کد خبر: 4342050
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۵

جهاد، لباس تقوا و زره محکم الهی است

دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: جهاد، لباس تقوا و زره محکم الهی است. برخلاف تصور برخی که پنهان شدن را عامل حفظ جان می‌دانند، تجربه جنگ رمضان نشان داد کسانی که قدم در میدان می‌گذارند و برای مقابله اقدام می‌کنند، احساس صیانت و حفاظت الهی دارند.

جهاد
به گزارش خبرنگار ایکنا از قزوین، مسعود آذربایجانی، دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در وبینار آموزشی ویژه ماه مبارک رمضان که شامگاه ۲۸ اسفندماه به همت دپارتمان درمان معنوی مرکز طلیعه سلامت و مرکز دانش‌بنیان گسترش و آزمایش روان‌شناسی معنوی جان‌بزرگی برگزار شد، گفت: همان‌طور که در جلسات گذشته بیان شد، ما در شرایط جهاد دفاعی هستیم؛ در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ رمضان، در حالی که ما مذاکرات را به‌طور جدی آغاز کرده و حتی به موارد وفاق قابل توجهی رسیده بودیم، این آمریکا و اسرائیل بودند که به کشور ما تجاوز کردند. 

بیشتر بخوانید:
وی ادامه داد: هنگامی که کشوری مورد حمله قرار می‌گیرد، عقل و شرع حکم به ضرورت دفاع می‌دهد و فقها نیز هیچ تردیدی در این موضوع ندارند. برخلاف جهاد ابتدایی که بر مردان واجب است، جهاد دفاعی بر زن و مرد و بزرگ و کوچک واجب است و هرکس باید به هر نحوی که می‌تواند در آن مشارکت کند؛ همان‌گونه که مردم در میدان عمل نشان داده‌اند.
 
دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به برخی آیات سوره توبه اشاره کرد و گفت: در آیه ۱۷ سوره توبه آمده است: «ما کانَ لِلْمُشْرِکينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ؛ مشرکان حق ندارند مساجد خدا را آباد کنند در حالی که به کفر خویش گواهی می‌دهند! آن‌ها اعمالشان نابود ( و بی‌ارزش) شده و در آتش (دوزخ)، جاودانه خواهند ماند!»
 
وی افزود: در آیه 18 توبه نیز آمده است «إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّکاةَ وَ لَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسي‏ أُولئِکَ أَنْ يَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ؛ مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد امید است چنین گروهی از هدایت یافتگان باشند.» 
 
آذربایجانی مطرح کرد: در آیه ۱۹ سوره توبه نیز می‌خوانیم: «أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ؛ آیا آب دادن به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام را مانند [عمل] کسی قرار داده اید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟! [این دو] نزد خدا برابر و یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند.» در این آیه خداوند مقایسه خدمت‌رسانی به حاجیان و آبادانی مسجدالحرام را با ایمان و جهاد رد می‌کند و می‌فرماید این دو در پیشگاه الهی برابر نیستند.
 
وی ادامه داد: اگر کسی وظیفه‌اش خدمت به حاجیان و آباد کردن مسجدالحرام باشد، نباید تصور کند جایگاه او با جایگاه کسی که ایمان آورده و در راه خدا جهاد می‌کند یکسان است. خداوند صراحتاً فرموده: «لایستوی عندالله» و چنین قیاسی را ظلم دانسته و می‌فرماید ظالمان را هدایت نمی‌کند.
 
دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مطرح کرد: در ادامه سوره توبه، فضیلت مجاهدان بیان و هشت ویژگی برای آنان ذکر شده است. در آیه ۲۰ سوره توبه درباره مجاهدان آمده است: «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ؛ آنان که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پیشگاه خدا بزرگ‌تر و برتر است، و اینانند که کامیابند.»
 
وی توضیح داد: نخستین ویژگی این گروه «أعظم درجة عندالله» است؛ یعنی بالاترین درجات معنوی. دومین ویژگی نیز «أُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ» است که بیانگر کامیابی و رسیدن به مقصد الهی است.
 
آذربایجانی گفت: در آیه ۲۱ سوره توبه آمده است: «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ؛ پروردگارشان آنان را نزد خود به رحمت و خشنودی و بهشت‌هایی که برای آنان در آن‌ها نعمت های پایدار است، مژده می‌دهد.» این آیه بشارت به رحمت الهی، رضوان خدا، بهشت‌ها و نعمت‌های پایدار را شامل می‌شود که ویژگی‌های سوم تا ششم‌ هستند.
 
وی خاطرنشان کرد: در آیه ۲۲ سوره توبه نیز آمده است: «خالِدينَ فيها أَبَداً إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظيمٌ؛ همواره و تا ابد در این باغ‌ها (و در میان این نعمت‌ها) خواهند بود زیرا پاداش عظیم نزد خداوند است!» بنابراین ویژگی هفتم، جاودانگی در بهشت و ویژگی هشتم، برخورداری از پاداش عظیم الهی است.
 
به گفته این دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در آیات ۱۷ تا ۲۲ سوره توبه، مقایسه‌ای روشن میان دو گروه صورت می‌گیرد و تأکید می‌شود که اهل ایمان، هجرت و جهاد با دیگران قابل مقایسه نیستند.

جهاد یکی از درهای بهشت است

وی در ادامه به نامه ۴۷ نهج‌البلاغه که وصیت امیرالمؤمنین(ع) در میان روزهای ۱۹ تا ۲۱ ماه رمضان است، اشاره کرد و افزود: در این وصیت آمده است که انسان باید خدا را در نظر داشته باشد و برای خدا کار کند. حضرت علی(ع) جهاد را یکی از درهای بهشت معرفی می‌کنند؛ تعبیری که در هیچ عمل دینی یا اجتماعی دیگر به کار نرفته است. 
 
آذربایجانی تأکید کرد: جهاد لباس تقوا و زره محکم الهی است. برخلاف تصور برخی که پنهان شدن را عامل حفظ جان می‌دانند، تجربه جنگ رمضان نشان داد کسانی که قدم در میدان می‌گذارند و برای مقابله اقدام می‌کنند، احساس صیانت و حفاظت الهی دارند.
 
وی درباره دعا در ماه رمضان تشریح کرد: دعا در حقیقت گفت‌وگو با خداوند و خواندن اوست. هنگامی که انسان خود را در چارچوب معنوی مبدأ و معاد قرار می‌دهد و خدا را مرکز معنویت خویش می‌داند، نیازمند گفت‌وگو و ارتباط با این مرکز است. هرچه این ارتباط محکم‌تر، پایدارتر و پویا‌تر باشد، زندگی معنوی پربارتر خواهد شد. ماه رمضان فرصتی برای تجربه این ارتباط است و دعاهای فراوان این ماه تمرینی برای گفت‌وگو و خواندن خداوند به‌شیوه‌ای عمیق‌تر است.

لطیف‌ترین احساسات معنوی باید در قالب دعا بیان شود

دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: ایرانیان طبع شعر دارند و احساسات خود را در قالب شعر بیان می‌کنند، اما لطیف‌ترین احساسات معنوی باید در قالب دعا با خدا در میان گذاشته شود. دعا سازه‌ای است که در آن لطافت احساس، هیجان و معنا در ارتباط با خداوند تجلی می‌یابد. ما باید از ادبیات دعا بهره ببریم، نیازهای خود را با خدا مطرح کنیم و با او سخن بگوییم. این موضوع در ماه رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد و هر تلاشی در این مسیر مورد توجه خداوند است.
 
وی اشاره کرد: در آیه ۱۶۵ سوره بقره آمده است: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَي الَّذينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَميعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعَذابِ؛ و برخی از مردم به جای خدا معبودهایی انتخاب می‌کنند که آن‌ها را آن‌گونه که سزاوار است خدا را دوست داشت، دوست می‌دارند ولی آنان که ایمان آورده‌اند، محبت و عشقشان به خدا بیشتر و قوی‌تر است. و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی‌تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست [و معبودهای باطل، هیچ و پوچ‌اند] و خدا سخت کیفر است.» 
 
آذربایجانی ادامه داد: انسان مؤمن زمانی در امتحان محبت موفق است که در تعارض میان محبت‌هایش، محبت به خدا را بر همه چیز ترجیح دهد. بنابراین بالاترین درجات عشق و دلبستگی باید برای خداوند باشد. حتی محبت ما به پیامبران و امامان نیز از آن جهت ارزشمند است که در مسیر محبت خدا قرار دارد.
 
وی تصریح کرد: اگر دعا از سر عشق و محبت باشد، اثر عمیقی بر جان انسان می‌گذارد. در دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) این سبک از ارتباط عاشقانه با خدا را به ما می‌آموزد. در این دعا آمده است: «ادعوک آمن و أسئلک ...» این جملات نشان می‌دهد که باید با زبان خودمان، ساده، صمیمی و لطیف با خدا سخن بگوییم؛ همان‌گونه که میان محبوب و محب گفت‌وگو برقرار است.
 
دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تشریح کرد: خداوند به ما دستور داده است که از کسانی که به ما ظلم کرده‌اند درگذریم. در دعای ابوحمزه ثمالی نیز همین‌گونه به خدا عرضه می‌کنیم: «اللّٰهُمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ فِى كِتابِكَ أَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنا وَقَدْ ظَلَمْنا أَنْفُسَنا فَاعْفُ عَنَّا فَإِنَّكَ أَوْلىٰ بِذٰلِكَ مِنَّا؛ خدایا؛ تو خود در قرآن فرمودی که از کسی که به ما ستم روا داشته گذشت کنیم و ما بر خود ستم ورزیدیم، پس از ما درگذر که حضرتت به گذشت از ما، شایسته‌تر از ماست» در این بخش گویی بنده با خدا احتجاج می‌کند، اما این احتجاج فقط در چارچوب ادب و محبت معنا پیدا می‌کند؛ یعنی بنده با زبان محبت، خواسته‌اش را با خدا در میان می‌گذارد.
 
وی اشاره کرد: در ادامه این دعا آمده است: «وَأَمَرْتَنا أَنْ لَانَرُدَّ سائِلاً عَنْ أَبْوابِنا؛وَأَمَرْتَنا أَنْ لَانَرُدَّ سائِلاً عَنْ أَبْوابِنا وَقَدْ جِئْتُكَ سائِلاً فَلَاٰ تَرُدَّنِى إِلّا بِقَضاءِ حاجَتِى، و نیز فرمان دادی که تهیدستی را دست خالی از در خانه‌هایمان نرانیم و من اکنون به گدایی از تو به درگاهت آمدم، پس مرا جز با روا شدن حاجتم باز نگردان». «وَأَمَرْتَنا بِالْإِحْسانِ إِلىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمانُنا وَنَحْنُ أَرِقَّاؤُكَ فَأَعْتِقْ رِقابَنا مِنَ النَّارِ؛ و نیز به نیکی درباره بردگانمان امر فرمودی و هم اینک ما بردگان توییم، پس ما را از آتش دوزخ برهان».
 
آذربایجانی عنوان کرد: بنده یادآوری می‌کند که خداوند به احسان نسبت به بردگان امر کرده و اکنون که ما بندگان خداییم، او را به احسانش نسبت به خودمان فرا می‌خوانیم.
 
دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مطرح کرد: اوج نجواهای عاشقانه با خدا در دعای ابوحمزه در عبارت زیر است: «إِلٰهِى إِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ فَفِى ذٰلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ، وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِى الْجَنَّةَ فَفِى ذٰلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ، وَأَنَا وَاللّٰهِ أَعْلَمُ أَنَّ سُرُورَ نَبِيِّكَ أَحَبُّ إِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّكَ»؛ اینجا بنده با بیانی سرشار از محبت می‌گوید: اگر مرا به دوزخ ببری، دشمن تو خوشحال می‌شود و اگر مرا به بهشت ببری، پیامبر تو شاد می‌گردد. و من می‌دانم که شادی پیامبرت نزد تو محبوب‌تر از شادی دشمنانت است.
 
وی خاطرنشان کرد: در بخش دیگری از دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: «إِلٰهِى وَ سَيِّدِى إِنْ كُنْتَ لَاتَغْفِرُ إِلّا لِأَوْلِيائِكَ وَأَهْلِ طاعَتِكَ فَإِلىٰ مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ؟ وَإِنْ كُنْتَ لَاتُكْرِمُ إِلّا أَهْلَ الْوَفاءِ بِكَ فَبِمَنْ يَسْتَغِيثُ الْمُسِيئُونَ؟؛ معبودم و آقایم، اگر جز اولیا و اهل طاعتت را نیامرزی، پس گنهکاران به چه کسی پناه برند و اگر جز اهل وفا را گرامی نداری، پس بدکاران از چه کسی فریادرسی خواهند؟» این بیان، نهایت امید و تضرع بنده گنهکار را نشان می‌دهد. امام سجاد(ع) می‌فرماید: اگر قرار باشد تنها اولیای الهی آمرزیده شوند، پس گنهکاران به چه پناه ببرند؟ این عالی‌ترین شکل استغاثه و امید است.
 
آذربایجانی اظهار کرد: امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی می‌فرماید: «ام إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِنْ طالَبْتَنِى بِذُنُوبِى لَأُطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ، وَلَئِنْ طالَبْتَنِى بِلُؤْمِى لَأُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ، وَلَئِنْ أَدْخَلْتَنِى النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ أَهْلَ النَّارِ بِحُبِّى لَكَ» اینجا بنده با لحنی آمیخته به عشق می‌گوید: اگر تو مرا با گناهم پی‌گیری کنی، من به عفو تو پناه می‌برم. اگر مرا به پستی‌ام مؤاخذه کنی، من به کرامت تو چنگ می‌زنم و اگر مرا به آتش ببری، به اهل آتش می‌گویم که من تو را دوست داشتم. این نهایت صدق و خلوص در محبت به خداست.
 
دانشیار گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تأکید کرد: در پایان توصیه می‌شود دعای ۴۵ صحیفه سجادیه، یعنی دعای وداع ماه رمضان، مورد مطالعه قرار گیرد. امام سجاد(ع) در این دعا با اشک، ماه رمضان را بدرقه می‌کند و آن را ماه عید اولیای خدا می‌خواند؛ ماهی که برای نیکان بسیار زود می‌گذرد و برای گنهکاران سنگین است.

آموزش نحوه صحبت با خدا در دعای ابوحمزه ثمالی

مسعود جان‌بزرگی، استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز اظهار کرد: بر اساس مباحث پیش‌گفته، می‌توان برای زندگی خود از دعای ابوحمزه نقشه عمل استخراج کرد. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی نحوه صحبت کردن با خدا، نحوه خواستن و نخواستن، و حتی چگونگی اصلاح رابطه ما با خدا را به روشنی آموزش می‌دهد. دعا از یک سو تصورات غلط ما درباره خدا را اصلاح می‌کند و از سوی دیگر امید را معنا می‌بخشد. 
 
جان‌بزرگی یادآور شد: اگر امید انسان به غیر خدا بسته شود، ممکن است کرامتش آسیب ببیند؛ اما امید بستن به خدا، رابطه‌ای درست، امن و عزتمندانه برای انسان می‌سازد.
انتهای پیام
خبرنگار:
سیده زهرا حسینی فلاح
captcha