
سرویس اندیشه ایکنا در قالب درسگفتار «قدر، توسعه دهنده زیست انسان» به سراغ پویا پایداری، مدرس دانشگاه و پژوهشگر دینی رفته تا پیرامون این موضوع که شبهای قدر چگونه میتوانند نقطهای برای بازاندیشی در زیست ایمانی انسان باشد بیاموزد و بیندیشد. آنچه در ادامه میخوانیم، تأملی است بر مفهوم قدر به مثابه نقطه عطفی برای اصلاح کاستیها و رسیدن به ایمانی فرحناک که در متن زندگی اجتماعی معنا مییابد. در این مجال بخش اول این درسگفتار تقدیم مخاطبان میشود.
شب قدر، طلبیدن قدرتی برای نگرشی صحیحتر و گامی درستتر است. قدر، پالایش سبک زیستن برای برداشتن گامی دوباره است؛ نه از سر تکرار، بلکه برای اصلاح کاستیها. این معنا، آنجاست که پیوند مفاهیم ایمانی با جامعه نوین جلوهگر میشود.
در این نگاه، ایمان انتخابی پرشور و زنده در متن زندگی است، نه نگاهی عزلتگزین و حسرتبار؛ بلکه حقیقتی که در اجتماع و اجماع معنا میدهد، در نهایت بهره والانژادی و اشرافیت، بلکه در وجود انسانهای عادی و در نهایت بهرهمندی آنان جلوه میکند. از این رو، این موضوع نیازمند پاسخی درست و پیوندی مناسب است؛ پاسخی که هم مبانی را حفظ کند و هم نیازهای زمانه را در نظر بگیرد.
مقوله ایمان همان امر «قریب و غریب» است؛ همان حلقه گمشده میان باورمندان و باورستیزان و همان نقطه اشتراک همه ادیان.
ایمان نه از منظر تکلیف، بلکه بر پایه محبت شکل میگیرد. محبت کششی درونی میان محب و محبوب است؛ از این رو ایمان برای انسان دشوار نیست، بلکه دلپذیر است و پاسخی مثبت به خواستهها و نیازهای درونی اوست. چنانکه در قرآن کریم آمده است: «وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ»؛ خدا ایمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دلهایتان آراست و کفر و بدکاری و نافرمانی را در نظر شما ناخوشایند ساخت.
با این معنا، ایمان مفهومی از جنس زیبایی و آرامشبخشی است؛ حقیقتی که هم در دلها نفوذ میکند و هم در آنها استوار میشود.
نفوذی از جنس غلبه بر دلها، نه تبعیتی بر پایه اجبار و اکراه. وقتی ایمان سراسر محبت باشد، این سخن امام باقر(ع) درخشش بیشتری مییابد که فرمود: «هل الدین الا الحب؟»
اصل دین محبوب انسان است؛ از این رو اعتقاد به توحید خالق که در رأس دین الهی قرار دارد نیز برای انسان محبوب است. ایمان، بهعنوان جریان تپنده زیست انسان، تنها درک عقلی نیست، بلکه از درهمآمیزی تعقل و تعشق زاده میشود.
با چنین نگاهی میتوان ایمان را نوعی علاقه شدید معنوی، روحانی و ربانی در زیست انسانها دانست؛ علاقهای که البته از پرتو خورشید عقل و استدلال نیز نور میگیرد.
ایمانی که سبب کشش و جذب انسان به سوی یک مبنا میشود، برخاسته از علاقه است. این علاقه احساسی در انسان پدید میآورد که او را به سوی محبوب میکشاند.
بر این اساس، محبت نوعی انجذاب روانی است که روح، جان، دل و تمام وجود انسان را به سوی محبوب و معشوق سوق میدهد. در همین معنا از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «مَن أَحَبَّ لِقاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقاءَهُ، وَمَن كَرِهَ لِقاءَ اللَّهِ كَرِهَ اللَّهُ لِقاءَهُ».
در اینجا رابطهای دوطرفه شکل میگیرد: هر کس مشتاق دیدار خدا باشد، خدا نیز مشتاق دیدار او خواهد بود و بالعکس. چنین ایمانی با این زاویه نگاه، قوام و شاکله زیست انسان میشود؛ ایمانی که نهتنها واپسگرایی ندارد، بلکه پیوسته سبب گسترش زیست انسان میشود. این گسترش همان زیست ایمانی است که به زیستی فرحناک و اخلاقی میانجامد.
در این میان، شب قدر نقطه عطف سالانه انسان برای ارزیابی میزان پیشروندگی در این مسیر است؛ فرصتی برای آنکه انسان بنگرد تا چه اندازه عاشقانه در همه ابعاد از این هوا تنفس میکند و با علاقهای عمیق از زیست ایمانی خود لذت میبرد. فرصتی برای نگریستن به تلاش یکساله انسان، نه صرفاً فریادی یکشبه.
انتهای پیام