولان در ادبیات خودشان، در شیوه‌های حکمرانی و در نوع مواجهه با سلایق و دیدگاه‌های مختلف مردم، تطبیق بیشتری ایجاد کنند.

ما یک ملت ۸۰ تا ۹۰ میلیونی هستیم؛ طبیعی است که درصدی منتقد باشند یا حتی مخالف. این عیب نیست. شیوه تعامل با منتقد و مخالف راه و رسم خودش را دارد و می‌شود برآیند این تعامل را طوری طراحی کرد که در نهایت به نفع منافع ملی کشور تمام شود.

مانایی ایران؛ مسئله اصلی

ایکنا ـ در نهایت، مسئله محوری در این تقابل چیست؟

آنچه امروز مسئله اصلی و اهم است، «مانایی ایران» است. آمریکایی‌ها باید بدانند اگر قرار است جنگ دیگری در منطقه رخ دهد، برای ایران این جنگ، جنگِ موجودیتی و وجودی است و باتمام موجودیت خود به صحنه خواهد آمد. 

وقتی ملتی با تمام موجودیتش به میدان می‌آید، قدرتش مضاعف می‌شود. این طرف ماجرا، جنگ موجودیت است؛ اما آن طرف، برای آمریکا، جنگ بیشتر جنبه حیثیتی پیدا کرده است.

موجودیت در برابر حیثیت کذایی

ایکنا ـ این تفاوت چه تأثیری بر تصمیمات طرف مقابل دارد؟

به نظر من آمریکایی‌ها، خواسته یا ناخواسته، وارد یک جنگ حیثیتی شده‌اند؛ حیثیتی که البته کذایی است.

اگر دونالد ترامپ بخواهد عجولانه تصمیم بگیرد، حتی می‌تواند دودمان آمریکا را هم به خطر بیندازد. این تفاوت مهم است؛ ما برای موجودیت می‌جنگیم و آن‌ها برای حیثیت کذایی و این موجودیت است که تولید قدرت می‌کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha