به گزارش ایکنا از خوزستان، آیتالله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در اولین جلسه تفسیر قرآن کریم ماه مبارک رمضان که پنجشنبه 30 بهمن در مرکز علمی امام حسین(ع) اهواز تشکیل شد، به بیان تفسیر سوره مبارکه حشر پرداخت. مشروح این سخنان در پی میآید:
ماه مبارک رمضان ماه خودسازی و جامعه پردازی و تمدن سازی و ماه خیر و برکت و رحمت الهی، ماه نزول قرآن، ماه هدایت، ماه پیروزیهای بزرگ اسلام و ماه دعا و نیایش و ماه توجه به خدا است.
در این جلسات سوره حشر را یکی از سورههای مهم و بیدارگر قرآن کریم است، بازخوانی و تفسیر کنیم. سوره حشر، سوره مدنی و دارای 24 آیه است. محتوای سوره ناظر به اظهار قدرت الهی و شکست و اخراج قدرتمندانه کودتاچیان داخلی بر علیه رسول الله(ص) است که اطراف مدینه بودند. آنها قدرت مالی و نفوذ اجتماعی داشتند و دست به دست منافقین داده بودند و از طریق بزرگ قبیله بنینضیر با مشرکین مکه نیز ارتباط برقرار کرده بودند.
یهود بنی نضیر در اطراف مدینه بودند و پیمان مدینه را امضا کرده بودند. میثاق مدینه یعنی قانون اساسی پیامبر(ص). پیامبر(ص) در سال اول مدینه، دولت اسلامی را تشکیل داد. در سال دوم غزوه بدر را سامان داد و بر مشرکین پیروز شد، در سال سوم غزوه احد اتفاق افتاد و در این غزوه، به دلیل اینکه بعضی از رزمندگان اسلام تنگه احد را رها کرده بودند، تلفات زیادی به جبهه اسلام وارد شد. آیات زیادی هم در این باره نازل شد.
یهود بنی نضیر که در اطراف مدینه بودند احساس کردند که دولت پیامبر(ص) در حال ضعیف شدن است، لذا با همکاری منافقین و افراد دنیاطلب و همین طور مشرکین قریش که دشمن اصلی مسلمانان بودند، یک کودتای داخلی علیه پیامبر(ص) طراحی کردند. در سال چهارم به مناسبتی که پیامبر(ص)با آنها دیداری داشت(برای مطالبه دیه بعضی از کشتهشدگان یا بحث مراودات مالی قرض) آن را بهترین فرصت دانستند که به تعبیر خودشان پیامبر(ص) را محرمانه بکشند. بالای پشت بام رفتند تا سنگ بزرگی را پرت بکنند و به سبب آن پیامبر(ص) شهید شود.
پیامبر(ص) از طریق وحی الهی مطلع شد، بلافاصله جابجا شد. پس از این، پیامبر(ص) به مدینه برگشتند سپس پیکی برای آنها فرستاد و غزوه بنی نظیر شروع شد، قاطعانه با اینها برخورد شد و اولین اخراج قدرتمندانه و تبعید این کودتاچیان از مدینه شروع شد.
سوره حشر به مناسبت غزوه بنی نضیر، از ابتدا تا آخر همین بحثها را طرح میکند. این سوره، سورهای بیدارگر، امیدبخش، الهام آفرین و جریان ساز اجتماعی است. این سوره و محتوای آن با آیات آخر سوره قبل از آن یعنی مجادله تناسب دارد. آیات آخر سوره مجادله مورد ویژگیهای حزب الله صحبت میکند.
یک شیوه تفسیر قرآن وجود دارد که به آن تفسیر تناسبی میگویند؛ تفسیر تناسبی به این معنا است که آیات الهی و سورههای الهی با هم ارتباط دارند. این سوره هم ابتدا درباره اسلام سخن میگوید و پایه اقتدار اسلام، جریان حزب الله در امت اسلامی است.
جامعه اسلامی به چند دسته تقسیم میشوند؛ یک عده به دنبال کار و کاسبی خود هستند؛ یک عده هم ممکن ضعیف الایمان باشند و از دیگران متأثر شوند. یک عده هم ممکن است تحت تاثیر تحلیلهای بیگانه و جنگ روانی قرار گیرند، یک عده هم منافق حرفهای در میان اینها وجود دارد، اما یک عده در میان جامعه اسلامی هستند که به آنها حزب الله میگویند؛ اینها مومنان واقعی، مجاهد و مقاوم هستند که حاضر در صحنه و آماده فداکاری و هزینه کردن برای اسلام هستند. اینها ولایتمدارند. اسلام با اینها پیروز شد.
ما با ادبیات خاص خود که متناسب با نیمه دوم قرن اول انقلاب اسلامی و آغاز چهل و هشتمین سال پیروزی انقلاب اسلامی است به اینها جمهور انقلاب اسلامی میگوییم. جمهور انقلاب اسلامی یعنی پیشگامان انقلاب اسلامی؛ مثل مهاجرین و انصار در دوران رسول الله(ص). رسول اکرم(ص) با اینها پیروز شد و اینها یک جریانی هستند. سوره حشر درباره این جریان است، آیات قبل از سوره حشر(پایان سوره مجادله) هم به آن اشاره میکند.
در ادامه، ویژگیهای جمهور انقلاب اسلامی و جریان حزبالله را که در آیات بیان شده است میگویم؛ یک: مرزبندی با دشمنان اسلام. اینها مرزبندی دارند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «اگر مزدور دشمن شدید نزد ملت مردود هستید.» یکی از ویژگیهای حزب الله دقیقا این است که مرزبندی شفاف با دشمن دارند:
«لَّا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنْ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَوْ كَانُوٓاْ ءَابَآءَهُمْ أَوْ أَبْنَآءَهُمْ أَوْ إِخْوَٰنَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْۚ أُوْلَـٰٓئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلْإِيمَٰنَ وَأَيَّدَهُم بِرُوح مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّـٰت تَجْرِي مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ أُوْلَـٰٓئِكَ حِزْبُ ٱللَّهِ أَلَآ إِنَّ حِزْبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ» (مجادله، 22) ملتی که ایمان به خدا و روز آخرت دارند دست دوستی با دشمنان خدا و رسول او نمیدهند، حتی اگر این افراد، پدران یا فرزندان آنها باشند. پس ویژگی اول حزب الله، مرزبندی شفاف و روشن و صریح با دشمنان اسلام است.
ویژگی دوم حزب الله، برخورداری از ایمان قلبی و واقعی است. ایمان اینها سطحی و ظاهری نیست. اینها با قلب و اعتقاد خود پای اسلام هستند. ویژگی سوم آنها برخوداری از تأیید الهی و امداد ویژه است. کمکهای الهی شامل حال اینها میشود. ویژگی چهارم حزب الله این است که مسیر بهشت را طی میکنند و ویژگی پنجم آنها این است که هم خدا از آنها رضایت دارد و هم آنها از خدا راضی هستند. از زندگی رضایت دارند.
ویژگی ششم این است که اینها حزب خدا هستند و ویژگی هفتم، رستگاری و نجات است: «أَلَآ إِنَّ حِزْبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ».
بعد از اینکه این هفت ویژگی حزب الله را میگوید، میفرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم. سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلْأَرْضِ وَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ» این آیه تسبیح و تنزیه خداوند چه ارتباطی دارد با آیات قبلی سوره مجادله دارد؟ این آیه قدرت الهی را به رخ میکشد. نشان میدهد که جریان حزب الله مستظهر به قدرت خدا است. کسی هم که مستظهر به قدرت خدا باشد شکست ناپذیر است.
تسبیح یعنی تنزیه خداوند از هر عیب و نقص. یعنی قدرت خدا، علم و حکمت او کامل است. خداوند کمال مطلق است. همین که خدا از از عیب و نقص مبرا میکنیم یعنی به قدرت مطلق خداوند اذعان میکنیم. آیه میفرماید این تسبیح و تنزیه، کار همه آسمانها و زمین است. هر چه هست تسبیح گوی خداست.
بعد ذیل آیه میفرماید «و هو العزیز الحکیم» عزیز یعنی غالب غیرمغلوب؛ یعنی همه را شکست میدهد و شکست نمیخورد. حکیم کسی است که اتقان صنع دارد؛ یعنی ساخت و پرداخت و طراحی و به عبارتی نظام او احسن و مبتنی بر حکمت است. این دو صفت پایان آیه، به تسبیح ارتباط دارد؛ یعنی ما خدا را از هر عیب و نقصی تنزیه میکنیم، پس خدا قدرت مطلق است و چون قدرت مطلق است، شکست ناپذیر و حکیم است؛ هر چیز را در جای خود قرار داده است.
این آیه مقدمه و مبنایی برای طرح مسئله بنینظیر است که خداوند چگونه بنی نظیر را شکست داد و پیامبر(ص) و مسلمانان را پیروز کرد؟ کمی در این باره بحث میکنیم.
پیرامون تسبیح، اینکه میگوییم سنگ و گِل و چوب، در، دیوار، ستاره، خورشید، ماه، دریا و امثال اینها تسبیح خدا میکنند، یعنی چه؟ برخی میگویند به این معنا است که کل جهان آفرینش نشانهای از نشانههای خدا و دلیل بر نظم، هماهنگی و مدیریت احسن جهان هستی و دلیل بر وجود خداوند تبارک و تعالی است.
تسبیح آفریدهها به این معنا، میشود تسبیح تکوینی؛ یعنی خلقت آنها به گونهای ست که در متنش، اعتراف به وجود خداست. این یک معنای تسبیح است؛ اما این معنا نمیتواند معنای مورد نظری تسبیح در قرآن باشد. چرا؟ چون این معنا را همه میفهمند و آیات زیادی هم بر وجود خدا دلالت دارند، اما نسبت به تسبیح، میفرماید هر چیزی تسبیح گوی خداست «لکن لا تفقهون تسبیحهم» شما نمیفهمید که اینها چگونه تسبیح میگویند. پس معلوم میشود تسبیح معنایی بالاتر از اعتراف به خدای تبارک و تعالی دارد.
به زبان ادبیات فلسفه و حکمت متعالیه و بعضی از عرفا، تسبیح را به معنی حرکت جوهری گرفتهاند؛ یعنی نهاد جهان، نهادی است که پیوسته در حال حرکت است. «سبح» یعنی شناور شد، حرکت کرد. این حرکت هم حرکت تکاملی است؛ مثلا حرکت زمین از لحاظ زمینشناسی و جنب و جوشی که داخل آن وجود دارد، یا حرکت یک ستاره یا گل که مسیر تکاملیش را طی میکند. ما این حرکت تکاملی را که به سوی خداست، درک نمیکنیم. پس تسبیح در این معنا، اشاره به حرکت تکاملی است.
تسبیح یک معنای سومی هم دارد که این ویژه بعضی از عرفا است؛ میگویند زبان آنها زبان تسبیح خداست؛ یعنی مثل همین ذکر «سبحان الله و الحمدلله، لا اله الا الله والله اکبر» که ما میگوییم، سایر پدیدهها نیز میگویند، اما تنها بعضی از عرفا و بعضی از انسانهای کامل میتوانند نهاد تسبیح گو و تحمیدگو و سجده کننده جهان هستی را درک کنند.
میگویند تسبیح بیشتر به این معناست. گفتیم تسبیح اشاره به قدرت و عظمت خدا است. این مقدمه است برای اینکه بگوید برای خدایی که حاکم بر جهان هستی است و نظام احسن الهی را آفریده، خدایی که جنود آسمانها و زمین از آن او است، هیچ اهمیت نداد که افرادی به نام بنینضیر قدرتنمایی بکنند؛ آن هم علیه رسول الله(ص) و علیه اسلام. چنین خدایی به سادگی اسباب نابودی آنها را فراهم میکند؛ کما اینکه در زمان ما شخصی مانند ترامپ قدرت نمایی میکند.
قدرتنمایی ترامپ، مثل قدرت نمایی نمرودها و فرعونهاست و در مقابل دستگاه عظمت خدا چیزی نیست؛ به شرط اینکه با خدا باشیم، به خدا اعتماد بکنیم و با همان آرامش و طمأنینه و حکمت رهبر عظیم الشأن معتقد باشیم که طبق فرمایش ایشان ممکن است ارتشی بالاترین ارتش دنیا هم باشد اما از جایی حس نکند ضربه بخورد. این استظهار به قدرت الهی است.
ماه مبارک رمضان، ماه یادآوری این قدرت و عظمت خداست و اینکه همه جهان آفرینش، تسبیحگوی خداست، لذا بلافاصله بعد از تسبیح میفرماید: «هُوَ ٱلَّذِيٓ أَخْرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مِن دِيَٰرِهِمْ لِأَوَّلِ ٱلْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُواْ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُواْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱعْتَبِرُواْ يَـٰٓأُوْلِي ٱلْأَبْصَٰرِ» (حشر، 2).
خدا بود که کافران بنینضیر را در اولین اخراج قدرتمندانه از اطراف مدینه خارج کرد. اینها گروهی از یهودیان بودند که از شام به سمت مدینه حرکت کردند و در اطراف مدینه ساکن شدند چون در کتابهای مذهبی آنها نوشته شده بود که پیامبر آخرالزمان در مدینه قدرت تشکیل میدهد. آنها به مدینه آمدند به این انگیزه که پیامبر تابع آنها و آنها تابع او میشوند و تفوق آنها بر عربها که در آن زمان تمدنی نداشتند، حفظ میشود.
بعدا که پیامبر(ص) آمد و دیدند اینها دارند نفوذ اجتماعی و قدرت مادی و سیاسی خود را از دست میدهند، علی رغم اینکه اول با پیامبر(ص) بیعت کرده بودند، کم کم با دشمنان اسلام ارتباط برقرار کردند و برای کودتا علیه پیامبر(ص) اقدام کردند. به محض اینکه علامتهای کودتا روشن شد، خداوند آنها را اخراج کرد.
آیه میفرماید شما هیچ باور نمیکردید که این یهودی که قدرت مادی، قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی دارند به این سادگی و اینچنین شکست سنگینی بخورند. فکر می کردند که دژ دارند، قلعه دارند و کسی حریف آنها نمیشود، در حالی که «فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُواْ» خدا از جایی که گمان نمیکردند به آنها ضربه زد.
انتهای پیام