کد خبر: 4339278
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۴۳
شهید امت/ ۱۱

شوق به شهادت؛ کنش ارادی مطلوب در سیره علوی و مکتب رهبر شهید

رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) گفت: شوق به شهادت در سیره امام علی(ع) و مکتب مقام معظم رهبری، پدیده‌ا‌ی چندبعدی است که از دلِ ایمان راسخ و شناخت وجودی برمی‌آید. این شوق، کنش ارادی مطلوب است که در آن انسان با استفاده از عقل و اراده آزاد، مرگ را به‌عنوان پلی به سوی حیات ابدی برمی‌گزیند.

زهره شریعت ناصری، رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س)به گزارش ایکنا از قم، زهره شریعت ناصری، رئیس پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعه الزهرا(س) در یادداشتی که به‌مناسبت روز نهج‌البلاغه و شهادت رهبر امت اسلامی ایران قدس الله نفس الزکیه در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: «شهادت در فرهنگ ناب اسلام و در طول تاریخ پرشکوه شیعه، همواره به‌عنوان اوج کمال انسانی و نقطه تلاقی اراده بشری با مشیت الهی شناخته شده است. این مفهوم در سیره امیرالمؤمنین، امام علی بن ابی‌طالب(ع)، به‌عنوان «کنش ارادی مطلوب» متجلی گشت و در دوران معاصر، با تبیین‌های عمیق مقام معظم رهبری رضوان الله تعالی علیه به اوج بلند خود رسید.

شهادت ایشان، تجلی عینی همان شوقی بود که خود بار‌ها درباره آن سخن گفته بودند. برای درک عمیق این پدیده و پاسداشت میراث گرانقدر رهبر کبیر انقلاب، می‌توان از ادبیات روانشناختی وجودی و نیز گنجینه بی‌بدیل نهج‌البلاغه بهره جست تا دریابیم که چگونه ایشان، همچون جد بزرگوارشان، مرگ در راه خدا را حیات واقعی می‌دانستند.

معنا و اراده آگاهانه در مکتب ولایت

روانشناسی وجودی، با تأکید بر «اراده به معنا»، بر این باور است که انسان زمانی به سلامت روان کامل و خودشکوفایی می‌رسد که هدفی فراتر از نیاز‌های زیستی خود بیابد. در این دیدگاه، ترس از مرگ غریزه‌ای طبیعی است اما وقتی فرد معنایی والاتر از حیات مادی را درک کند، این ترس به شوق و اشتیاق برای فداکاری تبدیل می‌شود.

مقام معظم رهبری علیه الرحمه در طول سال‌های مبارزه و رهبری، الگوی بی‌نظیری از این «انگیزش ذروی» بودند. انگیزش ذروی نیروی محرکه‌ای است که انسان را از سطح «زندگی برای خویش» به سطح «زیستن برای حق و حقیقت» ارتقا می‌دهد و او را به انجام کار‌هایی وامی دارد که در نگاه عادی غیرممکن به نظر می‌رسد.

در حالت عادی، غریزه بقا (ترس از مرگ) قوی‌ترین انگیزه انسان است اما در انگیزش ذروی، انگیزه رسیدن به کمال و قرب الهی آنقدر قوی می‌شود که بر غریزه بقا غلبه می‌کند یعنی شهید، مرگ را نمی‌بیند، بلکه اوج زندگی و وصال به محبوب را می‌بیند این انگیزه، معمولی نیست، بلکه «ذروی» و اوج است؛ چون تمام لایه‌های وجودی (فکر، احساس و اراده) در یک جهت همسو شده‌اند.

رهبر شهید اعلی الله مقامه با درکی عمیق از هستی، همانند مولای خود امام علی(ع)، دریافتند که حیات حقیقی محدود در زمان و مکان نیست، بلکه در اثرگذاری ماندگار و بقا در مسیر حق تعریف می‌شود. شهادت ایشان، که پس از عمری مجاهدت در راه خدا و خدمت به مردم محقق شد، نشان‌دهنده اراده بالغ و آگاهانه بود. 

شهادت به‌عنوان حیات طیبه در نهج‌البلاغه و سیره رهبری

شوق به شهادت را کسی می‌داند که دنیا را خوب بشناسد و بداند شیرین و تلخ دنیا آمیخته است و دنیای به غایت سازوار، کسی را سزا نیست و آخرت را چونان که رواست ببیند و انسان‌شناسی‌اش به کمال رسیده باشد. «شوق به شهادت» را حتی همه مومنان به روشنی نمی‌شناسند و حتی هر کسی جرئت ابراز شوق بدان را ندارد! امام علی(ع) با شناخت کاملی از دنیا و زندگی پایدار آخرت به شایستگیِ عملش اطمینان راسخ داشت چون رخت‌بربستن از دنیا و چشم بر آن بستن برای همگان شادی وجودی به همراه ندارد.

مطلوبیت زندگی ابدی آخرت درمقابل زندگی شتابان دنیا برای کسی برتر است که زاد و توشه‌اش عمل نیک باشد: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً»( کهف/ ۱۱۰). این همان روح کلی است که نهج‌البلاغه بر آن اساس تکون یافته است: «أَلَا وَ إِنَّ هَذِهِ الدُّنْیَا، لَیْسَتْ بِدَارِکُمْ وَ لَا مَنْزِلِکُمُ الَّذِی خُلِقْتُمْ لَهُ وَ لَا الَّذِی دُعِیتُمْ إِلَیْهِ أَلَا وَ إِنَّهَا لَیْسَتْ بِبَاقِیَةٍ لَکُمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ عَلَیْهَ؛ آگاه باشید که این دنیا که آرزوی آن را می‌کنید و بدان روی می‌آورید، خانه ماندگار شما نیست و منزلی نیست که برای آن آفریده و بدان دعوت شده‌اید، نه دنیا برای شما جاودان است و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند (شریف رضی، ۱۳۷۹، ۳۲۸).

برای چنین شخصیتی دنیا خانه قرار نیست و آنچه آفرینش بر آن شکل یافته و همه چیز برای آن به وجود آمده، آخرت است و این در حالی است که بیشتر تلاش‌ها برای دنیا صرف می‌شود؛ درواقع زندگی در نشئه دنیا از خاطرمان برده است که ما در بطن دنیا آبستن شده‌ایم و در پس دنیا تولد خواهیم یافت؛ همچون جنینی که در عالم بطن مادر، تصور می‌کند پایان جهان، همانجاست؛ تنها چیزی که بدان نمی‌اندیشد، تولد در جهانی باقی و بی فانی است: ما را برای دنیا نیافریده‌اند و تنها برای دنیا به تلاش فرمان داده، نشده‌ایم» (همان، ۵۹۲). ما در راه آخرتیم و گریزنده، راه نجاتی ندارد (همان، ۵۳۰)

رهبر شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای در زمره متقینی است که به تعبیر امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) هنگام قرائت آیات بهشت نعمت‌هایش را در زمان حیاتش می‌دیده و خود را در آن متنعم تصور می‌کرده است: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ؛ (متقین کسانی هستند که) بهشت برای آنان چنان است که گویی آن را دیده و در نعمت‌های آن به سر می‌برند». «فَإِذَا مَرُّوا بِآیَةٍ فِیهَا تَشْوِیقٌ رَکَنُوا إِلَیْهَا طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَیْهَا شَوْقاً وَ ظَنُّوا أَنَّهَا نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ؛ وقتی به آیه‌ای برسند که تشویقی در آن است با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند و جان پر شوق در آن خیره شوند و گمان می‌برند که نعمت‌های بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد». این معرفت قلبی (خواستن قلبی) موجب حرکت آدمی می‌شود، از همین روست که رهبرشهیدم تا لحظه رسیدن به آرزویش در اتاق کارش به رسیدگی به امور مردم مشغول بود.

امید و شوق به شهادت

شوق به شهادت را امید پدید می‌آورد، نقطه مقابل امید ترس است. اگر امام و رهبر شهید ترسی از کشته شدن داشت نباید در خانه خود در تیررس یا دسترس دشمن پلیدش قرار می‌گرفت. او همچون مولای شهیدش به عاقبت نیک خود و گمراهی دشمنش باور داشت: «إِنِّی وَ اللَّهِ لَوْ لَقِیتُهُمْ وَاحِداً... أَنَا عَلَیْهِ لَعَلَى بَصِیرَةٍ مِنْ نَفْسِی وَ یَقِینٍ مِنْ رَبِّی وَ إِنِّی إِلَى لِقَاءِ اللَّهِ لَمُشْتَاق ٌ وَ حُسْنِ ثَوَابِهِ لَمُنْتَظِرٌ رَاج؛ به خدا سوگند اگر تنها با سپاه دشمن رو‌به‌رو شوم و حال آنکه تمام زمین را پر کرده باشند- از آنها باکی ندارم؛ چون از گمراهی‌ای که آنان در آن به سر می‌برند و هدایتی که خود در آنم بصیرت درونی و یقین الهی دارم و قطعاً من به لقای الهی مشتاق و به پاداش او امیدوارم.»

چنین نگاهی، شهادت را از اتفاقی پیش‌بینی‌نشده و اضطراب‌آور به «هدف نهایی» تبدیل می‌کند. در ادبیات نهج‌البلاغه و بیانات رهبر شهید اعلی الله مقامه، شوق به شهادت به معنای بی‌تفاوتی نسبت به جهان نیست بلکه به معنای درک صحیح از اولویت‌هاست. امام علی(ع) و مقام معظم رهبری، زندگی مادی را وسیله‌ای برای رسیدن به کمال می‌دانستند و زمانی که فرصت کمال‌بخشی در میدان جهاد و دفاع از حق فراهم می‌شد، آن را بر بقا در دنیا ترجیح می‌دادند. شهادت رهبر معظم قدس الله نفسه الزکیه، تجلی عینی این حقیقت بود که ایشان همانطور که می‌فرمودند، زندگی می‌کردند و همانگونه که آرزو داشتند، به شهادت رسیدند.

شوق به شهادت در مکتب رهبر شهید

مفهوم «کنش ارادی» در فلسفه و روانشناسی به معنای رفتاری است که با آگاهی کامل، بدون اجبار بیرونی و با پذیرش مسئولیت انجام می‌شود. شوق به شهادت در سیره امام علی(ع) و در مسیر زندگی مقام معظم رهبری، نمونه عالی این کنش ارادی است. ایشان در تمامی لحظات حساس تاریخ انقلاب، با وجود تهدیدات متعدد، از مسیر حق کوتاه نیامدند، این رفتار واکنشی غریزی نبود بلکه نتیجه محاسبه عقلانی و معنوی بود.

از نظر روانشناختی، این سطح از کنش، نشان‌دهنده «خودگردانی» است؛ جایی که فرد کنترل رفتار خود را کاملاً در دست دارد و براساس ارزش‌های درونی‌اش تصمیم می‌گیرد، نه براساس ترس از عواقب بیرونی. شهادت ایشان انتخابی بود که در آن، ارزش‌های الهی بر بقای جانی ترجیح داده شد و این اوج آزادی اراده است.

همسویی ارزش‌ها و سلامت روان در مسیر ولایت

یکی از مباحث مهم در روانشناسی، همسویی ارزش‌ها و رفتار است. وقتی بین باور‌های عمیق فرد و رفتار او تضاد وجود داشته باشد، فرد دچار فشار روانی می‌شود اما در مورد امام علی(ع) و مقام معظم رهبری، ما شاهد همسویی کامل هستیم. ایشان تمام عمر خود را در راه عدالت و حق مبارزه کردند و شهادت، نقطه اوج این مبارزه بود و این همسویی باعث می‌شود که فرد حتی در لحظه مرگ نیز از آرامش درونی و رضایت خاطر برخوردار باشد.

شوق به شهادت در این نگاه، نوعی «خودشکوفایی» است. انسان وقتی می‌فهمد که مرز‌های وجودی او محدود به جسم فیزیکی نیست و با فنا کردن جسم، روحش جاودانه می‌شود، ترس از مرگ از بین می‌رود. مقام معظم رهبری با تکیه بر این حقیقت قرآنی و علوی، نشان دادند که مرگ برای مجاهد راه حق، پایان نیست بلکه آغاز پرواز به سوی لقاءالله است.

شوق به شهادت در سیره امام علی(ع) و مکتب مقام معظم رهبری، پدیده‌ا‌ی چندبعدی است که از دلِ ایمان راسخ و شناخت وجودی برمی‌آید. این شوق، کنش ارادی مطلوب است که در آن انسان با استفاده از عقل و اراده آزاد، مرگ را به‌عنوان پلی به سوی حیات ابدی برمی‌گزیند.

ادبیات روانشناختی وجودی با تأکید بر معنای زندگی و اراده به معنا، تبیین می‌کند که چگونه امام علی(ع) و رهبر شهید انقلاب توانستند فراتر از غرایز طبیعی، به سطحی از کمال برسند که در آن شهادت، آرزوی دیرینه و مطلوب‌ترین کنش انسانی باشد. نهج‌البلاغه و سیره عملی رهبری معظم نیز این مفهوم را تثبیت می‌کند و نشان می‌دهد که در نگاه اولیای دین، زندگی بدون هدف و بدون ایثار، بی‌ارزش است و حقیقتِ زندگی در بذل نفس در راه خدا نهفته است.

انتهای پیام
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha