
مهران رجبی، بازیگر سینما و تلویزیون در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه تجربه جنگ برای ملت ایران یک امر انتزاعی و شنیدهشده از تاریخ نیست، اظهار کرد: ما ملتی هستیم که جنگ را زندگی کردهایم؛ هم ۸ سال دفاع مقدس را، هم جنگهای محدودتر بعدی را و هم امروز مواجهه مستقیم با آن چیزی که بهدرستی از آن بهعنوان شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی یاد میشود. اینها مفاهیم کتابی نیست، اینها زیستشده است. من خودم بهعنوان کسی که دوران نوجوانیام را در فضای جنگ گذراندم، میگویم این تجربه در گوشت و پوست ما نشسته است.
وی ادامه داد: شاید برای نسلی که جنگ را ندیده، این سؤال وجود داشته باشد که چطور ممکن است کشوری با اینهمه فشار و با اینهمه دشمن، بایستد و دوام بیاورد. اما ما که در دوران دفاع مقدس هشت ساله حضور داشتیم، میدیدیم که رهبران و فرماندهان ما با قاطعیت میگفتند پیروز میشویم. ما به این حرفها ایمان داشتیم، دلمان قرص بود، اما در عین حال در خلوت خودمان سؤالاتی هم داشتیم. سؤال این بود که با دست خالی، با امکانات محدود، مقابل دهها کشور که به دشمن ما کمک میکردند، چطور میشود پیروز شد؟
رجبی با اشاره به خاطرات خود از جبهه گفت: من یادم هست در جبهه، در محدودهای که ما مستقر بودیم، فقط یک توپ ۱۰۶ وجود داشت که روی یک جیپ نصب شده بود. همان یک عدد. آرزویم این بود که فقط یکبار شلیکش را ببینم، ببینم آتش عقبش چطور است، ببینم چه صدایی دارد. اما به ما میگفتند مهمات محدود است، نمیشود هر وقت خواستید شلیک کنید. این برای ما ملموس بود، یعنی کمبود را با چشم میدیدیم. شاید مردم عادی تصور میکردند انبارهای مهمات پر است، اما واقعیت میدان چیز دیگری بود. در چنین شرایطی، حرف
حضرت امام (ره) معنا پیدا میکرد. وقتی میگفتند «اللهاکبر» و از آن بهعنوان عامل پیروزی یاد میکردند، این شعار نبود. ایشان واقعاً این «اللهاکبر» را توپ میدید. یعنی باور داشت که عامل اصلی پیروزی، چیز دیگری غیر از سلاح و تجهیزات است. معنایش این نبود که شما کاری نکنید؛ معنایش این بود که شما وظیفهتان را انجام بدهید، هدفگیری کنید، شلیک کنید، بقیهاش با من. این نگاه، آن زمان شاید برای بعضیها قابل هضم نبود، اما امروز با گذشت سالها، نتیجهاش را میبینیم.
بازیگر فیلم «زیر نور ماه» تصریح کرد: آن روزها ما با خودمان میگفتیم چطور میشود با سیوچند کشور جنگید. امروز سؤال این است که از آن طرف چه چیزی باقی مانده؟ کدامیک از آن کشورها که پشت دشمن ما ایستاده بودند، امروز در این معادله تعیینکنندهاند؟ بسیاری از آنها محو شدند، از هم پاشیدند یا به حاشیه رفتند. اما جمهوری اسلامی ایران باقی مانده، ایستاده و حتی قدرتمندتر از قبل شده است. امروز شرایط از یک جهت سختتر است، چون ابزارهای جدیدی مثل فضای مجازی وجود دارد که میتواند دلها را خالی کند. یک نفر مثل ترامپ حرفی میزند، چند ساعت بعد حرفش را نقض میکند. این تناقضها اگرچه برای آدم عاقل نشانه تزلزل است، اما میتواند برای برخی ایجاد تردید کند. با این حال، همین رفتارها نشان میدهد که آنها چقدر متزلزلاند. اگر یک حاکمیت مقتدر باشد، اینگونه پراکنده و بیپایه حرف نمیزند. من هیچ شکی ندارم که امروز دست طرف مقابل خالی است. این را نه فقط من، بلکه شواهد، حرفها، مواضع و حتی سکوتهایشان نشان میدهد. کافی است به واکنشهای کشورهای غربی مثل آلمان، انگلیس و فرانسه نگاه کنید. کشورهایی که روزگاری بدون اجازهشان کسی آب نمیخورد، امروز به «چه کنم چه کنم» افتادهاند. این یعنی معادله عوض شده است.
رجبی با اشاره به جایگاه ناتو گفت: ناتو خوب میداند که اگر وارد درگیری مستقیم شود، چه هزینهای خواهد داد. آنها تحلیل دارند، سرویس اطلاعاتی دارند، گزارش واقعی میگیرند. ممکن است به افکار عمومیشان دروغ بگویند، اما به خودشان دروغ نمیگویند. میدانند که طرف مقابلشان کشوری است که اگر وارد میدان شود، هزینهاش بسیار سنگین خواهد بود. تا امروز، آمریکا و اسرائیل با چنین وضعیتی روبهرو نشده بودند؛ وضعیتی که ملتی مقابلشان بایستد، پایگاههایشان را هدف قرار دهد و با این حال، آنها دنبال صلح و آتشبس باشند. این اتفاق کمسابقه است.
ناتو خوب میداند که اگر وارد درگیری مستقیم شود، چه هزینهای خواهد داد. آنها تحلیل دارند، سرویس اطلاعاتی دارند، گزارش واقعی میگیرند
رجبی در بخش دیگری از گفتوگو، به بحث رهبری اشاره کرد و گفت: من یکبار با کسی صحبت میکردم که میگفت قبلاً شعارهایی ضدا انقلابی میداده، بدون اینکه دقیق بداند دیکتاتور یعنی چه. بعد برایش توضیح داده بودند که دیکتاتور واقعی کسی است که اگر از رأس هرم حذف شود، کل سیستم فرو بریزد. مثل بسیاری از کشورها که با حذف یک نفر، همهچیز تمام شد. اما در اینجا، وقتی دشمن تصور میکرد با حذف رأس هرم، کار تمام است، چند دقیقه بعد صدها لانچر فعال شد. این یعنی ساختار، مردمی است و وابسته به یک فرد نیست. این نتیجه خون یک عبد صالح است. این خون، تبعات سنگینی برای دشمنان خواهد داشت. چه در این دنیا و چه در دنیای دیگر. کسی که نخواهد بفهمد، بالاخره به شکلی دیگر خواهد فهمید. من از ته دل روشن هستم که ایران اسلامی پیروز است.
رجبی درباره مفهوم مقاومت در جامعه گفت:
مقاومت یک مفهوم تزئینی نیست. ریشه در تاریخ و فرهنگ ما دارد. ایران هیچوقت کشور متجاوزی نبوده و این در سلولهای وجودی ایرانیها نهادینه شده است. همین باعث شده که تجاوز را هم نپذیرد. این دو به هم گره خوردهاند. هرچه فشار بیشتر باشد، مقاومت شکیلتر میشود. شما رفتار مردم را ببینید؛ کدام ملت را سراغ دارید که زیر بمباران، اینگونه در میدان بایستد و شعار خلق کند؟ این شعارها دستوری نیست، ریشهدار است. میدان با شما، خیابان با ما، اینها یکشبه ساخته نمیشود. من خودم در روستاها، شبها بیست دقیقه صحبت میکنم. همین حرفها را میزنم. مردم گوش میدهند، چون دوست دارند عظمت کشورشان را بشنوند. دوست دارند کسی که بهزعم خودشان میدان دیدهتر است، برایشان حرف بزند و پاسخگو باشد. این یک مسئولیت است. همه اینها به من میگوید که روزهای روشنی در پیش است و در مقابل، روزهای سختی برای همپیمانان آمریکا در منطقه. کشورهایی که میلیاردها دلار هزینه کردند برای امنیتی که قرار بود آمریکا برایشان بیاورد، حالا میبینند خود آمریکا هم امنیت ندارد. طبیعی است که در خلوتشان بپرسند ما چرا اینقدر گول خوردیم.
بازیگر فیلم «اخراجیها 2» با اشاره به آینده منطقه گفت: شروط صلح از این به بعد عوض میشود. دیگر آنها تعیینکننده نیستند. ابرقدرتی که هرچه میگذرد، توخالیتر میشود، در مسیر افول است. در مقابل، طرفی که ایستاده، رشد میکند، شکوفا میشود و جایگاهش را تثبیت میکند. این یک روند تاریخی است. وقتی از مقاومت صحبت میکنیم، منظور فقط ایستادن در برابر یک دشمن خارجی نیست، بلکه نوعی باور درونی است که در طول سالها در میان مردم شکل گرفته است. این باور میگوید که عزت و استقلال چیزی نیست که بتوان بهراحتی از آن گذشت. شاید نسلهای جدید بعضی از صحنههای جنگ را ندیده باشند، اما روح همان ایستادگی هنوز در جامعه وجود دارد و در بزنگاهها خودش را نشان میدهد.
وی افزود: یکی از نکاتی که همیشه در گفتوگو با مردم برایم جالب است، این است که بسیاری از آنها با وجود همه فشارهای اقتصادی و مشکلات روزمره، باز هم نسبت به آینده کشور احساس تعلق دارند. ممکن است انتقاد کنند، ممکن است گلایه داشته باشند، اما وقتی بحث از امنیت و تمامیت کشور میشود، همان مردم با جدیت از کشورشان دفاع میکنند. این نشان میدهد که پیوند میان مردم و سرزمینشان بسیار عمیقتر از آن چیزی است که گاهی در فضای رسانهای تصویر میشود. در سفرهایی که به شهرها و روستاهای مختلف دارم، بارها دیدهام که مردم با چه علاقهای درباره مسائل کشور صحبت میکنند. آنها دوست دارند بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است و نقش خودشان در این میان چیست. همین روحیه پرسشگری و مشارکت، به نظر من یکی از نشانههای زنده بودن جامعه است؛ جامعهای که نسبت به سرنوشت خود بیتفاوت نیست.
شروط صلح از این به بعد عوض میشود. دیگر آنها تعیینکننده نیستند. ابرقدرتی که هرچه میگذرد، توخالیتر میشود، در مسیر افول است
رجبی با اشاره به اهمیت امید در جامعه گفت: امید یک سرمایه بزرگ است. اگر امید در جامعه زنده باشد، حتی سختترین مشکلات هم قابل عبور میشود. اما اگر امید از بین برود، کوچکترین مسئله هم میتواند تبدیل به بحران شود. به همین دلیل همه ما، بهویژه کسانی که تریبون دارند، باید مراقب باشیم که ناخواسته بذر ناامیدی در دل مردم نکاریم. در طول تاریخ ایران، بارها دیدهایم که ملت در شرایطی بسیار دشوارتر از امروز هم توانسته مسیر خود را پیدا کند. این کشور از فراز و نشیبهای زیادی عبور کرده است و همین تجربه تاریخی باعث شده نوعی صبر و پایداری در میان مردم شکل بگیرد. این ویژگی، یکی از سرمایههای فرهنگی مهم جامعه ایرانی است. اگر امروز هم با دقت به تحولات نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از اتفاقات به سمت روشنتر شدن آینده حرکت میکند. شاید مسیر دشوار باشد و زمان ببرد، اما تجربه نشان داده که ملت ایران در نهایت میتواند با تکیه بر توان خود و با حفظ وحدت و همدلی، از مشکلات عبور کند و مسیر پیشرفت را ادامه دهد.
وی در پایان گفت: از همینجا، با بغض و از عمق وجود میگویم که همه مراحل قانونی در انتخاب رهبر، در سختترین شرایط، بهدرستی انجام شده و من با تمام وجودم با آیتالله مجتبی خامنهای بیعت میکنم. درباره رهبر شهیدمان هم میگویم، شخصیتی مثل آیتالله خامنهای حیف بود که به مرگ طبیعی از دنیا برود. شهادت ایشان، خون تازهای در رگهای این مسیر جاری خواهد کرد و آثارش را خواهیم دید.
انتهای پیام