
امروز با جمعی از بانوان خبرنگار تبریز در فضایی توام با عزا و اشک، پای صحبتهای دختری نشستیم که داغ از دست دادن پدر را بر دل داشت؛ آنهم پدری که به حسن اخلاق و رفتار و کردارهای خوب و شایسته در میان همکاران، اقوام و همسایگان مشهور بود.
فاطمه باستانیان شاهگلی، دختر شهید خلیل باستانیان شاهگلی، با قامتی استوار و چشمانی اشکبار، به استقبالمان آمد و در میان رخت سیاه و اندوه، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا با افتخار از پدرش سخن گفت: تا همیشه به پدرم افتخار خواهم کرد؛ پدرم در راه خدمت به مردم شهید شد و خداوند شما را حفظ کند که برای شهدایمان قلمفرسایی میکنید.
دقایقی با فاطمه و خانوادهاش همنشین شدیم، دختر با صدایی استوار و بغض فروخورده، روایت پدرش را چنین بازگو کرد: پدرم، راننده ساده خدمات شهری در شهرداری منطقه ۶ تبریز بود؛ پدرم نظامی نبود و کارگاه شهرداری هم یک پایگاه نظامی نبود! او مثل همیشه به محل کارش رفت، اما در همان روز، ۲۲ اسفند، محل کارش مورد تجاوز جنگندههای آمریکایی - صهیونیستی قرار گرفت و به شهادت رسید.
او با بیان اینکه پدرم به خدمت به شهر و مردم بسیار اهمیت میداد و هر زمان که میگفتیم کمی خانه بمان، میگفت: شهر به حضور ما نیاز دارد و باید در امورات خدمات شهری فعال باشیم و اگر ما نباشیم کار شهر میخوابد.
فاطمه به آخرین دیدارشان، اشاره میکند، تصویری فراموشنشدنی که در خاطرهاش حک شده است: روز جمعه، مصادف با روز قدس صبح به خانه آمد و استراحت کرد؛ به او گفتیم اگر کاری ندارد، به راهپیمایی برویم، گفت شما بروید اگر من نروم کار شهر میخوابد، باید در این ایام در خدمت خدمات شهری باشم و به مردم خدمت کنیم، نمیدانستیم این آخرین لحظات دیدارمان با اوست خداحافظی کردیم و رفتیم.
دختر شهید باستانیان شاهگلی با صلابت ادامه میدهد: درست راس ساعت یک ظهر زمانی که فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را با افتخار در میدان ساعت سر میدادیم، پدرم در محل کارش و در حین خدمت به مردم به شهادت رسید، توسط همانهایی که مدعیان حقوق بشر هستند، اما بدترین جنایتها را مرتکب میشوند.
او با بیان اینکه همیشه به پدرم افتخار میکنم و در مراسم تشییع پیکرش نیز بیش از هر زمانی به او افتخار کردم، ادامه میدهد: اگر امروز گریه میکنم و ناراحتم به خاطر دل خودم است و به خاطر آن چیزی است که دیگر ندارمش، اما حقیقت این است که به شهادت پدرم افتخار میکنم، او آنقدر انسان دوستانه زیسته بود که لایق شهادت بود و من شکرگزار خداوند هستم که جایگاه ابدی او امن و آرام خواهد بود و جملهای دارم خطاب به جنایتکاران دنیا و همدستانشان که اگر تا دیروز به خاطر کودککشیهایشان و جنایتهایشان در دنیا با آنان زاویه داشتم، امروز دیگر با آمریکا و اسرائیل و همدستان داخلی و خارجیشان، پدرکشتگی دارم و هیچگاه آنان را نخواهم بخشید.
فاطمه ادامه میدهد: اما خطاب به نیروهای مسلح کشورمان که جان بر کف ایستادهاند، روح پدر شهیدم دعاگوی شما باشد، خداوند خیرتان دهد و حافظتان باشد، اهداف دشمن را محکمتر بزنید که خوب میزنید، محکمتر بزنید به خاطر شهدایمان.
دختر شهید باستانیان شاهگلی به ویژگیهای شخصیتی پدرش هم اشاره میکند و سخت کوشی و کاری بودن را از ویژگیهای بارز او عنوان میکند و میگوید: پدرم ۳ اصل در زندگی داشت که همیشه رعایت میکرد اینکه قلب کسی را نمیشکست، هیچکس را ناراحت نمیکرد و با غیرت کار میکرد و به نان حلال اعتقاد داشت، حتی شده روزها ۲ ساعت میخوابید اما برای خدمت به شهر و خانوادهاش سخت کوشی میکرد.
او میگوید: صلابت و ایستادگی امروزم را مدیون همان نان حلالی هستم که پدرم بر سر سفره آورد و از او آموختم که پای وطنمان بایستم و با غیرت و شجاعت زندگی کنم.
فاطمه، در واپسین لحظات دیدار و در حالی که بانوان خبرنگار را بدرقه میکرد، نگاهی به آسمان انداخت و با صدایی مملو از اقتدار و عزتمندی، گفت: پدرم رفت، اما میراثش باقی مانده است؛ میراثی از ایستادگی، خدمت به مردم و عشق به وطن؛ آری فاطمه باستانیان شاهگلی با حفظ صلابت و صیانت از آرمانهای پدر، خود نمادی از مقاومت و انعکاسی از ارادهای پولادین است؛ روایت او، نه تنها یادآور جنایتهای هولناک صهیونی_آمریکایی است، بلکه چراغی است برای نسلهای آینده تا با بصیرت و شجاعت، در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند.
و بی تردید نام شهید باستانیان، پژواکی خواهد بود در گوش تاریخ و دخترش، حامل پیامی روشن از جنایات و شرارتهای صهیونی آمریکایی علیه مردم ایران است و این شرارتها تا همیشه دل مردمان این سرزمین زنده خواهد ماند و میراثی است که از خون شهدایمان و خون شهید باستانیان شاهگلی و ایستادگی زینبوار دخترش به آیندگان منتقل خواهد شد.
انتهای پیام