کد خبر: 4355999
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۴
برشی از کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه»/ 2

«سیاست و جنگ» در اندیشه امیرالمؤمنین(ع)

در کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی چنین آمده است: جنگ یک وسیله است برای خاموش کردن آتش فتنه و سرکوب مهاجمان و متجاوزان و مفسدان و ابزاری است در دست مال‌اندیشان مصلح و سیاست‌مداران متعهد و دلسوز که هدفی جز تأمین امنیت مردم و حفظ مرزها و اعمال سیاستی منطقی برای توسعه اصلاحات و رفع مشکلات و حضور شکوهمندانه مردم و مشارکت عمومی آنها در امور اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ندارند.

جنگ و سیاست‌های جنگی در دیدگاه امام علی(ع)به گزارش ایکنا؛‌ کتاب «اندیشه سیاسی - تربیتی علوی در نامه‌های نهج‌البلاغه» نوشته آیت‌الله احمد بهشتی، طی سال ۱۳۸۸ در 9 جلد و به همت بوستان کتاب منتشر شده است. ایکنا در آستانه عید سعید غدیر خم برش‌هایی از این کتاب را انتخاب کرده است. بخش دوم این نوشتار را در ادامه می‌خوانیم. 
 
«سیاست و جنگ»
 
در میدان جنگ و در برخورد با مهاجمان و اخلال‌گران از چه نیروهایی باید استفاده کرد؟ آیا هرکسی که لباس رزم بپوشد و سلاح به کف گیرد، شایسته است؟ و اصولاً در چه صورتی باید به اعمال سیاست جنگی پرداخت؟ آیا جنگ هدف است یا وسیله؟ آیا باید در هر شرایطی به جنگ روی آورد یا جنگ هم برای خود مبنا، ملاک، معیار، قاعده و ضابطه دارد و نباید به قصد انتقام‌جویی و زهرچشم گرفتن از دشمنان وارد میدان کارزار شد و نیروها را به هدر داد و از پدید آوردن شرایط صلح و آرامش و نشاط زندگی برای کار و تلاش و توسعه اقتصادی و گسترش امنیت، فراگیر کردن تعلیم و تربیت، رشد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، تحکیم موقعیت خانوادگی و بالا بردن فهم و شعور و ایمان مردم خودداری کرد؟
 
در سیاست منطقی علوی، پاسخ هر دو سؤال روشن است. نه هر کسی شایسته حضور در میدان دفاع است و نه جنگ در هر شرایطی نسخه شفابخش همه بیماری‌های اجتماعی و سیاسی است.
 
افرادی که روحیه‌ای ضعیف و اراده‌ای سست و عزمی منحط دارند، اگر در میدان کارزار قدم نهند اثری جز تضعيف روحیه رزمندگان و تقویت روحیه دشمنان ندارند. هرچند ظاهری آراسته و بازویی ستبر و هیکلی درشت داشته باشند. «نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست/ کلاه داری و آیین سروری داند/ هزار نکته باریک تر زمو این جاست/ نه هر که سر بتراشد، قلندری داند».
 
جنگ یک وسیله است برای خاموش کردن آتش فتنه و سرکوب مهاجمان و متجاوزان و مفسدان و ابزاری است در دست مال‌اندیشان مصلح و سیاست‌مداران متعهد و دلسوز که هدفی جز تأمین امنیت مردم و حفظ مرزها و اعمال سیاستی منطقی برای توسعه اصلاحات و رفع مشکلات و حضور شکوهمندانه مردم و مشارکت عمومی آنها در امور اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ندارند.
 
در نامه‌ای که حضرتش به عثمان بن حنیف نوشته است هم به فلسفه جنگ توجه کرده و هم روش گزینش نیروهای عمل کننده را نشان داده است.
 
«فإن عادوا إلى ظل الطَّاعَةِ فَذَاكَ الَّذِي نُحِبُّ»؛ اگر دشمنان به سایه اطاعت بازگردند این همان چیزی است که ما دوست داریم.» این بیان دادگرانه و مصلحانه حضرتش ریشه قرآنی دارد. قرآن درباره دشمنان و اسلام‌ستیزان در فرمانی ماندگار به پیامبر(ص) می‌گوید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلَّمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ اگر آنان برای صلح و سازش آمادگی داشته باشند تو هم با توکل به خدای بزرگ برای صلح و آشتی آمادگی داشته باش.»
 
شاید - و بلکه حتماً - جملة «توكل على الله» اشاره به این است که چون ممکن است دشمن در صدد باشد که به بهانه صلح و سازش در صدد به دست آوردن فرصت و تحصیل آمادگی و قوت برای وارد کردن ضربه نهایی باشد؛ از این رو تو باید با اعتماد به خدا و توکل به ذات بی‌همتای او از پیشنهاد صلح استقبال کنی و در عین حال گرفتار غفلت و مسامحه نباشی و هشیاری و آمادگی را کاملاً مراعات کنی تا دشمن از فرصت استفاده نکند و کاری که نباید صورت گیرد، اتفاق نیفتد.
 
وانگهی در هیاهوی جنگ هیجان‌ها و احساسات فرصت مناسب را از جنگاوران سلب می‌کند و مجال تصمیم‌گیری پیدا نمی‌کنند، اما در آرامش پدید آمده از صلح فرصت کافی وجود دارد و کار تدبیر و مال‌اندیشی آسان می‌شود. به همین جهت حضرت به آنهایی که در قضیه حکمیت معترض بودند که چرا به دشمن فرصت داده شده است چنین فرمود: «فإنما فعلت ذلك ليتبين الجاهل و يتثبت العالم، ولعل الله أن يُصْلِحَ في هذه الهدنة أمر هذه الأمة»؛ من این کار را کردم تا نادان خطای خود را بشناسد و دانا بر اعتقاد خود پایدار و استوار بماند. بدان امید که در این مدت صلح و آرامش خداوندگار ناهنجار این امت را اصلاح فرماید.
 
چرا نباید به دشمن فرصت داد که چاره‌اندیشی کند و عقل را بر احساسات غالب گرداند و نسنجیده و شتاب گرانه به راهی برود که جز سقوط و تباهی و درماندگی نتیجه‌ای نداشته باشد؟ آیا رهبران فرهیخته و فرماندهان روشن‌ضمیر و زمامداران مردم‌دوست به راهی غیر از این می‌روند؟
 
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در ادامه سخن فلسفه فرصت دادن به دشمن را چنین ترسیم کرد: «لا تُؤْخَذَ بأكظامها فتعجل عن تبين الحقِّ و تنقاد لأوَّلِ الْغَي»؛ نباید کاری کرد که زمینه فرونشستن خشم امت از بین برود و در جست‌وجوی حق به شتاب گرفتار شود و عجولانه به تصمیمات واهی روی آورد و تسلیم اولین اندیشه گمراه کننده گردد.
 
تیغ جنگ، مانند تیغ جراحی است که جز در مقام ضرورت و لاعلاجی کاربردی ندارد و طبیبی که به بیمار فرصت استراحت و علاج درد با آرامش و شکیبایی نمی‌دهد و بی درنگ به کالبد شکافی می‌پردازد حاذق و دلسوز و کارآمد و موفق نیست و چه بسا موجب مرگ بیمار می‌شود.
 
جنگ‌های اسلامی همه تدافعی است نه تهاجمی در برخی از آیات قرآنی توصیه به جنگ به طور مطلق شده و هر گونه جنگی اعم از تدافعی و تهاجمی – تجویز شده ولی آیاتی هم وجود دارد که به جنگ جنبه تدافعی داده و بنابراین، باید دایره اطلاق را محدود کرد و اسلام را از این که دین جنگ و تهاجم و گرفتن زمین و گشودن شهرها و کشورها و تحمیل عقیده با زور و جبر و اکراه باشد منزه شمرد.
 
امام به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «لا تدعون إلى مبارزة و إن دعيت إليها فأجب فإِنَّ الداعي إليها بال و الباغي مصروع»؛ کسی را به پیکار فرا نخوان و اگر فراخوانده شدی بپذیر چرا که فراخواننده به پیکار، تجاوزگر و تجاوزگر شکست خورده است.
 
نباید در میدان جنگ و در طوفان پیش از جنگ تسلیم احساسات کور شد و به بهانه انتقام‌جویی و سرکوب دشمن از جاده عدل و انصاف خارج گردید. به ویژه فرماندهان باید عقل و درایت را بر خشم و کینه حاکم سازند و بکوشند که با کمترین تلفات و ضایعات شعله جنگ را فرو نشانند و راه بازگشت و توبه و جبران مافات را بر افرادی که زمینه بیداری و آگاهی دارند باز بگذارند. جنگ برای قطع ریشه‌های فتنه و فرونشاندن شعله‌های ویرانگر فساد است و به هیچ وجه وسیله‌ای برای قدرت‌نمایی و فخرفروشی و مباهات نیست. به همین جهت است که قرآن کریم در فرمانی آسمانی می‌فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ»؛ با دشمنان اسلام بجنگید تا فتنه‌ای تداوم نیابد.
 
در عین حال، ارتش اسلام باید همواره به طور کامل برای دفع هرگونه تجاوز و سرکوب هرگونه توطئه‌ای آماده باشد و با مانورهای شکوه‌مندانه خود آمادگی و ادوات جنگی و نیروهای رزمی خود را به نمایش گذارد تا دشمنان را به خوف و وحشت اندازد و نقشه هرگونه توطئه و تجاوز را از سر ایشان بیرون کند.
انتهای پیام
خبرنگار:
محمد سجاد محمدیان
دبیر:
معصومه صبور
captcha