نهضت عاشورا، صرفاً رویدادی تاریخی نیست، بلکه مکتبی سرشار از آموزههای تربیتی، اجتماعی و سیاسی است که در هر عصر و زمان میتواند الهامبخش جوامع باشد. شجاعت حضرت زینب(س)، زمانشناسی در دفاع از حق، ولایتمداری، جوانمردی و جایگاه خانواده در سیره امام حسین(ع)، از مهمترین درسهایی است که همچنان پاسخگوی نیازهای جامعه امروز است،
حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا مطهری رئیس پژوهشکده سیره و تاریخ اهل بیت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از قم، با تشریح ابعاد مختلف این آموزهها، به تبیین شاخصهای «یزید زمانه»، نقش اقدام بهموقع در تحولات اجتماعی و الگوهای رفتاری نهضت عاشورا برای مواجهه با چالشهای معاصر پرداخت که متن آن از نظر میگذرد:
نباید افراد را صرفاً با نامها مقایسه کرد، بلکه باید معیارها را شناخت، اصول و معیارهای حق و باطل در طول تاریخ تغییر نمیکند و یکی از مهمترین این معیارها، احترام به کرامت انسانی است، هر جریان یا حکومتی که کرامت و ارزش انسان را نادیده بگیرد، یکی از ویژگیهای یزیدیان هر عصر را دارد.
رفتار امام حسین(ع) در مدینه، مکه، مسیر کربلا و حتی روز عاشورا نشان میدهد که آن حضرت تا آخرین لحظه برای هدایت دشمنان خود تلاش میکردند، امام بارها خود را معرفی کردند تا شاید مانع سقوط و شقاوت آنان شوند، اما سپاه مقابل تمام تلاش خود را بهکار گرفت تا صدای حق به گوش مردم نرسد و امروز نیز میتوان همین الگو را در عملکرد رسانههای جریان استکبار مشاهده کرد.
رسانههایی که تلاش میکنند صدای مظلومیت ایران، مردم فلسطین و محور مقاومت به افکار عمومی جهان نرسد، در حالیکه صدها کودک و غیرنظامی بیگناه جان خود را از دست میدهند، بسیاری از مدعیان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی واکنش مؤثری نشان نمیدهند و بیتوجهی به حقوق بشر، نادیده گرفتن کرامت انسان و سکوت در برابر جنایت علیه زنان و کودکان، از مهمترین شاخصهایی است که میتواند چهره یزیدهای هر عصر را آشکار کند.
شهادت مظلومانه دانشآموزان میناب و خدمه و فرماندهان ناو دنا که دشمن اذعان کرد برای سرگرمی به آنها حمله کرد، نمونههایی از رفتار یزیدیان زمانه است، حتی نهادهای بینالمللی نیز هیچ واکنشی نشان ندادند. بیاعتنایی به دین و مقدسات از دیگر ویژگیهای جریانهای یزیدی است؛ در فرهنگ اسلامی، همواره مقدسات دیگر ادیان مورد احترام بوده است و این مسئله در سیره اهل بیت(ع) بهروشنی دیده میشود.
اما در رفتار دشمنان اسلام، بهویژه در دوران معاصر، بارها شاهد حمله به مراکز دینی، مراکز علمی و حتی اهانت به مقدسات ادیان مختلف بودهایم، این رفتارها نشان میدهد که چنین جریانهایی نه تنها پایبندی به دین ندارند، بلکه برای باورها و مقدسات دیگران نیز هیچ ارزشی قائل نیستند. یکی از عوامل اصلی قیام مردم مدینه علیه حکومت اموی، مشاهده بیاعتقادی یزید به دین بود.
امروز نیز میتوان همین بیاعتنایی به ارزشهای دینی و انسانی را در رفتار سردمداران رژیم صهیونیستی و حامیان آن مشاهده کرد؛ جریانی که با وجود ارتکاب جنایت علیه غیرنظامیان، همچنان از حمایت برخی قدرتهای جهانی برخوردار است.
ولایتمداری یکی از مهمترین ویژگیها در سیره امام حسین(ع) است و اگر زندگی آن حضرت را پیش از دوران امامت، یعنی در زمان امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) بررسی کنیم، بهروشنی میبینیم که امام حسین(ع) همواره مطیع امام زمان خویش بودند و هر زمان امیرالمؤمنین(ع) فرمانی صادر میکردند، بیدرنگ آن را اجرا میکردند.
حتی در ماجرای محاصره عثمان نیز، امیرالمؤمنین(ع)؛ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را مأمور کردند تا نیازهای خانواده عثمان را تأمین کنند و آن حضرت نیز از این دستور تبعیت کردند، همچنین در همه جنگهای دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع)، در کنار ایشان حضور داشتند و از ولایت دفاع کردند و جلوه مهمتر این ولایتمداری را میتوان در دوران امام حسن مجتبی(ع) مشاهده کرد.
هنگامی که شرایط سیاسی و نظامی بهگونهای پیش رفت که امام حسن(ع) ناچار به پذیرش صلح با معاویه شدند، برخی از شیعیان که همچنان خواهان جنگ بودند، به سراغ امام حسین(ع) آمدند و از ایشان خواستند رهبری قیام علیه معاویه را بر عهده بگیرند؛ اما امام حسین(ع) این درخواست را نپذیرفتند و فرمودند تا زمانی که امام حسن(ع) امام جامعه هستند، همه باید از تصمیم ایشان تبعیت کنند.
این رفتار، یکی از مهمترین درسهای سیره امام حسین(ع) برای جامعه امروز است؛ اینکه در مسیر حق، ولایتمداری را بر سلیقههای شخصی مقدم بدانیم. «جوانمردی» یکی دیگر از برجستهترین ویژگیها در سیره امام حسین(ع) است، متأسفانه در جنگهای امروز شاهد هستیم که بسیاری از انسانهای بیدفاع، از جمله زنان، کودکان و غیرنظامیان، به صورت غافلگیرانه هدف حملات قرار میگیرند، در حالیکه سیره اهل بیت(ع) دقیقاً بر خلاف این شیوه بوده است.
در برخی موارد نیز خود امام(ع) با دست مبارکشان به آنان آب دادند و این رفتار در حالی بود که همان سپاه برای متوقف کردن حرکت امام و تحویل ایشان به حکومت اموی آمده بود. همچنین در روز عاشورا امام حسین(ع) آغازگر جنگ نبودند و تا زمانی که دشمن نخستین تیر را پرتاب نکرد، نبردی آغاز نشد. در مقابل، سپاه دشمن حتی آب را بر کودکان و اهل بیت(ع) بست که این رفتار، نقطه مقابل جوانمردی و اخلاق اسلامی بود.
امروز نیز شاهد حمله به مدارس، مراکز غیرنظامی و شهادت کودکان بیگناه هستیم؛ در حالیکه مدعیان حقوق بشر نهتنها واکنش مؤثری نشان نمیدهند، بلکه گاه همان افرادی که مسئول این اقدامات هستند، در مجامع بینالمللی با عنوان مدافع حقوق کودکان معرفی میشوند و این تناقض، تفاوت آشکار میان فرهنگ عاشورا و رفتار مدعیان حقوق بشر را نشان میدهد.
خانواده جایگاه ویژهای نزد امام حسین(ع) داشت و یکی از بخشهایی که در پژوهشهای عاشورایی کمتر به آن پرداخته شده، زندگی خانوادگی آن حضرت است، معمولاً توجه پژوهشگران به قیام عاشورا معطوف بوده، در حالیکه رفتار امام حسین(ع) در خانواده نیز سرشار از درسهای تربیتی است، تکریم همسر و فرزندان، بهویژه دختران؛ از ویژگیهای برجسته سیره امام حسین(ع) است.
آن حضرت محبت خود به خانواده را آشکارا بیان میکردند و در اشعار منسوب به ایشان نیز این محبت نسبت به حضرت رباب و حضرت سکینه(س) بهوضوح دیده میشود «لعمرک اننی لا حب دارا تکون بها سکینه و الرباب احبهما و ابذل جل مالی و لیس لعاتب عندی عتاب؛ به جانت سوگند! خانهای را که سکینه و رباب در آن باشند، دوست دارم. آن دو را دوست دارم و همه ثروتم را در این راه میبخشم و سرزنش ملامتگران در حقم بجا و شایسته نیست.» (طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۱۱، ص ۵۲۰ )
نمونه دیگری از این تکریم، زمانی است که حسن بن حسن برای خواستگاری یکی از دختران امام حسین(ع) (دخترعمویش) نزد ایشان آمد و امام(ع) با احترام از دختران خود یاد کردند و درباره یکی از دخترانشان به نام فاطمه فرمودند که او از نظر ویژگیهای اخلاقی و معنوی، بیش از دیگران به حضرت زهرا(س) شباهت دارد و این سخن، هم نشاندهنده تکریم حضرت زهرا(س) و هم بیانگر جایگاه والای دختر در نگاه امام حسین(ع) است.
هنگامی که معاویه از طریق مروان برای دختر حضرت زینب(س) برای یزید خواستگاری کرد، امام حسین(ع) با این ازدواج مخالفت کردند و او را به عقد یکی از بستگان شایسته خود درآوردند. علاوه بر این، برای تأمین آینده زندگی آن دختر، باغ ارزشمندی نیز به او بخشیدند تا هیچگونه انگیزه مادی در پذیرش آن خواستگاری وجود نداشته باشد.
این رفتار نشان میدهد که تکریم دختر در نگاه امام حسین(ع) تنها به فرزندان خود ایشان محدود نبود، بلکه نسبت به دختران خاندان و خویشاوندان نیز همین حساسیت، محبت و آیندهنگری را داشتند و این میتواند یکی از الگوهای مهم خانواده اسلامی در جامعه امروز باشد.
عنصر شجاعت در نهضت عاشورا، از مردان تا زنان، بهروشنی قابل مشاهده است که یکی از برجستهترین جلوههای این شجاعت را میتوان در شخصیت حضرت زینب کبری(س) مشاهده کرد، این شجاعت از دو منظر قابل بررسی است؛ نخست، دفاع از امام و رهبر الهی و دوم، ایستادگی بینظیر در برابر دشمن.
هنگامی که عبیدالله بن زیاد دستور قتل امام سجاد(ع) را صادر کرد، حضرت زینب(س) خود را سپر امام قرار داد و این اقدام تنها از سر عاطفه خانوادگی نبود، بلکه بهدلیل جایگاه امامت و ولایت صورت گرفت، ایشان برای حفظ امام زمان خویش از جان خود گذشت و این رفتار، یکی از مهمترین درسهایی است که جامعه امروز به آن نیاز دارد.
شجاعت حضرت زینب(س) در برابر ابن زیاد نیز جلوهای دیگر از این روحیه است، ایشان با خطاب قرار دادن او با عنوان «ابن مرجانه»، در فضایی که افتخار به نسب و خاندان اهمیت ویژهای داشت، شخصیت و جایگاه او را به چالش کشید و اقتدار ظاهریاش را در هم شکست و همین روحیه را در خطبه تاریخی حضرت زینب(س) در مجلس یزید نیز میتوان مشاهده کرد.
آنجا که فرمودند: « ای پسر آزاد شده، آیا این عدالت است که زنان و دختران و کنیزان تو در پس پرده عزت بنشینند و دختران رسول خدا(ص) را چونان اسیران در کوچه و بازار بگردانی؟» این سخن، یادآور عنوان «طلقاء» بود که پس از فتح مکه بر بنیامیه نهاده شد و در واقع گذشته آنان را به رخ یزید کشید.
حضرت زینب(س) با این بیان، علاوه بر یادآوری رفتار کریمانه پیامبر اکرم(ص) با بنیامیه، این پرسش را مطرح کردند که چگونه آنان در برابر آن همه بزرگواری، فرزندان پیامبر(ص) را به اسارت کشاندند و این موضعگیری، جلوهای آشکار از شجاعت، بصیرت و حضور مؤثر ایشان در صحنه بود.
یکی دیگر از درسهای مهم عاشورا، «اقدام بجا و بهموقع» است، گاهی ارزش یک اقدام، بیش از انجام آن کار به زمان انجام آن وابسته است، اگر سخن یا رفتار انسان در زمان مناسب انجام شود، اثرگذاری آن چندین برابر خواهد بود و در جریان عاشورا، بسیاری از مردم کوفه امام حسین(ع) را دعوت کردند، اما هنگام یاری آن حضرت به دلایلی مانند ترس یا فضای خفقان حاکم بر جامعه، از همراهی با ایشان خودداری کردند.
پس از شهادت امام حسین(ع)، همین افراد دچار پشیمانی شدند و با عنوان «توابین» قیام کردند، هرچند توابین با سپاه اموی جنگیدند و حتی در مقاطعی ضرباتی نیز به دشمن وارد کردند، اما قیام آنان نتوانست آثار تعیینکنندهای بر جای بگذارد؛ زیرا اقدام آنان پس از وقوع حادثه عاشورا بود و زمان اصلی یاری امام گذشته بود.
اگر همان هزاران نفری که بعدها با عنوان توابین شناخته شدند، در روز عاشورا در کنار امام حسین(ع) حاضر میشدند، بیتردید سرنوشت کربلا به گونه دیگری رقم میخورد و آن فاجعه بزرگ رخ نمیداد، دفاع از حق، زمانی بیشترین اثر را دارد که در وقت خود انجام شود؛ زیرا اقدام دیرهنگام، هرچند از سر اخلاص باشد، نمیتواند آثار اقدام بهموقع را جبران کند.
بسیاری از وقایع تاریخی نشان میدهد که اگر اقدام در زمان مناسب انجام نشود، حتی فداکاریهای بعدی نیز نمیتواند آثار از دسترفته را جبران کند، خطابهای کوبنده حضرت زینب(س) به ابنزیاد و یزید در کوفه و شام، نمونهای روشن از سخن گفتن در زمان و مکان مناسب است و این موضعگیریهای بهموقع، شخصیت سیاسی و اجتماعی آنان را در افکار عمومی متزلزل کرد و تأثیری ماندگار بر تاریخ گذاشت.
انتهای پیام