به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «اهمیت رسانه و ارتباطات» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
رسانه؛ گرانیگاه اقتدار و شالودهساز نبردهای نوین
درنگ و ژرفاندیشی در منظومه فکری این اندیشمند والامقام پیرامون ساختار قدرت در عصر حاضر، پیش از هر چیز نیازمند واکاوی و بررسی دقیق نگرش ایشان به مقوله «رسانه» است. در زمانهای که بسیاری از مکاتب مادیگرا، سیطره و قدرت را تنها در انباشت زرادخانههای نظامی و تفوق اقتصادی معنا میکنند، آن رهبر شهید با بینشی نافذ، راهبردی و تمدننگر، ابزارهای ارتباطی را کانون اصلی کارزار و رکن رکین دفاع از حریت و استقلال ملتها برمیشمردند. در سپهر اندیشگانی ایشان، هرگونه سخن از تعالی، پیشرفت و مصونیت یک ملت در برابر هجمههای جهانی، بیآنکه آرایش رسانهای جبهه خصم بهدرستی شناخته شود، سرابی بیش نخواهد بود.
آن حکیم شهید با انذاری صریح و موشکافانه، امت را به میدانی سرنوشتساز توجه داده و میفرمایند: «امروز مؤثرترین سلاح بینالمللی علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات و سلاح ارتباطات رسانهای است».
این کلام راهگشا، پرده از سنتی تخلفناپذیر در هندسه قدرت جهانی برمیدارد. در مکتب این رهبر آزاده، رسانه همسنگ قدرت و استیلای بر افکار عمومی است. ایشان با تکیه بر واقعیتی انکارناپذیر تصریح میدارند: «امروز مهمترین ابزار جنگ بین قدرتها در دنیا رسانه است و امروز حتی قدرتهای بزرگ هم با رسانهها دارند کار میکنند». بر همین مبناست که با قاطعیت و صراحت ابراز میدارند: «امروز تأثیر رسانهها و تلویزیونها و هنرها و این شبکههای عظیم اطلاعرسانی اینترنتی و… از سلاح و از موشک و از بمب اتم بیشتر است. امروز دنیا، یک چنین دنیایی است».

دیکتاتوری پنهان؛ پیوند نامبارک زر، زور و رسانه
از جلوههای درخشان هنر این رهبر شهید در تبیین مفاهیم بنیادین، درهمشکستن بتهای ذهنی و رسانهای برساخته نظام سلطه پیرامون افسانه «جریان آزاد اطلاعات» بود. این متفکر والامقام، با احاطهای بینظیر بر تار و پود شبکههای ارتباطی جهان، نقاب از چهره این فریب بزرگ برگرفته و مبرهن میسازند که رسانههای بینالمللی، جملگی در اسارت اختاپوس سرمایهداری و اغراض استعماری دستوپا میزنند.
در منطق ژرف و متعالی ایشان، جریان رسانهای غرب هرگز پدیدهای خنثی و صرفاً راوی اطلاعات نیست و ریشه در تاریکترین لایههای استکبار دوانده است. بهتعبیر ایشان: «مهمترین رسانههای دنیا متعلق به سرمایهداران است؛ یعنی همان پایههای اصلی استکبار جهانی». در نقطه مقابل آن نگاه سطحیاندیش که دستگاههای رسانهای غرب را مهد آزادی بیان میانگارد، ایشان یادآور میشوند: «اگر یک دستگاه استعماری در دنیا رسانهیی را اداره میکند، بیگمان تمام آنچه که از این رسانه صادر میشود، در خدمت آن هدف استعماری است».
در نگاه این عالم، هیچ دردی جانکاهتر از مهندسی و سرکوب افکار عمومی جهان بهواسطه تیغ ثروت نیست. ایشان مختصات این دیکتاتوری را اینگونه ترسیم میکنند: «امروز پول در دنیا دیکتاتوری میکند و هرچه پول بخواهد و پولدارها بخواهند، تحقق مییابد، ولو بهدست خود مردم. چون مردم در رأیدادنها و اقدامات عمومی معمولاً تحتتأثیر رسانهها هستند و رسانهها هم معمولاً در اختیار پولدارهاست. چند درصد رسانههای دنیا دست غیرصهیونیستها و غیرسرمایهدارهای بزرگ است؟ شاید بتوان گفت که همه این دستگاههای مهم و اثرگذار دنیا دست سرمایهدارهای مهم و عمدتاً صهیونیستهاست. آنها هستند که خبرگزاریها را اداره میکنند، خبر تولید میکنند و به همه دنیا میفرستند و تلویزیونها را همانطور که خودشان میخواهند اداره میکنند. حالا هم که این روشهای ارتباطی جدید، این سایتهای اینترنتی و فعالیتهای رفتوآمد سریع اطلاعات در اختیار آنهاست. هر کس پول بیشتر دارد، میخواهد در این زمینهها فعالیت بیشتری کند و مقصود خود را برآورده سازد. بنده بارها گفتم اینکه میگویند رسانهها و روزنامهها در دنیا آزادند، درست است؛ اما روزنامهها مال چه کسانیاند؟ البته صاحبان روزنامهها آزادند، هرچه میخواهند مینویسند، هرچه به صرفشان باشد مینویسند و هرچه به صرفشان نیست، قطعاً نمینویسند…»
عبور از مرزهای انفعال به سمت تولید فکر و خنثیسازی تحریف
از خصال برجسته این رهبر شهید در ترسیم شاهراه پیشرفت، اتخاذ رویکردی واقعبینانه و شجاعانه در برابر شبیخون همهجانبه دشمن و تأکید بر ضرورت گسستن زنجیرهای انفعال رسانهای است. در این مکتب فکری، شناخت سازوبرگ دشمن، منزلگاه پایانی نیست و نقطه عزیمت رسالتی بس سترگتر است: درهمشکستن حصار تحریف و زایش محتوای اصیل.
ایشان با طرد هرگونه سادهلوحی در مواجهه با ماشین جنگ روانی، در وهله نخست زوایای این هجمه را کالبدشکافی کرده و میفرمایند: «امروز هدف جنگ نرم دشمن و جنگ پنهان دشمن، این است که مردم را از عرصه جهاد و مقاومت دور کند، مردم را نسبت به آرمانها بیتفاوت کند.» در ادامه نیز خاطرنشان میسازند که این امپراتوری دروغ، با تزریق بودجههای افسانهای در پی پمپاژ یأس است: «تبلیغات وسیعی که میلیاردها دارند خرجش میکنند، با این هدف انجام میگیرد که ملت ایران را که با مقاومت خود، با ایستادگی خود توانسته قدرتهای جهانی را، سلطههای بزرگ را در بسیاری از خواستههایشان ناکام بگذارد، مأیوس کنند و از صحنه خارج کنند». و حتی مبانی اخلاقی جامعه را نیز هدف گرفتهاند: «پایگاههاى اینترنتى فراوانى وجود دارد که هدفشان این است که عفت و حیای جوان مسلمان را از بین ببرند».
در این کارزار، یورشهای سنگین خصم تنها در سایه یک جهش شگرف شناختی قابل دفع خواهد بود. ایشان ضمن پردهبرداری از قدرت رسانهها در قلب حقایق، چشماندازی روشن و امیدبخش ارائه میدهند: «رسانههای تبلیغاتی که روزبهروز هم مدرنتر میشوند، امروزیتر میشوند، مجهزتر میشوند، میتوانند شب را روز و روز را شب معرفی کنند، میتوانند درباره چهرههای برجسته و منور هم دروغپردازی کنند، اما این کف روی آب است، این «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً» است. خورشید زیر ابر باقی نمیماند». و در فراخوانی از نخبگان، آنان را به خط مقدم تولید اندیشه دعوت میکنند: «رسانه میتواند در نهضت تولید علم و فكر و نظریه و اندیشه در زمینههای مختلف… نقش ایفا كند».

مجاهدت همهجانبه جوانان در میدان نبرد شناختی
در ترازوی نگاه این رهبر شهید، راهبری تحولات رسانهای جامعه نه یک روال اداری و پیشپاافتاده، که نوعی جهاد عظیم و خاموش است که ثقل اصلی آن بر شانههای جوانان استوار است. ایشان با نگرشی فراگیر به حقیقت جهاد، آن را از حصار تنگ میادین نظامی رهانیده و تا وسعت دفاع ارتباطی و رسانهای امتداد میبخشند.
برای جامه عمل پوشاندن به این جهاد کبیر، این رهبر شهید به ایستادگی جوانان در برابر این سیل بنیانکن بالیده و میفرمایند: «؛ این جوانها همان جوانهایی هستند که شبانهروز بهوسیله رسانههای صوتی و تصویری و اینترنتی، در زیر بمباران تخریب قرار دارند؛ غوغایی است در دنیا؛ در دنیای مجازی. در دنیای رسانههای صوتی و تصویری، صدها رسانه، و با یک اعتبار هزارها رسانه، در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند؛ بعضی از آنها سعی میکنند جوانها را از دین برگردانند، بعضی سعی میکنند آنها را از نظام اسلامی منصرف کنند، بعضی سعی میکنند آنها را به ایجاد اختلاف وادار کنند، بعضی سعی میکنند آنها را در خدمت هدفهای خبیث خود بگیرند، بعضی سعی میکنند آنها را به ولنگاری و بیکارگی سوق بدهند؛ این بمباران بهطور دائم بر روی سر جوانهای ما و بهوسیله همین دستگاهها و رسانههای صوتی و تصویری و اینترنتی در حال انجام است؛ درعینحال شما نگاه میکنید میبینید دهها میلیون از همین جوانها در سرتاسر کشور در روز بیستودوم بهمن میآیند و شعار میدهند و ابراز احساسات میکنند و نسبت به امام، نسبت به اسلام، نسبت به نظام اسلامی ابراز ارادت میکنند؛ این چیز کوچکی نیست، این فرصت بسیار بزرگی است».
ایشان نسل جوان را به دستگرفتن ابتکار عمل و طراحی در این کارزار فرامیخوانند و با روشنساختن مسیر، تأکید میورزند: «اینی که چه کار باید بکنید، چهجوری باید عمل کنید، چهجوری باید تبیین کنید، اینها چیزهایی نیست که من بیایم فهرست کنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها کارهایی است که خود شماها باید در مجامع اصلی فکریتان، در اتاقهای فکرتان بنشینید، راهکارها را پیدا کنید»؛ چراکه در مکتب فکری ایشان، طریق نجات جامعه در گرو همین پدافند آگاهانه و هوشمند است: «هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله با یک حرکت همهجانبه متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته علمی رسانهای. باید با این جریان شیطانی خطرناک مقابله شود».
تلفیق بصیرت، امید و اقدام رسانهای
هرچند در منظومه اندیشگانی این رهبر شهید، رسانه و ارتباطات نوک پیکان نبردهای نوین محسوب میشود، اما ایشان هرگز آدمی را موجودی دستبسته و منفعل نمیپندارند که در برابر تازیانه این هجمهها چارهای جز تسلیم داشته باشد. در واقع، استحکام این جبهه، در گرو پیوند ذهنی بیدار، روحی سرشار از امید و ارادهای معطوف به روشنگری است.
در نهایت، مرعوبشدن در برابر هیمنه پوشالی تبلیغات جهانی، در مکتب ایشان هیچگاه مجوزی برای کنارهگیری از میدان عمل و جهاد تبیین نبوده است. از منظر رهبر شهید، بصیرت رسانهای تنها آنهنگام به بار مینشیند که با چرخدندههای تولید فکر و مقاومت در میدان درآمیزد.
در سپهر فکری و تمدنساز این حکیم فرزانه، «رسانه و ارتباطات» بهمثابه همان سنگر مقدسی است که فتح آگاهانه و مدبرانه آن، ضامن صیانت از تمامی مواریث هویتی، معنوی و تمدنی یک ملت در مصاف با دیکتاتوری جهانی خواهد بود. بر همین اساس، بازخوانی و تأمل در اندیشههای این رهبر شهید در ساحت رسانه، یک ضرورت و نسخهای راهبردی و شفابخش برای عبور از گردنههای پرخطر شناختی معاصر و فتح قلههای رفیع پیشرفت به شمار میآید.
انتهای پیام