کد خبر: 4338696
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۲

فرهنگ و هنر در سوگ رهبر شهید

جامعه در سوگ از دست دادن عزیزی بزرگ است و شهرها حال‌وهوای اندوه و حماسه دارند. با این حال، همان‌گونه که سیره آن رهبر شهید نشان می‌داد، زندگی، مقاومت و جریان فرهنگ در کشور متوقف نمی‌شود. در این روزهای پرالتهاب، هنر و فرهنگ به بستری برای بیان احساسات، تجدید عهد و ترسیم امید به آینده تبدیل شده‌اند.

@@@@به گزارش ایکنا؛ هفته‌ای که گذشت، بی‌شک یکی از تلخ‌ترین، ملتهب‌ترین و در عین حال حماسه‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران عزیز بود. در روز شنبه هفته‌ای که گذشت، در پی هجوم ناجوانمردانه و کینه‌توزانه رژیم اشغالگر صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به حریم مقدس کشورمان، ایران اسلامی در بهت و خشم فرو رفت؛ اما سنگین‌ترین آوار این اندوه در روز یکشنبه بر قلب ملت فرود آمد؛ لحظه‌ای که خبر شهادت جانسوز مقام معظم رهبری، جمعی از فرماندهان غیور نظامی، دانش‌آموزان معصوم و هم‌وطنان بی‌گناه، بغض ملتی را شکست و ایران را یکپارچه غرق در ماتم و عزا کرد.

اکنون ما مردمی داغداریم؛ انسان‌هایی که داغ سترگ عزیزترین خود را دیده‌ایم و کوچه‌های شهرهایمان بوی سوگ و حماسه می‌دهد. با این حال، همان‌گونه که سیره آن رهبر فرزانه و شهید بود، جریان زندگی، مقاومت و فرهنگ در این مرز و بوم هرگز متوقف نمی‌شود. هنر و فرهنگ، در این روزهای پرالتهاب، به پناهگاهی برای بیان عمق احساسات، تجدید پیمان و ترسیم افق‌های روشن فردا بدل شده است. در کنار اخبار تلخ این سوگ ملی، رویدادها، گفت‌وگوها و تاملات فرهنگی و هنری عمیقی در هفته گذشته رقم خورد که بازتاب‌دهنده پیوند ناگسستنی هنر متعهد با آرمان‌های انقلاب و معارف اسلامی است. در ادامه، گزارشی از این رویدادهای فرهنگی، ادبی، سینمایی و معارفی را در این روزهای پرآشوب مرور می‌کنیم.

سوگ‌سروده‌های بیداری

در پی حمله تروریستی و جنایتکارانه جبهه استکبار که منجر به شهادت ولی امر مسلمین جهان و جمعی از هم‌وطنانمان شد، جامعه ادبی و شاعران متعهد کشورمان درنگ نکردند و با سرودن اشعاری حماسی و سوگوارانه، هنر خویش را به سلاحی برای دفاع از کیان حقیقت و ابزاری برای بیان عمق احساسات ملت تبدیل کردند. شاعران با کلمات ماندگار خود، به سوگ این فقدان عظیم نشستند تا اندوه قلب‌ها را در تاریخ ثبت کنند.

روایت شاعران از اقتدار رهبر شهید

حمیدرضا برقعی، از شاعران نام‌آشنای آیینی کشور، قطعه شعری کوتاه اما کوبنده سرود که بازتاب‌دهنده شجاعت و ایستادگی رهبر شهید در برابر تهدیدات است. او در این ابیات بر مفهوم فداکاری و سینه سپر کردن رهبر برای ملت تأکید می‌کند:

مصاف بود و جنگ بود / امام من حذر نکرد

فدائیان خویش را / برای خود سپر نکرد

به روی قلب میهنم / به افتخار حک کنید

که مرد بود رهبرم / فرار از خطر نکرد

میلاد عرفان‌پور، دیگر شاعر توانمند معاصر نیز به مناسبت این جنگ نابرابر و ناجوانمردانه، شعری حماسی با عنوان «شام نهم اسفندماه» سرود. این شعر، تجلی‌گاه وحدت ملی، تکیه بر قدرت لایزال الهی و ایستادگی در برابر استکبار جهانی است:

مردم عشق و شهادت! مردم صبح و تبسم!

مردم اهواز و شیراز و اراک و زابل و قم!

مردم تهران و کاشان و سنندج، رشت و میناب

با شما قلب خلیج فارس، آرام از تلاطم

مردمانی که نشان از قدرت «الله» دارید

بی‌هراس از قدرت‌ فرعون‌‌های دسته‌چندم

مردمان گاهگاه از اختلاف آزرده‌خاطر!

مردم وقت دفاع از مام میهن، در تفاهم!...

غلامرضا کافی، دیگر چهره برجسته شعر امروز، در اثری با عنوان «راهبر اَمین»، جایگاه رفیع و نورانی رهبر شهید را در قالب کلماتی عرفانی و عاشقانه به تصویر کشید:

ای نام بلندت همه شب، مَشق بُلندان

خواهان تو خاصان جهان از بُن دندان

ای گرد رُخت، مهر فقط؟ ماه فقط؟ نه!

منظومه شمسی است تمام آینه بندان

خاصان جهانند بمطلوب، نه چندین

خوبان زمانند بمحبوب، نه چندان...

@@@@

افشین علا، شاعر نامدار آیینی کشور نیز در سوگ یگانه دوران، مظلومیت و در عین حال اقتدار تاریخی این سید شهید را در قطعه شعری با عنوان «خورشید خاوران» با اشاره به مفاهیم عاشورایی این‌گونه سرود:

اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد

از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد

عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم

با امتی ز داغ امام شهید کرد

ما را که عشق خامنه‌ای بود جرم‌مان

زین داغ نزد طعنه‌زنان، روسفید کرد

دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی

«دلا ز معرکه‌ محنت و بلا مگریز»؛ وصیت‌نامه منظوم رهبر شهید

در میان انبوه سوگ‌سروده‌ها، بازخوانی غزلی از خود مقام معظم رهبری که چند سال قبل با محوریت مقاومت در سختی‌ها و بلایا سروده شده بود، در این روزها تناسبی شگفت‌انگیز و معنایی پیامبرگونه یافته است. این غزل که مانیفست ایستادگی و امید است، همچون نوری در تاریکی این سوگ ملی می‌درخشد:

دلا؛ ز معرکه‌ محنت و بلا مگریز!

چو گردباد، به هم پیچ و چون صبا مگریز!

توراست معجزه در کف، ز ساحران مهراس!

عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز!

تو موج غیرت و عزمی! ز بحر، بیم مدار!

حذر ز غرش طوفان مکن! ز جا مگریز!

ز سست‌عهدی ایام، دل‌شکسته مشو!

نشانه باش چو پرچم! ز بادها مگریز!

چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه!

به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز!

تو از تبار دلیران خیبر و بدری

چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا! مگریز!

به نوشخند منافق، ز ره، کناره مگیر!

به زهرخند معاند، به انزوا مگریز!

چو ره به قبله‌ امن است، پایمردی کن!

خطا مکن! ز توهم به ناکجا مگریز!

چو تیر، راه هدف‌ گیر و بر هدف بنشین!

ز کج‌روی به حذر باش و از خدا مگریز!

امین خلق و امانت‌گزار یزدان باش!

به صدق کوش و خطر کن! ز مدعا مگریز!

@@@@

سینما، تصویر و روایت فقدان

شهادت رهبر فرزانه انقلاب، بازتاب‌های بسیار گسترده‌ای در میان اهالی فرهنگ و هنر، به‌ویژه سینماگران و عکاسان داشت. آنان که سال‌ها از نزدیک با ظرافت‌های طبع، درک هنری بالا و نگاه پدرانه ایشان آشنا بودند، در گفت‌وگوهایی تفصیلی به تبیین ابعاد شخصیتی این رهبر بی‌نظیر پرداختند.

جهان دیگر رهبری با این جامعیت نخواهد دید

حمید بهمنی، دیگر کارگردان متعهد سینمای کشورمان، با توصیفی بی‌بدیل از شخصیت رهبر انقلاب گفت: «شهادت رهبر عزیز ما، حکایت تنی بود با لباسی فاخر، اما پوششی ساده و بی‌آلایش که گویی تنها برای قامت رهبری بی‌نظیر در جهان امروز دوخته شده بود. به جرئت و با قاطعیت می‌توان گفت از زمان حیات پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع)، چنین رهبری که از حیث هوش، ذکاوت، شعور، دانش و کفایت در تمام زمینه‌هابه‌ویژه در فرهنگ، هنر، سیاست، درک عمیق فقه، تسلط بر تاریخ اسلام و راه اهل‌بیت(ع)این‌گونه جامع‌الاطراف باشد، ندیده و نخواهیم دید. فقدان ایشان، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای کل آزادگان جهان است.»

بهمنی با اشاره به رسالت امروز جامعه هنری تأکید کرد: «این واقعه‌ دردناک روح ما را خراشیده است، اما همان‌طور که شهید حاج قاسم سلیمانی فرمودند، ما ملت امام حسینیم. ما نخواهیم گذاشت اندیشه ضد استکباری این شهید بزرگوار، با ترقه‌بازی‌ها و جنایات دشمنان زبون خدشه‌دار شود. این درسی است که خود حضرت آقا به ما آموختند. ما از این داغ می‌سوزیم، اما آرام نخواهیم گرفت تا تمامی اهداف عالیه ایران عزیز را به منصه ظهور برسانیم. تکلیف ما روشن است؛ ناامیدی، سیاه‌نمایی و جملاتی چون «نمی‌شود» و «نمی‌توانیم» از امروز اکیداً ممنوع است. باید با تمام قوا این چند قدم باقی‌مانده تا فتح قله را با لطف خداوند طی کنیم.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

شهادت، تنها پایان باشکوه برای او بود

انسیه شاه‌حسینی، کارگردان نام‌آشنای سینما و تلویزیون، در گفت‌وگو با ایکنا، از دوگانگی احساسی عمیق خود پرده برداشت. وی اظهار کرد: «از یک سو، اندوهی سهمگین برای این فقدان جانکاه وجودم را فرا گرفته و از سوی دیگر، تسلیمی صادقانه در برابر حکمت الهی احساس می‌کنم. در تمام ملاقات‌های خصوصی و عمومی‌ که با ایشان داشتم، خصوصاً پس از حوادثی مانند شهادت حاج قاسم سلیمانی یا تحولات لبنان، وقتی پای صحبت‌هایشان می‌نشستم، تنها دعای ناخودآگاهم این بود: خدایا جز شهادت، چیز دیگری نصیب ایشان نفرما. این حس، ریشه در درک عمیق من از عظمت مأموریت و تکلیف الهی ایشان داشت.»

وی با اشاره به پیوند آثارش با اندیشه‌های رهبر شهید افزود: «خوب به یاد می‌آورم در سال ۱۳۵۹، در اوج فشارها و خیانت‌های بنی‌صدر، ایشان با چه شور و ایمانی از رزمندگانی که با کمترین امکانات می‌جنگیدند سخن می‌گفتند. آخرین فیلم من، «دست ناپیدا»، کاملاً تحت تأثیر عشق به ایشان و خاطراتشان شکل گرفت. ایشان روزی خاطره‌ای از دیدار با بانوانی که لباس‌های خونی رزمندگان را در پشت جبهه می‌شستند، تعریف کردند. من در فیلمم این سکانس را با جزئیات دقیق بازآفرینی کردم؛ سکانسی که در آن بوی خون و مواد شوینده در فضایی ترکیبی از تاریکی و روشنایی موج می‌زد. بازیگران برای انتقال این حس واقعی، واکنش‌های فیزیکی شدیدی نشان می‌دادند.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

@@@@

از اشک‌های خیابان تا صلابت پس از نافله

جواد شمقدری، فیلمساز و مدیر فرهنگی باسابقه، وسعت این فاجعه را فراتر از کلمات دانست و به ایکنا گفت: «حقیقتاً واژه‌ها توان حمل چنین داغی را ندارند. آنچه در خیابان‌ها دیدیماشک‌ها، حضور بی‌بدیل مردم، بغض‌های فروخورده و شعارهایی که از عمق جان برمی‌آمدصادق‌ترین توصیف برای این اندوه ملی است. هر انسان منصفی که در طول این ۳۷ سال، مدیریت الهی ایشان را بر یک انقلاب پرنشیب‌وفراز دیده باشد، امروز دچار حس عمیق فقدان است.»

شمقدری با یادآوری یک خاطره ناب از آخرین دیدارش افزود: «دیدارهای من با ایشان اندک اما بسیار عمیق بود. در آخرین دیدار که هنگام نماز ظهر بود، پیش از اقامه نماز، آثار خستگی ناشی از فشارهای سنگین مدیریت جهانی در چهره‌شان دیده می‌شد. اما وقتی حدود ۱۵ دقیقه به نافله ظهر ایستادند و سپس نماز جماعت را اقامه کردند، گویی روح تازه‌ای در کالبدشان دمیده شد. با انرژی، صلابت و شادابی شگفت‌انگیزی نزدیک به ۲۰ دقیقه ایستاده با مهمانانکه جمعی از جانبازان حزب‌الله لبنان در حادثه پیجرها نیز در میانشان بودندگفت‌وگو کردند. اثر این معنویت و اتصال قلبی در آن لحظات، امروز بیش از هر زمان دیگری در ذهنم زنده است و یقین دارم خون ایشان، مسیر تمدن نوین اسلامی را هموارتر خواهد کرد.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

ظرافت‌های هنری در نگاه یک رهبر فقید

رسول اولیازاده، عکاس باسابقه و هنرمندی که بارها توفیق ثبت لحظات حضور رهبر انقلاب را داشته است، از زاویه‌ای متفاوت به شخصیت ایشان پرداخت: «حضرت آقا در ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌های هنری دقتی داشتند که در بین بسیاری از افراد بی‌نظیر بود. وقتی آلبومی از پرتره‌هایشان را که خودم طراحی کرده بودم به دستشان رساندم، واکنشی بسیار مثبت و مشوقانه نشان دادند. حتی برای طراحی جلد یک بولتن نیمه شعبان، پیام دادند: «بسیار زیبا بود و خستگی‌ام در رفت». این نشان‌دهنده واکنش احساسی و منطقی دقیق ایشان به هنر بود.»

وی با اشاره به خاطرات سفرهای استانی اظهار کرد: «در جریان زلزله رودبار، وقتی ویژه‌نامه مجله عکس با ۶۰ فریم منتخب از میان ۳۰۰۰ عکس را تحویلشان دادم، با دقت پرسیدند و فرمودند: «باید مجموعه ارزنده‌ای باشد؛ با دقت آن را نگاه می‌کنم». یا در سفر بوشهر، هنگام عکاسی در نماز مرا صدا زدند و صراحتاً بابت آلبوم عکس‌ها تشکر کردند. حتی در مواجهه با تکنولوژی‌های جدید، وقتی دیدند با دوربین دیجیتال بی‌وقفه عکس می‌گیرم و نگران مزاحمت بودم، با آرامش و اشراف کامل به تکنولوژی روز فرمودند: «مهم نیست، هر تعداد که بخواهید بگیرید؛ نگران نباشید.» این درک عمیق از هنر و رسانه، در تاریخ رهبران جهان بی‌سابقه است.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

@@@@

معارف، قرآن و سبک زندگی دینی؛ درنگی بر مفهوم سفر

در کنار این اخبار ملتهب، همزمان با حلول ماه مبارک رمضان، ایکنا سلسله درس‌گفتارهای «قرآن و سفرنامه» را با حضور محمد جوادفر، پژوهشگر و جامعه‌شناس، پی گرفت تا نشان دهد چگونه مفاهیم بلند آیات قرآن می‌تواند راهگشای مسیر تکامل و قرب الهی باشد.

تخفیف الهی؛ نشانه منزلت والای مسافر در فقه

محمد جوادفر در پنجمین قسمت از این مجموعه، به واکاوی «اهمیت سفر» از منظر احکام اسلامی پرداخت. وی با اشاره به جایگاه والای این عمل تصریح کرد: «سفر نزد خداوند متعال در زمره والاترین اعمال قرار دارد. برای درک این عظمت کافی است به احکام نماز نگاه کنیم. خداوند چنان به قواعد نماز اهمیت می‌دهد که اجازه تغییر حتی یک حرف یا اعراب (حرکت) را در آن نمی‌دهد و اشتباه در آن موجب بطلان نماز است. با این حال، همین پروردگار دقیق، مقرر کرده که نماز مسافر شکسته و از چهار رکعت به دو رکعت تقلیل یابد.»

این جامعه‌شناس افزود: «این قاعده فقهی، انسان را به درک عظمت سفر رهنمون می‌سازد. خداوند برای کسی که پای در راه سفر می‌نهد و مشقت‌های آن را به جان می‌خرد، چنان پاداش و حرمتی قائل است که قطعی‌ترین وظایف واجب را برای او کاهش می‌دهد. معافیت از روزه‌داری در ماه رمضان برای مسافر، نمونه بارز دیگری از این رأفت و آسان‌گیری است. حتی در قوانین جزایی اسلام نیز، مسافر بودن فرد خاطی می‌تواند از موجبات تخفیف مجازات باشد که همگی نشان‌دهنده احترام ویژه خداوند به پدیده سفر است.»

جغرافیای مقدس؛ مقاصد سفر در آیات وحی

در ششمین قسمت از این درس‌گفتارها، جوادفر به موضوع «مقاصد سفر» ورود کرد و گفت: «وقتی نام محل و منطقه‌ای در قرآن برده می‌شود، ناخودآگاه پیرامون آن بحث سفر و متعاقباً نگارش سفرنامه شکل می‌گیرد. در قرآن کریم مناطقی وجود دارند که صراحتاً از آن‌ها نام برده شده است. همین ذکر نام الهی باعث شده تا در طول تاریخ، انسان‌هایی برای دیدن این مکان‌ها رنج سفر را به جان بخرند و خاطراتشان را به متون ارزشمند سفرنامه تبدیل کنند.»

وی در تشریح این مکان‌ها توضیح داد: «مکه مکرمه، شناخته‌شده‌ترین مقصد در جهان اسلام است که هزاران سفرنامه حج پیرامون آن به رشته تحریر درآمده است. اما فراتر از مکه، مکان‌های استراتژیک و مقدس دیگری نظیر «یثرب» (مدینه منوره) و «مسجدالاقصی» نیز در قرآن ذکر شده‌اند؛ مکان‌هایی که هر کدام نقطه ثقل رویدادهای تاریخی و معنوی بوده‌اند و سفرنامه‌های بی‌شماری در توصیف شکوه، غربت و قداست آن‌ها نوشته شده است.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

@@@@

پیوند ناگسستنی آیین و هنر در تاریخ ایران، در ایام ماه مبارک رمضان به اوج خود می‌رسد. سلسله درس‌گفتارهای «ماه و نوا» با حضور عبدالرضا مجدی، در این شب‌ها به واکاوی این میراث شنیداری می‌پردازد.

نقاره‌نوازی؛ سمفونی بندگی از گلدسته‌ها تا کوی و برزن

مجدی در چهارمین قسمت از این برنامه، به واکاوی سنت قدیمی «بیدارباش» سحرگاهان در ماه مبارک رمضان پرداخت و بیان کرد: «یکی از اشکال جذاب و کارآمد اطلاع‌رسانی در سحرگاهان، استفاده از سازهایی چون طبل و نقاره بر فراز بام مساجد و اماکن متبرکه بوده است. حتی در جوامع روستایی و شهرهای کوچکی که وسعت چندانی نداشتند و فاقد اماکنی نظیر امامزاده‌ها بودند، این آیین مذهبی متوقف نمی‌شد و هنرمندان بومی بر بام مساجد محلی و دیگر اماکن مقدس، نوای بیدارباش را می‌نواختند.»

وی با اشاره به گستردگی جغرافیایی این سنت و اسناد به‌جای‌مانده از آن افزود: «گزارش‌های کهن متعددی از اجرای این آیین در مناطقی چون قوچان، کاشان و یزد به ثبت رسیده است. خوشبختانه اسناد و مصاحبه‌های میدانی ارزشمندی از راویان و اجراکنندگان این آیین در گذشته‌های دور ثبت و ضبط شده است؛ اما با کمال تأسف باید اذعان کرد که تداوم و فراگیری اجرای این رسمِ روحبخش و اصیل در زمانه حاضر بسیار کمرنگ شده است.»

ادامه مصاحبه را اینجا بخوانید:

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha