
تحولات سالهای اخیر بار دیگر نشان داده است که جامعه ایرانی در بزنگاههای تاریخی توانایی قابل توجهی برای بازیابی انسجام و همبستگی خود دارد. هرچند شرایط منطقهای و بینالمللی پیچیدهتر از گذشته شده و فشارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و رسانهای بر کشور وارد میشود، اما در بسیاری از مقاطع شاهد شکلگیری نوعی همدلی و همراهی در میان مردم بودهایم. این وضعیت از نگاه بسیاری از تحلیلگران صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه ریشه در لایههای عمیق فرهنگی و تاریخی جامعه ایران دارد.
در چنین فضایی، مفهوم «مقاومت» به یکی از واژههای کلیدی در تحلیل وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور تبدیل شده است. مقاومت تنها یک مفهوم نظامی یا سیاسی نیست، بلکه میتواند به عنوان یک الگوی فرهنگی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرد؛ الگویی که در آن مجموعهای از ارزشها مانند همبستگی، مسئولیتپذیری، عدالتخواهی و ایستادگی در برابر فشارها معنا پیدا میکند. بسیاری معتقدند این روحیه در فرهنگ ایرانی سابقهای طولانی دارد و در دورههای مختلف تاریخی خود را به شکلهای گوناگون نشان داده است.
در این میان، هنر و هنرمندان نیز همواره بخشی از روایتگران چنین مقاطع تاریخی بودهاند. هنر میتواند علاوه بر ثبت و بازتاب رویدادها، به فهم عمیقتر آنها نیز کمک کند و ابعاد پنهان یک تجربه جمعی را برای جامعه روشن سازد. از همین رو در دورههایی که جامعه با چالشها و تحولات بزرگ مواجه میشود، نقش هنرمندان در تبیین شرایط، تقویت روحیه عمومی و بازنمایی ارزشهای فرهنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بر همین اساس، خبرگزاری ایکنا پیرامون مفهوم مقاومت، ریشههای فرهنگی آن در جامعه ایرانی و همچنین نقش هنر در تبیین و تقویت این مفهوم، با عبدالحمید قدیریان، هنرمند عرصه هنرهای تجسمی، گفتوگویی انجام داده است که در ادامه مشروح این گفتوگو تقدیم شما میشود:
ایکنا - با توجه به شرایط دشواری که این روزها کشور با آن مواجه است و از یک سو ملت ایران فقدان یکی از چهرههای مهم خود را تجربه کرده و از سوی دیگر شاهد شکلگیری نوعی همبستگی و ایستادگی در میان مردم هستیم، در حالی که دشمنان نیز با تمام توان در عرصههای مختلف فشار وارد میکنند و فضای منطقهای و جهانی نیز پیچیدهتر شده است، بسیاری معتقدند واکنش جامعه ایرانی در چنین شرایطی نشاندهنده نوعی ظرفیت تاریخی و فرهنگی برای عبور از بحرانهاست؛ شما به عنوان هنرمندی که سالها درباره مفاهیم هویتی و مقاومت در آثار خود تأمل و تولید هنری داشتهاید، این پدیده را چگونه تحلیل میکنید؟
اگر کسی روند فعالیتهای هنری مرا در سالهای گذشته دنبال کرده باشد، احتمالاً متوجه شده است که از حدود سال ۱۳۹۴ و بهویژه در زمانی که مجموعه «آسمان حسین» را کار میکردم، این موضوع برایم به یک دغدغه جدی تبدیل شد. از همان زمان تلاش کردم در چند نمایشگاه و مجموعه هنری به این مسئله بپردازم که آنچه امروز به عنوان مقاومت در جامعه ایرانی مشاهده میکنیم، یک پدیده ناگهانی یا صرفاً حاصل شرایط سیاسی روز نیست. به باور من این موضوع ریشهای بسیار عمیقتر دارد و به نوعی در بستر تاریخی و فرهنگی این سرزمین شکل گرفته است. وقتی انسان کمی با فاصله و از منظر تاریخی به این مسئله نگاه میکند، متوجه میشود که برخی ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی در فرهنگ ایرانی وجود دارد که طی قرنها در میان مردم تثبیت شده است؛ ویژگیهایی مانند جوانمردی، مروت، غیرت، مسئولیتپذیری اجتماعی و دستگیری از دیگران که همواره در فرهنگ این سرزمین ارزشمند بودهاند.
از منظر دینی نیز وقتی به متون و مفاهیم نگاه میکنیم، میتوان نشانههایی از این مسیر تاریخی را مشاهده کرد. در قرآن کریم به امتی اشاره میشود که خداوند آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند؛ «یُحِبُّهُم وَیُحِبّونَهُ». برداشتم این است که این تعبیر نشاندهنده شکلگیری رابطهای عمیق میان یک جامعه و ارزشهای الهی است؛ رابطهای که در طول زمان و از طریق تجربههای تاریخی، فرهنگی و معنوی تقویت شده است. در طول قرنها مجموعهای از صفات در میان مردم شکل گرفته که در شرایط عادی شاید چندان آشکار نباشد، اما در بزنگاههای تاریخی ناگهان خود را نشان میدهد. مردم ممکن است در زندگی روزمره با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و معیشتی دستوپنجه نرم کنند، اما وقتی جامعه به نقطهای حساس میرسد، همان صفات ریشهدار بهگونهای فعال میشود و افراد را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
نمونههای این مسئله را در مقاطع مختلف تاریخی مشاهده کردهایم. در برخی لحظات حتی به نظر میرسد که جامعه در وضعیت دشواری قرار گرفته و شاید انسجام خود را از دست دهد، اما ناگهان اتفاقی رخ میدهد که مردم را دوباره به یکدیگر نزدیک میکند. گویی جامعه ایرانی در چنین بزنگاههایی به نوعی بازگشت به فطرت جمعی خود را تجربه میکند. افراد یکدیگر را پیدا میکنند، همدلی شکل میگیرد و نوعی انسجام اجتماعی پدید میآید که حتی دشمنان را نیز شگفتزده میکند. به نظر من این مسئله تصادفی نیست، بلکه نتیجه همان صفات نهادینهشدهای است که در طول تاریخ، در فرهنگ این سرزمین شکل گرفته است. همین ویژگیها باعث میشود که جامعه ایرانی در لحظات حساس به سمت دفاع از حقیقت و عدالت حرکت کند و حتی اگر بداند این مسیر با دشواریها و هزینههایی همراه است، باز هم از آن عقبنشینی نکند. در چنین شرایطی ما شاهد نوعی تقابل روشن میان دو جبهه ارزشی هستیم و همین شفافیت نیز به تقویت روحیه ایستادگی و مقاومت در جامعه کمک میکند.
ایکنا - در شرایطی که جامعه با وضعیت جنگی مواجه است و افکار عمومی نیز تحت تأثیر تحولات سریع و فشارهای مختلف قرار دارد، نقش هنر و هنرمندان در چنین موقعیتی چگونه تعریف میشود و به نظر شما، هنرمند تا چه اندازه میتواند با خلق اثر یا با حضور اجتماعی خود در تقویت روحیه جامعه و تبیین شرایط نقشآفرین باشد؟
در این شرایط طبیعی است که هنر نیز نمیتواند از این فضا جدا باشد. تجربه تاریخی بهویژه در دوران دفاع مقدس نشان میدهد که هنرهای مختلف میتوانند نقش بسیار مهمی در حفظ روحیه جامعه ایفا کنند. در آن دوران بسیاری از هنرمندان با خلق آثار هنری تلاش کردند تا امید، انگیزه و احساس همبستگی را در میان مردم تقویت کنند. نقاشیها، پوسترها، فیلمها و آثار ادبی همه در جهت ایجاد روحیه مقاومت و ایستادگی در جامعه شکل میگرفتند. این نوع هنر که میتوان آن را هنر انگیزشی یا تهییجی نامید، در شرایط بحرانی اهمیت زیادی دارد زیرا جامعه در چنین لحظاتی نیازمند تقویت روحیه و احساس توانایی برای عبور از مشکلات است. با این حال معتقدم نقش هنر تنها به ایجاد هیجان و انگیزه محدود نمیشود. هنرمند آگاه و پیشرو باید بتواند علاوه بر ایجاد احساس، به نوعی به تبیین شرایط نیز بپردازد. هنر ظرفیت بسیار بالایی برای روشن کردن ابعاد پنهان یک وضعیت تاریخی دارد. وقتی مخاطب از طریق یک اثر هنری با ریشهها و معناهای عمیق یک اتفاق آشنا میشود، درک او از آن موضوع عمیقتر خواهد شد. در چنین حالتی هنر تبدیل به پلی میان احساس و آگاهی میشود. مخاطب هم تحت تأثیر زیبایی و قدرت اثر قرار میگیرد و هم میتواند بفهمد که چرا چنین رویدادهایی در حال رخ دادن است و چه معنایی در پشت آنها وجود دارد. به همین دلیل است که برخی از آثار هنری سالهای ابتدایی انقلاب همچنان تأثیرگذار باقی ماندهاند؛ زیرا علاوه بر ایجاد شور و انگیزه، تلاش میکردند موقعیت تاریخی و معنوی جامعه را نیز توضیح دهند.
اگر هنر بتواند چنین نقشی را ایفا کند، نتیجه آن پایداری بیشتر در روحیه اجتماعی خواهد بود. وقتی مردم بدانند که چرا باید ایستادگی کنند و این ایستادگی چه ریشهای دارد، مقاومت آنها عمیقتر و ماندگارتر میشود. در کنار این مسئله، هنرمندان به دلیل جایگاه اجتماعی خود نیز مسئولیتی مضاعف دارند. بسیاری از هنرمندان چهرههای شناختهشدهای هستند و سخن و موضع آنها بر بخشی از جامعه اثر میگذارد. بنابراین یکی از وظایف مهم هنرمندان این است که در لحظات مهم تاریخی حضور فعال داشته باشند و نگاه خود را با صراحت بیان کنند. این حضور میتواند به جامعه امید بدهد و مسیر حرکت را روشنتر کند. در مقابل، سکوت یا بیتفاوتی در چنین شرایطی ممکن است باعث شود جامعه بخشی از ظرفیت فرهنگی و معنوی خود را از دست بدهد.
ایکنا - با توجه به تجربههای تاریخی ملت ایران و همچنین شرایط حساسی که جامعه در حال حاضر از آن عبور میکند و بسیاری معتقدند این مقاطع میتواند در شکلگیری آینده یک ملت نقش تعیینکنندهای داشته باشد، شما به عنوان یک هنرمند که سالها در حوزه هنر انقلاب فعالیت کردهاید، چه پیامی برای مردم ایران و همچنین جامعه هنری کشور در این شرایط دارید؟
آنچه همواره بر آن تأکید میکنم این است که باید قدر چنین لحظاتی را دانست. تاریخ ملتها نشان میدهد که برخی دورهها صرفاً مجموعهای از رویدادهای گذرا نیستند، بلکه به نقاط عطفی تبدیل میشوند که مسیر آینده یک جامعه را شکل میدهند. در چنین لحظاتی انسانها بیش از هر زمان دیگری به ارزشهای مشترک خود توجه میکنند و مفهوم همبستگی اجتماعی را عمیقتر تجربه میکنند. وقتی یک جامعه با چالشهای بزرگ مواجه میشود، در واقع فرصتی برای شناخت تواناییهای درونی خود نیز پیدا میکند. بسیاری از ظرفیتهایی که در شرایط عادی پنهان میمانند، در همین لحظات آشکار میشوند و مردم متوجه میشوند که چه قدرتی در کنار یکدیگر بودن دارند.
از نگاه من این اتفاقات را نباید صرفاً به عنوان مجموعهای از سختیها و فشارها دید. در پس هر بحران بزرگ، امکان نوعی رشد جمعی نیز وجود دارد. جامعه در چنین شرایطی به نوعی خودآگاهی تازه دست پیدا میکند. افراد بیشتر درباره ارزشها، باورها و مسئولیتهای خود فکر میکنند و جامعه نیز به تدریج مسیر آینده خود را با وضوح بیشتری میبیند. تاریخ نشان داده است که بسیاری از ملتها در سختترین شرایط توانستهاند هویت واقعی خود را کشف کنند و از دل همان دشواریها به مرحلهای تازه از بلوغ اجتماعی برسند. اگر مردم بتوانند این لحظات را با چنین نگاهی ببینند، آنگاه حتی سختیها نیز معنای متفاوتی پیدا میکند. به همین دلیل توصیه من به مردم و بهویژه به هنرمندان این است که این لحظات را قدر بدانند و با آگاهی و امید از آن عبور کنند. هر فرد در جایگاه خود میتواند نقشی در این مسیر ایفا کند. مردم با حفظ همبستگی و اعتماد به یکدیگر میتوانند جامعه را در مسیر پیشرفت نگه دارند و هنرمندان نیز با خلق آثار ماندگار میتوانند روایتگر حقیقت این دوران باشند. هنر میتواند حافظ حافظه تاریخی یک ملت باشد و تجربههای بزرگ را برای نسلهای آینده ثبت کند. اگر ما بتوانیم با چنین نگاهی به این مقطع نگاه کنیم و با برنامه الهی همراه شویم، بدون تردید این دوران میتواند به مرحلهای از رشد و تعالی برای جامعه تبدیل شود؛ مرحلهای که در آن مردم نه تنها از بحران عبور میکنند، بلکه به درک عمیقتری از هویت و مسئولیت تاریخی خود نیز دست پیدا میکنند.
انتهای پیام