
علی رویینتن، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با
ایکنا با بیان اینکه این روزها مجموعهای از احساسات متضاد را همزمان تجربه میکند، اظهار کرد: واقعاً در حال حاضر دو تا حس کاملاً متفاوت دارم. از یک طرف دلم میسوزد و بغض دارم، چون حقیقتش این بود که اصلاً شهادت
حضرت آقا را باور نمیکردم و دلم نمیخواست که به این زودی ایشان را از دست دهیم. این داغ برای همه ما سنگین است. اما از طرف دیگر، یک حس عمیق آرامش و حتی شکرگزاری هم در وجودم هست که شاید در نگاه اول متناقض به نظر برسد، اما برای من کاملاً واقعی است.
وی ادامه داد: من توفیق این را داشتم که بارها و بارها خدمت مقام معظم رهبری برسم. این دیدارها هم رسمی نبود که فقط یکبار یا در یک قالب مشخص باشد. گاهی جمعهای خیلی خصوصی بود، مثلاً ده، دوازده نفره. گاهی هم جمعهای بزرگتر، سیزده نفر، سی نفر یا حتی جمعیتهای پرشمار به مناسبتهای مختلف. اما نکته مشترک همه این دیدارها این بود که هر بار که پای صحبت ایشان مینشستم، چه حضوری و چه حتی وقتی از تلویزیون صحبتهایشان را دنبال میکردم، یک حس مشترک در من تکرار میشد.
این کارگردان سینما تصریح کرد: بهخصوص بعد از ماجرای
حاج قاسم و اتفاقات لبنان، مدام در دلم میگفتم خدایا، غیر از شهادت هیچ چیز دیگری نصیب این مرد نکن. شاید این جمله برای بعضیها سنگین باشد، اما واقعاً از ته دل میگفتم. چون احساس میکردم این آدم، این شخصیت، این روح بزرگ، کمتر از شهادت در شأنش نیست. البته که تکلیف این آدمها با خدا روشن است، اما من بهعنوان یک آدم معمولی، وقتی میدیدم با چه عشقی از شهدا حرف میزند، با چه حال و هوایی از رزمندهها یاد میکند، به این نتیجه میرسیدم که سرنوشتش باید به شهادت ختم شود. ایشان وقتی از شهدا سخن میگفت، گویی دوباره در همان فضا نفس میکشید. فراموش نکنیم که در مقاطع مختلف مسئولیتهای سنگینی داشت؛ رئیسجمهور بود، نماینده امام(ره) بود. اما با وجود همه این جایگاهها، وقتی پای رزمندهها و جبهه وسط میآمد، همه این عناوین را کنار میگذاشت. با کمترین امکانات، با عشق واقعی میرفت کنار بچهها میایستاد. سال ۵۹ را ببینید؛ همان عملیاتها، همان شرایط سخت، همان کمبود امکانات، همان خطرها، خیانتها و فشارهایی که وجود داشت، بهخصوص اذیت و آزارهایی که از سوی بنیصدر میشد. با همه اینها، او ایستاده بود. من همیشه میگفتم این آدم با وجود بیماری، با وجود زخم معده، با وجود دردهای جسمی، چطور اینطور محکم و با اراده کار میکند؟ اینها شوخی نیست. وقتی آدم اینها را میبیند، میفهمد که این جنس آدم، جنس مرگ طبیعی نیست. جنس شهادت است.
کارگردان فیلمهای دفاع مقدس در بخش دیگری از این گفتوگو به آخرین اثر خود «آتش و گلستان» اشاره کرد و گفت: آخرین فیلمی که ساختم، صادقانه بگویم، اصلاً به عشق ایشان بود. یعنی انگیزه اصلی من برای ساخت آن فیلم، خود ایشان بود. یکی از چیزهایی که همیشه برای من خیلی تکاندهنده بود، رفتار حضرت آقا با انسانهای گمنام و بهظاهر ساده بود. مثلاً اینکه میرفت سراغ خانمهایی که لباس رزمندهها را میشستند، با آنها صحبت میکرد، دلجویی میکرد، تشویقشان میکرد. در فیلم «آتش و گلستان» یک سکانس هست که مستقیم از خاطرات خود ایشان الهام گرفته شده است. خودم آن صحنه را دیده بودم، اما وقتی از زبان خود ایشان شنیدم، وقتی خاطرهگویی میکرد، تازه عمق ماجرا را فهمیدم.
وی افزود: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم، واقعاً فلج شدم. انگار تمام بدنم از کار افتاد. شوکه شده بودم. اما بعد، مدام زیر لب میگفتم خدایا شکر، خدایا شکر. اکنون نیز همین را میگویم. چون حقش بود این شهادت زیبا. کمتر از این، برای ایشان کم بود. خود حضرت آقا هم بارها اشاره میکرد که اگر قرار باشد با بیماری، با سرماخوردگی، با یک مرگ معمولی از دنیا برود، حسرت شهدا روی دلش میماند.
آخرین فیلمی که ساختم، صادقانه بگویم، اصلاً به عشق ایشان بود. یعنی انگیزه اصلی من برای ساخت آن فیلم، خود ایشان بود.
این کارگردان با اشاره به نسبت معنوی این شهادت با تاریخ اسلام گفت: حضرت علی(ع) با آن عظمت و شکوه، به دست یک انسان پست مثل ابن ملجم به شهادت رسید. این یک سنت تاریخی است. اینطور نیست که اولیای خدا به دست آدمهای بزرگ کشته شوند. آنها به دست پستترین و کثیفترین انسانها شهید میشوند. اینجا هم همین اتفاق افتاد. آن هم در ماه مبارک رمضان، با آن نسبتی که ایشان با حضرت علی(ع) داشت. من از این جهت حالم خوب است. احساس میکنم این پایان، در شأن او بود.
رویینتن درباره وظیفه امروز هنرمندان تأکید کرد: تصور میکنم وظیفه ما اکنون بسیار روشن است. من در حال حاضر درگیر کار روی سریال «خرمشهر» هستم. دیروز صبح، بعد از نماز، رفتم ورزش. پارک خالی بود، هوا هنوز تاریک بود. تنها بودم. در آن سکوت، ذهنم شروع کرد به کار کردن. فکرهای مختلفی آمد سراغم؛ از تحلیل شرایط گرفته تا تصور واکنش دشمنان. اما وقتی آرام شدم، به یک نتیجه رسیدم. تنها کاری که ما باید بکنیم، این است که از شهدا درست حرف بزنیم. آنقدر درست و واقعی از آنها بگوییم که نیازی به اغراق نباشد. واقعیت این آدمها آنقدر بزرگ هست که اگر درست نشان داده شود، مخاطب خودش ناخودآگاه درود میفرستد. هم به شهدا، هم به سالار شهدا. هنرمند نباید حب و بغض شخصیاش را وارد کار کند. نباید ذهنیتهای روزمره یا کینههای شخصی را قاطی روایت شهدا کند. کافی است همانطور که بودند، نشانشان بدهیم.
کارگردان فیلم سینمایی «دلشکسته» در پاسخ به پرسشی درباره پیام شهدا برای دشمنان انقلاب گفت: هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. تاریخ را نگاه کنید. از زمان پیامبر(ص) تا زمان امام خمینی(ره). وقتی امام رحلت کردند، همه شوکه شدیم. اما چه شد؟ راه امام نهتنها متوقف نشد، بلکه با قدرت ادامه پیدا کرد. من همیشه مقام معظم رهبری را ادامه امام میدانستم. هیچوقت بین این دو تفکیک قائل نبودم. اینها یک خط هستند. دشمنان اکنون بیشتر ترسیدهاند. چون دنیا بیدار شده. شما ببینید در جاهایی که فکرش را هم نمیکردیم، مردم به خیابان آمدند. بصره را ببینید. مردم آنجا شعار میدهند. اینها نشانه است. آنها با این کارشان به خودشان لطمه زدند. بعد از کشتار کودکان و زنان فلسطینی، دنیا به اوج تنفر از صهیونیسم رسید و در مقابل، به عظمت این راه پی برد.
رویینتن در پایان اظهار کرد: من فکر میکنم تاریخ دارد به سمت خوبی حرکت میکند، هرچند مسیرش پرهزینه و دردناک است. شهادت ایشان، دنیا را بیدارتر کرد. حتی بیتفاوتترین آدمهای روی زمین هم دیگر نمیتوانند بیتفاوت بمانند. این شهادت، ادامه همان راهی است که سالهاست شروع شده و به فضل خدا متوقف نخواهد شد.
انتهای پیام