کد خبر: 4340096
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۵
حجت‌الاسلام مهدوی‌ارفع بیان کرد

هجرت به سوی ولی؛ راه نجات از سقوط ایمانی

استاد حوزه و دانشگاه همزمان با سومین شب قدر به تأمل در کلام امیرالمؤمنین(ع) تأکید کرد و گفت: محبت علی(ع)، جواز ورود به بهشت و هجرت از نفس در برابر امر ولی، شرط حفظ این محبت و عاقبت‌ بخیری است و تحفه عملی این مسیر، انس با کتاب جاودانه نهج‌البلاغه است.

مهدوی ارفعدر آستانه شب‌های پربرکت قدر، که فرصتی بی‌نظیر برای بازگشت به فطرت الهی و تنظیم دوباره رابطه با معبود است، مروری بر آموزه‌های ناب امیرالمؤمنین علی(ع) درباره معنویت حقیقی، راهگشای سلوک فردی و اجتماعی ما خواهد بود. آن حضرت در نهج‌البلاغه معنویت را فقط در عبادات ظاهری محدود نمی‌کنند، بلکه آن را به‌مثابه «اتصال فرد و جمع به ملکوت» تعریف می‌کردند؛ اتصالی که در تمام شئون زندگی تجلی می‌یابد.
 
در این مجال، با استناد به نامه‌ها و حکمت‌های نهج‌البلاغه، به‌ویژه نامه تاریخی به مالک اشتر، درمی‌یابیم که تقرب به خداوند از طریق تشبه به صفات الهی مانند رأفت، بخشش و عدالت ممکن می‌شود.  حضرت علی(ع) تأکید می‌کنند که معنویت واقعی، انسان را از سلطنت هوای نفس می‌رهاند و او را در مسیر خدمت به خلق و ایستادگی در برابر ظلم قرار می‌دهد.
 
ایکنا همزمان با شب‌های قدر در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین حمیدرضا مهدوی‌ارفع، استاد حوزه و دانشگاه، نهج‌البلاغه‌پژوه و رئیس نهضت جهانی نهج‌البلاغه‌خوانی، گامی در جهت اصلاح رابطه انسان با خدا، خلق و نفس برداشته است تا از معنویت راستین که ضامن سعادت دنیا و آخرت است، بهره‌مند شویم. بخش نخست این گفت‌وگو با عنوان «معنویت ضامن حیات طیبه است» منتشر شد. در ادامه مشروح بخش دوم این گفت‌وگو را می‌خوانیم.
 
در ادامه مباحث مرتبط با فضیلت‌های ماه مبارک رمضان، به موضوع «شب قدر» می‌پردازیم. این شب، همان‌گونه که خداوند متعال در سوره مبارک «قدر» فرموده است، ارزشی غیرقابل تصور دارد. در این سوره آمده است: «لیلة القدر خیر من ألف شهر»، منظور از «ألف شهر» لزوماً هزار ماه به معنای عددی نیست، بلکه کنایه از زمان بسیار طولانی است؛ همان‌گونه که در گفتار عربی و فارسی، گاه از عدد «هزار» برای بیان کثرت استفاده می‌شود. برای مثال، هنگامی که به فرزندی می‌گوییم: «هزار بار به تو گفته‌ام درس‌هایت را به موقع بخوان»، مقصود عدد دقیق هزار نیست، بلکه تأکید بر تکرار و اهمیت موضوع است.
 
اگر ارزش یک شب از کل عمر انسان بالاتر باشد، پس سزاوار است که انسان برای استفاده بهینه از این فرصت بی‌نظیر، تمام توصیه‌های بزرگان دین را به کار بندد تا بهره‌اش از این شب بزرگ به حداکثر ممکن برسد. در کتاب «مفاتیح الجنان»، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عباس قمی(ره) فهرست مفصلی از اذکار، ادعیه، تلاوت سوره‌های قرآن، نماز‌ها و اعمال شب قدر را بیان کرده‌اند؛ اما در پایان تأکید می‌کنند که از شیخ طوسی(ره) نقل شده است که برترین عمل در شب قدر، «مذاکره علمی» یعنی کسب علم و معرفت است.
 
بر این اساس، در این شب بزرگ، مخاطبان را به مهمانی یکی از عالی‌ترین معارف حقه از زبان امیرالمؤمنین علی(ع) دعوت می‌کنیم. ایشان در حکمت چهل و پنجم نهج‌البلاغه، محبت به خود را معیار و نشانه ایمان حقیقی، و بغض و نفرت نسبت به خویش را نشانه نفاق واقعی معرفی می‌کنند. در این حکمت می‌فرمایند: «اگر با همین شمشیرم بر بینی مؤمن بکوبم تا بغض مرا در دل داشته باشد، محال است که بغض مرا در دل داشته باشد و برعکس، اگر همه ثروت دنیا را به پای یک منافق بریزم تا اندکی مرا دوست بدارد، دوست نخواهد داشت». این رازی از اسرار الهی است که ابتدا در لوح محفوظ ثبت شد و سپس بر زبان پیامبر(ص) جاری گشت که فرمود: «یا علی! لا یبغضک مؤمن و لا یحبک منافق؛ یعنی‌، ای علی! تا روز قیامت هیچ مؤمنی از تو ناراحت نخواهد شد و هیچ منافقی تو را دوست نخواهد داشت».
 
این نکته به ما کمک می‌کند تا اولاً امیدمان در شب قدر به نهایت برسد؛ زیرا هنگامی که به قلب خود مراجعه می‌کنیم و می‌بینیم که الحمدلله، محبت امیرالمؤمنین(ع) را داریم، این خود نشانه ایمان است. پس اگر ایمان داریم، در شب قدر از مهمانان خاص خداوند هستیم و مورد توجه ویژه او قرار می‌گیریم و یقین داریم که به ما در این شب اذن دخول داده شده است.
 
اما امیرالمؤمنین(ع) در کنار این مژده به اهل ایمان، هشداری نیز در نهج‌البلاغه دارند. در خطبه ۱۸۹ که از خطبه‌های فوق‌العاده ایشان است، حقیقتی بسیار عمیق و مهم را با اختصار بیان می‌کنند. حضرت با بیان نکته‌ای، این حقیقت را به ما گوشزد می‌کنند که اگر تا این لحظه ایمان در قلب شماست (یعنی محبت من، علی، را دارید)، به ادامه مسیر خود دلخوش نباشید. ممکن است مانند بسیاری در تاریخ، بر اثر غفلت و اشتباه، ایمان از قلب شما برود؛ یعنی محبت مرا از دست بدهید و به بغض من مبتلا شوید. عبارت ایشان در خطبه ۱۸۹ چنین است: «بعضی از ایمان‌ها ثابت و مستقر در قلوب است، ولی بعضی دیگر از ایمان‌ها به زودی از سینه و قلب صاحب خود وداع می‌کنند».
 
اکنون که محبت امیرالمؤمنین(ع) قلب ما را فرا گرفته است و خود را مؤمن می‌دانیم، با شنیدن این خبر و گزارش، نگران و مضطرب می‌شویم که خدایا! مبادا پس از عمری زندگی با ایمان، در ادامه راه، ایمان از قلب ما وداع کند. این اضطراب، سوال بسیار مهمی را در وجود انسان بیدار می‌کند؛ «چه کنم که ایمان ناپایدار من به ایمانی ثابت و مستقر تبدیل شود؟»
 
این سؤال را به خانه خود امیرالمؤمنین(ع) می‌بریم؛ چراکه ایشان در نهج‌البلاغه فرموده‌اند: «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي؛ از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید و هر سؤالی درباره هر موضوعی دارید، از من بپرسید. «فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ»، وای بر کسی که ادعای داناتر بودن از من کند، زیرا من راه‌های آسمان را حتی از راه‌های زمین بهتر می‌شناسم». پس سؤال خود را مبنی بر اینکه «آقاجان! چه کنیم که اگر ایمان ما هنوز ثابت و مستقر نشده، در قلب ما محکم و ثابت شود؟» به محضر ایشان عرضه می‌داریم.
 
حضرت در همان خطبه ۱۸۹، بلافاصله پاسخ می‌دهند: تنها راه تبدیل ایمان غیرثابت به ایمان ثابت و مستقر، «هجرت» است. می‌فرمایند: «هجرت در همان ارزش و جایگاه و ضرورت اولیه خود، تا قیامت باقی است».
 

تبیین حقیقت هجرت

 
پس از بیان اهمیت هجرت به عنوان تنها راه تبدیل ایمان غیرثابت به ایمان مستقر، سؤال دوم مطرح می‌شود: «یا امیرالمؤمنین! منظور از هجرت چیست؟ آیا همان رفتار خاص پیامبر(ص) و اصحاب اندک ایشان در صدر اسلام است که از مکه به مدینه حرکت کردند؟»
 
امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ می‌فرمایند: «اشتباه شما این است که فکر می‌کنید هجرت جدید، یعنی همان حرکت پیامبر و اصحاب از مکه به مدینه. در حالی که آن فقط یک مصداق و مورد از مصادیق هجرت بود؛ همان‌گونه که عده دیگری از مسلمانان نیز به دستور پیامبر از مکه هجرت کردند به حبشه. پس هجرت یک معنا و حقیقتی است که مصادیق آن تا قیامت پابرجاست».
 
واژه «هجرت» از ریشه «هجر» به معنای ترک کردن است. مثلاً مسلمانان از مکه هجرت کردند به مدینه؛ یعنی مکه، خانه، زندگی، دوستان، فامیل و تمام تعلقات خود نسبت به مکه را ترک گفتند. اما امیرالمؤمنین(ع) برای ما روشن می‌کنند که حقیقت هجرت عبارت است از اینکه در تعارض بین فهم، تحلیل، اراده و میل خود با فهم، تحلیل، اراده و میل ولی و امام خود، تو باید فهم، تحلیل، اراده و میل خودت را رها کنی (هجر کنی) و به فهم، تحلیل، میل و اراده امام و ولی خودت تمکین کنی و اطاعت کنی. این حقیقت هجرت است.
 
پس اگر اکنون نگران هستی که ایمانت را ثابت و مستقر کنی و خدای نکرده عاقبت‌ بخیر از دنیا نروی، تنها راهش این است که هجرت کنی؛ یعنی هرجا بین فهم خودت با فهم ولی زمان خودت تعارض بود، فهم خودت را زمین بزنی و به فهم، تحلیل، اراده و انتخاب ولی خودت با طوع و رغبت تمکین کنی. این می‌شود اصل هجرت.
 

دشواری هجرت

 
هنگامی که حضرت، هجرت را به این صورت برای ما تبیین می‌کنند، در وجود ما این حقیقت شکل می‌گیرد که هجرت کردن کار بسیار سختی است. چگونه می‌توان در جایی که خودم به نظر خودم تحلیل دارم، جمع‌بندی دارم، میل خاصی دارم، با تحلیل و جمع‌بندی و میل امام و رهبرم کنار بیایم و خودم را کنار بکشم و از ایشان اطاعت کنم؟
 
این ذهنیت در خواننده خطبه یکصد و هشتاد و نهم ایجاد می‌شود که «این هجرت بسیار کار سختی است». حضرت بلافاصله این را تأیید می‌کنند و می‌فرمایند: «إن أمرنا لصعب مستصعب» ؛ یعنی همانا امر ما (ولایت و پذیرش ولایت) هم خودش صعب و دشوار است (یعنی از درون انسان مقاومت می‌کند) و هم مستصعب است (یعنی وقتی تو آن را پذیرفتی، دشمنان و بدخواهان و منافقان از بیرون هزار فشار و دشواری بر تو تحمیل می‌کنند).
 
امروز ملت شریف، عزیز و مقتدر ایران چرا مورد این همه هجمه است؟ انواع تحریم‌ها، انواع شیطنت‌ها، این جنگ ناجوانمردانه و... به این دلیل است که فقط گفته‌اند: «آقا! نمی‌خواهم تحت ولایت طاغوت باشم، می‌خواهم تحت ولایت الله باشم، تحت ولایت اولیای خدا باشم، می‌خواهم استقلال داشته باشم، کفایت داشته باشم، عزت داشته باشم.» به خاطر این انتخاب، این‌قدر فشار‌ وجود دارد.
 
پس پذیرش ولایت به شرط هجرت، هم خودش سخت است و هم وقتی پذیرفتی، از بیرون سختی‌ها و دشواری‌ها و فشار‌ها بر تو تحمیل می‌شود. این پذیرش سخت است. چه کسی می‌تواند آن را تحمل کند؟
 
حضرت در ادامه می‌فرمایند: «لا یحمله إلا عبد مؤمن، امتحن الله قلبه للإیمان»؛ یعنی هیچ‌کس نمی‌تواند امر ما را اطاعت کند، بپذیرد و تحمل کند، مگر کسی که خدا پیش از آن، قلب او را برای این نوع ایمان امتحان کرده باشد.
 

درخواست شب قدر

 
پس عزیزان! اگر در شب قدر می‌خواهیم از خدا چیزی درخواست کنیم، از او درخواست کنیم که ایمان ما را ثابت و مستقر بگرداند. چقدر دوست و آشنا بودند که در ابتدا پای انقلاب، اصول، ارزش‌ها، مکتب، قرآن و اهل‌ بیت(ع) ایستادند، ولی به مرور زمان قلب خودشان را مراعات نکردند و کارشان حتی به جایی رسید که عمامه پیامبر بر سر گذاشتند، اما حقایق مربوط به اهل‌ بیت(ع) را رسماً انکار کردند. افرادی را سراغ دارم و شما هم خیلی‌ها را می‌شناسید که از محبت و ارادت نسبت به اهل‌ بیت(ع) به بغض و توهین به اهل‌ بیت(ع) رسیدند؛ حتی گاه به مقدسات توهین کردند، مسجد و امامزاده را آتش زدند، علائم و شعائر مربوط به دین خدا، قرآن و اهل‌ بیت(ع) را پاره کردند و سوزاندند. اینان که از روز اول این‌گونه نبودند، قلبشان متأسفانه وارونه شده است.
 
بنابراین بیان کردیم که؛ شب قدر، فرصتی بسیار مناسب است تا انسان یک نکته معرفتی به خود اضافه کند. چه معرفتی بالاتر از این که بدانی ایمان خودت را با چه چیزی امتحان کنی؟ شاخص، نشانه و معیار ایمان من چیست؟ حضرت فرمودند: محبت امیرالمؤمنین(ع). چگونه این محبت و ایمان را حفظ کنم؟ فرمودند: هجرت کن.
 
حالا که در دوره باشکوه حکومت اسلامی زندگی می‌کنیم، باید قلب خودمان را به گونه‌ای پاک کنیم از آلودگی‌ها که اگر روزی اراده و امر ولی فقیه با آنچه که خودمان دوست داریم تعارض پیدا کرد، به راحتی از خودت هجرت کنی و به سوی خدا و رسول خدا و ولی امر هجرت کنی و سفر کنی.
 
خداوند در قرآن در مورد این نوع انسان‌ها فرموده است: «وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِهِ مُهاجِرًا إِلَی اللَّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدرِکهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجرُهُ عَلَی اللَّهِ» (نساء: ۱۰۰)؛ یعنی «و هر کس از خانه خود خارج شود در حالی که به سوی خدا و رسولش هجرت می‌کند، سپس مرگش فرا رسد، پس پاداش او بر خداست» یعنی او به شهادت رسیده است.
 

هجرت، شرط حفظ ایمان و عاقبت‌به‌خیری

 
بنابراین، هجرت ضامن عاقبت‌ بخیری ماست. امروز طبق آیه شریفه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء: ۵۹)، ما موظفیم از خدا، پیامبر و ولی امری که از خودتان است اطاعت کنیم. ما امتحان خودمان را در مقابل امر و منویات ولی فقیه پس می‌دهیم. اگر کسی نتواند در تعارض‌ها، بین نظر خود و نظر ولی فقیه(نایب امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) که تشخیص می‌دهد و امر می‌کند، تمکین کند، حتماً به سقوط ایمانی مبتلا می‌شود.
 
چنین کسی براساس سخنان امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه، اگر تمام عمرش را با روزه در خانه کعبه عبادت کرده باشد و همه شب‌هایش را تا صبح به خدمت به مردم گذرانده باشد، هیچ بهره‌ای از این عبادات و هیچ سودی از آن خدمات نخواهد برد. زیرا ویزای ورود به بهشت، ایمان است و جواز ورود به بهشت، محبت امیرالمؤمنین(ع) است. حضرت نیز فرموده‌اند که این محبت و ایمان دائمی نخواهد شد، مگر اینکه تو اهل هجرت باشی. در این صورت وارد حصن حصین ولایت خواهی شد؛ «كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي».
 

تحفه شب قدر

 
در پایان، یک تحفه شب قدر به همه عزیزان پیشنهاد می‌کنیم؛ بیایید از همین امشب انس خود را با امیرالمؤمنین(ع) بیشتر کنیم. حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه حکمتی دارند که مفهومش به دلالت تضمینی این می‌شود که؛ «شخصیت من پشت ضریح من نیست، پشت زبان من است». در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ»؛ یعنی شخصیت هر انسانی در پشت زبان و کلامش پنهان است. تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته است.
 
نهج‌البلاغه، عصاره اعجازآمیز سخنان امیرالمؤمنین(ع) است. پس همان‌گونه که امام شهید ما فرمود: «هرکس می‌خواهد با امیرالمؤمنین مأنوس شود، با نهج‌البلاغه‌اش مأنوس شود».
 
اما در ذهن بسیاری از ما شیعیان و دوستان حضرت امیر(ع) یک توهم دشوار بودن نهج‌البلاغه از قدیم در ما شکل گرفته است. این توهم را با لطف خودتان می‌توانید از بین ببرید و ثابت کنید که می‌توانید نهج‌البلاغه را در دور اول، بدون احتیاج به شرح و تفسیر استاد، با لذت بخوانید. تضمین می‌کنم به صاحب این شب عزیز، به امیرالله(ع)، که در همان دور اول حداقل هفتاد تا هشتاد درصد این کتاب را مثل آب خوردن خواهید فهمید.
 

روش آسان مطالعه نهج‌البلاغه در شش قدم

 
کافی است شش نکته‌ای که عرض می‌کنم را به عنوان یک روش پیاده کنید:
 
۱. نهج‌البلاغه را فارسی بخوانید. خواندن عربی آن در مرحله اول لازم نیست. ۱۰۴ عالم تا امروز برای نهج‌البلاغه ترجمه نوشته‌اند. آیا کار بیهوده‌ای می‌کردند؟ 
 
۲. از بین ترجمه‌ها، آنچه را که برای مردم آسان‌تر است انتخاب کنید. ترجمه مرحوم استاد محمد دشتی (خدا رحمتش کند) پیشنهاد می‌شود.
 
۳. در قدم اول، اگر شبانه‌روزی فقط 10 دقیقه نهج‌البلاغه بخوانید، این کتاب در کمتر از شش ماه تمام می‌شود. عزیزان! هر انسانی در شبانه‌روز هزار و چهارصد و چهل دقیقه وقت دارد. از این حجم وقت، فقط اگر 10 دقیقه را به نهج‌البلاغه خواندن اختصاص دهید، این کتاب در کمتر از شش ماه پایان می‌یابد.
 
۴. در دور اول، این کتاب را برعکس ترتیب معمول بخوانید. کتاب از سه بخش تشکیل شده؛ قسمت آخر: حکمت‌ها (کوتاه، کاربردی و ساده است)، قسمت وسط: نامه‌ها و قسمت اول: خطبه‌ها است. روش مطالعه نیز به این صورت است؛ حکمت‌ها را از اول به آخر بخوانید. نامه‌ها را هم از آخر به اول بخوانید (چون نامه‌های آخر کوتاه‌تر و آسان‌تر است). خطبه‌ها را هم از آخر به اول بخوانید (چون خطبه‌های آخر نیز کوتاه‌تر و آسان‌تر است).
 
۵. در دور اول، هیچ احتیاجی به حفظ و یادداشت نیست. زیرا کتاب خوب را ابتدا یک سال مرور اجمالی کنید و در دفعات بعد با دقت بخوانید و یادداشت کنید و پیگیری کنید.
 
۶. نکته ششم و آخر؛ در دور اول، به همان اندازه‌ای که متوجه معنا می‌شوید اکتفا کنید. اگر متوجه نشدید، فقط یک علامت کنار آن عبارت بگذارید و عبور کنید. به هیچ شرح و تفسیری در مرحله اول مراجعه نکنید. هدف این است که به شما ثابت شود این کتاب چقدر آسان بوده و ما چه ضرری کرده‌ایم که مدت‌ها آن را نخوانده‌ایم.
 

نهضت جهانی مأنوسان نهج‌البلاغه

 
می‌توانید در «نهضت جهانی مأنوسان نهج‌البلاغه» از سراسر عالم، به صورت حضوری و مجازی و به صورت کاملاً رایگان در خدمت شما هستند و به شما می‌آموزیم که چگونه نهج‌البلاغه را با خود نهج‌البلاغه بخوانید.
 
برای ارتباط با این نهضت راه دوری ندارید، می‌توانید از طریق فضای مجازی با جست‌وجوی عنوان «نهضت جهانی نهج‌البلاغه‌خوانی» اقدام کنید، هم می‌توانید به کد دستوری *6655*313110# مراجعه کنید و تمام آنچه نیاز دارید برای شما ارسال خواهد شد.
 
امید است با این هدیه معنوی، از فیض شب قدر بیشتر بهره‌مند شویم و با انس با کلام مولی‌مان، راه هجرت حقیقی را در زندگی خود استمرار بخشیم.
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha