عبدالرضا مجدی، محقق و پژوهشگر موسیقی مقامی و نواحی ایران در چهارمین درسگفتار «ماه و نوا» به بیان پیشینه، شیوه و تنوع اجرای آیین مذهبی «نقاره نوازی»، سابقه 500 ساله «نقارهخانههای مذهبی و حکومتی» و جایگاه آنها در آگاه ساختن مومنان روزهدار از اوقات شرعی به ویژه به وقت سحرهای ماه مبارک رمضان پرداخت. 
در شبستان بیکران تاریخ ایران، آیین و هنر از دیرباز دو بال پرواز روح این سرزمین بودهاند؛ این پیوند مقدس، پس از طلوع خورشید اسلام در این دیار، نه تنها رنگ نباخت که به تعالی شگرف دست یافت؛ چنانکه فرهنگ ایرانی - اسلامی، با تار و پود خود، آداب نوآمدهای را چنان در کام کشید که آیینهای تازه، چون «ماه رمضان»، به گوهری درخشان در تاج هنر موسیقایی مردمان این سرزمین باورمند به آیین و مذهب ایرانیان همواره موحد بدل شد.
از آن هنگام، مسجد و مناره، با کوی و برزن درآمیخت و مناسک، از انحصار خواص بیرون آمد و به نبض تپنده زندگی همگانی تبدیل شد؛ گویی روح جمعی ایرانی، در این موسم روحانی، با زبانی واحد به نیایش نشست.
این همگانی شدن رفتار آیینی، در چرخه روزانه ماه مبارک رمضان، از «سحر» تا «افطار»، به زیباترین وجه در موسیقی آیینی متجلی گشت. این نغمههای روحانی، عرفانی و مقدس، از بانگ «ربنا» تا آوای دلنشین «ترتیل»، در گذر از فراز و فرود تاریخ، جایگاهی بیبدیل در هویت ایرانیان یافتهاند؛ آنها راویانی هستند که قرنهاست داستان این سرزمین را - از حماسههای پیش از اسلام تا شور و شیداییهای پس از آن - با زبانی فراتر از کلام، به گوش جان تشنگان حقیقت میرسانند و پیوند استوار کُهَنالگوهای موسیقایی این مرز و بوم را با آداب روحانی «ماه رمضان»، برای همیشه در ضمیر ناخودآگاه جمعی این ملت جاودانه ساختهاند.
ایکنا بر آن شد تا در ایام ماه صیام ۱۴۰۴ خورشیدی، سالی که مزین به هزار و پانصدمین سال میلاد پیامبر ختمیمرتب، آورنده مژده اسلام و خاتم ادیان برای ترسیم مسیر نهایی رستگاری مؤمنان مسلمان و تمامی مردمان آزادیخواه و حقطلب جهان است، اینبار در قالب سلسله درسگفتارهای «ماه و نوا» با همراهی عبدالرضا مجدی، پژوهشگر و محقق موسیقی مقامی و نواحی ایرانزمین؛ نگاهی بر بلندای این روح فرحناک آمیخته با آواها و نواهای قدسی ایرانیان هماره موحد و باورمند به آیین اسلام بر بلندای ایام ماه مبارک رمضان داشته باشد.
در ادامه چهارمین قسمت از سلسله درسگفتارهای «ماه و نوا»، ویژه روایت آواها و نواهای معنوی و مذهبی ایرانیان در ایام ماه صیام که مرتبط با سابقه و جایگاه «نقارهخانه» و سنت موسیقی مذهبی و آیینی «نقارهنوازی» در ایان ماه مبارک رمضان و سابقه 500 ساله آن میان مردمان روزهدار ایران پرداخت که در ادامه از خاطرتان میگذرد.
درود بر شما مخاطبان گرامی ایکنا؛ با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. در مجموعه درسگفتارهای «ماه و نوا»، به آیینها و موسیقی ماه مبارک رمضان خواهیم پرداخت و تلاش خواهیم کرد جلوههایی از سنتهای شنیداری و آیینی این ماه شریف را بازخوانی کنیم.
در برنامه گذشته، نگاهی به شیوههای «بیدار باش» برای هنگام صبح و به اصطلاح، زمان «سحری» ماه مبارک رمضان داشتیم که گفتیم در زمان قدیم به صورت انفرادی یا گروهی، حرکتی در بعضی روستاها و شهرها اجرا میشده است و هرچه به دورههای قدیمتر میرویم، گستره و تنوع آن بیشتر و وسیعتر میشود و در اقصی نقاط ایران این رسم وجود داشته است.
اما شکل دیگری از آیین «بیدار باش» برای سحرگاهان ماه مبارک رمضان که باز هم به وسیله ساز، اطلاعرسانی میشده است، سنت و روشی است که در واقع با «طبلنوازی» یا «نقارهنوازی» بر فراز بام مساجد یا به ویژه بعضی از اماکن متبرکه و مذهبی انجام میگرفته است.
حتی اگر فرض کنیم برخی شهرها کوچکتر یا محیط زندگی، جامعه روستایی بوده است و اماکنی مانند امامزادهها ممکن است که در آن محیطها وجود نداشته باشد، از اماکن مقدس دیگری چون مسجدها، اماکن متبرکه و مذهبی برای اجرای آیین «بیدار باش» با استفاده از «ساز نقاره»، اجرا میشده است. به عنوان نمونه در قوچان، در حوزه کاشان یا در یزد گزارشهای کهن متعددی از اجرای این آیین ثبت شده است. در بعضی مناطق هنوز کسانی بودهاند که این کار را انجام میدادهاند و مصاحبههای موجود است. یعنی اسنادی که با راویان و اجراکنندگان این آیین در گذشتههای دور مصاحبه و روایت آنها ثبت شده است. اما باید متاسفانه گفت فراگیری اجرای این رسم در زمانه حاضر بسیار کمرنگ است.
«نقارهخانه» در دورههای قدیم بسیار اهمیت داشته است؛ یعنی «نقارهخانه حکومتی» و «نقارهخانه مذهبی» داشتیم. اگر به کتاب «موسیقی عصر صفویه» به قلم حسین میثمی در مورد موسیقی دوره صفویه رجوع کنیم، میبینیم که دولت صفوی در ادوار گوناگون، از همان آغاز و به شکل پُرنگتر از حداقل دوره «شاه طهماسب صفوی» و به ویژه «دوره شاه عباس صفوی»، به اصطلاح امروزین یک «روتین»، یک نظم مشخصی برای حفظ، نگهداری، دعوت به کار و به اصطلاح اداره موسیقیدانها در چند بخش مختلف برقرار کرده بودند؛ بخش «نقارهخانه مذهبی» و «نقارهخانه دربار» مهمترین این قسمتها بودند که این دو بخش با هم ارتباط داشته، و به قولی زیرمجموعه همدیگر یا در تعامل با هم بودهاند و چنین ساختار منسجمی برای استفاده از موسیقی در مناسک و مناسبتهای مذهبی وجود داشته است.
متون متعددی نیز موجود است که نشان میدهد و ثبت کرده که در چندین شهر ایران، شاهد دیوان و دستگاه بخش موسیقیخانه با نظارت دولتی و حکومتی که بر آنها و هنرمندان آن انجام میشده بودهایم و تمامی آن اسناد این مهم را بازتاب میدهند که این ساختار توجه به کارکرد موسیقی مذهبی با قاعده و قانون اداره میشده است.

درباره سابقه و جایگاه مهم «نقارهخانهها» و کارکرد آنها در مناسبتهای مذهبی به ویژه در ماه مبارک رمضان، میتوانیم به اسناد متنوع درباره «نقارهخانه آستان قدس رضوی» اشاره کنیم. «نقارهخانهای» که همچنان بازمانده «نقارهخانههای» قدیمی است و استمرار تاریخی آن تا امروز ادامه یافته است.
اینکه چرا این نقارهخانه باقی مانده و اغلب «نقارهخانهها» از بین رفتند را نیز میتوان با اشارهای کوتاه توضیح داد.
حکایت «نقارهخانه آستان قدس رضوی» آن است که گفته میشود «سلطان حسین بایقرا» در اواخر دوره «تیموری» بیمار میشود و به او توصیه میکنند که به زیارت امام رضا(ع) برود. او در آنجا شفا میگیرد و نیت میکند که نقارهخانه خود را، با افراد نوازنده و هنرمندی که در واقع با خود همراه داشته است، وقف آن آستان کند.
اما چرا «نقارهنوازها» و مجریان این ساز در آن زمان همراه پادشاه بودند؟ به این مهم باز میگردد که باز بنا به اسناد متعدد و متقن، میدانیم که در آن دوره «نقارهخانه» متحرک بوده و به سبب اهمیت کارکرد مذهبی «نقارهخانه»، همواره هنرمندان و مجریان این ساز همراه با پادشاهان به هر سفر و مکانی که او میرفت، گسیل میشدند تا علاوه بر اطلاعرسانی از حضور کاروان پادشاه، ساعات و اوقات شرعی را به گوش اهل کاروان و مردمان آن دیار برسانند.
گروهها «نقارهنوازان» همواره جلو و پیشاپیش کاروان فرمانروا حرکت میکردهاند، چراکه باید قبل از اینکه شاه یا حاکم به جایی میرسید، آنها میرفتند و آن حضور را اعلام میکردند. ریتمهای مشخص و ملودیهای مشخصی را با ساز کوبهای و ساز بادی، یعنی «نقاره» و «کرنا»، اجرا میکردند که این اجراها نشانهشناسی خاص خود را برای مردمان آن زمان به همراه داشته است.
یعنی ریتمهایی مینواختند که مردم میفهمیدند معنای آن چیست؛ مثلا اگر «سهضربی» یا «دوضربی» میزدند یا روی این نقارهای که دو قسمت «بَم» و «زیر» داشته ابتدا ریز میزدند یا شیوه دیگر آن را مینواختند؛ اهالی مردمان آن زمان با تغییر لحن، صدا و شیوه نواختن سازها متوجه معنای نشانهای آنها میشدند؛ به عنوان نمونه کاروان حاکم در مسیر است، به شهر رسیده یا از شهر بیرون رفته است.
اگر امروز به شجرهنامه افرادی که در «نقارهخانه آستان قدس» فعالیت میکنند توجه کنیم، رصد نیا و اجداد آنها، ما را به همان دوره تاریخی میرساند و این تداوم تاریخی را در هنرمندان و مجریان ساز آیینی و مذهبی «نقاره» برای اعلام اوقات شرعی و به ویژه وقت سحر ماه مبارک رمضان مشاهده میکنیم. میتوانیم چیزی حدود 500 سال را برای این بزرگواران و هنرمندان موسیقی آیینی ثبت تاریخی را عینا ارائه دهیم؛ چراکه تمامی اسناد آنها موجود و در دسترس است.
بنابراین «نقارهخانه» و سنت «نقارهنوازی» به سبب اهمیت و جایگاه آن میان دربارِ حاکمان و نیز همدلی این ساز با آیینهای مذهبی سبب شده تا این گونه موسیقی مذهبی بیشترین جنبه نمادین را میان گونههای موسیقی مذهبی و آیینی ایرانیان پیدا کند.
هرچند باید اذعان داشت که سابقه اجرا و کارکرد مذهبی آن به ویژه در ایام ماه صیام سابقه بسیار وسیعی بوده است و تا همین اواخر نیز بر فراز مساجد یا ابنیههای مذهبی در بسیاری نقاط ایران، سه نوبت طبلنوازی انجام میشده است.
در واقع میتوانیم بگوییم این سه نوبت طبلنوازی، هر کدام از نوبت اول تا سوم؛ دارای معانی نشانهای و خاص خود بوده که مومنان را از نوبت نواختن اول تا سوم، به سمت اذان هدایت میکرده است.
مومنان و مردم روزهدار وقتی نوبت اول را میشنیدند، آگاه میشدند که باید از خواب بیدار شده و زمان مشخصی تا وقت اذان دارند؛ با فاصله زمانی، نوبت دوم را میشنیدند و اغلب در این فاصله راز، نیاز، دعا، طلب مغفرت و در یک کلام «مناجاتخوانی» صورت میگرفته است و به واسطه آن، مردم مومن و روزهدار خود را به شکل معنوی آمادهتر میکردهاند و نهایتا به بخش سوم که میرسیدند، میدانستند که اکنون دیگر نمیتوانند چیزی بیاشامند یا بخورند و به اذان صبح نزدیک شدهاند و باید وارد روز جدید شوند و عبادات خود را از سر بگیرند.
این نظام شنیداری و آیینی، در حقیقت کارکردی فراتر از یک اعلان ساده داشته است و نوعی سازماندهی اجتماعی زمان را در بستر زیست دینی مردم شکل میداده است. بر همین اساس، آیینهای موسیقایی ماه مبارک رمضان را باید بخشی از میراث ناملموس فرهنگی ایران دانست که در پیوندی عمیق با باورهای دینی، ساختارهای اجتماعی و حتی نظامهای حکمرانی شکل گرفتهاند و استمرار یافتهاند.
بسیار سپاسگزام، با درسگفتار دیگری از مجموعه «ماه و نوا» همچنان در خدمت شما خواهم بود و در ادامه این مجموعه، به دیگر جلوههای آیینی و موسیقایی ماه مبارک رمضان نیز خواهیم پرداخت.
انتهای پیام