کد خبر: 4340019
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۰
قدر، توسعه دهنده زیست انسان/ ۲

از خمودگیِ اراده تا عزتِ حرکت؛ بازخوانی مفهوم «قدر» در اندیشه علوی

در نظام اندیشه توحیدی، زیست توسعه‌یافته فراتر از شاخص‌های مادی، جریانی پویا از تحول درونی و تعالی بیرونی است که از مجرای اراده و طلب می‌گذرد. برخلاف رویکردهای ایستا که معنویت یا تقدیر را بهانه‌ای برای سکون می‌پندارند، منطق وحی و سیره معصومین(ع)، هرگونه گشایش را در گرو عبور از حصار کسالت و فشالت و نفی خمودگی می‌داند. در این نگاه، حقیقتِ قدر نه یک انجمادِ جبری، که رویکردی حرکتی و نقشه راهی برای تقویت اراده‌های پولادین در مواجهه با رنج‌های صیقل‌دهنده است.

از خمودگیِ اراده تا عزتِ حرکت؛ بازخوانی مفهوم «قدر» در اندیشه علوی

سرویس اندیشه ایکنا در قالب درس‌گفتار «قدر، توسعه دهنده زیست انسان» به سراغ پویا پایداری، مدرس دانشگاه و پژوهشگر دینی رفته تا پیرامون این موضوع که شب‌های قدر چگونه می‌توانند نقطه‌ای برای بازاندیشی در زیست ایمانی انسان باشد بیاموزد و بیندیشد. نوشتار حاضر با خوانشی آسیب‌شناسانه از نسبت میان دعا و تلاش، بر آن است تا نشان دهد که چگونه طلبِ صادقانه و استغنای علوی، مرز میان عزتِ حرکت و ذلتِ وابستگی را ترسیم می‌کند؛ چرا که در فرهنگِ سعی، هر دریافتی به سعه‌ همت است و طلبِ بدون کوشش، همچون نقش‌ بستنِ حبابی بر چهره‌ دریاست. در این مجال بخش دوم این درس‌گفتار تقدیم مخاطبان می‌شود.

برای بررسی زیست انسان و نگاه توسعه‌ای، هم در بُعد مادی و هم در جهت معنوی، نخست باید فرد طالب و خواستار ورود در مسیر توسعه‌ای باشد. مسیر توسعه‌ای یعنی فراری از کسالت و فشالت چنانکه زینت عابدان در مناجات‌های رمضانی، فریاد بلند خود را قبل از وسوسۀ شیطان بر سر تنبلی و خمودگی خود می‌زند و از خدای سبحان طلب می‌نماید که مرا یاری ده از شرارت و بد یمنی این دو مانع کلیدی در مسیر رشدم، رهایی یابم «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَ الْفَشَلِ» 

اراده اولیه از ضرورتهای بنیادین این مسیر است و سختی ها و رنج‌های بسیاری در کمین انسان هستند و جز کسی که اراده و صبر پولادین ندارد، نمیتواند سختی راه را تحمل کند. 

از اميرالمؤمنين درباره صفات پيامبران نقل است: خداوند سبحان فرستادگان خود را داراى اراده‌هايى قوى قرار داد اما از نظر ظاهر ضعيف بودند قناعتى داشتند كه چشم و دلشان را سير مى‌كرد، هر چند اگر فقر و نادارى آنان معلوم مى‌گشت، چشم‌ها و گوش‌ها را از ناراحتى لبريز مى‌نمود.

طلب باید به حدی باشد که فرد به جز رسیدن به خواسته‌اش هیچ چیز دیگر نخواهد و حتی حاضر به گذشتن از جان باشد. 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

لذا رویکرد قدر، رویکردی حرکتی است نه قابلیتی انجمادی. سکون در این شب مبنا ندارد، طلب، فریاد و دعایی که منتهی به اراده‌ای از برای حرکت نگردد، ارمغانی جز اشک و تضرعی لحظه‌ای و حالی خوش اما موقتی ندارد.

اندیشه طلب چیزی در سر پرورندان بدون تلاش، کوشش و ترسیم سختی‌های احتمالی، به نوعی ترویج تنبلی و راحت‌طلبی است که با اندیشه بلند ادیان توحیدی در تعارض است.

مشقات و رنج‌هایی برای طالب هر امری و هر هدفی در عالم تدارک دیده شده است تا طالب خود را محک بزند و بداند چقدر تحمل و اراده برای ورود به طریقت را دارد تا ظرفیت و استعداد خود را اندازه گرفته و برای بالابردن ظرفیت و پیشرفت بیشتر تلاش نماید، چرا که هر دریافتی به سعه تلاش اوست و طلب بدون کوشش همچون کشیدن نقش حباب بر روی دریاست، «وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‌»

چون فرو آیی به وادی طلب پیشت آید هر زمانی صد تعب

صد بلا در هر نفس اینجا بود طوطی گردون، مگس اینجا بود

جد و جهد، اینجات باید سالها زانک اینجا قلب گردد کارها

طلب از برای همت بلند داشتن که مسیر انسان را به سمت تحول و تکامل سوق دهد. این نگاه با نشستن و گذران نمودن روز بر دوش دیگران کاملا مغایرت دارد که امام علی(ع) چنین بیان می‌کند: المَنِيَّةُ و لا الدَّنِيَّةُ ، و التَّقَلُّلُ و لا التَّوَسُّلُ 

مرگ، آرى و ذلت و پستى، هرگز؛ كم داشتن آرى و دست دراز كردن سوى اين و آن، هرگز.

انسان برای زیست توسعه‌ای و آزاد اندیشانه لاجرم باید اهل طلب به معنای خواست و اراده قوی برای رسیدن به مقصود باشد و برای این وصال باید خستگی را خسته کند و دست به زانوی همت خود می‌زند نه طلب نیاز به هر دوران ندیده‌ای، که پیامبر رحمت(ص) در یکی از توصیه‌های ناب به پسر عمویش چنین می‌گوید: اى على! اگر دست خود را تا آرنج در دهان افعى كنم، برايم خوشتر است تا از تازه به دوران رسيده چيزى بخواهم و نقش قدر، روح بخشی به مفهوم طلب و تقویت اراده‌هاست، نه غرق شدن در تعدد مطالبه و تقویت صداها.

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha