
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی؛ رئیس بنیاد بینالمللی امامت، 13 خردادماه در نشست علمی «
بررسی ابعاد مختلف پیمان غدیر و بیعت با امیر با عنایت به خطبه غدیر»، که از سوی مرکز مدیریت حوزه علمیه فارس و بنیاد بینالمللی امامت، با همکاری بنیاد پژوهشی فرهنگی پیمان غدیر شیراز برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت.
وی در این نشست تأکید کرد که پیام غدیر، بیانگر فریضه بودن ولایت است؛ تکلیفی که خداوند در واپسین لحظات عمر مبارک پیامبر اکرم(ص) ابلاغ فرمود و هشدار داد که تردید در آن، موجب لعنت الهی و ملائکه است. وی اظهار کرد: اگرچه ولایت و امامت حضرت در مقاطع دیگر نیز بیان شده بود، اما نکته غدیر در این تکلیف الهی است. سخنان این استاد حوزه به شرح زیر است:
برخی پژوهشگران این پرسش را مطرح کردهاند که چرا پیامبر اکرم(ص) در شرایط دشوار حجهالوداع و در آن بیابان، مأمور به ایراد خطبه و اعلام خلافت حضرت امیرالمؤمنین(ع) شدند؟ به باور من، واقعه غدیر حامل پیامی است که در هیچیک از دیگر وقایع معرفی امامت حضرت علی(ع) وجود نداشت؛ چنانکه در کتاب کافی و سایر منابع آمده است که امام باقر(ع) فرمودند: آخرین فریضهای که خداوند پس از تمامی فرائض نازل کرد، ولایت و امامت بود.
نگاه ما معمولاً به ولایت و امامت بهعنوان تداوم نبوت است. در آیات شریفه مرتبط با غدیرخم نیز شاهد این نکته هستیم که وقتی فرموده میشود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»، مشخص میشود که موضوع، بعثت، حقایق الهی و نبوت است و ما ولایت را در امتداد آن قطعی میدانیم. همچنین در مورد آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً» نیز میتوان استنباط کرد که اگر ابلاغ ولایت صورت نمیگرفت، اسلام به کمال نمیرسید.
با بررسی خطبه غدیر، درمییابیم که تأکیدات، مضامین و شرایط حاکم بر آن و آثار مترتب بر آن، بیش از هر چیز بر لوازم امامت حضرت علی(ع) متمرکز است، که ولایت نیز از شئون امامت به شمار میرود. هنگامی که ولایت در معنای خاصِ شئون امامت به کار میرود، ناظر به «حوزه عمل» است. در روایت «بنی الاسلام علی خمس» (اسلام بر پنج چیز بنا شده است: روزه، نماز، حج، زکات و ولایت)، ولایت در کنار چهار رکن دیگر بهعنوان یکی از ارکان اسلام شناخته شده و بیان گشته است که ولایت از همه اهم است؛ زیرا بدون ولایت، سایر ارکان محقق نخواهد شد. امام باقر(ع) نیز فرمودند: ولایت، فریضهای است که از ارکان عملی اسلام محسوب میشود.
باید به خطبه پیامبر(ص) از این منظر بنگریم که ایشان چگونه ولایت و امامت را به عنوان یک رکن و اصلی قابل اتکاء، اجرایی و عملی مورد توجه قرار دادند. به عبارت دیگر، هر کس ایمان به پیامبر(ص) دارد، باید صوم، صلاة و زکات را بجا آورد و فریضهای که از تمام اینها مهمتر است، ولایت ائمه اطهار(ع) است.
ابلاغ پیامبر (ص) در واقعه غدیر، امری عملی است که ما از آن به «ولایت» تعبیر میکنیم؛ زیرا خود پیامبر(ص) نیز از این تعبیر بهره بردند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ». این ولایت، در واقع مقام تصرف و حضور امامت در متولی است. چرا که حضرت با استناد به آیات شریفه که بیانگر ولایت پیامبر(ص) بر دیگران است، فرمودند: «یا ایها الناس من اولی بالمؤمنین من انفسهم». ایشان با تکیه بر این آیات، فرمودند اگر من چنین ولایتی بر شما دارم، علی(ع) نیز همین نسبت را با شما دارد. در اینجا بحث بر سر «مقام تصرف» و مقام ولایتی است که نیازمند تولی و رهبری است.
پیام غدیر اولویت در تصرف است
پیامبر اکرم (ص) در حیات انسان، مقام تصرف و مداخلهای دارند که تبعیت از ایشان و مقدم دانستن امر آنان بر خود، موجب رستگاری و سعادت است و در مقابل، عدم پذیرش این مقام، به معنای دوری از ولایت است. همین نسبت — یعنی مقام اولویت و تصرف — است که در واقعه غدیر خم از سوی پیامبر(ص) بیان شد.
چنانچه مسئله امامت را در معنای «تولی» و «ولایت» تحلیل کنیم، مقام اولویت حضرت علی(ع) اقتضای تولی و انجام مجموعهای از اعمال و اقدامات را دارد؛ بنابراین، مقام ولایت، در واقع مقام راهبری، تصرف و دخالت است. از آنجا که وجوب تبعیت و طاعت، محصولِ اولویت نسبت به نفس است، ما با یک مسئله عملی مواجه هستیم. از همین رو، پیامبر(ص) در دعای خود فرمودند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...» (خدایا هر کس را که با علی بن ابیطالب ولایت ورزید، دوست بدار و هر کس را که با او دشمنی کرد، دشمن بدار). در اینجا، در برابر "ولایت"، "دشمنی" قرار داده شده است؛ زیرا هر کس تولی و نصرت امام را بر نپذیرد، در نقطه مقابل، در زمره دشمنان قرار میگیرد. در این میان، آنچه موجب خذلان شده و رابطهی انسان با ولایت را دچار مشکل میکند، عدم تبعیت از امام و بیوفایی به عهد با ایشان در مقام عمل است.
پیامبر(ص) در خطبه غدیر مکرراً از حضرت علی(ع) به عنوان «ناصر دین» (یار دین) یاد میکنند و تأکید مینمایند که ایشان در مقام نصرت و یاری، نسبت به پیامبر، بر تمامی مردم پیشتاز است (معاشر الناس هو ناصر دین الله...). علی(ع) کسی بود که دین خدا را یاری داد و از هیمنه و مقام پیامبر(ص) دفاع کرد. در تعابیر دیگر نیز آمده است که مردم نباید خود را از علی(ع) جدا کنند، از او فاصله بگیرند یا احساس بینیازی از ایشان داشته باشند. هر جا حضرت در پیام غدیر تأکید میفرمایند، مقصود این است که امیرالمؤمنین(ع) صاحب تصرف و هدایت عملی امت است و وظیفه امت، تبعیت از ایشان است.
این تعبیر در خطبه بیش از یک بار تکرار شده و مخاطب آن تنها حاضرین در آن مجلس نیستند؛ بلکه پیام غدیر برای تمامی انسانها در هر عصر و مکانی است و باید به دیگران منتقل شود. فراز پایانی خطبه غدیر که جانمایه سخنان پیامبر(ص) است، با این تعابیر آمده است که ای مردم بگویید: «انا سامعون مطیعون...» (ما شنونده و فرمانبرداریم). این فراز نشان میدهد که امتداد و غایت این پیام، بیعت مردم با حضرت علی(ع) است.
جایگاه ولایت؛ امتداد نبوت
از منظر پیامبر اکرم (ص)، جایگاه ولایت در واقع امتداد رسالت است. بنابراین، در مقام تولی نسبت به ولایت امیرالمؤمنین(ع)، مؤمن باید اذعان دارد که این پیام را شنیده، به آن اقامه حجت نموده و از آن تبعیت میکند. این پذیرش، ابتدا با القای پیام در ساحت عقل، اندیشه و عاطفه آغاز میشود و در گام دوم، تمام ابعاد وجودی — شامل زبان، دست، قلب و کلیت هستی — در امتداد غدیر قرار میگیرد؛ بهگونهای که زندگی و مرگ ما بر پیمان با امیرالمؤمنین(ع) استوار باشد: عَلَی ذَلِکَ نَحْیَا وَ نَمُوتُ وَ عَلَیْهِ نُبْعَثُ؛ چرا که حیات و ممات ما بر اساس این پیمان است و با ایشان زندگی کرده، با ایشان میمیریم و در نهایت با ایشان مبعوث میشویم.
در این مسیر، احتمال دارد فردی در ابتدا اظهار وفاداری و پایداری کند، اما در میانه راه، موضع خود را تغییر دهد. از این رو، ضروری است معرفت نسبت به غدیر و حضرت علی(ع) به گونهای حاصل شود که جای هیچگونه تردید و شکی باقی نماند. به همین سبب است که در خطبه غدیر تأکید شده است که ما نه از این پیمان باز میگردیم و نه از میثاق آن امتناع میکنیم.
پیام غدیر بر این اصل بنیادین تأکید دارد که ولایت یک فریضه است؛ تکلیفی که خداوند در واپسین لحظات عمر مبارک پیامبر(ص) ابلاغ فرمود و هشدار داد که تردید در آن، موجب لعنت الهی و ملائکه است. هرچند ولایت و امامت حضرت در مقاطع دیگر نیز بیان شده بود، اما نکته محور غدیر، تأکید بر فریضه بودن و جنبه تکلیفی آن است.
با بررسی قرآن، روایات و تاریخ، درمییابیم که رستگاری و فلاح تنها برای کسانی است که به پیامبران و اولیای الهی متمسک شدهاند. امروز نیز در زیر این آسمان پهناور، تنها کسانی پایدار و مقاوم در برابر باطل ایستادهاند و مبارزه میکنند که به این حقیقت حقیقت پیوستهاند.
راز مبارزه شیعه با باطل
امروز در جهان، پیروان بسیاری از مذاهب و ادیان را میبینیم؛ مسیحیان مؤمنی که به کلیسا میروند، اهل وقف و انفاق هستند و در ظاهر، بیش از ما به این امور اهتمام میورزند. اما پرسش اینجاست که چرا این گروهها در برابر کفر، فساد و تباهی سکوت کرده و یا راه مماشات را برمیگزینند؟ و چرا تنها پیروان مکتب تشیع هستند که با دستانی خالی، در برابر مستکبران و اهل باطل سینه سپر میکنند؟
ریشه این تفاوت بنیادین را باید در واقعه غدیر جستوجو کرد. پیوند ناگسستنی شیعه با غدیر است که به عاشورا معنا و تداوم میبخشد؛ چرا که اگر غدیر را از عاشورا جدا کنیم، قیام کربلا تنها به یک تراژدی انسانی و واقعهای غمناک تبدیل خواهد شد. در واقع، عظمت و اهمیت عاشورا وامدار غدیر است؛ زیرا امام حسین(ع) در امتداد همان ولایت بود که تا آخرین نفس در برابر باطل ایستادگی کرد.
از آنجا که پیام غدیر در اندیشه و جان شیعه ریشه دوانده، او هرگز نمیتواند از مکتب امیرالمؤمنین(ع) عدول کند. شیعه با دریافت حقیقت غدیر، آن را نه صرفاً یک واقعه، بلکه جریانی تاریخی برای احیای انسانیت و حقطلبی میداند. بر این اساس، هر کس که بخواهد در این مسیر گام بردارد، باید با تمام وجود — از عقل و اندیشه تا قلب و عاطفه — به غدیر بپیوندد و در این راه پایدار بماند.
انتهای پیام